اما برای ایران، داستان کمی متفاوت است. باز شدن تنگه هرمز میتواند هزینههای اضافی اقتصاد را کاهش دهد اما الزاما به معنای رفع تحریمها نیست. بنابراین باید میان بازگشایی مسیر کشتیرانی و عادی شدن تجارت خارجی ایران تفاوت قائل شد.
اولین تغییر؛ هزینه تجارت پایین میآید
یکی از نخستین اثرات بازگشایی هرمز را باید در هزینه حملونقل جستوجو کرد. طی ماههای گذشته، ریسک عبور از این مسیر باعث افزایش هزینههای بیمه و حمل دریایی شده است. حتی در دورهای که بحث بازگشایی هرمز مطرح بود، بیمهگران تاکید داشتند که بازگشایی فیزیکی آبراه، لزوما به معنای بازگشت فوری پوششهای بیمهای به شرایط عادی نیست. برخی گزارشها از باقی ماندن حق بیمههای جنگی در سطوح بسیار بالاتر از دوره پیش از بحران حکایت داشتند.
بنابراین اگر بازگشایی تنگه هرمز واقعی، پایدار و همراه با کاهش ریسک امنیتی باشد، هزینه حمل و بیمه به تدریج کاهش پیدا میکند. این موضوع برای ایران اهمیت زیادی دارد زیرا بسیاری از صادرات کشور، بهویژه نفت، محصولات پتروشیمی، فولاد و مواد معدنی به حمل دریایی وابستهاند.
کاهش هزینه حمل یعنی بخشی از هزینهای که طی ماههای اخیر به قیمت تمامشده صادرات اضافه شده است، حذف میشود و صادرکننده میتواند با حاشیه سود بالاتری فعالیت کند.
دومین اثر؛ صادرات نفت آسانتر میشود
مهمترین اثر اقتصادی بازگشایی تنگه هرمز، بدون تردید در بازار نفت دیده خواهد شد. برای درک اهمیت این موضوع کافی است به آمارهای پیش از بحران نگاه کنیم. در سال ۲۰۲۴، حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد؛ رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی.
اما دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد جریان نفت از تنگه هرمز در سه ماهه دوم ۲۰۲۶، به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است؛ در حالی که این رقم در سه ماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود. بنابراین بازگشت تدریجی تردد کشتیها میتواند ظرفیت صادرات نفت منطقه را افزایش دهد.
برای ایران، این موضوع از دو مسیر اهمیت دارد؛ نخست، کاهش هزینه و ریسک حمل نفت و دوم، امکان افزایش اطمینان خریداران نسبت به استمرار تحویل محمولهها.
اما یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه باز شدن تنگه هرمز به خودی خود تحریم نفت ایران را لغو نمیکند. اگر محدودیتهای فروش نفت، بیمه، انتقال پول و تحریمهای ثانویه همچنان برقرار باشند، اثر مثبت بازگشایی هرمز بر درآمد نفتی ایران محدود خواهد بود.
سومین تغییر؛ بازار ارز میتواند آرامتر شود
یکی از مهمترین کانالهای انتقال اثر بازگشایی تنگه هرمز به اقتصاد ایران، بازار ارز است. بازار ارز فقط به مقدار صادرات نفت واکنش نشان نمیدهد بلکه به انتظار درباره آینده درآمدهای ارزی نیز حساس است.
وقتی مسیر صادرات ناامن میشود، فعال اقتصادی احتمال کاهش عرضه ارز را در آینده در نظر میگیرد. همین انتظار میتواند تقاضای احتیاطی برای ارز را افزایش دهد. برعکس، اگر بازگشایی تنگه هرمز پایدار باشد و فعالان اقتصادی اطمینان پیدا کنند که صادرات و واردات با ریسک کمتری انجام خواهد شد، بخشی از این تقاضای احتیاطی میتواند کاهش پیدا کند.
در چنین شرایطی، اثر روانی بازگشایی ممکن است حتی پیش از ورود کامل درآمدهای جدید ارزی به بازار ظاهر شود؛ البته این به معنای سقوط قطعی نرخ ارز نیست. وضعیت تحریمها، کسری بودجه، رشد نقدینگی، سیاست ارزی و میزان دسترسی واقعی ایران به درآمدهای صادراتی همچنان تعیینکننده خواهند بود.
چهارمین اثر؛ واردات ارزانتر و سریعتر میشود
تنگه هرمز فقط مسیر صادرات نفت نیست بلکه یک شاهراه تجاری برای ورود کالا به منطقه نیز محسوب میشود. بازگشایی این مسیر میتواند زمان و هزینه حمل کالاهای وارداتی را کاهش دهد. این موضوع برای مواد اولیه، قطعات صنعتی، کالاهای واسطهای و برخی کالاهای اساسی اهمیت بیشتری دارد.
در شرایطی که هزینه حمل و بیمه افزایش یافته است، واردکننده بخشی از این هزینه را به قیمت نهایی کالا منتقل میکند. بنابراین کاهش هزینه حمل میتواند با یک وقفه زمانی، فشار هزینهای را در برخی زنجیرههای تولید کاهش دهد.
این مسئله از منظر تورمی اهمیت دارد زیرا وقتی هزینه واردات مواد اولیه و کالاهای واسطهای کاهش پیدا کند، بخشی از فشار هزینهای تولیدکنندگان نیز کاهش خواهد یافت؛البته اثر آن بر تورم عمومی فوری نیست.
اقتصاد ایران با تورم ساختاری، کسری بودجه و مشکلات تولید روبهروست و نمیتوان انتظار داشت کاهش هزینه حمل به تنهایی موتور تورم را خاموش کند.
پنجمین تغییر؛ صادرات غیرنفتی نفس میکشد
یکی از بخشهایی که احتمالا از بازگشایی تنگه هرمز سود میبرد، صادرات غیرنفتی است. محصولاتی مانند مواد معدنی، فولاد، پتروشیمی و برخی محصولات صنعتی برای رسیدن به بازارهای آسیایی به حمل دریایی وابستهاند.
در چنین محصولاتی، هزینه حمل اهمیت ویژهای دارد زیرا بسیاری از کالاهای معدنی و صنعتی ایران حجم بالایی دارند و افزایش چنددلاری هزینه حمل برای هر تن میتواند حاشیه سود صادرکننده را کاهش دهد. از سوی دیگر، خریدار خارجی زمانی که با ریسک تاخیر، بیمه یا اختلال در تحویل مواجه شود، معمولا تخفیف بیشتری از فروشنده مطالبه میکند.
بنابراین بازگشایی تنگه هرمز میتواند به معنای کاهش تخفیف اجباری صادراتی و افزایش قدرت چانهزنی شرکتهای ایرانی نیز باشد.
ششمین اثر؛ صنایع پاییندستی نیز منتفع میشوند
اثر بازگشایی تنگه هرمز فقط در بنادر و شرکتهای صادراتی باقی نمیماند. اگر هزینه واردات مواد اولیه، تجهیزات و قطعات کاهش یابد و صادرات نیز روانتر شود، بخشی از صنایع پاییندستی میتوانند با شرایط بهتری فعالیت کنند.
برای مثال، کارخانهای که مواد اولیه وارداتی یا تجهیزات خارجی مصرف میکند، با کاهش هزینه لجستیک بخشی از هزینه تمامشده خود را کاهش میدهد. در سوی مقابل، صادرکننده نیز میتواند با هزینه پایینتر کالا را به بازار خارجی برساند.
در نتیجه، بازگشایی تنگه هرمز میتواند به صورت همزمان از دو طرف به اقتصاد صنعتی کمک کند: کاهش هزینه واردات و افزایش قابلیت صادرات.
یک اشتباه بزرگ؛ انتظار ارزانی فوری
یکی از برداشتهای اشتباه این است که بازگشایی هرمز بلافاصله قیمت کالاها را پایین میآورد؛ چنین اتفاقی لزوما رخ نمیدهد. کاهش هزینه حمل، تنها یکی از اجزای قیمت نهایی کالا است. نرخ ارز، قیمت جهانی مواد اولیه، هزینه تولید، مالیات، دستمزد، تامین مالی و وضعیت عرضه داخلی نیز در تعیین قیمت نقش دارند.
بنابراین اثر بازگشایی تنگه هرمز بیشتر از آنکه به شکل ارزان شدن ناگهانی کالاها دیده شود، میتواند ابتدا به شکل کاهش فشار هزینهای و جلوگیری از افزایش بیشتر قیمتها ظاهر شود.
بازار نفت حتی ممکن است از بازگشایی تنگه هرمز ضرر کند
بازگشایی تنگه هرمز برای اقتصاد ایران میتواند مثبت باشد اما برای قیمت جهانی نفت احتمالا فشار کاهشی ایجاد میکند. چرا؟ زیرا کاهش ریسک حملونقل یعنی افزایش احتمال بازگشت عرضه نفت به بازار جهانی؛ در هفتههای اخیر نیز صرف افزایش امید به بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت را پایین آورده است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز در برآوردهای خود گفته است با افزایش تدریجی جریان نفت از تنگه هرمز و بازگشت تولید متوقفشده، قیمت نفت میتواند در ادامه سال کاهش پیدا کند.
بنابراین ایران از یک سو ممکن است نفت بیشتری و با هزینه کمتری صادر کند اما از سوی دیگر ممکن است قیمت جهانی نفت کاهش یابد. در نتیجه، اثر نهایی بر درآمد نفتی ایران به برآیند حجم صادرات و قیمت فروش بستگی خواهد داشت.
آیا بازگشایی تنگه هرمز تورم ایران را کاهش میدهد؟
کاهش هزینه حمل، کاهش ریسک واردات و آرامتر شدن بازار ارز میتواند فشار تورمی را کمتر کند اما تورم ایران ریشههای عمیقتری دارد. کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکها، مشکلات انرژی، کاهش سرمایهگذاری و تحریمهای مالی همچنان پابرجا هستند.
بانک جهانی نیز در ارزیابی اخیر خود از اقتصاد ایران، بر فشار همزمان تحریمها، اختلال در تجارت، محدودیت دسترسی به خدمات حملونقل و بیمه بینالمللی و کاهش درآمد واقعی تاکید کرده است. بنابراین بازگشایی تنگه هرمز میتواند یکی از فشارها را کم کند، اما همه فشارها را از بین نمیبرد.
اثر مهمتر؛ کاهش نااطمینانی
شاید مهمترین دستاورد بازگشایی تنگه هرمز چیزی باشد که در آمارهای روزانه بهسادگی دیده نمیشود؛ کاهش نااطمینانی اقتصادی. وقتی شرکتها نمیدانند کشتی چه زمانی حرکت میکند، بیمه چقدر خواهد بود، کالا چه زمانی به مقصد میرسد و آیا مسیر دوباره مختل خواهد شد یا نه، تصمیمگیری اقتصادی دشوار میشود.
سرمایهگذاری عقب میافتد، قراردادها کوتاهتر میشوند، موجودی احتیاطی افزایش مییابد و بنگاهها برای پوشش ریسک، قیمت بیشتری مطالبه میکنند. بازگشایی پایدار هرمز میتواند این زنجیره را معکوس کند.
یعنی ابتدا ریسک کاهش مییابد، سپس هزینهها پایین میآید و در مرحله بعد اگر سایر شرایط نیز مناسب باشد، سرمایهگذاری و تجارت میتواند بهبود پیدا کند.
باز شدن با عادی شدن فرق دارد
تجربه ماههای گذشته نشان داده است حتی زمانی که خبر بازگشایی منتشر میشود، بازگشت تردد کشتیها به سطح عادی زمان میبرد. اداره انرژی آمریکا نیز در تحلیل خود تاکید کرده است که حتی با آغاز مجدد جریان نفت، بازگشت کامل تولید، تجارت و ذخایر جهانی به وضعیت پیش از بحران چند ماه زمان خواهد برد و برخی الگوها ممکن است تا اوایل ۲۰۲۷ عادی نشوند.
در مورد ایران نیز همین منطق صادق است. کشتیها باید برگردند؛ بیمهگران باید ریسک را دوباره قیمتگذاری کنند؛ قراردادهای حمل باید تنظیم شوند و خریداران خارجی باید نسبت به پایداری مسیر اطمینان پیدا کنند. بنابراین حتی در صورت توافق، اثر اقتصادی بازگشایی هرمز تدریجی خواهد بود.
انتهای پیام//
۰ دیدگاه