از سنگ‌آهن تا ورق؛ قیمت‌گذاری زنجیره فولاد ایران چگونه انجام می‌شود؟
نماد اقتصاد بررسی کرد؛

از سنگ‌آهن تا ورق؛ قیمت‌گذاری زنجیره فولاد ایران چگونه انجام می‌شود؟

۱۷ شهریور ۱۴۰۵

قیمت یک ورق فولادی از کارخانه نورد آغاز نمی‌شود بلکه ریشه آن به سنگ‌آهن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و شمش برمی‌گردد. در ایران، هر حلقه زنجیره فولاد ایران هم‌زمان از هزینه تولید، نرخ ارز، قیمت‌های جهانی، نسبت عرضه و تقاضا و سازوکار بورس کالا تاثیر می‌پذیرد و به همین دلیل تغییر قیمت در یک حلقه می‌تواند با فاصله زمانی به حلقه‌های بعدی منتقل شود.

به گزارش نماد اقتصاد، هنگامی که سخن از قیمت فولاد به میان می‌آید، در واقع درباره یک قیمت واحد صحبت نمی‌کنیم؛ چراکه زنجیره فولاد ایران یک بخش چندلایه است که از استخراج سنگ‌آهن آغاز می‌شود و پس از عبور از فرآوری، احیا، فولادسازی و نورد، به محصولاتی مانند میلگرد، تیرآهن، ورق گرم، ورق سرد، ورق گالوانیزه و محصولات پوشش‌دار می‌رسد.

به همین دلیل، افزایش قیمت ورق لزوما به این معنا نیست که قیمت سنگ‌آهن نیز به همان نسبت افزایش یافته است. هر حلقه علاوه بر قیمت ماده اولیه، هزینه‌های تبدیل، انرژی، حمل‌ونقل، سرمایه، ضایعات، کیفیت، عرضه و تقاضا و شرایط بازار خود را دارد.

در ایران اما یک عامل دیگر اهمیت ویژه‌ای دارد: بورس کالای ایران. بورس کالا فقط محل خرید و فروش محصول نهایی نیست؛ در بخش قابل‌توجهی از زنجیره، قیمت کشف‌شده یک محصول می‌تواند به مرجع محاسبه قیمت پایه حلقه بعدی تبدیل شود. از همین‌جا می‌توان فهمید چرا تحلیل بازار فولاد بدون بررسی رابطه میان حلقه‌های زنجیره، ناقص است.

نمودار زنجیره فولاد

سنگ‌آهن → کنسانتره → گندله → آهن اسفنجی → شمش → تختال → ورق

زنجیره فولاد ایران را باید به شکل یک سیستم انتقال قیمت دید؛ یعنی قیمت هر حلقه، بخشی از سیگنال قیمتی حلقه قبل را دریافت می‌کند و در عین حال تحت تاثیر شرایط عرضه و تقاضای خودش قرار می‌گیرد.

سنگ‌آهن؛ نقطه شروع قیمت

در ابتدای زنجیره سنگ‌آهن قرار دارد. سنگ‌آهن خام مستقیما وارد کوره یا واحد فولادسازی نمی‌شود و ابتدا باید فرآوری شود. ماده معدنی پس از استخراج، خردایش و فرآوری شده و به کنسانتره تبدیل می‌شود. در این مرحله عیار آهن، میزان ناخالصی‌ها، هزینه استخراج، هزینه فرآوری، حمل و وضعیت بازار جهانی سنگ‌آهن در ارزش اقتصادی محصول نقش دارند.

بنابراین قیمت کنسانتره را نمی‌توان صرفا از روی قیمت سنگ‌آهن جهانی استخراج کرد. در بازار داخلی، ساختار هزینه و فرمول‌های معاملاتی نیز وارد محاسبه می‌شوند.

در سازوکارهای جدید قیمت‌گذاری بورس کالا، قیمت محصولات بالادستی زنجیره فولاد به قیمت شمش نیز پیوند خورده است. برای مثال، در فرمول‌های اعلام‌شده برای سال ۱۴۰۵، ضرایب مشخصی برای کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی نسبت به قیمت شمش در نظر گرفته شده و هم‌زمان عواملی مانند عیار و قیمت‌های صادراتی نیز در سقف‌گذاری قیمت نقش دارند.

این تغییر یک پیام مهم دارد: قیمت حلقه‌های بالادستی دیگر کاملا جدا از وضعیت بازار فولاد نیست.

کنسانتره؛ نخستین حلقه فرآوری و شکل‌گیری ارزش افزوده

کنسانتره را می‌توان یکی از نخستین نقاط مهم ایجاد ارزش افزوده در زنجیره دانست. تفاوت قیمت سنگ‌آهن خام و کنسانتره فقط ناشی از فرآوری نیست بلکه کیفیت و عیار نیز اهمیت دارد. هرچه عیار بالاتر و میزان عناصر مزاحم پایین‌تر باشد، محصول برای مراحل بعدی ارزش اقتصادی بیشتری دارد.

در فرمول‌های مورد استفاده در بورس کالا، برای کنسانتره عیار مرجع در نظر گرفته می‌شود و تغییر عیار می‌تواند موجب تغییر قیمت شود. براساس داده‌های منتشرشده درباره فرمول‌های فعلی، عیار مرجع کنسانتره ۶۶ درصد عنوان شده است.

در نتیجه، وقتی درباره قیمت کنسانتره صحبت می‌کنیم، باید سه سطح قیمت مرجع زنجیره، کیفیت محصول و شرایط عرضه و تقاضا را از یکدیگر جدا کنیم. این سه عامل در کنار هزینه‌های تولید، قیمت نهایی معامله را شکل می‌دهند.

گندله؛ حلقه‌ای که مستقیما به ظرفیت احیای فولاد متصل است

گندله مرحله بعدی زنجیره است و از کنسانتره تولید می‌شود. گندله در واحدهای احیای مستقیم به آهن اسفنجی تبدیل می‌شود؛ بنابراین ظرفیت تولید آهن اسفنجی و فولادسازی کشور یکی از عوامل مهم در تعیین وضعیت بازار گندله است. در این بخش نیز عیار، کیفیت، هزینه انرژی، هزینه مواد اولیه و حمل اهمیت دارد.

اما نکته مهم‌تر اینکه گندله یک محصول واسطه‌ای است. بنابراین قیمت آن باید به اندازه‌ای باشد که هم تولیدکننده بالادستی امکان ادامه فعالیت داشته باشد و هم تولیدکننده پایین‌دستی توان اقتصادی برای تبدیل آن به آهن اسفنجی را حفظ کند.

اگر قیمت گندله بیش از حد از ظرفیت اقتصادی فولادسازی فاصله بگیرد، حاشیه سود حلقه احیا کاهش پیدا می‌کند. برعکس، اگر قیمت گندله بیش از حد پایین نگه داشته شود، انگیزه سرمایه‌گذاری در استخراج و فرآوری سنگ‌آهن کاهش خواهد یافت.

از همین‌رو قیمت‌گذاری زنجیره فولاد همواره با یک مسئله اساسی مواجه است: چگونه ارزش ایجادشده میان حلقه‌ها توزیع شود؟

آهن اسفنجی؛ جایی که انرژی وارد معادله می‌شود

با رسیدن به آهن اسفنجی، ساختار هزینه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تولید آهن اسفنجی به انرژی وابستگی بالایی دارد و گاز طبیعی یکی از نهاده‌های کلیدی این بخش است. به همین دلیل، قیمت آهن اسفنجی فقط تابع قیمت گندله نیست. نرخ انرژی، محدودیت گاز، هزینه تعمیرات و نگهداری، بهره‌وری واحد احیا و نرخ تبدیل نیز در اقتصاد آن اثر دارند.

در سازوکارهای قیمت‌گذاری بورس کالا، آهن اسفنجی نیز به قیمت شمش پیوند خورده است. در برخی فرمول‌های اعلام‌شده، برای آهن اسفنجی ضریب مشخصی نسبت به قیمت شمش فولادی در نظر گرفته شده است.

این رابطه از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد زیرا شمش در واقع یکی از مهم‌ترین نقاط مرجع برای انتقال قیمت در زنجیره فولاد ایران شده است.

شمش؛ قلب قیمت‌گذاری زنجیره فولاد

اگر بخواهیم فقط یک حلقه را به عنوان مهم‌ترین نقطه اتصال زنجیره انتخاب کنیم، شمش فولادی یکی از جدی‌ترین گزینه‌هاست. شمش بلوم و بیلت، محصول مرحله فولادسازی هستند و پس از آن وارد واحدهای نورد می‌شوند. میلگرد، تیرآهن، نبشی، ناودانی و برخی محصولات دیگر از این مسیر تولید می‌شوند.

در نتیجه، قیمت شمش هم از سمت بالادست تحت فشار هزینه‌های سنگ‌آهن، گندله و آهن اسفنجی قرار دارد و هم از سمت پایین‌دست به تقاضای محصولات نهایی وابسته است.

این جایگاه باعث شده است قیمت کشف‌شده شمش در بورس کالا در فرمول‌های قیمت‌گذاری برخی محصولات بالادستی نیز نقش مرجع پیدا کند. براساس فرمول‌های اعلام‌شده برای سال ۱۴۰۵، نسبت‌هایی از قیمت شمش بلوم برای تعیین قیمت پایه برخی محصولات زنجیره استفاده می‌شود.

بنابراین اگر قیمت شمش در بورس کالا بالا برود، اثر آن الزاما در همان روز در تمام محصولات دیده نمی‌شود اما می‌تواند به‌صورت تدریجی به حلقه‌های دیگر منتقل شود.

قیمت شمش چگونه شکل می‌گیرد؟

اینجا باید میان قیمت پایه و قیمت کشف‌شده تفاوت قائل شد. قیمت پایه، عددی است که عرضه‌کننده یا بورس کالا براساس مقررات و فرمول‌های مشخص برای شروع معاملات تعیین می‌کند اما قیمت نهایی معامله می‌تواند در اثر رقابت خریداران تغییر کند.

اگر تقاضا کمتر از عرضه باشد، ممکن است معامله در قیمت پایه انجام شده یا حتی عرضه با عدم استقبال مواجه شود. اگر تقاضا از عرضه بالاتر باشد، رقابت می‌تواند قیمت کشف‌شده را بالاتر از قیمت پایه قرار دهد.

این تفاوت برای تحلیل بازار فولاد بسیار مهم است زیرا افزایش قیمت پایه الزاما به معنای افزایش همان میزان قیمت واقعی بازار نیست.

بورس کالا؛ از محل معامله تا سیستم انتقال سیگنال قیمت

نقش بورس کالا در زنجیره فولاد را نباید فقط به محل خرید و فروش محدود کرد بلکه بورس کالا از سه کارکرد مهم شامل شفاف‌سازی عرضه و تقاضا، کشف قیمت و ایجاد مرجع برای قیمت‌گذاری حلقه‌های دیگر برخوردار است.

در سازوکارهای جدید، حتی نسبت معامله به عرضه نیز می‌تواند روی قیمت پایه عرضه بعدی اثر بگذارد. برای مثال در یکی از دستورالعمل‌های جدید، نسبت معامله به عرضه ۶۰ درصد و بیشتر با افزایش ۲ درصدی قیمت پایه، نسبت ۳۰ تا ۶۰ درصد با افزایش یک درصدی و نسبت‌های پایین‌تر با ثبات یا کاهش قیمت پایه همراه می‌شود.

این یعنی بورس کالا فقط گذشته بازار را ثبت نمی‌کند؛ رفتار بازار می‌تواند در قیمت پایه عرضه بعدی نیز منعکس شود. به همین دلیل، فعالان بازار فولاد معمولا سه عدد قیمت پایه، میزان تقاضا و قیمت نهایی کشف‌شده را هم‌زمان دنبال می‌کنند.

تختال؛ پلی میان شمش و ورق

در مسیر تولید ورق، شمش بلوم تنها بازیگر نیست و مسیر ورق به تختال یا اسلب می‌رسد. تختال ماده اولیه واحدهای نورد گرم است و از اینجا به بعد، ساختار قیمت‌گذاری وارد مرحله‌ای متفاوت می‌شود.

در ابلاغیه مربوط به قیمت پایه تختال در سال ۱۴۰۵، رابطه قیمت جهانی تختال و قیمت جهانی شمش بلوم در کنار آخرین قیمت کشف‌شده شمش بلوم در بورس کالا وارد محاسبه شده است. براساس این سازوکار، قیمت پایه تختال از نسبت قیمت جهانی تختال به شمش بلوم و سپس اعمال این نسبت روی آخرین قیمت کشف‌شده شمش بلوم به دست می‌آید.

این فرمول یک نکته مهم را نشان می‌دهد: تختال هم‌زمان از بازار داخلی و بازار جهانی سیگنال می‌گیرد. به بیان دیگر، اگر قیمت شمش داخلی تغییر کند اما نسبت جهانی قیمت تختال به شمش ثابت بماند، این تغییر می‌تواند به قیمت تختال منتقل شود.

ورق گرم؛ جایی که بازار مصرف وارد بازی می‌شود

ورق گرم یکی از مهم‌ترین محصولات پایین‌دست زنجیره فولاد است؛ محصولی که در صنایع خودرو، لوازم خانگی، تجهیزات صنعتی، ساختمان و بسیاری از صنایع دیگر مصرف می‌شود. قیمت ورق گرم بنابراین فقط به هزینه تولید کارخانه وابسته نیست و سمت تقاضا در اینجا اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند.

اگر صنایع مصرف‌کننده با رکود مواجه باشند، تقاضای ورق کاهش می‌یابد. در مقابل، رونق خودرو، لوازم خانگی یا پروژه‌های صنعتی می‌تواند فشار تقاضا ایجاد کند.

در مرداد ماه ۱۴۰۵ نیز شورای رقابت چارچوب جدیدی برای عرضه و قیمت‌گذاری ورق گرم فولادی زیر پنج میلی‌متر تعیین کرد و عرضه محصولات مشمول در بازار داخلی را از مسیر بورس کالا الزامی دانست. در این دستورالعمل، برای محصولات گرم فولاد مبارکه، قیمت پایه براساس میانگین قیمت کشف‌شده تختال در بورس کالا و برای سایر عرضه‌کنندگان نیز بر مبنای قیمت فولاد مبارکه تعیین شده است.

این موضوع نشان می‌دهد ورق گرم در ایران فقط یک محصول صنعتی نیست بلکه یک کالای سیاست‌گذاری‌شده در نقطه اتصال صنعت، بازار و تنظیم‌گری نیز محسوب می‌شود.

ورق سرد؛ یک مرحله ارزش افزوده بالاتر

ورق سرد از نورد سرد ورق گرم تولید می‌شود و به دلیل کیفیت سطح، دقت ابعادی و ویژگی‌های فنی، در صنایع مختلف ارزش بیشتری نسبت به ورق گرم دارد اما قیمت ورق سرد را نمی‌توان صرفا با اضافه کردن هزینه نورد سرد به ورق گرم محاسبه کرد.

در فرمول جدید قیمت پایه ورق سرد، قیمت ورق گرم (HR) تحویلی درب کارخانه فولاد مبارکه و ضریب قیمت جهانی ورق سرد به گرم مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین در این سازوکار، یک کف قیمتی نیز برای ورق سرد در نظر گرفته شده است.

بنابراین در این حلقه، سه متغیر قیمت ورق گرم داخلی، نسبت جهانی سرد به گرم  و هزینه و ارزش افزوده فرآوری مهم هستند؛ به نحوی که هرچه ارزش افزوده فنی محصول بیشتر شود، فاصله قیمت آن از ماده اولیه نیز افزایش پیدا می‌کند.

محصولات پوشش‌دار؛ قیمت‌گذاری فقط بر مبنای فولاد نیست

وقتی ورق وارد مراحل گالوانیزه، رنگی یا قلع‌اندود می‌شود، قیمت‌گذاری پیچیده‌تر خواهد شد. در این مرحله علاوه بر قیمت ورق پایه، هزینه‌های پوشش‌دهی، مواد شیمیایی، روی، رنگ، قلع، انرژی، استهلاک خطوط و کیفیت محصول وارد قیمت می‌شوند.

به همین دلیل، افزایش قیمت ورق گرم می‌تواند قیمت ورق گالوانیزه را بالا ببرد اما رابطه یک‌به‌یک میان این دو وجود ندارد. در واقع هرچه محصول به سمت پایین‌دست حرکت می‌کند، سهم هزینه فرآوری و ارزش افزوده صنعتی در قیمت نهایی بیشتر می‌شود.

جدول محصولات زنجیره فولاد و عوامل موثر بر قیمت

جدول محصولات فولادی

چرا قیمت ورق همیشه هم‌زمان با شمش حرکت نمی‌کند؟

این یکی از مهم‌ترین پرسش‌های بازار فولاد است. فرض کنیم قیمت شمش افزایش پیدا کند. آیا باید انتظار داشته باشیم قیمت ورق نیز بلافاصله به همان نسبت افزایش یابد؟

پاسخ لزوما مثبت نیست زیرا بین شمش و ورق چند متغیر فاصله ایجاد می‌کند:

نخست؛ موجودی انبار. اگر تولیدکننده ورق موجودی قبلی با قیمت پایین داشته باشد، ممکن است برای مدتی قیمت فروش وی با قیمت جدید ماده اولیه فاصله داشته باشد.

دوم؛ تقاضای صنایع پایین‌دست. اگر خودرو، لوازم خانگی یا صنعت ساختمان در رکود باشند، امکان انتقال کامل رشد قیمت ماده اولیه به محصول نهایی کاهش می‌یابد.

سوم؛ رقابت در بورس کالا. قیمت پایه یک موضوع است و میزان رقابت موضوعی دیگر.

چهارم؛ تفاوت فرمول‌های قیمتی. شمش و تختال الزاما با یک فرمول قیمت‌گذاری نمی‌شوند و ورق سرد نیز سازوکار متفاوتی دارد.

پنجم؛ نرخ ارز. از آنجایی که بخشی از فرمول‌های زنجیره به قیمت‌های جهانی و صادراتی وابسته است، نرخ ارز می‌تواند حتی بدون تغییر قیمت جهانی، قیمت ریالی محصول را جابه‌جا کند.

دلار؛ متغیری که از بیرون وارد زنجیره می‌شود

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل فولاد این است که قیمت‌گذاری را کاملا داخلی فرض کنیم. فولاد ایران به دلیل پیوند با بازار صادراتی و قیمت‌های جهانی، از نرخ ارز تاثیر قابل‌توجهی می‌گیرد.

وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند، قیمت ریالی معادل محصولات صادراتی بالا می‌رود. همین موضوع می‌تواند سقف اقتصادی قیمت داخلی را تغییر دهد.

از سوی دیگر، هزینه برخی تجهیزات، قطعات، مواد مصرفی و سرمایه‌گذاری‌های صنعت نیز به ارز وابستگی دارد. بنابراین نرخ ارز را می‌توان متغیر مشترک بسیاری از حلقه‌های زنجیره دانست اما شدت اثر آن در همه حلقه‌ها یکسان نیست.

عرضه و تقاضا؛ حلقه‌ای که می‌تواند فرمول را به چالش بکشد

حتی بهترین فرمول قیمت‌گذاری نیز نمی‌تواند قانون عرضه و تقاضا را حذف کند.

اگر قیمت پایه یک محصول بالا باشد اما خریدار کافی وجود نداشته باشد، معامله الزاما با همان قیمت انجام نمی‌شود. برعکس، اگر عرضه محدود و تقاضا بالا باشد، رقابت می‌تواند قیمت کشف‌شده را افزایش دهد.

نمونه بارز این موضوع در معاملات ورق گرم دیده می‌شود؛ در یکی از عرضه‌های ورق گرم در خرداد ماه امسال، قیمت پایه ۸۵۰ هزار ریال تعیین و همان قیمت به عنوان قیمت میانگین کشف‌شده ثبت شد؛ یعنی تقاضای ثبت‌شده الزاما به معنای رقابت قیمتی شدید نیست.

این نکته برای تحلیل بازار اهمیت دارد: تقاضا به‌تنهایی کافی نیست؛ نسبت تقاضا به عرضه و رفتار خریداران تعیین می‌کند که این تقاضا به رقابت قیمتی تبدیل شود یا خیر.

قیمت در بورس کالا، قیمت در بازار آزاد نیست

نکته دیگری که باید در تحلیل زنجیره فولاد مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان قیمت بورس کالا و بازار آزاد است.

قیمت بورس کالا معمولا برای معامله مشخصی با شرایط مشخص عرضه، حجم، زمان تحویل، نحوه تسویه و مشخصات فنی معین است. در بازار آزاد، هزینه حمل، انبارداری، مالیات، واسطه‌گری، شرایط پرداخت، محل تحویل و حتی میزان دسترسی به کالا می‌تواند قیمت را تغییر دهد.

بنابراین اگر قیمت ورق در بورس کالا تغییر کند، نمی‌توان انتظار داشت قیمت تمام‌شده برای مصرف‌کننده نهایی دقیقاً به همان میزان تغییر کند. در واقع زنجیره چنین است:

قیمت پایه → رقابت → قیمت کشف‌شده → هزینه‌های معامله → حمل و انبار → حاشیه توزیع → قیمت بازار و هر مرحله می‌تواند بخشی از اختلاف قیمت را توضیح دهد.

مسئله اصلی؛ توزیع حاشیه سود در زنجیره فولاد

بحث قیمت‌گذاری فولاد در نهایت به یک پرسش مهم‌تر می‌رسد: حاشیه سود در کدام حلقه ایجاد می‌شود؟

اگر قیمت ماده اولیه بیش از حد افزایش پیدا کند، حاشیه سود صنایع پایین‌دست کاهش می‌یابد اما اگر قیمت محصولات بالادستی سرکوب شود، سرمایه‌گذاری در معادن و توسعه ظرفیت‌های جدید جذابیت خود را از دست می‌دهد. بنابراین سیاست‌گذار نمی‌تواند فقط یک حلقه را ببیند.

برای مثال، پایین نگه داشتن قیمت ورق شاید در کوتاه‌مدت برای صنایع مصرف‌کننده جذاب باشد اما اگر این سیاست باعث کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری در توسعه ظرفیت تولید ورق شود، در بلندمدت نتیجه می‌تواند کمبود عرضه و افزایش قیمت باشد.

از سوی دیگر، قیمت‌گذاری آزاد بدون توجه به قدرت خرید صنایع پایین‌دست نیز می‌تواند موجب انتقال فشار هزینه به بخش‌های مصرف‌کننده و در نهایت مصرف‌کننده نهایی شود.این همان نقطه‌ای است که بورس کالا از یک بازار معاملاتی به ابزار سیاست‌گذاری زنجیره‌ای تبدیل می‌شود.

 بورس کالا؛ شفافیت بیشتر یا وابستگی بالا به فرمول؟

مدل فعلی مزیت مهمی دارد: قیمت بسیاری از محصولات دیگر صرفا در اتاق‌های معاملاتی یا براساس اعلام یک تولیدکننده تعیین نمی‌شود بلکه عرضه، تقاضا و معاملات ثبت می‌شوند و امکان رصد قیمت وجود دارد.

اما هرچه تعداد فرمول‌ها بیشتر شود، پیچیدگی سیستم نیز افزایش پیدا می‌کند. در سال‌های اخیر نیز فرمول‌های قیمت‌گذاری چند بار تغییر کرده‌اند. برای مثال، در مقاطع مختلف دامنه تغییر قیمت پایه و نحوه ارتباط آن با نسبت معامله به عرضه اصلاح شده است.

بنابراین مسئله اصلی فقط فرمول داشتن نیست بلکه فرمول باید تا حد امکان قابل پیش‌بینی، شفاف و منعکس‌کننده شرایط واقعی بازار باشد. اگر فرمول بیش از حد پیچیده شود، فعالان بازار ممکن است به جای تحلیل عرضه و تقاضا، بیشتر به پیش‌بینی تصمیم سیاست‌گذار بپردازند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72513
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه