
اقتصاد خانوار در حالت دفاعی؛ خودرو، لوازم خانگی و سفر، کدام یک قربانی میشوند؟
اقتصاد خانوار در شرایط تورمی و نااطمینان، وارد یک دوره دفاعی میشود. در این دوره، اولویت نخست حفظ هزینههای ضروری و ایجاد حاشیه امن مالی است.
به گزارش نماد اقتصاد، وقتی تورم، نااطمینانی اقتصادی و کاهش قدرت خرید همزمان به بودجه خانوار فشار میآورند، رفتار مصرفکننده از خرید برای رفاه به خرید برای بقا و حفظ ارزش دارایی تغییر میکند. در چنین شرایطی خودرو، لوازم خانگی و سفر، سه حوزهای هستند که بیش از سایر هزینههای اختیاری در معرض حذف یا تعویق قرار میگیرند اما شدت این قربانی شدن در هر سه بازار یکسان نیست.
وقتی خانوار وارد فاز دفاعی میشود
اقتصاد خانوار زمانی وارد وضعیت دفاعی میشود که درآمد و هزینه دیگر با یکدیگر تناسب نداشته باشند و بخش بزرگتری از درآمد صرف نیازهای ضروری شود. در این شرایط، خانوار پیش از آنکه درباره چه چیزی بخرم؟ تصمیم بگیرد، از خود میپرسد آیا اصلا میتوانم این هزینه را انجام دهم؟
این تغییر ذهنیت، شاید در نگاه نخست یک تحول ساده در الگوی مصرف به نظر برسد اما در سطح اقتصاد کلان پیامدهای قابلتوجهی دارد. کاهش خرید کالاهای بادوام، تعویق سفر، به تاخیر انداختن تعویض خودرو و محدود شدن هزینههای تفریحی، مستقیما تقاضا را در بخشهایی از اقتصاد کاهش میدهد که وابستگی بالایی به قدرت خرید طبقه متوسط دارند.
در اقتصاد تورمی، خانوار عملا با دو فشار همزمان مواجه است. از یک سو قیمت کالاها و خدمات افزایش مییابد و از سوی دیگر درآمد با همان سرعت رشد نمیکند. نتیجه، کاهش درآمد واقعی است؛ حتی اگر رقم حقوق و دستمزد اسما افزایش یافته باشد.
به همین دلیل، نخستین واکنش بسیاری از خانوارها، حذف هزینههایی است که امکان تعویق آنها وجود دارد. در این میان، سه گروه بیش از همه در معرض این تغییر قرار دارند؛ کالاهای بادوام، خودرو و هزینههای سفر و تفریح.
اولویت نخست؛ حفظ هزینههای ضروری
برای درک اینکه کدام بازار زودتر قربانی میشود، باید ابتدا ساختار هزینه خانوار را در نظر گرفت. هزینههای مسکن، خوراک، انرژی، درمان، آموزش و حملونقل ضروری، انعطافپذیری محدودی دارند. خانواده حتی در شرایط دشوار اقتصادی نیز نمیتواند به سادگی آنها را حذف کند اما خرید یک یخچال جدید، تعویض خودرو، خرید تلویزیون یا سفر را میتوان چند ماه یا حتی چند سال عقب انداخت. به همین دلیل در دورههای کاهش قدرت خرید، تقاضا معمولا به سمت کالاها و خدمات ضروریتر حرکت میکند.
این اتفاق در اقتصاد به عنوان تغییر سبد مصرف شناخته میشود؛ یعنی خانوار به جای آنکه تمام نیازهای خود را متناسب با گذشته تامین کند، منابع محدود خود را براساس اولویتبندی جدید توزیع میکند. در این وضعیت، هر کالایی که ضروری نبودن بیشتری داشته باشد، در معرض حذف بیشتری قرار میگیرد.
خودرو؛ قربانی نمیشود اما خرید آن به تعویق میافتد
بازار خودرو شرایط متفاوتی دارد. خودرو برای بسیاری از خانوارهای ایرانی تنها یک کالای مصرفی نیست بلکه بخشی از دارایی خانوار نیز محسوب میشود. همین ویژگی باعث شده است خودرو برخلاف برخی کالاهای مصرفی، به طور کامل از سبد خانوار حذف نشود اما این به معنای رونق بازار خودرو نیست.
در شرایط فشار اقتصادی، خانوار ممکن است خرید خودرو را به تعویق بیندازد؛ خودرو فعلی را بیشتر نگه دارد یا به جای خرید خودروی صفر، سراغ نمونه کارکرده برود. این رفتار در واقع یک نوع مدیریت دارایی است. خانوار ترجیح میدهد تا زمانی که خودرو فعلی قابلیت استفاده دارد، هزینه سنگین خرید خودروی جدید را نپذیرد.
از سوی دیگر، رشد قیمت خودرو باعث شده است فاصله میان درآمد خانوار و قیمت خودرو افزایش یابد. در نتیجه خرید خودرو برای بخشی از جامعه از یک تصمیم مصرفی به یک تصمیم سرمایهای و مالی تبدیل شده است.
اگر قیمت یک خودرو چند برابر درآمد سالانه یک خانوار باشد، طبیعی است که خرید آن نیازمند پسانداز طولانی، دریافت تسهیلات یا فروش دارایی دیگر باشد. بنابراین در بازار خودرو، نخستین قربانی تقاضای تعویض است نه الزاما تقاضای مصرفی.
خانواری که خودرو ندارد، ممکن است همچنان برای خرید خودرو تلاش کند؛ اما خانوادهای که خودرو دارد، احتمالاً تعویض آن را تا زمان بیشتری به تاخیر میاندازد.
خودروهای اقتصادی؛ پناهگاه تقاضای محدودشده
یکی از پیامدهای این شرایط، افزایش اهمیت خودروهای اقتصادی و کارکرده است. وقتی قدرت خرید کاهش پیدا میکند، بخشی از مصرفکنندگان به جای خروج کامل از بازار، انتخاب خود را تغییر میدهند. یعنی به جای خودروی گرانتر، مدل اقتصادیتر یا کارکرده را انتخاب میکنند.
این اتفاق میتواند ساختار بازار را تغییر دهد. تقاضا برای خودروهای ارزانتر ممکن است نسبت به خودروهای گرانتر مقاومت بیشتری نشان دهد؛ در حالی که معاملات خودروهای لوکس و گرانقیمت با کاهش بیشتری مواجه شوند. از این منظر، بازار خودرو لزوما نابود نمیشود بلکه کوچکتر و اقتصادیتر میشود.
لوازم خانگی؛ بازاری که تعویق خرید در آن جدیتر است
اگر خودرو یک دارایی نسبتا ضروری محسوب شود، لوازم خانگی در بسیاری از موارد قابلیت تعویق بیشتری دارد. خانواری که یخچال، ماشین لباسشویی یا تلویزیون فعلی آن هنوز کار میکند، ممکن است خرید مدل جدید را ماهها یا سالها عقب بیندازد. در چنین شرایطی، مصرفکننده ابتدا به تعمیر فکر میکند و سپس به تعویض.
این رفتار بهخصوص در کالاهای بادوام اهمیت زیادی دارد. افزایش قیمت لوازم خانگی باعث شده است هزینه تعویض یک وسیله برای خانوار سنگینتر شود و همین موضوع عمر اقتصادی کالاها را افزایش داده است.
به بیان ساده، هرچه قیمت کالای جدید بیشتر شود، انگیزه تعمیر کالای قدیمی نیز افزایش پیدا میکند. این مسئله میتواند به رشد بازار خدمات تعمیرات منجر شود اما برای تولیدکنندگان لوازم خانگی خبر خوبی نیست زیرا فروش جایگزینی کاهش مییابد.
کالای ایرانی یا خارجی؛ انتخابی تحت فشار
کاهش قدرت خرید همچنین رفتار مصرفکننده میان کالاهای داخلی و خارجی را تغییر میدهد. وقتی بودجه خانوار محدود است، قیمت به یکی از مهمترین عوامل تصمیمگیری تبدیل میشود. حتی مصرفکنندهای که در شرایط عادی تمایل به خرید برند گرانتر دارد، ممکن است در شرایط تورمی به گزینه ارزانتر روی بیاورد. در نتیجه بازار به سمت محصولاتی حرکت میکند که نسبت قیمت به کارایی بهتری ارائه میکنند.
اما اینجا یک مسئله مهم وجود دارد و آن اینکه کاهش قدرت خرید لزوما به معنای افزایش قطعی فروش کالاهای ارزان نیست. اگر درآمد واقعی خانوار بیش از حد کاهش پیدا کند، مصرفکننده ممکن است حتی کالای ارزان را نیز خریداری نکند.
بنابراین بازار لوازم خانگی با یک دوگانه مواجه است: کوچک شدن تقاضا از یک سو و حرکت تقاضای باقیمانده به سمت محصولات اقتصادی از سوی دیگر.
سفر؛ اولین هزینهای که میتوان حذف کرد؟
در میان سه حوزه مورد بررسی، سفر احتمالا بیشترین قابلیت حذف یا کاهش را دارد. دلیل روشن است؛ سفر برای بخش بزرگی از خانوارها در دسته هزینههای غیرضروری قرار میگیرد.
وقتی هزینه خوراک، مسکن، درمان و آموزش افزایش پیدا میکند، خانوار میتواند سفر را حذف کند؛ بدون آنکه نیازهای حیاتی آن مختل شود. البته حذف سفر به معنای پایان کامل گردشگری نیست و آنچه تغییر میکند، شکل سفر است.
خانوار ممکن است به جای سفر خارجی، سفر داخلی را انتخاب کند؛ به جای هتل، اقامتگاه ارزانتر یا خانه بستگان را انتخاب کند؛ به جای سفر چندروزه، سفر کوتاهتر برود یا فاصله میان سفرها را افزایش دهد. بنابراین بازار گردشگری نیز مانند خودرو و لوازم خانگی، بیش از آنکه به طور کامل حذف شود، دچار تعدیل تقاضا میشود.
سفر خارجی؛ آسیبپذیرتر از سفر داخلی
در شرایط کاهش قدرت خرید، هزینه سفر خارجی به دلیل وابستگی به ارز و افزایش هزینه اقامت، حملونقل و خدمات، بیشتر تحت فشار قرار میگیرد.
برای خانواری که درآمد آن ریالی است، رشد نرخ ارز مستقیما هزینه سفر خارجی را افزایش میدهد. در نتیجه ممکن است حتی خانواری که پیش از این هر سال یک سفر خارجی انجام میداد، به سفر داخلی روی بیاورد یا سفر خود را برای مدت نامعلوم به تعویق بیندازد.
این تغییر رفتار، اثرات زنجیرهای نیز دارد؛ از کاهش تقاضا برای بلیت و هتل گرفته تا کاهش مصرف خدمات گردشگری، رستورانها و مراکز تفریحی.
سفر داخلی هم از فشار اقتصادی در امان نیست
با این حال نباید تصور کرد که سفر داخلی کاملا از بحران قدرت خرید مصون است. هزینه حملونقل، اقامت، غذا و تفریح در داخل کشور نیز افزایش یافته است و بنابراین برای بخشی از خانوارها حتی سفر داخلی نیز به هزینهای قابل حذف تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، مفهوم «سفر اقتصادی» اهمیت بیشتری پیدا میکند. سفرهای کوتاهتر، نزدیکتر و کمهزینهتر، جایگزین سفرهای پرهزینه میشوند. همچنین احتمال دارد الگوی سفر از تعطیلات چندروزه به سفرهای یکروزه یا خانوادگی تغییر کند.
کدام یک قربانی اصلی است؟
اگر بخواهیم سه بازار خودرو، لوازم خانگی و سفر را براساس میزان آسیبپذیری در برابر کاهش قدرت خرید رتبهبندی کنیم، باید میان حذف تقاضا و تعویق تقاضا تفاوت قائل شویم. از نظر قابلیت حذف فوری، سفر در جایگاه نخست قرار میگیرد. خانوار میتواند سفر را به طور کامل حذف کند.
در مرحله بعد، لوازم خانگی قرار دارد. خرید بسیاری از این کالاها را میتوان تا زمان خرابی کامل یا فرسودگی جدی به تعویق انداخت اما خودرو به دلیل نقش آن در حملونقل روزمره و همچنین ماهیت داراییمحور آن، معمولا کمترین احتمال حذف کامل را دارد؛ هرچند تقاضای تعویض خودرو میتواند به شدت کاهش پیدا کند.
بنابراین میتوان این جدول را ترسیم کرد:
| بازار | احتمال حذف هزینه | احتمال تعویق خرید | تغییر رفتار محتمل |
|---|---|---|---|
| سفر | بسیار بالا | بسیار بالا | سفر کوتاهتر و ارزانتر |
| لوازم خانگی | بالا | بسیار بالا | تعمیر، خرید اقتصادی و تعویق تعویض |
| خودرو | متوسط | بسیار بالا | نگهداری خودرو فعلی و حرکت به سمت کارکرده |
یک متغیر مهمتر از تورم وجود دارد
تورم تنها عامل تعیینکننده رفتار خانوار نیست و نااطمینانی نسبت به آینده نیز نقش بسیار مهمی دارد. ممکن است خانواری درآمد نسبتا مناسبی داشته باشد اما به دلیل نگرانی از آینده اقتصادی، تصمیم بگیرد بخش بیشتری از درآمد خود را پسانداز کند. در این شرایط، حتی افزایش درآمد نیز الزاما به رشد مصرف منجر نمیشود.
این پدیده در اقتصاد خانوار اهمیت زیادی دارد زیرا مصرفکننده زمانی با اطمینان بیشتری خرید میکند که بتواند آینده درآمد و هزینه خود را پیشبینی کند. وقتی آینده مبهم است، خانوار نقدینگی را ترجیح میدهد. در چنین شرایطی، خرید کالای بادوام، سفر یا تعویض خودرو ممکن است به تصمیمی پرریسک تبدیل شود.
پسانداز احتیاطی؛ رفتار جدید خانوار
افزایش پسانداز احتیاطی، یکی از واکنشهای طبیعی خانوار به نااطمینانی است. خانوار به جای اینکه تمام درآمد خود را صرف مصرف کند، بخشی از منابع را برای اتفاقات پیشبینینشده نگه میدارد. این رفتار اگرچه از منظر مدیریت مالی خانوار منطقی است اما در سطح اقتصاد کلان میتواند تقاضای موثر را کاهش دهد.
وقتی میلیونها خانوار تصمیم مشابهی میگیرند، فروش خودرو، لوازم خانگی، پوشاک، خدمات گردشگری و بسیاری از کالاهای غیرضروری کاهش پیدا میکند. در نتیجه، مسئله فقط کاهش قدرت خرید نیست بلکه تغییر تمایل به مصرف نیز اهمیت پیدا میکند.
فشار بر طبقه متوسط بیشتر دیده میشود
یکی از گروههایی که این تغییر رفتار را بیشتر تجربه میکند، طبقه متوسط است. خانوارهای کمدرآمد عمدتا بخش بزرگی از درآمد خود را پیش از این نیز صرف نیازهای ضروری میکردند؛ بنابراین فضای زیادی برای کاهش هزینههای اختیاری نداشتند.
در مقابل، طبقه متوسط معمولا سهم بیشتری از درآمد خود را به خودرو، لوازم خانگی، سفر، آموزش، تفریح و سایر خدمات اختصاص میدهد. در نتیجه، زمانی که درآمد واقعی کاهش مییابد، این گروه ناچار میشود بخش بیشتری از این هزینهها را حذف یا محدود کند؛ این اتفاق در بلندمدت میتواند کیفیت زندگی و الگوی مصرف خانوار را تغییر دهد.
اثر دومینووار بر تولیدکنندگان
کاهش تقاضای خانوار فقط به مصرفکننده آسیب نمیزند بلکه تولیدکنندگان نیز در صورت کاهش فروش با مشکلاتی مانند افزایش موجودی انبار، کاهش ظرفیت تولید و فشار بر نقدینگی مواجه میشوند.
در صنعت لوازم خانگی، کاهش خرید میتواند سفارش تولید را کاهش دهد. در صنعت خودرو، کاهش تقاضای واقعی میتواند سرعت گردش موجودی را پایین بیاورد. در صنعت گردشگری نیز افت سفر مستقیما درآمد فعالان این بخش را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، بنگاهها برای حفظ بازار ناچار به ارائه تخفیف، فروش اقساطی یا عرضه محصولات اقتصادیتر میشوند و به همین دلیل، بحران قدرت خرید خانوار میتواند به تدریج از سمت مصرفکننده به سمت تولیدکننده منتقل شود.
آیا فروش اقساطی میتواند بازار را نجات دهد؟
یکی از ابزارهای مهم برای حفظ تقاضا، فروش اقساطی و اعتباری است. وقتی خانوار نمیتواند مبلغ کامل خرید را پرداخت کند، امکان پرداخت در چند مرحله میتواند خرید را برای او امکانپذیر کند.
این روش در بازار خودرو و لوازم خانگی اهمیت بیشتری داشته اما فروش اقساطی یک محدودیت اساسی دارد و آن اینکه اگر نرخ بهره، مبلغ پیشپرداخت و اقساط با توان درآمدی خانوار متناسب نباشد، تنها زمان پرداخت هزینه را تغییر میدهد و قدرت خرید واقعی ایجاد نمیکند. بنابراین اعتبار مصرفکننده زمانی میتواند محرک بازار باشد که همراه با افزایش درآمد واقعی و ثبات اقتصادی حرکت کند.
اقتصاد خانوار به دنبال کمهزینهترین رفاه است
در نهایت، آنچه در رفتار مصرفکننده مشاهده میشود، حذف کامل مفهوم رفاه نیست بلکه بازتعریف آن است. خانوار همچنان به سفر، خودروی بهتر یا لوازم خانگی جدید علاقه دارد اما حاضر نیست برای آنها هر قیمتی بپردازد.
مصرفکننده امروز بیش از گذشته به دنبال ارزش خرید است؛ یعنی ترکیبی از قیمت، کیفیت، دوام و هزینه نگهداری. این تغییر، فرصت مهمی برای بنگاههایی است که بتوانند محصولاتی متناسب با قدرت خرید جدید بازار ارائه کنند.
انتهای پیام//
محمدرضا طارمی
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

بازار خودرو امروز؛ قیمتها در پایان مرداد ماه به کدام سمت رفتند؟

بازار خودرو امروز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵؛ ثبات شکننده یا آغاز موج جدید افزایش قیمت؟

بازار خودرو امروز سهشنبه ۲۷ مرداد ماه؛ رکود خرید و فروش به کدام خودروها فشار آورد؟

بازار خودرو امروز ۲۵ مرداد ماه؛ رکود معاملات ادامه دارد یا فروش سایپا بازار را تکان میدهد؟

بازار خودرو هفته جدید را چگونه آغاز کرد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه