
باطلههای معدنی؛ ثروتی که هنوز روی زمین مانده است
باطلههای معدنی دیگر صرفا پسماند استخراج و فرآوری نیستند بلکه میتوانند به ذخیرهای ثانویه برای تامین مواد اولیه و کاهش فشار بر منابع معدنی تبدیل شوند. با این حال، در ایران با وجود جابهجایی میلیونها تن باطله در معادن بزرگ، هنوز آمار جامع و بهروزی از حجم و ارزش این منابع وجود ندارد و بازفرآوری آنها نیز فاصله زیادی با ظرفیت واقعی کشور دارد.
به گزارش نماد اقتصاد، باطلههای معدنی دیگر صرفا سنگ و خاک اضافهای نیستند که باید از مسیر استخراج کنار گذاشته شوند. افت عیار ذخایر، افزایش هزینه استخراج، نیاز روزافزون صنایع به مواد اولیه و وجود عناصر همراه در ذخایر معدنی باعث شده است باطلهها به یک منبع بالقوه اقتصادی تبدیل شوند.
با این حال، بررسی وضعیت ایران در سال جاری نشان میدهد که کشور هنوز حتی تصویر دقیقی از حجم و ترکیب بخش بزرگی از این منابع ندارد؛ مسئلهای که توسعه بازفرآوری باطلهها را با مانع جدی مواجه کرده است.
باطله؛ بخش پنهان عملیات معدنکاری
باطله بخشی از خاک و سنگی است که برای دسترسی به ماده معدنی یا در فرآیند فرآوری از محصول اصلی جدا میشود اما این تعریف ساده، واقعیت اقتصادی باطلهها را توضیح نمیدهد. بخشی از موادی که امروز بهعنوان باطله کنار گذاشته میشوند، ممکن است همچنان حاوی آهن، مس، طلا، عناصر نادر خاکی یا سایر مواد معدنی قابل استحصال باشند.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی که در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ منتشر شد، دقیقا دست روی همین مسئله گذاشته است. این گزارش تاکید میکند که کاهش عیار ذخایر و افزایش تقاضای مواد معدنی، اهمیت اقتصادی باطلهها را بیش از قبل کرده است و وجود عناصر همراه در آنها ازجمله عناصر نادر خاکی، میتواند ارزش این تودهها را افزایش دهد.
بنابراین در شرایط فعلی، مسئله فقط دفع باطلهها نیست بلکه مسئله این است که آیا مادهای که یک معدن امروز آن را دورریز تلقی میکند، میتواند خوراک معدنکاری فردا باشد یا خیر.
ایران چقدر باطلههای معدنی دارد؟
در سال ۱۴۰۵ هنوز آمار جامع و بهروز از مجموع باطلههای معدنی کشور منتشر نشده است. حتی گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز یکی از مشکلات اصلی را نبود تصویر دقیق از عناصر همراه موجود در باطلههای معادن عنوان میکند.
به گفته این گزارش، در بسیاری از موارد فهرست کامل کانهها و عناصر همراه در گواهی کشف یا پروانه بهرهبرداری معادن ثبت نشده است؛ در نتیجه اطلاعات روشنی از ظرفیت واقعی باطلههای کشور وجود ندارد. با این حال، آمار عملیاتی چند معدن بزرگ در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد مقیاس مسئله بسیار قابل توجه است.
برای مثال در معدن «D19» چادرملو طی پنج ماه نخست سال جاری، بیش از ۱۵.۵ میلیون تن باطله جابهجا شده؛ در حالی که استخراج سنگآهن این معدن در همین دوره حدود ۱.۵ میلیون تن بوده است. یعنی به ازای هر تن سنگآهن استخراجشده، بیش از ۱۰.۳ تن باطله جابهجا شده است.
در آنومالی ۱۰ چادرملو نیز حجم باطلهبرداری در سال ۱۴۰۵ به بیش از ۱۳ میلیون تن رسیده است؛ رقمی که در سال گذشته حدود ۲.۷ میلیون تن بود.
لازم به ذکر است که این اعداد فقط مربوط به چند محدوده مشخص هستند و نباید به کل کشور تعمیم داده شوند اما نشان میدهند که حتی در چند پروژه معدنی بزرگ، حجم ماده جابهجاشدهای که الزاما محصول نهایی نیست، میتواند به دهها میلیون تن برسد.
مسئله فقط حجم نیست؛ ترکیب باطله مهمتر است
باید توجه داشت یک توده چند میلیون تنی باطله، بهتنهایی به معنای وجود یک ذخیره اقتصادی نیست. ارزش واقعی آن به عیار، نوع کانی، عناصر همراه، فناوری قابل استفاده، هزینه انرژی و آب، فاصله تا کارخانه فرآوری و قیمت ماده معدنی بستگی دارد.
اما مشکل ایران این است که در بسیاری از معادن، اطلاعات مربوط به همین عناصر همراه به شکل کامل ثبت و ارزیابی نشده است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارش خود تاکید کرده است که تمرکز سیاستگذاری معدنی کشور بیشتر بر ماده معدنی اصلی بوده و کانهها و عناصر همراه کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نتیجه آن هم روشن است؛ بخشی از ارزش بالقوه باطلهها اساسا شناسایی نشده است.
چرا معدن ایران هنوز از باطلهها عقب است؟
دلیل نخست، نبود بانک اطلاعاتی جامع است. وقتی مشخص نباشد در یک سد یا دپوی باطله چه عناصری و با چه عیاری وجود دارد، سرمایهگذار نمیتواند درباره بازفرآوری آنها تصمیم اقتصادی بگیرد.
دومین مسئله، غلبه نگاه سنتی به معدن است. در این رویکرد، هدف اصلی استخراج ماده معدنی تعریفشده در پروانه است و باطله بیشتر بهعنوان هزینه عملیات معدنکاری دیده میشود، نه یک منبع ثانویه.
سومین مانع، فناوری و سرمایهگذاری است. بازفرآوری باطلهها الزاما به معنای استفاده از همان خطوط فرآوری موجود نیست و در بسیاری از موارد به فناوریهای جدید، مطالعات کانیشناسی، فلوتاسیون، لیچینگ یا روشهای جداسازی نیاز دارد.
چهارمین مسئله نیز آب است. باطلههای کارخانههای فرآوری معمولا حجم قابلتوجهی آب در خود دارند و بازیابی این آب میتواند هم ارزش اقتصادی داشته باشد و هم فشار بر منابع آب را کاهش دهد. در حال حاضر ضعف تعدادی از واحدهای معدنی کشور در بازچرخانی آب و همچنین نبود دادههای دقیق درباره بهرهوری آب مشهود است.
قانون جلوتر از اجرا حرکت کرده است
جالب آنکه قانون برنامه هفتم توسعه، تکلیف مشخصی برای این حوزه تعیین کرده است. براساس ماده ۴۷ و جدول سنجههای عملکردی بخش صنعت و معدن، استحصال ۱۰ درصد از محتوای آهن موجود در باطله معادن و کارخانههای فرآوری بهعنوان هدف پایان برنامه تعیین شده است.
با این حال، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارش منتشرشده در سال ۱۴۰۵ میگوید اقدامات انجامشده در کشور در زمینه بهرهبرداری از باطلهها، عمدتا در حد پروژههای مطالعاتی باقی مانده و تنها در موارد محدودی به مرحله بهرهبرداری صنعتی رسیده است.
این فاصله میان هدفگذاری قانونی و پروژه صنعتی شاید مهمترین نشانه وضعیت فعلی باطلهها در ایران باشد.
جای خالی نگاه اقتصادی به باطلههای معدنی در ایران
دادههای منتشرشده در این خصوص، یک تصویر روشن ارائه میکنند؛ از یک سو، در معادن بزرگ کشور میلیونها تن باطله جابهجا میشود و از سوی دیگر، هنوز آمار ملی دقیقی درباره حجم، ترکیب و ارزش اقتصادی این منابع وجود ندارد.
بنابراین شاید نخستین گام برای تبدیل باطله به ثروت در کشور، نه احداث کارخانه جدید بلکه شناسایی دقیق چیزی باشد که اکنون در دپوها و سدهای باطله قرار دارد. بدون نقشهای از عیار، ترکیب و حجم این منابع، بازفرآوری بیشتر به پروژههای موردی شبیه خواهد بود تا یک صنعت.
در شرایطی که استخراج ذخایر جدید پرهزینهتر از قبل شده است و زنجیرههای صنعتی به مواد اولیه بیشتری نیاز دارند، باطلههای معدنی میتوانند به بخشی از راهحل تبدیل شوند اما این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که باطله از هزینه دفع به ذخیره ثانویه تغییر ماهیت دهد.
اخبار مرتبط

انفجار به گلوگاه امروز معدن تبدیل شده است

اکسپوی روسیه؛ بازار جدید معدن و صنایع معدنی ایران یا ویترین صادراتی؟

محاصره دریایی زیر پای معدن ایران

بریکس و معدن ایران؛ از دیپلماسی اقتصادی تا توسعه زنجیره ارزش

تحریم حملونقل چه اثری بر صادرات مواد معدنی ایران دارد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه