
هوش مصنوعی و آینده بازار کار
هوش مصنوعی و آینده بازار کار بیش از آنکه به معنای حذف فوری میلیونها شغل باشد، به مسئلهای درباره تغییر وظایف، مهارتها و نحوه سازماندهی نیروی کار تبدیل شده است. تازهترین ارزیابی سازمان بینالمللی کار نشان میدهد حدود یکچهارم اشتغال جهان در دستهبندی مشاغلی قرار دارد که درجاتی از مواجهه با هوش مصنوعی مولد دارند، اما محتملترین پیامد در بیشتر موارد، تغییر شغل و وظایف آن و نه حذف کامل شغل است.
به گزارش نماد اقتصاد، مهمترین خطای رایج در تحلیل هوش مصنوعی و آینده بازار کار آن است که یک شغل را واحد اصلی اتوماسیون در نظر بگیریم. پژوهش سازمان بینالمللی کار (ILO) بر مبنای بررسی نزدیک به ۳۰ هزار وظیفه شغلی نشان میدهد مشاغل از مجموعهای از وظایف تشکیل شدهاند و ظرفیت هوش مصنوعی برای انجام این وظایف یکسان نیست. به همین دلیل، امکان دارد بخش قابلتوجهی از فعالیتهای یک شغل خودکار شود، بدون آنکه کل عنوان شغلی از بازار حذف شود.
توسعه هوش مصنوعی و آینده بازار کار
در ارزیابی سال ۲۰۲۵ سازمان بینالمللی کار، مشاغل دفتری همچنان در بالاترین سطح مواجهه با هوش مصنوعی قرار دارند. ورود داده، تایپ، حسابداری و دفترداری و برخی فعالیتهای اداری در میان مشاغلی هستند که قابلیت بالاتری برای استفاده از هوش مصنوعی دارند. همزمان، افزایش توانایی مدلهای مولد در پردازش متن، تصویر و داده باعث افزایش مواجهه برخی مشاغل حرفهای و فنی، از جمله تحلیلگران مالی، برنامهنویسان و توسعهدهندگان وب شده است.
بنابراین، در بحث هوش مصنوعی و آینده بازار کار باید میان چهار مفهوم مواجهه با هوش مصنوعی، اتوماسیون وظایف، تغییر شغل و حذف شغل تفاوت گذاشت. بالا بودن شاخص مواجهه بهتنهایی به معنای از بین رفتن شغل نیست؛ سازمان بینالمللی کار نیز در گزارش سال ۲۰۲۶ هشدار داده است که شاخصهای مواجهه نباید بهعنوان پیشبینی مستقیم بیکاری یا حذف مشاغل تفسیر شوند.
ادعای ایلان ماسک؛ کدام بخش درست است؟
ایلان ماسک در گفتوگو با جو روگان استدلال کرده است که هوش مصنوعی ابتدا به سراغ فعالیتهای کاملا دیجیتال میرود و مشاغلی که با کار فیزیکی، مانند لولهکشی، جوشکاری، برقکاری و کشاورزی سروکار دارند، برای مدت طولانیتری باقی میمانند. وی همچنین سرعت اثرگذاری هوش مصنوعی بر کارهای دیجیتال را بسیار بالا توصیف کرده است.
دادههای پژوهشی تا حدی از بخش نخست این استدلال حمایت میکنند. مطالعه مرکز تحقیقاتی «Budget Lab» در دانشگاه ییل نشان میدهد شاخصهای مختلف مواجهه با هوش مصنوعی درباره مشاغل محاسباتی، متنی و اداری عموما امتیازهای بالاتری ثبت میکنند، در حالی که مشاغل فیزیکی در ساختوساز و تعمیرات در سطح پایینتری قرار دارند. این پژوهش بهطور مشخص برنامهنویسان را در میان مشاغل با مواجهه بالا و لولهکشها را در سطح بسیار پایینتر قرار میدهد.
در عین حال فاصله میان «مواجهه بالا» و «حذف سریع» بسیار مهم است. مرکز تحقیقاتی «Budget Lab» در بررسی وضعیت بازار کار آمریکا در سال ۲۰۲۶ اعلام کرده است که تاکنون شواهد روشنی از اثر معنادار و گسترده هوش مصنوعی بر اشتغال یا دستمزدها مشاهده نشده است. این نهاد تاکید میکند که مشاغل در معرض هوش مصنوعی لزوما مشاغلی نیستند که قرار است از بین بروند؛ بلکه وظایف آنها بیشتر در معرض تغییر قرار دارد.
از این منظر، نتیجه دقیقتر برای هوش مصنوعی و آینده بازار کار این است که نخستین موج تحول احتمالا از جایی آغاز میشود که خروجی کار عمدتا دیجیتال بوده که شامل متن، کد، داده، گزارش، سند، محاسبه و پردازش اطلاعات است.
چرا لولهکش فعلا از برنامهنویس مصونتر است؟
تفاوت میان یک برنامهنویس و یک لولهکش در اینجا به سطح تحصیلات یا درآمد آنها مربوط نیست؛ مسئله، ماهیت وظایف است. برنامهنویس بخش بزرگی از کار خود را در محیط دیجیتال انجام میدهد و خروجی کار نیز معمولا فایل، کد یا اطلاعات دیجیتال است. در مقابل، لولهکش باید با یک محیط فیزیکی متغیر، تجهیزات واقعی و شرایطی مواجه شود که الزاما از قبل قابل پیشبینی یا استانداردسازی نیست. یافتههای مرکز تحقیقاتی «Budget Lab» نیز همین تفاوت را در شاخصهای مواجهه با هوش مصنوعی نشان میدهد.
این تفاوت برای هوش مصنوعی و آینده بازار کار اهمیت اساسی دارد؛ زیرا هوش مصنوعی مولد بدون دسترسی فیزیکی به محیط، میتواند متن یا کد تولید کند، اما انجام یک کار فیزیکی مستلزم مجموعهای از فناوریهای دیگر مانند رباتیک، بینایی ماشین، حسگرها و سامانههای کنترل است.
در نتیجه، پایین بودن مواجهه یک شغل فیزیکی با هوش مصنوعی مولد به معنای مصونیت دائمی آن نیست. این فقط نشان میدهد موج فعلی هوش مصنوعی مولد هنوز بیشترین ظرفیت خود را در محیطهای دیجیتال نشان میدهد. سازمان بینالمللی کار نیز تاکید میکند محدودیت زیرساخت، هزینه فناوری، مهارت دیجیتال و دشواریهای عملیاتی میتواند مانع اجرای کامل اتوماسیون شود.
نقشه ریسک مشاغل؛ از دفترداری تا تعمیرات
بر اساس شواهد سازمان بینالمللی کار، مرکز تحقیقاتی «Budget Lab» و شرکت «Goldman Sachs»، میتوان مشاغل را برای تحلیل هوش مصنوعی و آینده بازار کار بهصورت تقریبی در چهار گروه قرار داد؛ البته این دستهبندی «احتمال مواجهه» و نه پیشبینی قطعی حذف شغل است.
گروه نخست؛ مواجهه بسیار بالا: ورود داده، برخی فعالیتهای دفتری، تایپ، دفترداری و پشتیبانی اداری روتین.
گروه دوم؛ مواجهه بالا: برنامهنویسی، تحلیل مالی، حسابداری، برخی خدمات حقوقی، خدمات مشتری و تولید محتوای استاندارد.
گروه سوم؛ مواجهه متوسط یا ترکیبی: طراحی، بازاریابی، مدیریت، مشاوره و برخی فعالیتهای تخصصی که بخشی از وظایف آنها دیجیتال و بخشی وابسته به قضاوت انسانی است.
گروه چهارم؛ مواجهه پایینتر در موج فعلی: ساختوساز، تعمیرات، نگهداری و سایر فعالیتهای فیزیکی که در محیطهای متغیر انجام میشوند.
شرکت «Goldman Sachs» نیز در ارزیابی خود، برنامهنویسان، حسابداران و حسابرسان، دستیاران حقوقی و اداری و نمایندگان خدمات مشتری را در میان مشاغلی قرار داده است که با ریسک بیشتری از جابهجایی نیروی کار بر اثر توسعه هوش مصنوعی مواجهاند. این موسسه در سناریوی پذیرش گسترده، امکان جابهجایی حدود ۶ تا ۷ درصد نیروی کار آمریکا را مطرح کرده است؛ برآوردی که نباید با حذف قطعی مشاغل در سراسر جهان یکسان گرفته شود.
هوش مصنوعی و آینده بازار کار در جهان
یکی از یافتههای مهم سازمان بینالمللی کار آن است که میزان مواجهه با هوش مصنوعی به سطح درآمد کشورها وابستگی زیادی دارد. حدود یکسوم مشاغل در کشورهای پردرآمد در معرض درجاتی از هوش مصنوعی مولد قرار دارند، در حالی که این سهم در اقتصادهای کمدرآمد بسیار پایینتر است. سازمان بینالمللی کار دلیل اصلی را ترکیب متفاوت ساختار اشتغال و سهم بالاتر مشاغل اداری و دیجیتال در اقتصادهای پردرآمد میداند.
در نتیجه، هوش مصنوعی و آینده بازار کار برای اقتصادهای پیشرفته الزاما به معنای بیکاری بیشتر در کوتاهمدت نیست؛ بلکه میتواند به معنای تغییر سریعتر ساختار وظایف باشد. در اقتصادهای کمدرآمد، سهم بالاتر مشاغل کشاورزی، حملونقل و فعالیتهای فیزیکی باعث میشود مواجهه مستقیم با هوش مصنوعی مولد کمتر باشد، هرچند محدودیت زیرساخت دیجیتال میتواند مانع بهرهبرداری از مزایای افزایش بهرهوری نیز شود.
جوانان؛ نقطه حساس بازار کار
یکی از جدیترین یافتههای جدید در بحث هوش مصنوعی و آینده بازار کار نه حذف فوری شغلهای موجود، بلکه دشوارتر شدن ورود نیروی کار جدید به برخی مشاغل است.
مطالعه سال ۲۰۲۶ صندوق بینالمللی پول نشان میدهد جوانان سهم بیشتری از اشتغال خود را در مشاغلی دارند که هم در معرض هوش مصنوعی هستند و هم ظرفیت کمتری برای مکمل شدن با فناوری دارند. این مشاغل در بسیاری از موارد نقش پله ورود به بازار کار را ایفا میکنند. همچنین صندوق بینالمللی پول به شواهدی از کاهش استخدامهای سطح ابتدایی در آمریکا، بهویژه در فعالیتهایی که بیشتر قابلیت اتوماسیون دارند، اشاره کرده است.
این گزارش نشان میدهد در مناطقی که تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی افزایش یافته است، اشتغال در مشاغل با مواجهه بالا و مکملپذیری پایین، پنج سال بعد حدود ۶.۳ درصد پایینتر بوده و بر اساس میزان افزایش مشاهدهشده در آگهیهای شغلی، اثر برآوردشده حدود ۳.۶ درصد بوده است. این ارقام مربوط به گروه مشخصی از مشاغل و یک رابطه تجربی هستند و نباید به کل بازار کار تعمیم داده شوند.
ایران؛ مسئله فقط میزان مواجهه با هوش مصنوعی نیست
در تحلیل هوش مصنوعی و آینده بازار کار ایران، استفاده مستقیم از برآوردهای کشورهای پیشرفته بدون توجه به ساختار اقتصاد ایران میتواند نتیجه گمراهکنندهای ایجاد کند.
بر اساس دادههای منتشرشده درباره بازار کار سال ۱۴۰۴، حدود ۵۳.۲ درصد اشتغال ایران در بخش خدمات، ۳۲.۸ درصد در صنعت و ۱۳.۹ درصد در کشاورزی قرار داشته است. جمعیت شاغل ۱۵ ساله و بیشتر نیز حدود ۲۴ میلیون و ۸۲۲ هزار نفر گزارش شده است.
این ترکیب به آن معنا نیست که بیش از نیمی از مشاغل ایران در معرض مستقیم هوش مصنوعی قرار دارند؛ چنین نتیجهای از داده موجود قابل استخراج نیست. در عین حال سهم بالای خدمات نشان میدهد تحول فناوری در فعالیتهای خدماتی میتواند برای ساختار اشتغال ایران اهمیت قابلتوجهی داشته باشد.
از سوی دیگر، در منابع بررسیشده، برآورد رسمی و اختصاصی قابل اتکایی درباره درصد مشاغل ایران که در معرض هوش مصنوعی مولد قرار دارند پیدا نشد. بنابراین نمیتوان بدون پشتوانه علمی عددی را بهعنوان درصد مشاغل ایران در معرض هوش مصنوعی اعلام کرد.
این خلا دادهای خود یکی از مسائل مهم هوش مصنوعی و آینده بازار کار ایران است؛ زیرا شاخص جهانی مواجهه، جایگزین نقشه ملی مشاغل و وظایف شغلی نیست.
تفاوت ایران با اقتصادهای پیشرفته
در اقتصادهای پیشرفته، علاوه بر ظرفیت فنی هوش مصنوعی، توان مالی بنگاهها، زیرساخت دیجیتال و دسترسی به ابزارهای فناوری در سرعت پذیرش نقش دارند. سازمان بینالمللی کار نیز تصریح میکند که شاخص مواجهه، امکانپذیری اقتصادی و محدودیتهای زیرساختی را بهطور کامل اندازهگیری نمیکند.
به همین دلیل، برای هوش مصنوعی و آینده بازار کار ایران نمیتوان صرفا فهرستی از مشاغل آمریکایی یا اروپایی را تفسیر و به بازار داخلی تعمیم داد. یک حسابدار در شرکتی با سامانههای کاملا دیجیتال ممکن است با سرعت بیشتری تحت تاثیر هوش مصنوعی قرار گیرد، در حالی که همان عنوان شغلی در یک بنگاه با مواجه ابزار دیجیتالی کمتر ممکن است همچنان عمدتا فیزیکی باقی بماند. بنابراین مواجهه نظری با ریسک واقعی جایگزینی یکسان نیست.
موج اول و موج دوم اتوماسیون
شواهد فعلی بیشتر به یک موج نخست اشاره دارند: هوش مصنوعی مولد ابتدا در فعالیتهایی نفوذ میکند که متن، کد، اطلاعات و محاسبات بخش اصلی آنهاست. سازمان بینالمللی کار نیز افزایش مواجهه مشاغل حرفهای دیجیتال را در کنار تداوم مواجهه بسیار بالای مشاغل دفتری ثبت کرده است.
موج دوم میتواند با ترکیب هوش مصنوعی و رباتیک متفاوت باشد. در عین حال در منابع بررسیشده، زمانبندی قطعی برای اینکه چه زمانی رباتیک بتواند بخش عمدهای از لولهکشی، کشاورزی یا ساختوساز را جایگزین کند وجود ندارد. بنابراین تعیین سال مشخص برای «در حاشیه امن بودن» یا «حذف شدن» این مشاغل از نظر مستندات فعلی قابل دفاع نیست.
از این منظر، هوش مصنوعی و آینده بازار کار را باید یک فرآیند چندمرحلهای دانست، نه یک شوک واحد که در یک تاریخ مشخص اتفاق میافتد.
آیا مشاغل فنی برنده آینده بازار کار هستند؟
شواهد فعلی نشان میدهد مشاغل فنی و فیزیکی در برابر موج نخست هوش مصنوعی مولد مقاومت بیشتری دارند. در عین حال این موضوع نباید به این برداشت منجر شود که آینده بازار کار صرفا متعلق به لولهکشها، برقکارها یا کشاورزان است.
صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که آثار هوش مصنوعی میان گروههای شغلی متفاوت است و مشاغلی که ظرفیت مکملشدن بیشتری با فناوری دارند، میتوانند از افزایش بهرهوری و دستمزد منتفع شوند، در حالی که مشاغل با مواجهه بالا و مکملپذیری پایین آسیبپذیرترند.
در نتیجه، مزیت آینده فقط در «فیزیکی بودن» شغل خلاصه نمیشود؛ ترکیب تخصص، قضاوت انسانی، مهارت فنی و توانایی کار با فناوری میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
هوش مصنوعی و آینده بازار کار؛ تهدید اصلی برای کارمند تازهوارد
یکی از مهمترین پرسشها برای بازار کار ایران میتواند این باشد که «چه تعداد فرصت شغلی برای ورود افراد جوان باقی میماند؟». یافتههای صندوق بینالمللی پول درباره تمرکز جوانان در مشاغل با مواجهه بالا و مکملپذیری پایین نشان میدهد که این گروه میتواند در برابر تغییرات فناوری آسیبپذیرتر باشد؛ بهویژه اگر مشاغل ابتدایی که زمانی برای کسب تجربه استفاده میشدند، با سرعت بیشتری خودکار شوند.
این مسئله در ایران اهمیت بیشتری برای سیاستگذاری دارد، زیرا آمار بازار کار سال ۱۴۰۴ نشان میدهد نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله ۲۰.۳ درصد بوده است. این آمار بهتنهایی ارتباطی میان بیکاری جوانان و هوش مصنوعی اثبات نمیکند، اما نشان میدهد هرگونه کاهش فرصتهای ورود به بازار کار میتواند بر گروهی اثر بگذارد که از پیش با دشواریهای اشتغال مواجه است.
سیاستگذاری؛ آموزش کار با هوش مصنوعی کافی نیست
نتیجه اصلی برای هوش مصنوعی و آینده بازار کار این نیست که همه افراد باید برنامهنویس هوش مصنوعی شوند. دادههای سازمان بینالمللی کار و صندوق بینالمللی پول بیشتر بر اهمیت بازآموزی، ارتقای مهارت و توانایی تطبیق نیروی کار با تغییر وظایف تأکید دارند.
سیاست موثرتر برای ایران میتواند بر شناسایی وظایف قابل اتوماسیون، وظایف قابل تقویت با هوش مصنوعی و وظایفی که همچنان به قضاوت، مسئولیت و تعامل انسانی نیاز دارند متمرکز شود؛ اما ایجاد یک نقشه رسمی ریسک هوش مصنوعی برای مشاغل ایران نیازمند دادههای ملی است و در منابع بررسیشده چنین شاخص جامعی در دسترس نبود.
در سطح بنگاه نیز آموزش کارکنان پیش از حذف یا کاهش وظایف میتواند اهمیت پیدا کند. بر مدیریت گذار از طریق گفتوگوی اجتماعی و فراهم کردن فرصتهای یادگیری و سازگاری تاکید دارد.
کجای سخنان ایلان ماسک درست از آب در میآید؟
شواهد موجود نشان میدهد بخش قابلدفاع ادعای ایلان ماسک این است که هوش مصنوعی و آینده بازار کار ابتدا فشار بیشتری بر فعالیتهایی وارد میکند که کاملا دیجیتال، متنی، محاسباتی و اداری هستند. دادههای دادههای سازمان بینالمللی کار و مرکز تحقیقاتی «Budget Lab» این الگو را تایید میکنند و مشاغل فیزیکی در حال حاضر مواجهه پایینتری با هوش مصنوعی مولد دارند.
در عین حال بخش اغراقآمیز ادعا این است که این مواجهه را معادل نابودی سریع شغلها بدانیم. شواهد ۲۰۲۶ هنوز اثر گسترده و قطعی هوش مصنوعی بر کل اشتغال را نشان نمیدهد و پژوهشهای سازمان بینالمللی کار نیز تغییر وظایف را محتملتر از حذف کامل مشاغل میدانند.
بنابراین در بحث هوش مصنوعی و آینده بازار کار پرسش دقیقتر این نیست که «هوش مصنوعی کدام شغل را از بین میبرد؟» بلکه این است که این فناوری ابتدا کدام وظایف را ارزانتر و سریعتر انجام میدهد و چه تعداد از کارکنان میتوانند خود را با وظایف جدید منطبق کنند؟
برای ایران نیز پاسخ احتمالا به ساختار اشتغال، سطح دیجیتالیشدن بنگاهها، هزینه فناوری، زیرساخت و مهارت نیروی کار وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، مزیت اصلی نه صرفا داشتن یک شغل اداری یا فنی، بلکه توانایی ترکیب تخصص انسانی با فناوری خواهد بود..
هوش مصنوعی و آینده بازار کار در نهایت بیشتر از آنکه داستان «انسان در برابر ماشین» باشد، داستان بازتوزیع وظایف میان انسان و ماشین است و در این رقابت، کسانی که بتوانند سریعتر از وظایف در حال حذف به وظایف در حال رشد منتقل شوند، موقعیت بهتری خواهند داشت.
اخبار مرتبط

هوش مصنوعی و بازار کار جوانان ایران؛ آیا میتوان به آینده شغلی خود امیدوار بود؟

دو مسیر متفاوت بازار کار ایران؛ قرارداد مستقیم با پیمانکاری حقوق کارگران چه تفاوتی دارد؟

حداقل حقوق ۱۴۰۵ چند درصد هزینههای زندگی را تامین میکند؟

چرا کاهش مشارکت اقتصادی از افزایش بیکاری خطرناکتر است؟

آیا بازار کار جهانی میتواند از شکاف مهارتی جان سالم به در ببرد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه