
آیا صادرات نفت ایران بدون بازگشایی هرمز و کاهش تحریمها احیا میشود؟
سرنوشت صادرات نفت ایران در شرایطی بار دیگر به دو متغیر وضعیت تردد در تنگه هرمز و امکان فروش نفت به چین گره خورده است که یکی در اختیار تهران و دیگری در اختیار مسیر مذاکرات و سیاست تحریمی واشنگتن قرار دارد. دادههای بازار نشان میدهد فشار تحریم و محاصره دریایی، حجم بارگیری نفت ایران را بهشدت کاهش داده، در حالی که مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد مسیر امن کشتیرانی میتواند بخشی از محدودیت لجستیکی را کاهش دهد. در همین حال، چین همچنان مهمترین خریدار نفت ایران است، اما حتی این بازار نیز در برابر تشدید تحریمها و ریسک حملونقل مصون نمانده است.
به گزارش نماد اقتصاد، آخرین دادههای بازار نشان میدهد فشار بر صادرات نفت ایران در ماه آگوست ۲۰۲۶ به سطحی کمسابقه رسیده است. بر اساس دادههای کپلر که رویترز به نقل از منابع تجاری منتشر کرده، صادرات نفت ایران در ماه آگوست به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته، در حالی که میانگین سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بوده است.
صادرات نفت ایران زیر فشار دوگانه تحریم و هرمز
این افت تنها نتیجه کاهش تقاضا نیست، بلکه محدودیت فیزیکی در جابهجایی محمولهها نیز نقش تعیینکنندهای دارد. رویترز گزارش داده است که از زمان آغاز محاصره مجدد در ماه جولای، صادرات نفت ایران از مسیر تنگه هرمز عملا متوقف شده و پالایشگاههای مستقل چین که به نفت تخفیفدار ایران وابستهاند، برای تامین خوراک خود به گزینههای جایگزین روی آوردهاند.
دادههای خبرگزاریهای داخلی و خارجی نیز همین فشار را از زاویهای دیگر تایید میکنند. یک خبرگزاری با استناد به دادههای کپلر گزارش داده است که بارگیری نفت خام ایران در آگوست به حدود ۲۸۷ هزار بشکه در روز رسیده، در حالی که سطح بارگیری پیش از جنگ حدود ۲ میلیون بشکه در روز بوده است.
بنابراین، وضعیت کنونی صادرات نفت ایران را نمیتوان صرفا با مقایسه ظرفیت تولید و فروش توضیح داد؛ گلوگاه اصلی در مقطع فعلی، زنجیرهای از حملونقل، بیمه، دسترسی به بنادر، مسیرهای دریایی و ریسک تحریم خریداران است.
چین؛ آخرین بازار بزرگ نفت ایران
چین همچنان مهمترین حلقه در زنجیره صادرات نفت ایران محسوب میشود. وزارت خزانهداری آمریکا در آوریل اعلام کرده بود که حدود ۹۰ درصد نفت ایران به چین میرود و پالایشگاههای مستقل موسوم به «تِیپات» سهم مهمی در خرید این نفت دارند.
گزارش رویترز در ۲۴ آگوست نشان میدهد صادرات نفت ایران به چین از حدود ۸۲۳ هزار بشکه در روز در جولای به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز در آگوست کاهش یافته است.
این افت در شرایطی رخ داده که پالایشگاههای مستقل چین طی سالهای تحریم توانستهاند بخش مهمی از نفت ایران را جذب کنند. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز نشان میدهد صادرات نفت خام و میعانات ایران به چین از حدود ۳۱۱ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۰ به حدود ۱.۴۴۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۴ رسیده بود.
با این حال، ظرفیت چین برای جذب نفت ایران به معنی مصونیت صادرات نفت ایران از تحریم نیست. رویترز گزارش داده است که آمریکا با تهدید به تحریم شدیدتر شرکتها و خریداران چینی، ریسک فعالیت پالایشگاههای مستقل این کشور را افزایش داده است.
فایننشالتایمز نیز گزارش داده است که پکن در برابر تحریم شرکتهای چینی مرتبط با خرید نفت ایران هشدار به واکنش متقابل داده، در حالی که پالایشگاههای دولتی چین عمدتا از خرید نفت ایران فاصله گرفتهاند و پالایشگاههای خصوصی همچنان نقش اصلی را در این تجارت دارند.
این وضعیت نشان میدهد ریسک اصلی برای صادرات نفت ایران در بازار چین، حذف کامل تقاضا نیست؛ بلکه افزایش هزینه و ریسک معامله است. نفت ایران ممکن است همچنان مشتری داشته باشد، اما مسیر انتقال، پرداخت و تسویه آن میتواند دشوارتر و پرهزینهتر شود.
تحریم؛ فشار بر درآمد، نه فقط حجم صادرات
در ساختار فعلی صادرات نفت ایران، تحریم از چند مسیر بر درآمد اثر میگذارد. نخست، محدودیت در تعداد محمولههایی است که میتوان بارگیری کرد؛ دوم، افزایش هزینه حمل و عملیات واسطهای و سوم، تخفیفهایی است که برای جبران ریسک تحریم به خریدار ارائه میشود.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا تاکید کرده است که صادرات نفت و سایر مایعات نفتی سهم مهمی در درآمد دولت ایران دارد و تحریمها و کمبود سرمایهگذاری، ظرفیت تولید نفت کشور را محدود کردهاند. این نهاد ظرفیت تولید نفت خام ایران در صورت رفع تحریمهای نفتی را حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز برآورد کرده است.
در عین حال فاصله میان ظرفیت تولید و درآمد واقعی نشان میدهد که برای صادرات نفت ایران، امکان تولید بهتنهایی کافی نیست. زمانی که نفت در مخازن یا نفتکشها باقی بماند و امکان انتقال مطمئن آن به خریدار وجود نداشته باشد، افزایش تولید لزوما به افزایش درآمد جاری منجر نمیشود.
فایننشالتایمز گزارش داده است که در اوایل آگوست، پایانه خارک، مهمترین پایانه صادرات نفت ایران، برای چند روز بدون فعالیت نفتکشها باقی مانده بود و اختلال در حرکت نفتکشها موجب شده بود تهران برای جلوگیری از پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی، تولید را نیز کاهش دهد.
هرمز؛ متغیر تعیینکننده در سناریوی مذاکره
برای صادرات نفت ایران، تنگه هرمز تنها یک مسیر جغرافیایی نیست؛ این آبراه در شرایط فعلی به متغیری تعیینکننده برای کل زنجیره صادرات نفت تبدیل شده است. رویترز گزارش داده است که پیش از بحران، حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از این تنگه عبور میکرد، اما جریان نفت از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز به حدود ۵ میلیون بشکه کاهش یافته است.
در همین حال، مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد سازوکار عبور ایمن کشتیها ادامه داشته است. سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز اعلام کرده بود که گفتوگوهای تهران و مسقط بر تعیین مسیرهای امن کشتیرانی متمرکز است و ابعاد فنی، حقوقی، امنیتی و زیستمحیطی آن بررسی شده است.
رویترز در ۲۷ آگوست گزارش داد که امید به پیشرفت مذاکرات میان ایران، عمان و قطر موجب کاهش قیمت نفت شده است؛ زیرا بازار انتظار دارد بازگشایی مسیرهای کشتیرانی بتواند بخشی از اختلال عرضه را برطرف کند. قیمت نفت برنت در همین روز حدود ۸۶.۷۷ دلار در هر بشکه گزارش شد.
در مقابل، دادههای کشتیرانی نشان میدهد مسیر هرمز هنوز با وضعیت عادی فاصله زیادی دارد. بر اساس دادههای کپلر که رویترز منتشر کرده، در یک روز تنها پنج شناور کالایی از تنگه عبور کردند، در حالی که میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۵ عبور بود.
از این رو، در سناریوی مذاکره، اثر اقتصادی اصلی برای صادرات نفت ایران نه الزاما افزایش فوری قیمت نفت، بلکه کاهش ریسک انتقال محمولههاست. بازگشت مسیرهای دریایی میتواند امکان فروش نفت ذخیرهشده، بارگیری مجدد و بازگشت تدریجی خریداران را افزایش دهد؛ البته تحقق این روند به کاهش همزمان ریسک تحریم نیز وابسته است.
درآمد نفتی در کدام سناریو شکنندهتر است؟
سناریوی تداوم تحریم، برای صادرات نفت ایران از یک جهت روشن و از جهت دیگر پیچیده است: خریدار اصلی همچنان وجود دارد، اما توان دسترسی به بازار کاهش مییابد.
رویترز گزارش داده است که حجم نفت ایران در ذخایر شناور خارج از منطقه محاصره از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه به حدود ۸۰ میلیون بشکه کاهش یافته و تنها حدود ۳۰ میلیون بشکه از این ذخایر در آبهای آسیایی قرار دارد.
این کاهش ذخایر شناور اهمیت زیادی دارد، زیرا بخشی از تجارت صادرات نفت ایران در شرایط تحریم به توانایی نگهداری نفت روی آب و یافتن مسیرهای غیرمستقیم فروش وابسته بوده است.
در چنین شرایطی، اگر محاصره و تحریم برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، فشار بر حجم فروش و توان دریافت درآمد تشدید میشود. فایننشالتایمز نیز گزارش داده است که برخی درآمدها همچنان از محمولههای قبلی که در مسیر بازارهای آسیایی قرار دارند ایجاد میشود، اما صادرات جاری ایران با اختلال جدی مواجه شده است.
در مقابل، سناریوی مذاکره میتواند ریسک لجستیکی را کاهش دهد، اما لزوما به معنای رفع کامل تحریمهای نفتی نیست. نمونه آن مجوز موقت صادرشده از سوی دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا در ژوئن بود که اجازه تولید، تحویل و فروش نفت ایران را برای مدت مشخصی فراهم کرد، اما این مجوز بعدا لغو و با مجوز دیگری جایگزین شد.
این تجربه نشان میدهد شکنندگی صادرات نفت ایران در سناریوی مذاکره نیز همچنان بالا خواهد بود، مگر اینکه توافقی پایدار درباره تحریمهای نفتی، حملونقل و پرداخت شکل بگیرد. این جمعبندی از سابقه مجوزهای موقت و وضعیت فعلی مذاکرات قابل استخراج است.
چین، هرمز و قیمت نفت؛ سه متغیر درآمد ایران
در آینده صادرات نفت ایران، سه متغیر ظرفیت چین برای ادامه خرید، وضعیت تردد در تنگه هرمز و سطح تحریمهای آمریکا علیه شبکه فروش نفت ایران بیش از سایر عوامل اهمیت دارند.
چین از یک سو به نفت ایران نیاز دارد و از سوی دیگر با افزایش ریسک تحریمهای ثانویه مواجه است. فایننشالتایمز گزارش داده است که پکن نسبت به تحریم شرکتهای چینی هشدار داده، اما پالایشگاههای بزرگ دولتی همچنان با احتیاط رفتار میکنند و خرید نفت ایران بیشتر در اختیار پالایشگاههای مستقل قرار گرفته است.
از سوی دیگر، کاهش صادرات ایران لزوما به معنای افزایش متناسب درآمد نیست، زیرا افزایش قیمت جهانی نفت میتواند بخشی از کاهش حجم صادرات را جبران کند. رویترز در تحلیل خود گزارش داده است که قیمت نفت همچنان تحت تاثیر ریسک ژئوپلیتیکی بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد، در حالی که کاهش تقاضای چین و استفاده از ذخایر جهانی مانع جهش شدیدتر قیمت شده است.
بنابراین، رابطه میان حجم صادرات نفت ایران و درآمد نفتی خطی نیست؛ افت شدید حجم فروش میتواند با قیمت بالاتر نفت تا حدی جبران شود، اما اگر اختلال در حملونقل و تحریم باعث توقف طولانیمدت جریان صادرات شود، اثر قیمت بالاتر نیز محدود خواهد شد.
در شرایط کنونی، شکنندهترین بخش صادرات نفت ایران نه لزوما ظرفیت تولید و نه حتی نبود مشتری است؛ بلکه وابستگی درآمد نفتی به یک مسیر صادراتی محدود، خریداران پرریسک و شبکهای است که در برابر تحریمهای ثانویه آسیبپذیر باقی مانده است.
سناریوی تداوم تحریم، درآمد نفتی ایران را از مسیر کاهش حجم فروش و دشوارتر شدن دسترسی به درآمد تحت فشار قرار میدهد؛ در حالی که سناریوی مذاکره میتواند با کاهش ریسک هرمز و بازگشت تدریجی جریان صادرات، امکان احیای فروش را افزایش دهد، اما تا زمانی که درباره تحریمهای نفتی و سازوکار پرداخت توافق پایدار شکل نگیرد، آسیبپذیری صادرات نفت ایران پابرجا خواهد ماند.
به این ترتیب، برای صادرات نفت ایران تفاوت میان دو سناریو بیشتر در قابلیت اتکا به درآمد نمایان میشود تا صرفا میزان نفت موجود برای فروش. اگر مسیر هرمز باز شود اما تحریمهای مالی و نفتی باقی بمانند، بخشی از گلوگاه صادرات رفع خواهد شد و اگر تحریمها کاهش یابند اما مسیرهای دریایی همچنان مختل باشند، افزایش ظرفیت فروش نیز با محدودیت اجرایی مواجه میشود.
در نهایت، دادههای موجود نشان میدهد صادرات نفت ایران در نقطهای قرار گرفته که سرنوشت درآمد آن بیش از گذشته به همزمانی سه تحول کاهش فشار تحریمی، بازگشت امنیت کشتیرانی در هرمز و حفظ توان چین برای ادامه خرید نفت ایران وابسته است.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

مهمترین خبرهای اقتصادی هفته؛ از کالابرگ تا نفت و فدرال رزرو

قیمت نفت ۷۰، ۸۰ و ۹۰ دلاری؛ کدام صنایع بورس ایران برنده و بازندهاند؟

افت قیمت نفت چه تاثیری بر دلار، بورس و بودجه ایران دارد؟

قیمت نفت امروز؛ بازار در انتظار گزارش ماهانه اوپک

قیمت دلار ۱۸ مرداد ۱۴۰۵؛ بازار ارز به کدام خبر سیاسی واکنش نشان داد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه