
گرانی کالاهای اساسی تحت تاثیر افت ارزش ریال
افت شدید ارزش ریال در بازار آزاد ایران اکنون خود را نه فقط در قیمت ارز، بلکه در هزینه کالاهایی نشان میدهد که خانوارها امکان حذف آنها را ندارند. در تازهترین رصد قیمتها در تهران، قیمت انسولین ۶۴۲ درصد، پاراستامول ۹۳ درصد و شیرخشک ۹۵ درصد افزایش یافته است؛ ارقامی که نشان میدهد گرانی کالاهای اساسی در بخشهایی مانند سلامت و تغذیه میتواند با سرعتی بسیار بیشتر از افزایش درآمد خانوار حرکت کند. این ارقام مربوط به مقایسه قیمتهای مشاهدهشده پیش از آغاز جنگ و قیمتهای رصدشده در ۲۶ آگوست ۲۰۲۶ است و یک خبرگزاری در همین رابطه اعلام کرده که قیمتها در ایران بسیار نوسانی است و ارقام ارائهشده، میانگین قیمتهای مشاهدهشده را نشان میدهد.
به گزارش نماد اقتصاد، گرانی کالاهای اساسی در شرایطی شدت گرفته که ارزش ریال در بازار آزاد به سطح بیسابقهای در برابر دلار رسیده است. یک خبرگزاری در ۲۶ آگوست گزارش داد که نرخ دلار در بازار آزاد از دو میلیون ریال عبور کرده؛ سطحی که کاهش شدید قدرت خرید پول ملی را در بازار کالاها آشکار کرده است.
افت ریال و آغاز مرحله جدید گرانی کالاهای اساسی
بر اساس رصد میدانی صورت گرفته، پیش از جنگ، با دو میلیون ریال امکان خرید حدود چهار کیلوگرم گوجهفرنگی، نیم کیلوگرم مرغ و اندکی کمتر از یک لیتر روغن خوراکی وجود. در زمان انجام مقایسه، همین مبلغ تقریبا نصف این مقدار کالا را تامین میکرد. در همین دوره، قیمت متوسط گوجهفرنگی ۷۱ درصد، مرغ ۷۴ درصد و روغن خوراکی ۱۷۷ درصد افزایش یافته بود.
این مقایسه نشان میدهد گرانی کالاهای اساسی صرفا به کالاهای وارداتی محدود نمانده است. زمانی که ارزش پول ملی بهشدت کاهش مییابد، فشار قیمت میتواند از مسیر هزینه مواد اولیه، حملونقل، تامین مالی و انتظارات تورمی به بخشهایی منتقل شود که الزاما تمام نهادههای خود را مستقیما از خارج وارد نمیکنند. در گزارش رویترز نیز تاکید شده که اقتصاد ایران پیش از جنگ با تورم بالا، افت ارزش ریال، کمبود انرژی و تحریمهای طولانیمدت روبهرو بود و جنگ، آسیب زیرساختی، اختلال تجارت و کاهش تولید را به این مشکلات افزوده است.
انسولین؛ شدیدترین جهش در سبد سلامت
در میان اقلام مورد بررسی، گرانی کالاهای اساسی در بازار دارو با جهشی بسیار شدید خود را نشان داده است. یک خبرگزاری قیمت انسولین را در مقایسه با دوره پیش از جنگ ۶۴۲ درصد بالاتر گزارش کرده است. این رقم بیش از آنکه صرفا یک افزایش قیمت معمول باشد، بیانگر فاصله بسیار بزرگ میان قیمت پیشین و قیمت مشاهدهشده در زمان بررسی است.
البته باید میان افزایش قیمت مشاهدهشده یک قلم دارویی و تورم رسمی بخش دارو تفاوت گذاشت. این منبع مورد استناد، قیمتهای بازار در تهران را رصد کرده و اعلام کرده است که این ارقام میانگین قیمتها هستند. ازاینرو، عدد ۶۴۲ درصد را نباید به کل بازار انسولین یا کل داروهای ایران تعمیم داد.
با این حال، دادههای دیگری نیز از افزایش فشار هزینهای بر مصرفکنندگان دارو حکایت دارد. یک خبرگزاری در جولای ۲۰۲۶ گزارش کرد که هزینه پرداختی یک بیمار برای نسخهای شامل دارو «NovoMix FlexPen» در یک داروخانه در تبریز، بین اوایل ماه می و ۲۸ ژوئن از ۱.۵۹ میلیون ریال به حدود ۳۹.۱ میلیون ریال افزایش یافته است؛ این رسانه با استناد به اسناد بهدستآمده خود، افزایش پرداخت مربوط به آن نسخه را حدود ۲,۳۵۵ درصد اعلام کرد و در عین حال توضیح داد که افزایش کل هزینه نسخه، حدود ۳۸.۷ درصد بوده است. این تفاوت نشان میدهد تغییر سهم پرداختی بیمار میتواند بسیار بزرگتر از افزایش قیمت خود دارو باشد.
بنابراین گرانی کالاهای اساسی در حوزه سلامت فقط به برچسب قیمت دارو محدود نمیشود؛ ساختار پرداخت، سهم بیمه و میزان پوشش هزینه نیز تعیین میکند که شوک قیمت در نهایت چه مقدار از درآمد خانوار را جذب کند.
پاراستامول و شیرخشک؛ فشار از درمان تا تغذیه
شدت گرانی کالاهای اساسی در سبد سلامت به انسولین محدود نیست. بر اساس دادههای رصدشده توسط یکی دیگر از رسانهها، قیمت پاراستامول ۹۳ درصد افزایش یافته است. شیرخشک نیز که بخش بزرگی از آن با حمایت دولت عرضه میشود، در همین مقایسه ۹۵ درصد گرانتر شده است.
اهمیت شیرخشک از این جهت بیشتر است که خانوارهایی که به آن نیاز دارند، امکان جایگزینی نامحدود آن با کالاهای ارزانتر را ندارند. از سوی دیگر، گزارشهای داخلی پیشین نیز نشان دادهاند که بازار شیرخشک ایران با مسائل مرتبط با تامین، توزیع و تغییرات نرخ ارز مواجه بوده است. یک راسانه داخلی در سال ۱۴۰۴ گزارش کرده بود که تولیدکنندگان شیرخشک با فشار نقدینگی و مشکلات مرتبط با تامین مواد اولیه روبهرو بودهاند و تغییر نرخ ارز در این زنجیره بر هزینه تولید اثر گذاشته است.
در نتیجه، گرانی کالاهای اساسی در این بخش میتواند همزمان دو مسیر متفاوت افزایش هزینه تولید و واردات از یک سو و کاهش قدرت خرید مصرفکننده از سوی دیگر داشته باشد. هنگامی که این دو روند همزمان رخ دهند، خانوار برای حفظ مصرف یک کالای اساسی ناچار است سهم بیشتری از درآمد خود را به آن اختصاص دهد.
تورم از بازار ارز به سبد خانوار
گزارش رویترز در ۱۷ آگوست نشان میدهد فشار قیمتی در ایران پیش از مرحله اخیر افت ارزش ریال نیز شدید بوده است. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران که رویترز از آن نقل کرده، تورم سالانه در جولای به ۶۶ درصد رسیده، قیمت مصرفکننده نسبت به سال ۱۴۰۴ حدود ۸۷.۹ درصد افزایش داشته و تورم مواد غذایی به ۱۲۸ درصد رسیده است.
این ارقام زمینه مهمی برای فهم گرانی کالاهای اساسی فراهم میکنند. اگر تورم عمومی و بهویژه تورم مواد غذایی در سطح بسیار بالا قرار داشته باشد، یک شوک جدید ارزی میتواند فشار بیشتری بر خانوارهایی وارد کند که بخش بزرگی از درآمد خود را پیش از این نیز برای غذا، درمان و مسکن هزینه میکردند. همچنین این خبرگزاری گزارش داده که خانوارهای ایرانی در واکنش به افزایش هزینهها مصرف گوشت و برخی اقلام اصلی را کاهش دادهاند.
در بازار مسکن نیز رویترز به افزایش ۳۱ درصدی اجارهبها در مارس نسبت به مدت مشابه سال ۱۴۰۴ بر اساس دادههای مرکز آمار اشاره کرده و گزارش داده است که ارزش دلاری حداقل دستمزد ایران از حدود ۱۰۵ دلار در اواخر مارس به حدود ۸۶ دلار کاهش یافته است. بنابراین فشار هزینهای خانوار فقط از مسیر گرانی کالاهای اساسی ایجاد نمیشود و همزمان کاهش ارزش واقعی درآمد نیز قدرت خرید را محدودتر میکند.
هزینه درمان در برابر درآمد خانوار
پیامد اصلی گرانی کالاهای اساسی زمانی آشکار میشود که رشد قیمت با رشد درآمد همسرعت نباشد. رویترز گزارش داده است که حداقل دستمزد ایران در سال جاری حدود ۶۰ درصد افزایش یافته، اما افت ارزش ریال موجب شده ارزش دلاری آن کاهش پیدا کند. در همین حال، خانوادهها برای مقابله با فشار هزینهها به کاهش مصرف برخی اقلام غذایی روی آوردهاند.
گزارش آسوشیتدپرس نیز تصویر مشابهی ارائه میکند. این خبرگزاری از خانوادههایی در ایران گزارش داده که برای تامین نیازهای پایه، سبد خرید خود را محدودتر کردهاند و برخی اقلام غذایی را حذف کردهاند. آسوشیتدپرس همچنین به برآورد صندوق بینالمللی پول اشاره کرده است که تورم ایران تا پایان سال میتواند به نزدیک ۷۰ درصد برسد و اقتصاد کشور نیز بیش از ۵ درصد کوچک شود.
در چنین شرایطی، گرانی کالاهای اساسی میتواند سهم هزینههای غیرقابلحذف را در بودجه خانوار افزایش دهد. هزینه درمان، دارو و تغذیه نوزاد از جمله هزینههایی هستند که برخلاف کالاهای اختیاری، امکان کاهش آنها محدودتر است؛ به همین دلیل افزایش قیمت آنها میتواند فشار بیشتری نسبت به افزایش قیمت کالاهای مصرفی قابلحذف ایجاد کند.
فشار ارزی چگونه به بازار سلامت منتقل میشود؟
مسیر انتقال شوک ارزی به بازار سلامت در ایران فقط از کانال قیمت دلار عبور نمیکند. رویترز گزارش داده که جنگ و تحریمها موجب اختلال در تجارت، آسیب به زیرساختها و افزایش هزینه انتقال کالا شدهاند. این شرایط برای کالاهایی که نیازمند واردات، مواد اولیه خارجی یا مسیرهای حملونقل بینالمللی هستند، اهمیت بیشتری دارد.
رویترز همچنین در ۲۴ آگوست گزارش داد که صادرات هند به ایران، از جمله برنج، چای و دارو، در معرض کاهش قرار گرفته است؛ دلیل آن نیز تحریمهای جدید آمریکا و تعلیق تجارت و تراکنشهای مالی میان امارات و ایران عنوان شده است. این خبرگزاری تاکید کرد که صادرکنندگان با مشکلات پرداخت، حملونقل، بیمه و هزینههای معامله مواجه هستند و برخی کالاهای بشردوستانه و دارویی ممکن است همچنان از معافیتها استفاده کنند.
این تحولات نشان میدهد گرانی کالاهای اساسی میتواند حاصل ترکیب چند فشار کاهش ارزش ریال، دشوارتر شدن تأمین مالی، افزایش هزینه حملونقل و بیمه و اختلال در مسیرهای تجاری باشد. بنابراین نسبت دادن کل افزایش قیمت یک کالا به نرخ ارز، بدون بررسی زنجیره تامین آن کالا، از نظر تحلیلی دقیق نیست.
فشار بر دولت برای حفظ یارانهها
شیرخشک نمونه روشنی از محدودیت سیاست یارانهای در برابر شوک ارزی است. یک رسانه گزارش کرده که بخش بزرگی از شیرخشک در ایران همچنان با یارانه دولتی عرضه میشود، اما قیمت مشاهدهشده آن در مقایسه با دوره پیش از جنگ ۹۵ درصد افزایش یافته است.
به این ترتیب، گرانی کالاهای اساسی میتواند حتی در شرایطی که دولت بخشی از هزینه را یارانه میدهد، به مصرفکننده منتقل شود. افزایش هزینههای ارزی، تولید و توزیع میتواند فاصله میان هزینه واقعی زنجیره تامین و قیمت قابلپرداخت برای خانوار را افزایش دهد؛ در نتیجه دولت ناچار است میان افزایش یارانه، کنترل قیمت یا پذیرش بخشی از افزایش هزینه در بازار تصمیمگیری کند.
گزارش رویترز نیز نشان میدهد دولت ایران در شرایطی با فشار فزاینده بر درآمدهای خود روبهروست که صادرات نفت، زیر فشار تحریمها و اختلالات ناشی از جنگ قرار گرفته است. بنابراین توان مالی دولت برای خنثی کردن کامل آثار شوک ارزی نیز با محدودیت مواجه است.
سبد ضروریات؛ تصویر واقعیتر از تورم
یکی از مهمترین پیامهای دادههای اخیر این است که برای سنجش اثر افت ریال، نگاه کردن به یک شاخص عمومی تورم کافی نیست. گرانی کالاهای اساسی در واقعیت اقتصادی خانوار از مجموعهای از قیمتها تشکیل میشود که وزن و قابلیت جایگزینی آنها یکسان نیست.
افزایش ۶۴۲ درصدی قیمت مشاهدهشده برای انسولین، ۹۳ درصدی پاراستامول و ۹۵ درصدی شیرخشک، در کنار افزایش ۱۲۸ درصدی قیمت مواد غذایی در مقیاس سالانه که رویترز از مرکز آمار ایران نقل کرده، نشان میدهد شدت فشار در گروههای مختلف کالا میتواند تفاوت قابلتوجهی داشته باشد. این تفاوت برای خانوارهایی که مصرف آنها به دارو یا شیرخشک وابسته است، اهمیت بیشتری دارد.
از همین منظر، گرانی کالاهای اساسی را نمیتوان فقط با میانگین تورم توضیح داد. ترکیب مصرف خانوار تعیین میکند که افت ارزش ریال چه میزان از درآمد ماهانه را تحت فشار قرار دهد. خانواری که بخش بزرگی از هزینه خود را صرف دارو، مواد غذایی و کالاهای اساسی میکند، ممکن است اثر افزایش قیمتها را بسیار شدیدتر از خانواری احساس کند که امکان کاهش یا جایگزینی بخشی از مصرف خود را دارد.
چشمانداز؛ مشکل فقط افزایش قیمت دلار نیست
چشمانداز گرانی کالاهای اساسی به مسیر نرخ ارز وابسته است، اما گزارشهای اخیر نشان میدهند متغیرهای دیگری نیز همزمان بر اقتصاد ایران فشار وارد میکنند. رویترز از ترکیب تورم بالا، افت ارزش ریال، اختلال تجارت، آسیب زیرساختی و کاهش تولید بهعنوان عواملی یاد کرده که فشار اقتصادی را تشدید کردهاند.
آسوشیتدپرس نیز با استناد به برآورد صندوق بینالمللی پول، احتمال تورم نزدیک به ۷۰ درصد و کاهش بیش از ۵ درصدی تولید اقتصادی در سال جاری را مطرح کرده است. این ارقام پیشبینی هستند و نه نتایج قطعی؛ اما در صورت تحقق، فشار بر قدرت خرید خانوار و هزینه تامین کالاهای اساسی همچنان بالا باقی خواهد ماند.
در چنین وضعیتی، گرانی کالاهای اساسی بیش از آنکه یک مسئله محدود به بازار ارز باشد، به مسئله قدرت خرید، امنیت غذایی و دسترسی به خدمات سلامت تبدیل میشود. دادههای میدانی اخیر نشان میدهند شوک ارزی از بازار دلار عبور کرده و به اقلامی رسیده است که خانوار برای ادامه زندگی روزمره امکان حذف آنها را ندارد.
در نهایت، گرانی کالاهای اساسی را باید در نقطه اتصال سه متغیر ارزش پول ملی، هزینه تامین و توان پرداخت خانوار دنبال کرد. هنگامی که هر سه همزمان تحت فشار قرار میگیرند، افزایش قیمت یک کالا دیگر صرفا یک عدد در تابلوی بازار نیست؛ بلکه مستقیما بر اندازه سبد خرید، سهم هزینه درمان و کیفیت مصرف خانوار اثر میگذارد. دادههای موجود درباره انسولین، پاراستامول و شیرخشک نیز تصویری روشن از همین انتقال فشار از بازار ارز به زندگی روزمره ارائه میکنند، هرچند ارقام این سه قلم باید همچنان بهعنوان دادههای میدانی و نه شاخص رسمی تورم تفسیر شوند.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

تورم چگونه شغل دوم را به ضرورت خانوار تبدیل کرده است؟

اصلاح بودجه ۱۴۰۵؛ افزایش کالابرگ یا افت درآمد بیشتر؟

تورم؛ کابوس تلخ بقای سبد مصرفی خانوارها در روزهای جنگ

هزینه تأمین سبد برای خانوار ۳ نفره از مرز ۲۴ میلیون تومان گذشت

جهش پنهان قیمتها در سبد خانوار/ رشد ۳۵ تا ۴۵ درصدی اقلام اساسی از دی تا اسفند ۱۴۰۴

 copy.webp)
۰ دیدگاه