
اکسپوی روسیه؛ بازار جدید معدن و صنایع معدنی ایران یا ویترین صادراتی؟
حضور شرکتهای ایرانی در متالاکسپوی روسیه زمانی برای اقتصاد معدن اهمیت خواهد داشت که از معرفی توانمندی عبور کند و به قرارداد، صادرات و ورود به زنجیره تامین اوراسیا برسد؛ در غیر این صورت، بازار روسیه نیز به یکی دیگر از مقصدهای بالقوهای تبدیل خواهد شد که سهم واقعی ایران از آن همچنان محدود باقی میماند.
به گزارش نماد اقتصاد، بازار روسیه برای معدن و صنایع معدنی ایران یک تناقض بزرگ دارد؛ از یک سو، فرصت بزرگی در همسایگی ایران قرار گرفته و از سوی دیگر، روسیه خود یکی از قدرتهای بزرگ معدنی و فلزی جهان است. همین تناقض تعیین میکند که حضور ایران در اکسپوی روسیه ۲۰۲۶ را نمیتوان صرفا یک رویداد نمایشگاهی یا حتی یک موفقیت دیپلماتیک تلقی کرد.
طبق اعلام برگزارکنندگان، در اکسپوی روسیه بیش از ۶۰۰ شرکت از کشورهای مختلف جهان حضور خواهند داشت و شرکتهای بزرگ فولادی، آلومینیومی، مسی، ماشینسازی و تجهیزات معدنی روسیه نیز در این رویداد حاضر هستند.
در چنین بازاری، سوال اصلی این نیست که ایران چه محصولی برای عرضه دارد بلکه پرسش اقتصادی مهمتر این است که روسیه چه چیزی را حاضر است از ایران بخرد که تولیدکننده روسی یا تامینکنندگان فعلی آن نتوانند با هزینه و ریسک کمتر تامین کنند؟
روسیه؛ بازار مصرف یا رقیب ایران؟
نخستین مسئله در تحلیل بازار روسیه، نگاه کردن به این کشور صرفا به عنوان یک بازار مصرف بزرگ است. روسیه خود در بسیاری از مواد معدنی و فلزات در زمره تولیدکنندگان بزرگ جهان قرار دارد.
براساس دادههای «USGS»، روسیه در سال ۲۰۲۴ از تولیدکنندگان اصلی آلومینیوم، نیکل، پالادیوم، پلاتین، فولاد، سنگآهن، مس، سرب، روی و طیف گستردهای از مواد معدنی بوده است. این کشور در همان سال حدود ۳.۸ درصد فولاد خام، ۵.۳ درصد آلومینیوم و ۴.۴ درصد مس معدنی جهان را تولید کرده است.
بنابراین بخش قابلتوجهی از محصولات معدنی ایران در بازار روسیه با یک خریدار تشنه مواجه نیستند بلکه با تولیدکنندهای مواجهاند که خودش صادرکننده است.
این تفاوت مهمی است؛ اگر ایران بخواهد سنگآهن، فولاد، آلومینیوم یا مس را به روسیه صادر کند، مزیت آن باید در یکی از چند مولفه شکل بگیرد: قیمت تمامشده، کیفیت، مشخصات فنی، زمان تحویل، هزینه حمل، انعطاف در قرارداد یا امکان ورود به بازارهایی که برای تولیدکننده روسی دسترسی دشوارتری دارند. در غیر این صورت، نزدیکی جغرافیایی بهتنهایی مزیت صادراتی ایجاد نمیکند.
تجارت ایران و روسیه هنوز با ظرفیت بالقوه فاصله دارد
نگاهی به ساختار تجارت دو کشور نیز همین مسئله را نشان میدهد. در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵، تجارت غیرنفتی ایران و روسیه حدود ۶۷۶ میلیون دلار اعلام شد؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن ۲۲.۸ درصد افزایش داشت. با این حال، بخش قابلتوجهی از این تجارت همچنان در کالاهای پایه و محصولات با ارزش واحد پایین متمرکز بود.
از سوی دیگر، دادههای تجارت جهانی نشان میدهد روسیه هنوز مقصد اصلی بسیاری از محصولات معدنی ایران نیست. برای مثال، در سال ۲۰۲۵ عمده واردکنندگان مس و مصنوعات مسی ایران، ترکیه و چین بودند و روسیه در میان مقصدهای اصلی این گروه کالایی قرار نداشت. در مورد آهن و فولاد نیز ترکیه، پاکستان، ارمنستان، کویت و جمهوری آذربایجان در میان مقصدهای اصلی صادرات ایران بودند.
این آمار یک نکته مهم را آشکار میکند؛ مسئله ایران کمبود بازار بالقوه نیست بلکه تبدیل بازار بالقوه به بازار بالفعل است.
مزیت اصلی شاید در محصول نباشد
در چنین شرایطی، شاید مهمترین فرصت ایران در روسیه الزاما صادرات بیشتر فولاد یا مس نباشد. بازار روسیه میتواند برای ایران در سه سطح تعریف شود:
- سطح اول؛ صادرات کالا
فولاد، آلومینیوم، مس، سیمان، مواد معدنی فرآوریشده و سایر محصولات معدنی.
- سطح دوم؛ صادرات خدمات
مهندسی معدن، اکتشاف، حفاری، فرآوری، تعمیر و نگهداری تجهیزات و خدمات فنی.
- سطح سوم؛ صادرات سرمایه و فناوری
مشارکت در پروژههای معدنی، تامین تجهیزات، سرمایهگذاری مشترک و حضور در زنجیرههای تولید روسیه یا بازارهای پیرامونی.
سطح سوم از نظر اقتصادی اهمیت بیشتری دارد زیرا صادرات یک محموله، درآمد یکباره ایجاد میکند اما مشارکت در یک زنجیره صنعتی میتواند بازار مستمر ایجاد کند. این همان جایی است که حضور شرکتهای ایرانی در متالاکسپو میتواند از یک نمایشگاه فروش به یک ابزار توسعه بازار تبدیل شود.
توافق اوراسیا؛ فرصت تعرفهای، نه تضمین صادرات
اجرای توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا از سال ۲۰۲۵ یک متغیر مهم دیگر است.
براساس گزارش کمیسیون اقتصادی اوراسیا، توافق تجاری ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا شرایط دسترسی ترجیحی به بخش بزرگی از خطوط تعرفهای را ایجاد کرده و برای بیش از ۸۸ درصد خطوط تعرفهای کالاهای روسی، سطح تعرفهای صفر برای ورود به ایران برقرار شده است.
این توافق از منظر تجارت خارجی ایران اهمیت دارد اما نباید آن را با تضمین بازار اشتباه گرفت.
کاهش تعرفه فقط یکی از متغیرهای رقابت است. اگر محصول ایرانی در مقصد روسیه با هزینه حمل بالاتر، زمان تحویل طولانیتر، مشکلات نقلوانتقال پول یا استانداردهای متفاوت مواجه باشد، حتی تعرفه صفر نیز لزوما آن را رقابتی نمیکند. در واقع، بعد از توافق تعرفهای، سوال اصلی وارد مرحله دوم میشود: آیا ایران میتواند کالا را با قیمت نهایی رقابتی به مشتری روس برساند؟
معدن، قربانی هزینه حمل میشود؟
برای محصولات معدنی، این سوال اهمیت بیشتری دارد. کالاهایی مانند سنگآهن، کنسانتره، گندله، فولاد، سیمان و سایر محصولات حجیم، حساسیت زیادی به هزینه حمل دارند. در این محصولات، ممکن است تفاوت چند ده دلار در هزینه لجستیک، تمام مزیت تولیدکننده را از بین ببرد.
اینجاست که کریدور شمال–جنوب اهمیت اقتصادی پیدا میکند. این کریدور با طول حدود هفت هزار و ۲۰۰ کیلومتر قرار است روسیه را از طریق ایران به خلیج فارس و هند متصل کند و در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم همکاری اقتصادی تهران و مسکو تبدیل شده است.
برای معدن ایران، اهمیت کریدور صرفا در کاهش زمان حمل نیست بلکه مسئله اصلی کاهش هزینه تمامشده صادرات است. اگر مسیرهای ریلی، جادهای و دریایی بتوانند هزینه و زمان انتقال محصولات معدنی را کاهش دهند، جغرافیای صادرات ایران تغییر میکند. در غیر این صورت، روسیه همچنان بازاری خواهد بود که روی کاغذ نزدیک است اما از نظر اقتصادی الزاما نزدیک نیست.
یک فرصت پنهان؛ روسیه به تجهیزات نیاز دارد
مسئله دیگری که در تحلیل بازار روسیه نباید نادیده گرفته شود، ساختار واردات این کشور است.
طبق دادههای منتشرشده درباره تجارت خارجی روسیه در سال ۲۰۲۵، ماشینآلات، تجهیزات، وسایل نقلیه و سایر کالاهای صنعتی حدود ۴۸.۶ درصد از ساختار واردات روسیه را تشکیل دادهاند. در همین سال واردات این گروه کالایی حدود ۱۳۵.۶ میلیارد دلار گزارش شده است.
این داده یک مسیر متفاوت برای شرکتهای ایرانی باز میکند. ایران شاید در صادرات برخی فلزات با رقیب قدرتمند روسی مواجه باشد اما در تجهیزات، خدمات فنی و مهندسی و برخی فناوریهای معدنی میتواند فضای بیشتری برای مذاکره پیدا کند.
به همین دلیل، اگر هدف حضور ایران در متالاکسپو صرفا فروش فولاد و آلومینیوم باشد، بخش مهمی از ظرفیت بازار نادیده گرفته شده است.
خطر بزرگ؛ صادرات بیشتر با ارزش افزوده کمتر
یک نگرانی دیگر نیز در این راستا وجود دارد. اگر توسعه تجارت ایران و روسیه صرفا به صادرات مواد اولیه و محصولات نیمهخام محدود شود، افزایش تناژ صادرات الزاما به معنای افزایش کیفیت تجارت خارجی نیست.
این مسئله در شرایطی اهمیت دارد که ایران همزمان با افت تناژ صادرات برخی زنجیرههای معدنی مواجه و سیاستگذار به دنبال افزایش ارزش صادرات غیرنفتی است. بنابراین بازار روسیه نباید صرفا محلی برای تخلیه مازاد تولید باشد.
اگر ایران قرار است بازار جدیدی بسازد، باید بخشی از صادرات خود را از فروش محصول به فروش ارزش افزوده منتقل کند. برای مثال، کنسانتره به جای سنگ خام، محصول فرآوریشده به جای ماده معدنی، قطعه و تجهیزات به جای ماده اولیه و خدمات مهندسی به جای صرفا صادرات کالا.
اکسپوی روسیه زمانی موفق است که چند ماه بعد آمار داشته باشد
در نهایت، ارزش واقعی حضور ۲۸ شرکت ایرانی در متالاکسپو را نمیتوان در روز افتتاحیه یا تعداد جلسات تجاری سنجید.
معیار واقعی باید چند ماه بعد مشخص شود: چند قرارداد صادراتی امضا شد؟ ارزش قراردادها چقدر بود؟ چند قرارداد به صادرات واقعی رسید؟ چه میزان ارز حاصل شد؟ چند مشتری روسی به مشتری تکرارشونده تبدیل شدند؟ چه پروژه مشترکی در حوزه معدن، تجهیزات یا فناوری شکل گرفت و مهمتر از همه اینکه سهم روسیه از صادرات محصولات معدنی ایران بعد از این رویداد چقدر افزایش پیدا کرد؟
این شاخصها مرز میان دیپلماسی نمایشگاهی و تجارت واقعی را مشخص میکنند.
روسیه برای معدن ایران فرصت است اما نه به هر قیمتی
بازار روسیه را نمیتوان فرصت قطعی و آمادهای برای صادرات معدن ایران دانست؛ همانطور که نمیتوان آن را صرفا یک ویترین تبلیغاتی تلقی کرد.
فرصت وجود دارد اما مشروط است. ایران باید در محصولاتی وارد شود که مزیت واقعی دارد، هزینه لجستیک را کنترل کند، از ظرفیت توافق اوراسیا استفاده کند، مسیرهای پرداخت و بیمه را حل کند و مهمتر از همه، از صادرات محمولههای موردی به سمت قراردادهای بلندمدت و حضور در زنجیره تأمین حرکت کند.
از این منظر، متالاکسپو ۲۰۲۶ بیش از آنکه آزمون توانمندی معدنی ایران باشد، آزمون مدل صادراتی ایران است.
اگر خروجی نمایشگاه چند قرارداد پایدار، چند مشتری تکرارشونده و چند پروژه مشترک باشد، روسیه میتواند از یک بازار بالقوه به بخشی از نقشه صادرات معدن ایران تبدیل شود اما اگر خروجی آن عمدتا به غرفه، مذاکره، تفاهمنامه و عکسهای نمایشگاهی محدود بماند، مشکل از کمبود ظرفیت معدنی ایران نیست بلکه مشکل در تبدیل ظرفیت تولید به مزیت صادراتی است.
اخبار مرتبط

باطلههای معدنی؛ ثروتی که هنوز روی زمین مانده است

انفجار به گلوگاه امروز معدن تبدیل شده است

محاصره دریایی زیر پای معدن ایران

بریکس و معدن ایران؛ از دیپلماسی اقتصادی تا توسعه زنجیره ارزش

تحریم حملونقل چه اثری بر صادرات مواد معدنی ایران دارد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه