
انفجار به گلوگاه امروز معدن تبدیل شده است
وقتی از گلوگاههای تولید معدن صحبت میشود، معمولا برق، گاز و سوخت در مرکز توجه قرار میگیرند اما در ماههای اخیر یک نهاده کمتر دیدهشده به یکی از محدودیتهای جدی استخراج تبدیل شده است؛ مواد ناریه. تامین کمتر از ۴۰ درصد نیاز اعلامشده معادن، حالا نهتنها عملیات انفجار بلکه هزینه استخراج، مصرف ماشینآلات و در نهایت خوراک صنایع معدنی را تحت فشار قرار داده است.
به گزارش نماد اقتصاد، اقتصاد معدن از دل زمین آغاز میشود اما برای رسیدن سنگ به کارخانه، نخستین حلقه عملیاتی، آمادهسازی و استخراج است. در بسیاری از معادن روباز و فلزی، این مرحله بدون حفاری و انفجار اقتصادی یا حتی عملیاتی نیست. به همین دلیل، مواد ناریه را نمیتوان در ردیف نهادههایی قرار داد که کمبود آنها صرفا هزینه تولید را افزایش میدهد؛ در برخی معادن، نبود این مواد مستقیما به معنای کاهش ظرفیت استخراج است.
سعید صمدی، دبیر انجمن زغالسنگ ایران نیز در مرداد ماه امسال با اشاره به همین مسئله گفته بود مشکل تامین مواد ناریه از فروردین امسال آغاز شده و این مواد برای معدن نقشی مشابه سوخت برای خودرو دارند؛ به این معنا که اختلال در تامین آنها، عملیات انفجار و در ادامه بهرهبرداری از معدن را مختل میکند.
این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا ظرفیت اسمی یک معدن زمانی ارزش اقتصادی دارد که نهادههای لازم برای فعال نگهداشتن آن در دسترس باشد. معدنی که ذخیره، ماشینآلات و مجوز دارد اما نمیتواند به اندازه برنامهریزیشده عملیات انفجار انجام دهد، عملا بخشی از ظرفیت تولید خود را از دست میدهد.
شکاف ۶۰ درصدی در انفجار؛ یک عدد کوچک نیست
بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران در ماههای اخیر اعلام کرده است که میزان تامین مواد ناریه در شرایط فعلی کمتر از ۴۰ درصد نیاز بخش معدن است. وی همزمان از تحویل سوخت برخی معادن با حدود ۲۵ درصد کمتر از میزان پیشبینیشده در الگوی مصرف خبر داده است.
اگر این نسبت را از زاویه ظرفیت تولید نگاه کنیم، مسئله جدیتر میشود؛ البته نمیتوان بهسادگی گفت کاهش ۶۰ درصدی دسترسی به مواد ناریه دقیقا معادل کاهش ۶۰ درصدی تولید معدن است زیرا شدت مصرف مواد منفجره، نوع کانسنگ، روش استخراج، طراحی انفجار، امکان استفاده از روشهای مکانیکی و ذخیره عملیاتی در معادن مختلف متفاوت است.
اما همین فاصله نشان میدهد مسئله دیگر صرفا یک مشکل تامین کوتاهمدت نیست. وقتی نهادهای که برای آزادسازی ماده معدنی از توده سنگ مورد نیاز است، با چنین محدودیتی مواجه میشود، برنامه استخراج نیز ناگزیر از تعدیل خواهد بود.
جای خالی مواد ناریه را ماشینآلات پر میکنند اما با چه هزینهای؟
یکی از مهمترین آثار اقتصادی این بحران، جایگزینی نسبی انفجار با عملیات مکانیکی است. در شرایطی که قدرت یا مقدار مواد ناریه در دسترس کاهش پیدا میکند، معدنکار برای دستیابی به بخشی از همان حجم استخراج ممکن است مجبور شود بیشتر به ماشینآلات متکی شود.
رئیس اتاق بازرگانی همدان اخیرا درباره همین وضعیت گفته است که کمبود مواد ناریه موجب ورود ماشینآلات بیشتر به عملیات استخراج شده است و در نتیجه مصرف سوخت افزایش یافته؛ در حالی که سهمیه سوخت تغییر نکرده است.
وی همچنین گفته است استفاده از مواد ناریه با قدرت انفجاری بالاتر در گذشته، امکان انجام عملیات با تجهیزات کمتر را فراهم میکرد اما اکنون محدودیت دسترسی به این مواد، فشار بیشتری بر تجهیزات وارد کرده است.
این اتفاق یک اثر دومینویی ایجاد میکند؛ کاهش مواد ناریه، افزایش عملیات مکانیکی، افزایش مصرف سوخت، افزایش ساعت کار ماشینآلات، استهلاک بیشتر و افزایش هزینه استخراج.
بنابراین حتی اگر معدن بتواند با روشهای جایگزین بخشی از افت عملیات انفجاری را جبران کند، هزینه نهایی استخراج لزوما ثابت نمیماند.
بحران فقط در معدن باقی نمیماند
اشتباه اصلی در تحلیل این مسئله آن است که کمبود مواد ناریه را صرفا مشکل معدنکار بدانیم. معدن در ابتدای یک زنجیره طولانی قرار دارد و هر کاهش در استخراج میتواند در حلقههای بعدی خود را نشان دهد.
برای مثال، کاهش استخراج سنگآهن میتواند خوراک واحدهای خردایش و فرآوری را محدود کند. در مرحله بعد، کاهش خوراک میتواند روی تولید کنسانتره و گندله اثر بگذارد و در ادامه کارخانههای احیا و فولادسازی نیز با کاهش دسترسی به مواد اولیه مواجه شوند.
در مس، سرب، روی و سایر مواد معدنی نیز منطق مشابهی وجود دارد. هرچقدر ظرفیت فرآوری پاییندست توسعه پیدا کند، اهمیت تامین پایدار خوراک بالادست بیشتر میشود.
به عبارت دیگر، ممکن است یک کارخانه فرآوری از نظر برق و گاز آماده تولید باشد اما اگر معدن نتواند ماده معدنی کافی استخراج کند، ظرفیت کارخانه روی کاغذ باقی میماند.
مسئله دوم؛ افزایش هزینه تمامشده
اثر مواد ناریه فقط روی مقدار تولید نیست بلکه هزینه تولید نیز تحت تاثیر قرار میگیرد. معدنکاری صنعتی بهشدت به بهرهوری ماشینآلات، میزان جابهجایی باطله، مصرف سوخت، زمان چرخه حمل و کیفیت خردایش اولیه وابسته است. طراحی مناسب انفجار میتواند اندازه قطعات سنگ پس از انفجار را کنترل و فرآیند بارگیری، حمل و خردایش را تسهیل کند.
وقتی عملیات انفجار به دلیل کمبود مواد ناریه با محدودیت مواجه شود، ممکن است هزینه برخی از این مراحل افزایش پیدا کند. به همین دلیل، حتی در شرایطی که افت تناژ استخراج هنوز در آمار تولید به شکل شدیدی ظاهر نشده باشد، حاشیه سود معدنکار میتواند پیش از آن تحت فشار قرار گرفته باشد.
این مسئله برای معادنی که با حاشیه سود محدود فعالیت میکنند، اهمیت بیشتری دارد. افزایش هزینه استخراج در نهایت یا باید از محل کاهش سود جذب شود یا به قیمت ماده معدنی منتقل شود؛ در غیر این صورت، انگیزه سرمایهگذاری و توسعه ظرفیت کاهش پیدا میکند.
چرا مواد ناریه به بحران تامین رسیدهاند؟
بخشی از مشکل به ساختار تامین این مواد برمیگردد. طبق اظهارات فعالان صنعت، تامین مواد ناریه در ایران سالها ساختار خاص و متمرکزی داشته و در ماههای اخیر نیز محدودیتهای ایجادشده در تولید و واردات، فشار بیشتری به بازار وارد کرده است.
دبیر انجمن زغالسنگ ایران گفته است تامین مواد ناریه بهطور سنتی در اختیار وزارت دفاع بوده و پس از ایجاد اختلال در مراکز تامین، پیشنهادهایی برای ورود بخش خصوصی و واردات مستقیم مطرح شده است. با این حال، به گفته وی، واردات این مواد نیز به دلیل شرایط خاص حمل، ایمنی و محدودیتهای تجارت خارجی فرآیندی ساده نیست.
در همین حال، در مرداد ماه سخنگوی وزارت دفاع از نزدیک شدن به رفع مشکل تامین مواد منفجره غیرنظامی معادن با مشارکت بخش خصوصی خبر داده بود. این یعنی راهحل بحران صرفا افزایش سهمیه یک معدن یا توزیع مجدد موجودی نیست بلکه ساختار تامین باید بتواند بین نیاز واقعی بخش معدن و ظرفیت تولید و واردات ارتباط پایدار ایجاد کند.
واردات؛ راهحل فوری یا مسکن موقت؟
ورود بخش خصوصی به واردات میتواند بخشی از فشار کوتاهمدت را کاهش دهد اما خود این مسیر با محدودیتهایی مواجه است. مواد ناریه برخلاف بسیاری از کالاهای صنعتی، نهادهای عادی نیست که بتوان آن را صرفا با ثبت سفارش و حملونقل تجاری وارد کرد.
الزامات ایمنی، مجوزها، حمل تخصصی، هزینههای بینالمللی و محدودیتهای تجارت خارجی باعث میشود واردات نتواند بهتنهایی یک مدل پایدار برای تامین باشد. به همین دلیل، اگر هدف افزایش تولید معدن است، باید همزمان روی افزایش ظرفیت تولید داخلی، تنوعبخشی به تامینکنندگان و ایجاد سازوکار شفاف برای ورود بخش خصوصی کار شود.
در غیر این صورت، ممکن است بحران امروز با یک مجوز واردات موقتا آرام شود اما در دوره بعد با یک اختلال دیگر دوباره بازگردد.
معدن را نباید فقط با برق و گاز سنجید
سالهاست هر زمان تولید معدن و صنایع معدنی تحت فشار قرار میگیرد، بحث اصلی به برق، گاز و اخیرا سوخت محدود میشود. این عوامل بدون تردید اهمیت دارند اما مسئله مواد ناریه نشان میدهد تابآوری زنجیره معدن بسیار گستردهتر از تامین انرژی است.
ممکن است برق یک معدن برقرار باشد، گاز کارخانه فرآوری تامین شود و ماشینآلات نیز در اختیار معدنکار قرار داشته باشند اما اگر عملیات انفجار به اندازه کافی انجام نشود، ماده معدنی کافی برای ادامه زنجیره وجود نخواهد داشت.
این همان نقطهای است که سیاستگذاری معدن باید از نگاه ظرفیت اسمی فاصله بگیرد و به سمت ظرفیت قابل تحقق حرکت کند. ظرفیت واقعی یک معدن، حاصل جمع ذخیره زمینشناسی و ماشینآلات نیست بلکه تابع مجموعهای از نهادههاست که از مواد ناریه و سوخت شروع میشود و تا تجهیزات، حملونقل، آب، انرژی و بازار فروش ادامه پیدا میکند.
گلوگاه جدید تولید را جدی بگیریم
کمبود مواد ناریه طی ماههای اخیر از یک مشکل تخصصی در عملیات معدنکاری فراتر رفته است. وقتی فعالان معدنی از تامین کمتر از ۴۰ درصد نیاز سخن میگویند و همزمان گزارشهایی از افزایش استفاده از ماشینآلات و رشد هزینههای استخراج منتشر میشود، موضوع دیگر صرفا تامین یک نهاده نیست بلکه مسئله بهرهوری و ظرفیت تولید است.
برای اقتصادی که معدن را یکی از پایههای توسعه صادرات غیرنفتی و تامین خوراک صنایع بزرگ میداند، چنین گلوگاهی را نمیتوان در حاشیه سیاست صنعتی قرار داد.
اگر برق و گاز، کارخانه را متوقف میکنند، مواد ناریه میتوانند معدن را پیش از رسیدن محصول به کارخانه متوقف کنند و شاید همین تفاوت، دلیل کافی باشد تا در محاسبه هزینه و ریسک تولید معدنی، مواد ناریه از یک نهاده فرعی به یکی از شاخصهای اصلی امنیت تولید تبدیل شود.
اخبار مرتبط

باطلههای معدنی؛ ثروتی که هنوز روی زمین مانده است

اکسپوی روسیه؛ بازار جدید معدن و صنایع معدنی ایران یا ویترین صادراتی؟

محاصره دریایی زیر پای معدن ایران

بریکس و معدن ایران؛ از دیپلماسی اقتصادی تا توسعه زنجیره ارزش

تحریم حملونقل چه اثری بر صادرات مواد معدنی ایران دارد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه