
قدرت خرید زیر فشار تورم؛ هزینه زندگی از درآمد کارگر و بازنشسته سبقت گرفت
افزایش حقوق زمانی به بهبود معیشت منجر میشود که از رشد هزینههای زندگی عقب نماند. در شهریور ماه ۱۴۰۵، کاهش قدرت خرید زیر سایه تورم نشان میدهد درآمد ثابت کارگران و بازنشستگان پیش از رسیدن به پایان ماه، بخش مهمی از توان خود را از دست میدهد.
به گزارش نماد اقتصاد، تورم زمانی برای خانوار معنا پیدا میکند که پای دخل و خرج روزمره بنشیند. افزایش قیمت مواد غذایی، اجاره، درمان، حملونقل و سایر کالاها و خدمات باعث شده است افزایش اسمی حقوق، الزاما به معنای افزایش قدرت خرید نباشد. در چنین شرایطی، یک رقم ثابت برای هزینه زندگی نمیتواند وضعیت همه خانوارها را توضیح دهد؛ چراکه هزینه یک کارگر مجرد در یک شهر متوسط با هزینه یک خانوار چهار نفره در تهران قابل مقایسه نیست.
در سال ۱۴۰۵، حداقل مزد پایه کارگران حدود ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین شده است و با احتساب مزایا، دریافتی حداقلبگیران بسته به وضعیت تاهل، سابقه و تعداد فرزندان افزایش مییابد. در همین حال، برآوردهای مختلف از هزینه معیشت فاصله قابلتوجهی را میان درآمد و مخارج نشان میدهند.
یکی از تازهترین برآوردها، هزینه زندگی خانوار کارگری در تهران در پایان تیر ماه ۱۴۰۵ را نزدیک به ۹۰ میلیون تومان اعلام کرده است و بر همین اساس، مزد مصوب تنها حدود هشت روز هزینه زندگی را پوشش میدهد.
یک تهران، یک ایران نیست
هزینه زندگی خانوار به شدت به محل سکونت وابسته است. مهمترین عامل در این میان، مسکن است؛ هزینهای که در شهرهای بزرگ سهم بسیار بیشتری از بودجه خانوار را میبلعد. دادههای هزینه و درآمد خانوار نشان میدهد تفاوت میان استانها قابل توجه است.
در سال ۱۴۰۳، متوسط هزینه ماهانه خانوار شهری در تهران حدود ۳۳ میلیون تومان گزارش شده؛ در حالی که این رقم در سمنان حدود ۱۲.۸ میلیون تومان بوده است. البته این ارقام مربوط به متوسط هزینه واقعی خانوارها در آن سال هستند و نباید با سبد معیشت حداقلی یا هزینه زندگی در شهریور ماه ۱۴۰۵ یکی گرفته شوند اما همین فاصله، تفاوت جغرافیایی هزینه زندگی را نشان میدهد.
اندازه خانوار؛ همان حقوق، فشار متفاوت
تعداد اعضای خانوار دومین متغیر تعیینکننده است. حقوق ۲۱.۸ میلیون تومانی برای یک فرد مجرد، از نظر قدرت پوشش هزینه با همین درآمد برای خانواده سه یا چهار نفره تفاوت اساسی دارد.
هر عضو اضافه خانوار به معنای افزایش هزینه خوراک، پوشاک، درمان، حملونقل و آموزش است. در مقابل، برخی هزینهها مانند اجاره مسکن الزاما به همان نسبت افزایش پیدا نمیکنند. به همین دلیل، هزینه سرانه خانوارهای بزرگتر ممکن است پایینتر باشد اما مبلغ کل هزینه ماهانه به شکل محسوسی افزایش مییابد.
در همین شرایط، برآوردهای اخیر نشان میدهد هزینه تنها سبد غذایی یک خانوار سهنفره شهری در شهریور ماه به حدود ۱۲.۲ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی که هنوز هزینه مسکن، درمان، حملونقل و سایر اقلام را شامل نمیشود.
از سوی دیگر، برآوردهای جدیدتر برای یک خانوار چهار نفره، هزینه سبد خوراکی و شوینده را بیش از ۴۰ میلیون تومان اعلام کردهاند؛ این رقم نیز کل هزینه زندگی نیست و مسکن و بسیاری از خدمات را دربر نمیگیرد.
تصویر هزینه زندگی براساس شهر و اندازه خانوار

این جدول به معنای اعلام یک عدد قطعی برای هر شهر نیست بلکه نشان میدهد چرا نمیتوان رقم یک سبد معیشت را بدون توجه به محل زندگی و تعداد اعضای خانوار، به همه حقوقبگیران تعمیم داد.
۹۰ میلیون تومان؛ عددی برای تهران، نه همه خانوارها
برآورد ۹۰ میلیون تومانی را باید با احتیاط خواند. این رقم در گزارشهای اخیر بهعنوان هزینه زندگی یک خانوار کارگری در تهران مطرح شده است و در نتیجه نمیتوان آن را بهعنوان متوسط هزینه کل کشور معرفی کرد.
اهمیت این عدد در جای دیگری است: اگر یک خانوار متوسط کارگری در شهری با هزینه بالا ماهانه به چنین سطحی از منابع نیاز داشته باشد، درآمد ۲۱.۸ یا ۲۴ میلیون تومانی نمیتواند پوشش مناسبی ایجاد کند.
برای مثال، درآمد ۲۴ میلیون تومانی در برابر هزینه ۹۰ میلیون تومانی، تنها حدود ۲۶.۷ درصد هزینه ماهانه را پوشش میدهد. یعنی اگر این دو رقم را صرفا بهصورت ریاضی مقایسه کنیم، درآمد مذکور معادل حدود هشت روز از یک ماه ۳۰ روزه است.
مسکن؛ متغیری که فاصله شهرها را بیشتر میکند
در میان اقلام هزینهای، مسکن یکی از مهمترین عواملی است که باعث میشود قدرت خرید یک حقوق ثابت در شهرهای مختلف متفاوت باشد. در تهران، هزینه اجاره میتواند بخش بزرگی از درآمد ماهانه خانوار را مصرف کند. حتی برآوردهای بازار مسکن در شهریور ماه ۱۴۰۵ از سطح بالای هزینه اجاره در تهران حکایت دارد.
در شهرهای کوچکتر، ممکن است خانوار با اجاره پایینتر زندگی کند و بنابراین بخشی از درآمد که در تهران صرف مسکن میشود، برای خوراک، درمان یا سایر هزینهها باقی بماند. به همین دلیل، مقایسه حقوق بدون درنظر گرفتن هزینه مسکن میتواند تصویری ناقص از قدرت خرید ایجاد کند.
کارگر مجرد در برابر کارگر دارای فرزند
تفاوت اندازه خانوار در موضوع مزد اهمیت ویژهای دارد. کارگر مجرد با دریافتی حدود ۲۱.۸ میلیون تومان، تمام درآمد خود را برای یک نفر خرج نمیکند اما خانوار سه یا چهار نفره باید همین منابع را میان چند مصرفکننده تقسیم کند.
در خانوار دارای فرزند، هزینههای آموزشی، درمانی و خوراکی نیز اضافه میشود. بنابراین ممکن است دو کارگر با درآمد یکسان، صرفا به دلیل تفاوت تعداد اعضای خانواده، سطح رفاه کاملا متفاوتی داشته باشند.
از این منظر، «حقوق ماهانه» شاخص کاملی برای سنجش رفاه نیست بلکه حقوق به ازای تعداد اعضای خانوار تصویر دقیقتری ارائه میدهد.
بازنشستهها؛ شهر و خانوار هر دو مهماند
همین مسئله درباره بازنشستگان نیز صدق میکند. حداقل مستمری حدود ۱۶.۸ میلیون تومان، برای یک بازنشسته تنها در یک شهر کمهزینه با شرایط یک خانوار بازنشسته چندنفره در تهران یکسان نیست.
هزینه درمان، دارو و مسکن نیز در سنین بازنشستگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. بنابراین حتی اگر دو خانوار درآمد ماهانه یکسانی داشته باشند، ساختار هزینه آنها میتواند کاملا متفاوت باشد. به همین دلیل، مقایسه مستمری با یک عدد واحد برای سبد معیشت، تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
فاصله درآمد و هزینه فقط یک عدد نیست
مشکل اصلی اقتصاد خانوار در شرایط تورمی این نیست که درآمد هیچ رشدی ندارد؛ مشکل آن است که هزینهها با سرعت بیشتری حرکت میکنند. در سال ۱۴۰۵، افزایش ۶۰ درصدی مزد در ظاهر قابل توجه است اما اگر هزینههای ضروری خانوار سریعتر افزایش پیدا کنند، بخشی از این افزایش در همان ماههای نخست از بین میرود.
تازهترین تحولات مزدی نیز نشان میدهد موضوع قدرت خرید همچنان در دستور کار قرار دارد. دولت با تشکیل جلسه کمیته بازنگری مزد ۱۴۰۵ موافقت کرده است؛ هرچند این موضوع به معنای تصویب افزایش جدید مزد نیست.
درآمد ماهانه معیار کافی برای سنجش معیشت نیست
یک حقوق مشخص ممکن است برای یک فرد مجرد در شهری کوچک، بخش بزرگتری از هزینه ماهانه را پوشش دهد اما همان درآمد برای خانواده چهار یا پنج نفره در تهران فاصله بسیار بیشتری با هزینه واقعی زندگی داشته باشد.
آنچه در این میان روشن است، اینکه افزایش اسمی حقوق بهتنهایی نمیتواند شکاف ایجادشده را پر کند. تا زمانی که سرعت رشد هزینههای ضروری، بهویژه خوراک و مسکن از رشد درآمد جلوتر باشد، افزایش فیش حقوقی لزوما به معنای افزایش رفاه نیست و ممکن است تنها به معنای خرید چند روز بیشتر از ماه باشد.
اخبار مرتبط

کاهش تقاضای خرید در بازار طلا/ قیمت ها حباب دارد

تورم زیر ذرهبین؛ بانک مرکزی تا کجای مسیر مهار گرانی پیش رفته است؟

سبد معیشت از ۵۰ میلیون تومان گذشت/ دستمزد کارگران ترمیم میشود؟

اعدادی که حال کسبوکار ایران را نشان میدهند

پشت تورم خوراکیها چه میگذرد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه