ایستاده میان قلمروها
دولت و مجلس بر حمایت از معیشت مردم توافق دارند، اما فشار بر وزیر کار پرسش‌های بسیاری را پیش کشیده است؛

ایستاده میان قلمروها

۲ مهر ۱۴۰۵

در حالی که دولت و مجلس بر صیانت از معیشت مردم همداستان‌اند، فشار بر وزیر کار پرسشی بزرگ‌تر را پیش کشیده است: آیا اصلاح ساختار در وزارتخانه‌ای که از رانت و انحصار خسته است، تنها می‌ماند؟

به گزارش نماد اقتصاد، در روزهایی که کشور از میان جنگ و محاصره می‌گذرد و سفره‌ها کوچک‌تر شده‌اند، بحث احتمال استیضاح وزیر کار بار دیگر به تیتر رسانه‌ها آمد. مسئولان وزارتخانه می‌گویند خبری از ارجاع به صحن نیست، اما پرسش اصلی جای دیگری است: چرا وزیری که سراغ انحصارهای قدیمی در شرکت‌های تابعه وزارت کار رفته، امروز باید بیش از هر مقام دیگری زیر فشار باشد؟

• آنچه گفته شد
پس از نشست کمیسیون اجتماعی مجلس با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، برخی رسانه‌ها از ارجاع استیضاح به صحن نوشتند. محمدعلی محسنی بندپی، معاون پارلمانی وزارتخانه، این روایت را با فضای جلسه ناسازگار دانست. به گفته او، جلسه در فضای گفت‌وگو و همدلی برگزار شد و هدفش فرصتی برای وزیر بود تا با نمایندگان سخن بگوید و دغدغه‌هایشان را پاسخ دهد. او افزود که حتی یکی از درخواست‌کنندگان استیضاح، در همان جلسه بر همراهی دولت و مجلس برای پاسخ به مطالبات مردم تأکید کرده است.
محسنی بندپی همچنین گفت نمایندگان، دشواری اداره کشور در شرایط جنگ و محاصره را درک می‌کنند و دولت و مجلس بر صیانت از معیشت، رفاه و کرامت مردم و حمایت ویژه از کارگران و بازنشستگان اشتراک نظر دارند و در ادامه افزود که کالابرگ یکی از محورهای اصلی توافق دو قوه است و گفت وزارتخانه همه ظرفیتش را برای کاهش فشار معیشتی و حمایت از دهک‌های پایین به کار گرفته.

• آنچه در حاشیه خبر می‌ماند
خبر رسمی از فضای تعامل می‌گوید، اما پرسش ماندگارتر این است که این فشارها از کجا می‌آیند و ریشه در چه خاکی دارند. پاسخ را باید در سابقه‌ حضور فعال و البته سنت‌شکن احمد میدری در وزارتخانه جست. او از روزی که وارد وزارت عریض و طویل کار شد، در برابر کسانی ایستاد که می‌خواستند کما فی السابق با رانت و فشار سیاسی، افراد مورد وثوق خود را به وزارتخانه و شرکت‌های تابعه‌اش تحمیل کنند و اصطلاحا از وزیر باج بگیرند. او همچنین کوشید انحصار مدیریت دارایی‌های این شرکت‌ها را در نقاط مختلف کشور بشکند؛ انحصاری که سال‌ها مانند حکومتی ملوک‌الطوایفی اداره می‌شد و هر قلمرو، صاحب و حاکم دائمی خودش را داشت.
ناگفته پیداست که اصلاح چنین ساختار و هزارتوی پر پیچ و خمی، هزینه‌ای گزاف دارد. بدیهی است کسانی که سال‌ها از این نظمِ باطل، بهره‌ها برده‌اند، از اصلاح آن سود نمی‌برند و طبیعی است که این فشارها را بیاورند، فشاری که امروز بر میدری وارد می‌شود، بخشی از بهای همین ایستادگی است، هرچند باید تاکید کرد همه‌ منتقدان او لزوما چنین انگیزه‌ای ندارند.

• نقد مشروع و انصاف در قضاوت
باید انصاف داد که نظارت مجلس حق و وظیفه‌ نمایندگان است و استیضاح نیز ابزاری قانونی در ید این نمایندگان. فشار معیشتی هم امری واقعی و محسوس است و نگرانی نمایندگان از آن نه بهانه، که بازتاب مطالبه‌ مردم در این شرایط خطیر کشور است. کسی نمی‌تواند و نباید مدعی شود که وزیر یا وزارتخانه از نقد و پرسش مصون است. اما میان نقد عملکرد و فرسایش یک مدیر اصلاح‌گر، مرزی هست. اگر نقد به ابزاری برای بازگرداندن روابط قدیمی تبدیل شود، بازنده‌اش مدیر نیست، کارگر و بازنشسته است؛ چون دارایی‌هایی که در این شرکت‌ها مدیریت می‌شود، سرانجام به معیشت و سفره کوچک و رنجور همین گروه‌ها گره خورده است.

• خطاب به مردم
معیشت شما فقط در بسته‌ حمایتی و کالابرگ خلاصه نمی‌شود، بلکه به نحوه‌ اداره‌ دارایی‌ها و شرکت‌هایی هم وابسته است که به نام کارگران و بازنشستگان اداره می‌شوند. هرجا مدیری در برابر انحصار و رانت ایستاد، دیدن و شنیدن تمام و کمال این ایستادگی، حق شماست. مطالبه‌گری را ادامه دهید، اما میان کسی که ساختار معیوب را اصلاح می‌کند و کسی که از ایجاد سد بر سر راه این اصلاحات سود می‌برد، فرق بگذارید.

• خطاب به حاکمیت
کشوری که جنگی سنگین را پشت سر گذاشته و امروز با محاصره ناجوانمردانه دشمن روبه‌روست، بیش از هر زمان به سرمایه‌ اعتماد عمومی نیاز دارد. این اعتماد با مبارزه‌ واقعی با انحصار و فساد ساخته می‌شود، نه با شعار. مدیری که در برابر فشار برای تحمیل نیرو و تقسیم رانت ایستاده، سرمایه‌ای است که باید از او حمایت شود، نه آنکه در میانه‌ بحران تنها بماند. اگر چنین مدیرانی فرسوده شوند، پیام روشنی به همه‌ مدیران بعدی می‌رسد: ایستادگی در برابر ویژه‌خواری به صرفه نیست.

• پرده آخر
تعامل دولت و مجلس ارزشمند است و باید ادامه یابد. اما تعامل واقعی یعنی نقد منصفانه، نظارت مسئولانه و حمایت از مدیرانی که هزینه‌ اصلاح را می‌پردازند.

میدری و همفکرانش در دولت باید بدانند که در این مسیر تنها نیستند، و مردم و حاکمیت هم باید قدر چنین مدیرانی را بدانند. زمان آن رسیده که ایستادگی در برابر رانت، نه تنبیه، که پاداش داشته باشد. بدیهی است که نمایندگان مردم در مجلس نیز بر این عقیده استوارند و انتظار از آن‌ها در این دوگانه، همراهی با وزیری است که اصل برای او مردم‌اند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73912
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه