
آیا رکود تورمی ایران به بخش تولید رسید؟
اقتصاد ایران این روزها همزمان با سه جبهه فشار ارزی، تجاری و تورمی روبهرو شده؛ جبهههایی که بهگواه برآوردهای نهادهای بینالمللی، نتیجه آن انقباض اقتصادی در سال ۲۰۲۶ خواهد بود. صندوق بینالمللی پول در تازهترین بهروزرسانی چشمانداز خود در ژوئیه، رشد اقتصادی ایران در سال جاری را منفی پیشبینی کرد؛ در حالی که بانک جهانی نیز از اختلال شدید فعالیت اقتصادی در اثر جنگ، تحریم، محدودیت تجارت و کاهش سرمایهگذاری خبر داده است. مسئله اصلی اکنون فقط افزایش قیمتها یا کاهش ارزش پول ملی نیست؛ پرسش مهمتر این است که آیا مجموعه این شوکها در حال انتقال از بازار ارز و تجارت خارجی به بخش واقعی اقتصاد و تولید است؛ مسیری که میتواند ابعاد رکود تورمی ایران را عمیقتر کند.
به گزارش نماد اقتصاد، رکود تورمی ایران از سطح یک نگرانی کلان فراتر رفته و اکنون به عنوان یک واقعیت چندلایه، همزمان در برآوردهای رشد اقتصادی، آمار تجارت خارجی، درآمدهای نفتی، جریان سرمایهگذاری و قدرت خرید خانوارها بازتاب یافته است. بانک جهانی در ارزیابی فعلی خود اعلام کرده است که فعالیت اقتصادی ایران تحت تاثیر جنگ، تحریمهای اقتصادی، ناآرامیهای اجتماعی و کمبود آب و انرژی بهشدت مختل شده است. این نهاد برآورد کرده که تولید ناخالص داخلی ایران در سال مالی منتهی به ۲۰ مارس ۲۰۲۶، حدود ۲.۷ درصد کاهش یافته است.
در مقابل، صندوق بینالمللی پول در جولای برآوردی دیگر ارائه کرد و پیشبینی کرد که اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ با انقباض بیشتری مواجه خواهد شد. طبق برآورد این صندوق، عملکرد بهتر صادرات نفت در ماههای مارس و آوریل و کاهش برخی محدودیتهای صادراتی به بهبود نسبی برآورد سال جاری میلادی کمک کرده، اما با وجود این، اقتصاد همچنان در مسیر انقباض قرار دارد.
تفاوت میان این برآوردها بیش از آنکه نشاندهنده اختلافی ساده بر سر یک عدد باشد، بیانگر سطح بالای عدمقطعیت درباره مسیر اقتصاد ایران است. بانک جهانی نیز تاکید کرده است که چشمانداز اقتصاد به مدت و شدت درگیری، میزان آسیب به زیرساختها و استمرار اختلال در صادرات نفت و مسیرهای تجاری وابسته است.
دسترسی به ارز؛ نخستین لایه فشار بر تولید
در شرایط رکود تورمی ایران، کاهش ارزش پول ملی از مهمترین کانالهای انتقال بحران به بنگاههاست. کاهش ارزش ریال، هزینه واردات مواد اولیه، قطعات، تجهیزات و کالاهای واسطهای را افزایش میدهد و همزمان قدرت خرید خانوارها را کاهش میدهد. رویترز در گزارش ۱۷ آگوست اعلام کرد که ریال همچنان در حال کاهش ارزش بوده و همزمان تورم به ۶۶ درصد و تورم مواد غذایی به ۱۲۸ درصد رسیده است.
بانک جهانی نیز در ارزیابی خود از اقتصاد ایران، کاهش درآمدهای واقعی و تورم بالا را از عواملی میداند که تقاضای داخلی را محدود میکنند. این نهاد همچنین هشدار داده است که محدودیت تجارت بینالمللی و دشواری دسترسی به خدمات حملونقل و بیمه، فشار بیشتری بر فعالیت اقتصادی وارد میکند.
به این ترتیب، فشار ارزی تنها به بازار ارز محدود نمیماند. بنگاهی که برای ادامه تولید به واردات مواد اولیه یا تجهیزات وابسته است، همزمان با افزایش قیمت نهادهها و دشواری انتقال پول و حمل کالا مواجه میشود. اگر این افزایش هزینه به قیمت نهایی منتقل شود، فشار تورمی بیشتر خواهد شد و اگر بنگاه نتواند قیمت را افزایش دهد، حاشیه سود آن تحت فشار قرار میگیرد. دادههای بانک جهانی نیز نشان میدهد که اختلال تجارت و محدودیتهای مالی میتواند به شکل مستقیم بر رشد و سرمایهگذاری ایران اثر بگذارد.
تورم؛ لایه دوم بحران
دومین لایه در شکلگیری رکود تورمی ایران از مسیر تورم و کاهش تقاضای واقعی شکل میگیرد. تورم بالا از یک سو هزینه تولید را افزایش میدهد و از سوی دیگر، درآمد واقعی خانوارها را کاهش میدهد. بانک جهانی تصریح کرده است که تورم بالا و کاهش درآمدهای واقعی، تقاضای داخلی را ضعیف خواهد کرد.
این وضعیت برای بنگاههایی که با بازار داخلی کار میکنند اهمیت ویژهای دارد. زمانی که خانوارها برای حفظ قدرت خرید خود مصرف کالاها و خدمات را کاهش میدهند، بنگاهها با بازار کوچکتری روبهرو میشوند. کاهش تقاضا نیز میتواند انگیزه تولید و سرمایهگذاری را تضعیف کند؛ بهویژه اگر همزمان هزینه تامین مالی و نهادههای تولید افزایش یافته باشد.
رویترز نیز در ارزیابی وضعیت اقتصادی ایران گزارش داده است که افزایش قیمتها، کاهش ارزش پول و اختلال در تجارت، فشار بر خانوارها و صنایع را افزایش داده و برخی صنایع با افت فعالیت مواجه شدهاند.
در چنین شرایطی، تورم صرفا یک متغیر قیمتی نیست؛ بلکه میتواند به عاملی برای تضعیف تقاضا و تشدید رکود تبدیل شود. همین همزمانی میان افزایش قیمتها و کاهش فعالیت اقتصادی، هسته اصلی نگرانی درباره رکود تورمی ایران را شکل میدهد..
تجارت خارجی؛ مسیر انتقال شوک به بخش واقعی
یکی از مهمترین تغییرات ماههای اخیر، تشدید فشار بر تجارت خارجی ایران است. رویترز در ۲۱ آگوست گزارش داد که پیشنهادهای فروش نفت ایران به خریداران چینی بهشدت کاهش یافته و صادرات نفت ایران که در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود، در آگوست به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسیده است.
این کاهش برای اقتصادی که بخش مهمی از درآمد ارزی آن به صادرات نفت وابسته است، اهمیت بالایی دارد. کاهش صادرات نفت میتواند دسترسی به ارز را محدود کند و از مسیر بازار ارز بر هزینه واردات و قیمت نهادههای تولید اثر بگذارد.
فشار بر تجارت تنها به صادرات نفت محدود نیست. بانک جهانی اعلام کرده است که تجارت بینالمللی ایران با محدودیتهای مالی، دشواری دسترسی به حملونقل و بیمه و اختلال در مسیرهای تجاری مواجه شده است. این شرایط، به گفته این نهاد، میتواند رشد بخش غیرنفتی را نیز محدود کند.
از سوی دیگر، دولت آمریکا در ۲۵ آگوست دامنه تحریمهای خود علیه ایران را گسترش داد و بخشهایی مانند داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را هدف گرفت و برای طرفهای تجاری ایران نیز خطر تحریم ثانویه را افزایش داد. رویترز گزارش داده است که این اقدامات شبکه تجارت خارجی ایران و شرکای تجاری آن را تحت فشار بیشتری قرار میدهد.
فایننشالتایمز نیز گزارش داده است که واشنگتن در حال افزایش فشار بر شرکای تجاری ایران از جمله چین، امارات، ترکیه و عراق است؛ اقدامی که میتواند هزینه انجام معاملات و دسترسی ایران به نظام مالی بینالمللی را افزایش دهد.
سرمایهگذاری؛ لایه سوم فشار
در رکود تورمی ایران، آسیب به سرمایهگذاری میتواند پیامدهای بلندمدتتری نسبت به کاهش کوتاهمدت تولید داشته باشد. بانک جهانی هشدار داده است که افزایش نااطمینانی، اختلال در تجارت، تحریمها و ریسکهای ژئوپلیتیکی میتواند موجب کاهش سرمایهگذاری شود. این نهاد همچنین در ارزیابی ریسکهای اقتصاد ایران از احتمال شوک قابلتوجه به صادرات نفت، سرمایهگذاری و تجارت با کشورهای همسایه سخن گفته است.
پیش از تشدید بحران فعلی نیز نشانههایی از ضعف سرمایهگذاری وجود داشت. بانک جهانی در یکی از گزارشهای اقتصادی خود درباره ایران، از تداوم کسری حساب سرمایه، خروج سرمایه و پایین بودن جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی بهعنوان نشانههایی از ضعف اعتماد سرمایهگذاران یاد کرده بود.
در چنین محیطی، تصمیم سرمایهگذار برای اجرای یک پروژه جدید دشوارتر میشود؛ زیرا قیمت نهادهها، نرخ ارز، دسترسی به منابع مالی، امکان صادرات و چشمانداز تقاضا همگی با عدمقطعیت بیشتری روبهرو هستند. نتیجه این وضعیت میتواند کاهش سرمایهگذاری جدید و فرسایش ظرفیت تولید باشد؛ موضوعی که در صورت تداوم، خروج اقتصاد از رکود تورمی ایران را دشوارتر میکند.
نفت و درآمد ارزی؛ نقطه حساس اقتصاد
کاهش صادرات نفت در شرایط فعلی اهمیت مضاعف دارد. از یک طرف، درآمد ارزی را تحت فشار قرار میدهد و از طرف دیگر، ظرفیت دولت برای تامین هزینهها و سرمایهگذاری عمومی را محدود میکند.
بانک جهانی اعلام کرده است که ادامه درگیری و اختلال در صادرات نفت میتواند فشار مالی شدیدی بر دولت ایران وارد کند. این نهاد همچنین هشدار داده است که افزایش هزینههای درگیری، همراه با کاهش درآمدهای نفتی، میتواند فضای مالی دولت را محدودتر کند.
رویترز نیز در ۲۶ آگوست گزارش داد که صادرات نفت ایران در جریان جنگ حدود ۸۵ درصد کاهش یافته است. این گزارش نشان میدهد که فشار بر مهمترین منبع درآمد خارجی ایران دیگر صرفا یک ریسک احتمالی نبوده و در حال حاضر در جریان است.
از این منظر، رشد اقتصادی ایران در ماههای آینده تا حد زیادی به مسیر صادرات نفت، وضعیت تجارت و امکان بازگشت نسبی جریان کالا و سرمایه وابسته خواهد بود؛ عواملی که هر دو نهاد بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول نسبت به آنها عدمقطعیت بالایی را مطرح کردهاند.
بازارها؛ فشار همزمان بر ارز و کالا
پیامدهای رکود تورمی ایران برای بازارهای مالی نیز از مسیر تورم، ارز و درآمدهای نفتی قابل مشاهده است. فشار بر ارزش پول ملی میتواند هزینه کالاهای وارداتی را افزایش دهد و کاهش درآمدهای ارزی نیز میتواند فشار بیشتری بر بازار ارز ایجاد کند.
از سوی دیگر، تحولات اخیر بازار جهانی نفت نشان میدهد ریسک ژئوپلیتیک همچنان یکی از عوامل اصلی نوسان قیمت انرژی است. رویترز در ۲۶ آگوست گزارش داد که با امید به مذاکرات مربوط به بازگشایی تنگه هرمز، قیمت برنت بیش از ۲ درصد کاهش یافت و به ۸۶.۴۵ دلار در هر بشکه رسید.
این کاهش قیمت برای اقتصاد جهانی میتواند از فشار تورمی بکاهد، اما برای اقتصاد ایران، مسئله اصلی همچنان حجم صادرات و امکان انتقال درآمدهای حاصل از آن است. بنابراین کاهش یا افزایش قیمت جهانی نفت به تنهایی تعیینکننده وضعیت اقتصاد ایران نیست و مسیر تجارت و دسترسی به درآمدهای صادراتی نیز اهمیت اساسی دارد.
آیا بحران ارزی به بحران تولید رسیده است؟
پاسخ به این پرسش هنوز یک بله یا خیر ساده نیست، اما مجموعه دادهها نشان میدهد فاصله میان بحران ارزی و بخش تولید در حال کاهش است. صندوق بینالمللی پول برای ۲۰۲۶ انقباض را برای اقتصاد ایران پیشبینی کرده و بانک جهانی نیز از کاهش فعالیت اقتصادی، افت سرمایهگذاری، اختلال تجارت و فشار بر تقاضای داخلی سخن گفته است.
از سوی دیگر، تورم ۶۶ درصدی و افزایش ۱۲۸ درصدی قیمت مواد غذایی که رویترز گزارش کرده، نشان میدهد فشار قیمتی همزمان با کاهش فعالیت اقتصادی ادامه دارد.
در نتیجه، رکود تورمی ایران را نمیتوان تنها با یک شاخص توضیح داد. کاهش رشد، تورم بالا، افت ارزش پول، محدودیت تجارت، کاهش صادرات نفت و ضعف سرمایهگذاری مجموعهای از فشارهای مرتبط را تشکیل میدهند که هر حلقه میتواند حلقه دیگر را تقویت کند.
چشمانداز؛ اقتصاد در نقطه تصمیم
بانک جهانی تاکید کرده است که مسیر آینده اقتصاد ایران به شدت به مدت و شدت درگیری، آسیب زیرساختی، صادرات نفت و مسیرهای تجاری بستگی دارد. این نهاد همچنین پیشبینی کرده است که تورم بالا و کاهش درآمد واقعی، تقاضای داخلی را محدود کند و تجارت بینالمللی نیز تحت تاثیر تحریمها و محدودیتهای حملونقل و بیمه باقی بماند.
از سوی دیگر، صندوق بینالمللی پول همچنان برای سال ۲۰۲۷ انتظار بازگشت رشد را دارد، اما تاکید کرده است که پیشبینیهای ایران به تحولات صادرات نفت و شرایط منطقهای وابستگی زیادی دارد.
بنابراین، مسئله اصلی برای تولید ایران تنها عبور از یک شوک ارزی نیست. اگر فشار بر تجارت، سرمایهگذاری و درآمدهای واقعی ادامه پیدا کند، اثرات بحران میتواند عمیقتر و ماندگارتر شود. در مقابل، کاهش تنشهای ژئوپلیتیک، بهبود مسیر تجارت و افزایش صادرات نفت میتواند بخشی از فشار بر اقتصاد را کاهش دهد؛ سناریویی که نهادهای بینالمللی نیز آن را در ارزیابی چشمانداز خود لحاظ کردهاند.
شواهد موجود نشان میدهد رکود تورمی ایران در حال حاضر از یک مسئله صرفا قیمتی فراتر رفته و به حوزه رشد اقتصادی، تجارت، سرمایهگذاری و قدرت خرید خانوارها سرایت کرده است. انقباض پیشبینیشده اقتصاد، تورم بالا، کاهش ارزش ریال، افت صادرات نفت و تشدید محدودیتهای تجاری، فشار همزمانی را بر سمت عرضه و تقاضای اقتصاد ایجاد کردهاند.
در چنین شرایطی، مسیر رشد اقتصادی ایران بیش از گذشته به متغیرهایی مانند وضعیت تجارت خارجی و صادرات نفت و حتی شدت تحریمها و نااطمینانی ژئوپلیتیک وابسته است که خارج از کنترل مستقیم بنگاهها قرار دارند. به همین دلیل، پرسش اصلی اقتصاد ایران دیگر فقط این نیست که نرخ تورم در ماههای آینده چقدر خواهد بود، بلکه این است که فشار تورمی تا چه اندازه میتواند ظرفیت تولید و سرمایهگذاری را فرسوده کند.
 copy.webp)

۰ دیدگاه