
سیمان چشمانتظار رونق ساختوساز
رکود ساختوساز طی نیمه نخست سال جاری نهتنها پروژههای نیمهتمام و معاملات کمرمق مسکن را تحت تاثیر قرار داده بلکه اثر آن به صنایع وابسته همچون سیمان نیز رسیده است.
به گزارش نماد اقتصاد، وضعیت بازار سیمان در شهریور ماه نشان میدهد که عرضه همچنان در سطح بالایی قرار دارد. طبق دادههای منتشرشده از معاملات بورس کالای ایران، از ابتدای سال تا هفته منتهی به ۲۲ شهریور، حدود ۳۳.۶ میلیون تن سیمان در بورس کالا عرضه شده است؛ رقمی که نسبت به ۲۶.۸ میلیون تن در مدت مشابه سال قبل، رشد حدود ۲۵ درصدی را نشان میدهد.
در هفته منتهی به ۲۲ شهریور ماه، حدود ۱.۲۵ میلیون تن انواع سیمان در بورس کالا عرضه شد و تقاضا به حدود ۱.۶۵ میلیون تن رسید. بنابراین برخلاف برخی مقاطع سال، نسبت تقاضا به عرضه در شهریور بهتر شده و بازار نشانههایی از تحرک را نشان داده است.
این اعداد یک نکته مهم را پنهان میکنند؛ رشد تقاضای سیمان در بورس کالای ایران، لزوما به معنای بازگشت رونق به ساختوساز نیست. سیمان علاوه بر ساختمانسازی در پروژههای عمرانی، زیرساخت، راهسازی، بتن آماده و فعالیتهای صنعتی نیز مصرف میشود. از این رو برای تشخیص رونق پایدار، باید رفتار مصرفکننده نهایی و روند پروژههای ساختمانی را نیز بررسی کرد.
کارخانهها بیشتر تولید میکنند اما بازار باید آن را جذب کند
افزایش عرضه سیمان در بورس کالای ایران در شرایطی رخ داده است که صنعت مذکور با ظرفیت تولید قابلتوجهی فعالیت میکند. همین مسئله یکی از چالشهای ساختاری این صنعت است؛ وقتی رشد ظرفیت تولید از رشد تقاضای واقعی جلو میزند، رقابت میان تولیدکنندگان برای فروش افزایش پیدا میکند و فشار بر حاشیه سود بیشتر میشود.
در هفته منتهی به روز هشتم شهریور ماه، حدود ۱.۱۴ میلیون تن سیمان عرضه شد و تقاضا نیز تقریبا در همین سطح قرار گرفت. در با این وجود، وضعیت صنعت سیمان همچنان با ضعف تقاضا همراه بود و بخش قابلتوجهی از عرضهها بدون رقابت جدی معامله شد.
این وضعیت در مرداد ماه نیز مشاهده شد. در هفته منتهی به روز ۲۵ مرداد، حدود ۱.۱۷ میلیون تن سیمان عرضه و تقریبا همین میزان تقاضا ثبت شد و گزارش بازار از رکود در معاملات سخن گفت. بنابراین افزایش تقاضای شهریور را باید در بستر روند چند ماهه دید؛ نه بهعنوان نشانه قطعی پایان رکود.
قیمت بالا رفت اما خبری از رونق نبود
یکی از اتفاقات قابل توجه سال ۱۴۰۵ رشد قیمت سیمان در کنار افزایش حجم عرضه بوده است.
در معاملات شهریور ماه امسال، نرخ سیمان فله نسبت به شهریور سال گذشته حدود ۵۰ درصد و سیمان پاکتی حدود ۷۸ درصد افزایش داشته است. در هفته منتهی به ۲۲ شهریور، میانگین قیمت پایانی سیمان فله تیپ ۲ حدود ۲.۹۴ میلیون تومان به ازای هر تن و سیمان پاکتی حدود ۴.۱۱ میلیون تومان ثبت شد.
این افزایش نرخ از یک سو برای کارخانهها اهمیت دارد زیرا صنعت سیمان با رشد هزینههای تولید، انرژی، حملونقل و تعمیرات مواجه است اما از سوی دیگر، افزایش قیمت بهتنهایی نمیتواند جای خالی تقاضای واقعی را پر کند. به عبارت دیگر، سیمان زمانی از وضعیت فعلی فاصله میگیرد که افزایش قیمت با رشد حجم مصرف همراه شود.
مسکن؛ حلقه گمشده تقاضای سیمان
در زنجیره ساختوساز، سیمان ازجمله محصولاتی است که مصرف آن به شکل مستقیم با تعداد پروژههای ساختمانی و عمرانی ارتباط دارد. وقتی صدور پروژههای جدید، ساخت واحدهای مسکونی و سرمایهگذاری ساختمانی کاهش پیدا میکند، اثر آن با فاصله زمانی به کارخانههای سیمان منتقل میشود.
این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا صنعت سیمان برخلاف برخی صنایع، امکان ذخیرهسازی نامحدود محصول را ندارد. به عبارتی، تولید مستمر در کنار تقاضای ضعیف میتواند موجودی را افزایش دهد و هزینههای مالی و انبارداری را بالا ببرد.
از همین رو، برای صنعت سیمان رونق ساختوساز فقط به معنای فروش بیشتر نیست بلکه به معنای قابل پیشبینیتر شدن بازار مصرف است.
چرا پروژههای عمرانی اهمیت پیدا میکنند؟
در شرایط فعلی نمیتوان تمام موارد مذکور را با بازار مسکن مرتبط کرد؛ چراکه پروژههای عمرانی، زیرساختی، جادهای، پلها، سدها، شبکههای آب و فاضلاب و توسعه شهری نیز جزو مصرفکنندگان مهم سیمان محسوب میشوند.
در شرایطی که بخش خصوصی به دلیل هزینه بالای ساخت و کاهش قدرت خرید با محدودیت مواجه است، افزایش پروژههای عمرانی میتواند بخشی از ضعف تقاضای بخش مسکن را جبران کند.
اما این مسیر نیز نیازمند تامین مالی است. پروژه عمرانی زمانی به تقاضای واقعی سیمان تبدیل میشود که اعتبار آن تامین و عملیات اجرایی آغاز شود و منابع مالی پروژه به جریان بیفتد. بنابراین صرف اعلام پروژههای جدید نمیتواند برای کارخانههای سیمان بازار ایجاد کند.
وقتی پای هزینههای تولید به میان میآید
نکته حائزاهمیت دیگر اینکه کارخانههای سیمان فقط با مسئله فروش مواجه نیستند و هزینه تولید نیز به یکی از عوامل تعیینکننده سودآوری تبدیل شده است.
انرژی سهم قابلتوجهی در تولید سیمان دارد و هرگونه محدودیت برق یا گاز میتواند تولید کارخانجات سییمان را مختل کند. در کنار آن، هزینه حملونقل نیز اهمیت فراوانی دارد زیرا سیمان محصولی نسبتا سنگین با ارزش واحد پایینتر از بسیاری از محصولات صنعتی است و افزایش کرایه حمل میتواند شعاع اقتصادی فروش را محدود کند.
در چنین شرایطی، اگرچه ممکن است کارخانه روی کاغذ ظرفیت تولید بالایی داشته باشد اما در عمل ترکیبی از محدودیت انرژی، هزینه حمل و ضعف تقاضا اجازه نمیدهد از تمام ظرفیت خود استفاده کند.
این همان نقطهای است که رکود ساختوساز به صنعت سیمان منتقل میشود؛ فشار فقط از سمت فروش نیست و همزمان هزینه تولید نیز بالا میرود.
کارخانهها چشمانتظار تقاضای واقعی
مسئله صنعت سیمان در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ کمبود محصول بوده است. آمار بورس کالای ایران نشان میدهد عرضه بهطور محسوسی افزایش یافته و در برخی هفتهها تقاضا نیز توانسته است از عرضه عبور کند. مسئله اصلی این است که آیا این تقاضا میتواند پایدار و مبتنی بر مصرف واقعی باقی بماند یا نه.
در ادامه اگر ساختوساز مسکن از رکود خارج شود و پروژههای عمرانی نیز سرعت بگیرند، نخستین حلقههایی که از این تغییر منتفع میشوند، صنایع مصالح ساختمانی ازجمله سیمان خواهند بود. در چنین شرایطی افزایش تقاضا میتواند ظرفیتهای بلااستفاده کارخانهها را فعال کند؛ فروش را بالا ببرد و فشار ناشی از هزینههای ثابت تولید را کاهش دهد.
اما تا زمانی که رونق ساختوساز به مرحله اجرای واقعی پروژهها نرسیده است، رشد نرخ سیمان یا افزایش مقطعی تقاضا در بورس کالا را نمیتوان معادل رونق پایدار صنعت دانست.
سیمان در ادامه سال ۱۴۰۵ بیش از آنکه منتظر افزایش قیمت باشد، منتظر افزایش مصرف است و مسیر این افزایش مصرف تا حد زیادی از کارگاههای ساختمانی و پروژههای عمرانی میگذرد.
انتهای پیام//
 copy.webp)



۰ دیدگاه