بازار کار فناوری وارد فاز قراردادهای منعطف شد
تداوم رقابت بر سر فرصت‌های محدود شغلی؛

بازار کار فناوری وارد فاز قراردادهای منعطف شد

۳ مهر ۱۴۰۵

بازار کار فناوری ایران در سال ۱۴۰۵ با شکاف تازه‌ای میان عرضه نیروی متخصص و ظرفیت استخدام بنگاه‌ها مواجه شده است. داده‌های یک پلتفرم استخدامی داخلی از کاهش محسوس فرصت‌های شغلی و افزایش شدید رقابت میان کارجویان حکایت دارد؛ در شرایطی که اختلالات اینترنتی، فشار هزینه و نااطمینانی اقتصادی نیز توان کسب‌وکارهای دیجیتال برای حفظ نیروی انسانی را محدود کرده است.

به گزارش نماد اقتصاد، بازار کار فناوری در ایران کوچک‌تر و رقابت در آن شدیدتر شده است. تصویر منتشرشده از بازار استخدام کشور در ماه‌های ابتدایی ۱۴۰۵، فشار سنگینی را بر کارجویان نمایان می‌کند. بر اساس گزارش یک پلتفرم استخدامی داخلی، در مقطعی از بهار امسال، متوسط تعداد درخواست برای هر فرصت شغلی به ۳۶۰ رزومه رسید؛ در حالی که میانگین سال‌های گذشته حدود ۱۵۷ درخواست برای هر موقعیت بود. این داده از افزایش حدود ۱۳۰ درصدی رقابت نسبت به سطح مبنای گزارش حکایت دارد.

بازار کار فناوری در مسیر تغییر

برای بازار کار فناوری، مسئله اصلی اکنون تغییر رابطه میان مهارت، استخدام و امنیت شغلی است؛ تغییری که در سطح جهانی نیز با گسترش کار پلتفرمی، فریلنسری و قراردادهای غیرسنتی دنبال می‌شود. سازمان بین‌المللی کار و سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۶ نسبت به پیامدهای این تحول برای حمایت اجتماعی و حقوق شغلی هشدار داده‌ است.

هم‌زمان، این پلتفرم استخدامی داخلی در گزارش دیگری اعلام کرد که فرصت‌های شغلی آنلاین در تابستان ۱۴۰۵ نسبت به فصل بهار ۱۱ درصد و نسبت به تابستان سال ۱۴۰۴ حدود ۸ درصد کاهش یافته است. این کاهش در کنار افزایش تعداد متقاضیان، فشار دوطرفه‌ای را در بازار کار فناوری ایجاد می‌کند. از یک سو بنگاه‌ها فرصت‌های شغلی کمتری پیشنهاد کرده و از سوی دیگر تعداد بیشتری از افراد برای تصاحب همان فرصت‌ها رقابت می‌کنند.

این روند البته به معنای حذف تقاضا برای همه مهارت‌های فناوری نباید تلقی شود. داده‌های این پلتفرم استخدامی داخلی نشان داده است که برخی حوزه‌های تخصصی، به‌ویژه علوم داده و هوش مصنوعی، در دوره‌های اخیر رشد متفاوتی نسبت به بخش‌هایی مانند تولید محتوا، ترجمه و طراحی گرافیک داشته‌اند. در یک گزارش فصلی این پلتفرم، فرصت‌های شغلی گروه علوم داده و هوش مصنوعی نسبت به سال ۱۴۰۴ حدود ۱۲۷ درصد افزایش یافته بود.

در نتیجه، مسئله را نمی‌توان صرفا کاهش فرصت‌ استخدام نامید. بخش مهم‌تر ماجرا، تغییر ترکیب تقاضا برای نیروی انسانی است؛ یعنی شرکت‌ها در شرایط محدودیت منابع، به مهارت‌هایی توجه بیشتری نشان می‌دهند که ارتباط مستقیم‌تری با محصول، داده، اتوماسیون و فناوری‌های جدید دارند.

فشار اقتصادی به قلب استخدام می‌رسد

بازار کار فناوری از شرایط عمومی اقتصاد جدا نیست. هنگامی که فروش یا دسترسی بنگاه‌ها به مشتری مختل می‌شود، هزینه نیروی انسانی نیز در تصمیم‌های مدیریتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این موضوع در کسب‌وکارهای دیجیتال ایران به‌دلیل وابستگی مستقیم به اینترنت، شدیدتر دیده شده است.

رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی در اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد که برخی شرکت‌ها با کاهش ۴۰ تا ۵۰ درصدی فروش روبه‌رو شده‌اند و در برخی فعالیت‌ها میزان تعدیل نیرو به ۶۰ درصد رسیده است. این اظهارات، هرچند بر پایه بازخوردهای صنفی و نه یک آمار رسمی ملی است، نشان می‌دهد اختلال زیرساختی چگونه می‌تواند از کاهش فروش به کاهش ظرفیت اشتغال منتقل شود.

در شهریور ۱۴۰۵ نیز رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی گفت که بازگشت کسب‌وکارهای آنلاین به شرایط عادی یکسان نبوده است. به گفته وی، کسب‌وکارهای بزرگ‌تر که زیرساخت و منابع مالی بیشتری دارند، تا حد زیادی فعالیت خود را بازیابی کرده‌اند، اما بنگاه‌های کوچک و متوسط همچنان با آثار اختلالات اینترنتی بر فروش و جذب مشتری مواجه‌اند.

این تفاوت در تاب‌آوری برای بازار کار فناوری اهمیت زیادی دارد. شرکت بزرگ‌تر ممکن است بتواند دوره طولانی‌تری از کاهش درآمد را تحمل کند، اما یک استارتاپ کوچک که بخش عمده هزینه‌هایش را صرف نیروی انسانی می‌کند، در مواجهه با افت فروش ممکن است ناچار شود استخدام جدید را متوقف، پروژه‌ها را کوچک کند یا ساختار نیروی انسانی خود را تغییر دهد.

بنابراین کاهش آگهی استخدام الزاما بدین معنا نبوده که مهارت متخصصان فناوری دیگر مورد نیاز نیست. در برخی موارد، مسئله به توان مالی بنگاه برای جذب آن مهارت بازمی‌گردد.

دستمزد؛ افزایش اسمی در برابر فشار واقعی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این معادله، فاصله میان دستمزد اسمی و قدرت خرید است. گزارش حقوق و دستمزد این پلتفرم استخدامی داخلی برای سال ۱۴۰۴ بر پایه اطلاعات بیش از ۱۰۰ هزار شاغل تهیه شده بود و نشان می‌داد تفاوت حقوق میان دسته‌بندی‌های شغلی و سطوح ارشدیت قابل‌توجه است. این پلتفرم استخدامی داخلی همچنین برای سال ۱۴۰۵ نظرسنجی جدید حقوق و دستمزد خود را با هدف اندازه‌گیری انتظارات و وضعیت بازار آغاز کرده است.

در چنین شرایطی، ثبات نسبی پیشنهادهای حقوقی در برخی موقعیت‌های فناوری، در صورت هم‌زمانی با تورم بالا، می‌تواند جذابیت ماندن در یک شغل داخلی را کاهش دهد. با این حال، منابع بررسی‌شده مبنای کافی برای ارائه یک عدد واحد درباره افت واقعی دستمزد متخصصان فناوری یا نسبت آن با تورم در شش‌ماهه اخیر ارائه نمی‌کنند؛ بنابراین نمی‌توان چنین نتیجه‌ای را به کل این بخش تعمیم داد.

همین نکته، یکی از پیچیده‌ترین مسائل بازار کار فناوری را آشکار می‌کند و آن اینکه شرکت‌‌ها برای کاهش هزینه نیروی انسانی تحت فشار بوده، اما نیروی متخصص نیز برای حفظ قدرت خرید خود به دنبال درآمد بالاتر، انعطاف بیشتر یا دسترسی به مشتریان جدید است.

از کارمند به متخصص پروژه‌ای

در سطح جهانی، این تغییر فقط مختص ایران نیست. سازمان ملل متحد در گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ درباره اقتصاد پلتفرمی نوشته است که کار آنلاین و فریلنسری در حال گسترش است و بخشی از کارکنان این حوزه خارج از روابط سنتی استخدامی فعالیت می‌کنند. در چنین ساختاری، فرد ممکن است رابطه مستمر و بلندمدتی با یک کارفرما نداشته باشد و در عوض، پروژه‌ها و مشتریان مختلف را دنبال کند.

سازمان بین‌المللی کار نیز در سال ۲۰۲۶ استاندارد جدیدی درباره کار شایسته در اقتصاد پلتفرمی تصویب کرد. این سازمان در عین اشاره به فرصت‌های ایجادشده توسط پلتفرم‌ها، بر چالش‌هایی مانند حمایت اجتماعی، شرایط کار و رسمی‌سازی اشتغال تاکید کرده است.

این تحول برای بازار کار فناوری اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های نرم‌افزاری، طراحی، تحلیل داده، تولید محتوا و خدمات دیجیتال قابلیت ارائه به‌صورت پروژه‌ای و دورکاری را دارند.

با این حال، تفاوت مهمی میان رشد ظرفیت فریلنسری و جایگزینی استخدام ثابت با فریلنسری وجود دارد.   شواهد موجود از بازار ایران، بررسی گزاره اول را ممکن می‌سازد؛ اما برای اثبات گزاره دوم هنوز داده عمومی کافی در دسترس نیست. به همین دلیل، نمی‌توان ادعا کرد که شرکت‌های فناوری ایران به‌طور گسترده و در یک بازه شش‌ماهه مشخص، استخدام کارمند قراردادی را با قراردادهای فریلنسری جایگزین کرده‌اند.

اینترنت، متغیر پنهان اشتغال دیجیتال

برای بازار کار فناوری ایران، برخلاف بسیاری از اقتصادها، زیرساخت اینترنت فقط ابزار ارتباطی نبوده و بخشی از زیرساخت تولید به شمار می‌رود.

گزارش‌های منتشرشده در سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد اختلال اینترنت به فعالیت فریلنسرها و کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال آسیب مستقیم وارد کرده است. در یکی از گزارش‌ها، فریلنسرهای ایرانی از قطع قراردادهای خارجی و کاهش درآمد خود در جریان اختلال اینترنتی خبر داده‌اند.

گزارش دیگری نیز از توقف فعالیت برخی کسب‌وکارهای کوچک و کاهش درآمد فریلنسرها در دوره قطعی اینترنت خبر داده است. این گزارش به نقل از نتبلاکس زیان اقتصادی ناشی از یک دوره ۴۸ روزه اختلال اینترنت را ۱.۸ میلیارد دلار برآورد کرده بود؛ رقمی که باید به‌عنوان برآورد یک نهاد خارجی و نه آمار رسمی اقتصاد ایران، در نظر گرفته شود.

این وضعیت یک تناقض مهم را در بازار کار فناوری ایجاد می‌کند و آن این‌که هرچه فعالیت پروژه‌ای و دورکاری اهمیت بیشتری پیدا کند، وابستگی نیروی متخصص به اینترنت پایدار نیز بیشتر می‌شود. بنابراین انعطاف قرارداد بدون ثبات زیرساخت، به طور حتمی به انعطاف اقتصادی منجر نخواهد شد.

مهارت‌افزایی به عنوان بازتعریف‌کننده سابقه کاری

بررسی داده‌های موجود نشان می‌دهد شرکت‌ها در شرایط فشار اقتصادی همچنان برای برخی مهارت‌های تخصصی تقاضا دارند. رشد فرصت‌های مرتبط با هوش مصنوعی و علوم داده در گزارش‌های بازار کار یک پلتفرم استخدامی داخلی نمونه‌ای از همین تغییر ساختاری است.

در این شرایط، بازار کار فناوری بیش از گذشته به سمت تمایز میان عنوان شغلی و توانایی قابل‌استفاده حرکت می‌کند. در این میان یک مدرک دانشگاهی یا عنوان سازمانی به‌تنهایی تضمین‌کننده تقاضای استخدام نخواهد بود؛ در مقابل، مهارت‌هایی که مستقیما به حل مسئله، توسعه محصول، داده، هوش مصنوعی و زیرساخت دیجیتال مرتبط هستند، می‌توانند جایگاه متفاوتی داشته باشند.

این تغییر برای استارتاپ‌ها نیز پیامد دارد؛ بدین معنا که وقتی منابع محدود می‌شود، سازمان‌ها معمولا باید میان استخدام گسترده و حفظ تیمی کوچک‌تر با مهارت‌های تخصصی انتخاب کنند. به کمک داده‌های در دسترس فعلی نمی‌توان مشخص کزد که همه شرکت‌ها دقیقا همین مسیر را طی کرده‌اند، اما کاهش فرصت‌های استخدامی و افزایش رقابت نشان می‌دهد تعادل میان عرضه و تقاضای نیروی انسانی تغییر کرده است.

فریلنسری؛ فرصت جایگزین یا فاز تازه‌ای از نااطمینانی شغلی؟

گسترش فریلنسری می‌تواند برای متخصصان فناوری یک مسیر درآمدزایی جدید ایجاد کند، اما هم‌زمان ریسک‌های متفاوتی نیز دارد. در مدل استخدام سنتی، بخشی از ریسک نوسان درآمد بر عهده بنگاه است؛ در مدل پروژه‌ای، بخش بزرگ‌تری از این ریسک به فرد منتقل می‌شود.

گزارش سازمان ملل متحد درباره کار پلتفرمی دقیقاً بر همین مسئله تاکید می‌کند چراکه بسیاری از کارکنان پلتفرمی به‌عنوان خویش‌فرما یا بدون رابطه مستمر با یک کارفرما فعالیت می‌کنند و در نتیجه ممکن است دسترسی محدودتری به حمایت‌های اجتماعی و چانه‌زنی جمعی داشته باشند.

در ایران نیز مسئله حقوقی این نوع فعالیت ساده نیست. قوانین مالیاتی، نوع قرارداد، بیمه و مالکیت فکری می‌توانند بسته به ساختار همکاری متفاوت باشند و عنوان فریلنسر به‌تنهایی وضعیت حقوقی یک رابطه کاری را مشخص نمی‌کند. از همین رو، توسعه اقتصاد پروژه‌ای بدون چارچوب روشن می‌تواند بخشی از ریسک‌های استخدام سنتی را فقط از شرکت به نیروی کار منتقل کند.

بازار کار فناوری در نقطه بازتعریف رابطه شغلی

آنچه اکنون در بازار کار فناوری ایران دیده می‌شود، بیش از آنکه پایان استخدام کارمند قراردادی باشد، نشانه تغییر در شکل استخدام و ارزش‌گذاری مهارت است.

کاهش فرصت‌های شغلی، افزایش شدید تعداد رزومه‌ها، فشار مالی بر کسب‌وکارهای آنلاین و اختلال زیرساختی، هم‌زمان به شرکت‌ها و نیروی متخصص فشار وارد کرده‌اند. در همین حال، رشد تقاضا برای برخی مهارت‌های فناوری نشان می‌دهد که کاهش عمومی استخدام الزاما نباید به معنای کاهش ارزش همه تخصص‌های دیجیتال تفسیر شود.

برای بازار کار فناوری، مرحله بعدی احتمالا نه در تقابل ساده میان استخدام قراردادی و فریلنسری، بلکه در ترکیبی از مدل‌های کاری شکل خواهد گرفت؛ استخدام تمام‌وقت برای برخی نقش‌ها، همکاری پروژه‌ای برای برخی فعالیت‌ها و دورکاری برای موقعیت‌هایی که ماهیت دیجیتال دارند.

در عین حال پایداری این مدل به یک عامل کلیدی وابسته است و آن این‌که آیا اقتصاد دیجیتال می‌تواند هم‌زمان با افزایش انعطاف، امنیت درآمدی و دسترسی به بازار را برای نیروی متخصص حفظ کند یا خیر؟

پاسخ به این پرسش فقط برای شرکت‌های فناوری اهمیت ندارد. بازار کار فناوری یکی از بخش‌هایی است که کیفیت نیروی انسانی، سرعت نوآوری و توان توسعه خدمات دیجیتال را مستقیما تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر فشار اقتصادی باعث خروج متخصصان از مشاغل تخصصی، کاهش سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در نیروی انسانی یا گسترش همکاری‌های کوتاه‌مدت بدون حمایت اجتماعی شود، اثر آن می‌تواند فراتر از آمار استخدام و تا ظرفیت توسعه اقتصاد دیجیتال امتداد پیدا کند.

از سوی دیگر، داده‌های فعلی هنوز برای اثبات یک موج فراگیر فریلنسری یا تعیین نسبت دقیق قراردادهای پروژه‌ای به استخدام ثابت کافی نیست. آنچه با اطمینان بیشتری قابل مشاهده است، کاهش ظرفیت جذب نیروی جدید، افزایش رقابت برای فرصت‌های محدود و تغییر نیاز بازار به سمت مجموعه‌ای از مهارت‌های تخصصی‌تر است.

بر همین اساس، مسئله اصلی بازار کار فناوری دیگر فقط تعداد استخدام‌ها  نبوده و آن چه بیشتر اهمیت دارد هزینه‌های فزاینده و نااطمینانی بالا در اقتصادی است که در آن برخی مهارت‌ها همچنان برای بنگاه‌ها ارزش اقتصادی ایجاد می‌کنند و به همین دلیل به این نوع مهارت‌ها در هر شرایطی به مانند وضعیت سختی فعلی در بازار کار به ویژه بازار کار فناوری نیاز خواهد بود.

جمع‌بندی در یک نگاه

شواهد موجود تصویری از یک بازار کار فناوری تحت فشار ارائه می‌دهد؛ بازاری که در آن تعداد فرصت‌های شغلی کاهش یافته، رقابت کارجویان افزایش پیدا کرده و کسب‌وکارهای دیجیتال نیز با محدودیت‌های درآمدی و زیرساختی مواجه شده‌اند. در مقابل، برخی حوزه‌های تخصصی مانند هوش مصنوعی و علوم داده مسیر متفاوتی داشته‌اند.

هم‌زمان، تجربه جهانی اقتصاد پلتفرمی نشان می‌دهد حرکت به سمت کار پروژه‌ای و غیرسنتی یک روند گسترده‌تر از مرزهای ایران است، اما این تغییر بدون سازوکارهای مناسب حمایت اجتماعی می‌تواند شکل تازه‌ای از نااطمینانی شغلی ایجاد کند.

داده‌های موجود برای ایران بیش از آنکه از پایان کارمندی قراردادی خبر دهند، از بازتعریف رابطه میان کارفرما، نیروی متخصص و مهارت حکایت دارند؛ بازتعریفی که ادامه آن به وضعیت تقاضای بنگاه‌ها، ثبات زیرساخت دیجیتال و توان اقتصاد برای حفظ نیروی انسانی متخصص وابسته خواهد بود.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73968
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه