جنگ ایران و آمریکا چگونه صنعت گردشگری خاورمیانه را زمین‌گیر کرد؟

جنگ ایران و آمریکا چگونه صنعت گردشگری خاورمیانه را زمین‌گیر کرد؟

حسین امیری
۳ شهریور ۱۴۰۵

جنگ ایران و آمریکا تنها یک بحران ژئوپلیتیک و نظامی نبوده؛ دامنه پیامدهای آن به بخش‌هایی از اقتصاد منطقه، از انرژی و حمل‌ونقل گرفته تا تجارت، هوانوردی و گردشگری کشیده شده است. صنعت گردشگری خاورمیانه که طی سال‌های اخیر به یکی از پایه‌های اصلی تنوع‌بخشی اقتصادی کشورهای منطقه تبدیل شده، در برابر این بحران با شوکی کم‌سابقه مواجه شده است. اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که خاورمیانه فقط یک مقصد گردشگری نیست؛ این منطقه یکی از مهم‌ترین گره‌های حمل‌ونقل هوایی، دریایی و تجاری جهان محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه اختلال در پروازها، حریم هوایی، مسیرهای کشتیرانی و اعتماد مسافران می‌تواند آثار خود را بسیار فراتر از مرزهای کشورهای درگیر نشان دهد.

به گزارش نماد اقتصاد، یکی از نخستین بخش‌هایی که مستقیما از جنگ ایران و آمریکا تاثیر پذیرفت، صنعت هوانوردی بود. اختلال در حریم هوایی، لغو پروازها، تغییر مسیر هواپیماها و افزایش نگرانی‌های عمومی باعث شد بخش قابل توجهی از شبکه حمل‌ونقل هوایی منطقه با اختلال مواجه شود.

برآوردهای شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) نشان می‌دهد اختلالات ناشی از جنگ و کاهش سفرهای بین‌المللی، صنعت گردشگری خاورمیانه را با زیانی در حدود ۶۰۰ میلیون دلار در روز مواجه کرده است. این برآورد بر مبنای پیش‌بینی هزینه‌کرد ۲۰۷ میلیارد دلاری گردشگران بین‌المللی در منطقه طی سال ۲۰۲۶ پیش از تشدید بحران محاسبه شده است.

فرودگاه‌هایی مانند دبی، ابوظبی، دوحه و بحرین تنها مراکز جابه‌جایی مسافران محلی نیستند؛ این فرودگاه‌ها حلقه اتصال اروپا، آسیا و آفریقا به شمار می‌روند. بنابراین کاهش فعالیت آنها می‌تواند پیامدهایی برای شرکت‌های هواپیمایی، صنعت گردشگری، تجارت، حمل‌ونقل و حتی زنجیره تامین جهانی داشته باشد.

شورای جهانی سفر و گردشگری نیز تاکید کرده است که مراکز مهم هوانوردی منطقه که در شرایط عادی صدها هزار مسافر را در روز جابه‌جا می‌کنند، در جریان بحران با تعطیلی‌ها و اختلالات عملیاتی مواجه شده‌اند.

در چنین شرایطی، مسئله فقط لغو یک پرواز نیست. هر پرواز لغوشده می‌تواند به لغو رزرو هتل، کاهش تقاضای رستوران، افت فروش مراکز خرید، کاهش درآمد تاکسی‌ها و شرکت‌های اجاره خودرو و حتی لغو تورهای گردشگری منجر شود.

چرا گردشگری به جنگ حساس‌تر از بسیاری از صنایع دیگر است؟

گردشگری یکی از صنایعی است که به‌شدت به اعتماد وابسته است. در بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، مشتری می‌تواند ریسک یک اختلال موقت را بپذیرد؛ اما در گردشگری، کوچک‌ترین افزایش ریسک عمومی می‌تواند تصمیم مسافر را تغییر دهد.

یک گردشگر ممکن است با مشاهده اخبار مربوط به حملات، بسته‌شدن حریم هوایی، لغو پروازها یا هشدارهای امنیتی، سفر خود را ماه‌ها به تعویق بیندازد؛ حتی اگر مقصد موردنظر او مستقیما درگیر جنگ نباشد.

به همین دلیل، جنگ ایران و آمریکا می‌تواند از طریق تغییر ادراک مسافران، اثری بزرگ‌تر از خسارت مستقیم زیرساخت‌های گردشگری ایجاد کند.

این مسئله برای کشورهای حوزه خلیج فارس اهمیت ویژه‌ای دارد؛ کشورهایی که طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار برای ایجاد زیرساخت‌های گردشگری، هتل‌های لوکس، مراکز تفریحی، رویدادهای بین‌المللی و جذب گردشگران خارجی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

هتل‌ها؛ دومین حلقه آسیب‌پذیر

پس از هوانوردی، هتل‌ها و صنعت مهمان‌نوازی در خط مقدم پیامدهای اقتصادی بحران قرار دارند. کاهش ورود گردشگران خارجی به معنای کاهش ضریب اشغال هتل‌ها، افت درآمد اتاق‌ها، کاهش تقاضای رستوران‌ها و فشار بر کسب‌وکارهای وابسته است.

گزارش رویترز درباره عملکرد شرکت «IHG» نیز نشان داد که بازار خاورمیانه در پی آغاز درگیری با افت محسوسی مواجه شده است. شرکت «IHG» در ماه می ۲۰۲۶ هشدار داده بود که درآمد به‌ازای هر اتاق موجود (RevPAR) در خاورمیانه در فصل جاری حدود ۵۰ درصد کاهش یافته و آثار این افت به عملکرد گسترده‌تر منطقه اروپا، خاورمیانه و آفریقا نیز سرایت کرده است.

این داده یک نکته مهم اقتصادی را نشان می‌دهد: جنگ ایران و آمریکا فقط تقاضای سفر را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه مستقیما مدل درآمدی شرکت‌های بزرگ گردشگری و هتلداری را نیز تحت فشار قرار می‌دهد.

سوخت گران‌تر؛ فشار دوم بر صنعت سفر

اثر دیگر جنگ از بازار انرژی آغاز می‌شود. هرگونه اختلال در عرضه نفت، حمل‌ونقل دریایی یا مسیرهای صادرات انرژی می‌تواند قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش قیمت نفت نیز هزینه سوخت جت را بالا می‌برد و این مسئله مستقیماً هزینه فعالیت شرکت‌های هواپیمایی را افزایش می‌دهد.

گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر نشان داده‌اند که شرکت‌های گردشگری اروپایی نیز از افزایش هزینه سوخت و نااطمینانی ناشی از جنگ آسیب دیده‌اند. شرکت «TUI» اعلام کرده است که جنگ ایران، هزینه‌های قابل توجهی برای این شرکت ایجاد کرده و افزایش هزینه سوخت جت در کنار کاهش تقاضا بر سودآوری آن فشار وارد کرده است. بنابراین آثار جنگ ایران و آمریکا می‌تواند حتی در کشورهایی که مستقیما درگیر جنگ نیستند نیز ظاهر شود.

بیمه و تغییر مسیر پروازها؛ هزینه پنهان جنگ

شرکت‌های هواپیمایی در شرایط جنگی فقط با افزایش قیمت سوخت مواجه نیستند. تغییر مسیر هواپیماها، افزایش زمان پرواز، هزینه‌های عملیاتی بیشتر، محدودیت‌های پروازی و افزایش هزینه بیمه نیز می‌تواند حاشیه سود شرکت‌ها را کاهش دهد. این هزینه‌ها در نهایت ممکن است از طریق افزایش قیمت بلیت به مسافر منتقل شوند. در نتیجه، جنگ می‌تواند یک چرخه معکوس در گردشگری ایجاد کند. این چرخه در صورت طولانی شدن بحران می‌تواند آثار عمیق‌تری بر سرمایه‌گذاری گردشگری نیز بگذارد.

دبی، ابوظبی و دوحه؛ آسیب‌پذیر اما همچنان قدرتمند

کشورهای حوزه خلیج فارس از یک طرف در معرض آثار مستقیم بحران قرار دارند، اما از طرف دیگر از مزیت‌هایی مانند زیرساخت‌های پیشرفته، منابع مالی، خطوط هوایی قدرتمند و برند بین‌المللی برخوردارند. به همین دلیل، نباید کاهش موقت تقاضا را با شکست ساختاری صنعت گردشگری این کشورها یکی دانست. مسئله اصلی مدت زمان بحران است.

اگر اختلال‌ها کوتاه‌مدت باشند، بخشی از تقاضای از دست‌رفته می‌تواند پس از بازگشت ثبات دوباره فعال شود. اما اگر بحران طولانی شود، شرکت‌ها ممکن است مسیرهای پروازی، سرمایه‌گذاری‌ها، برنامه‌های توسعه هتل‌ها و حتی استراتژی‌های بازاریابی خود را تغییر دهند. به همین دلیل، جنگ ایران و آمریکا برای اقتصادهای وابسته به گردشگری یک آزمون جدی برای میزان تاب‌آوری اقتصادی محسوب می‌شود.

گردشگری ایران؛ چند لایه آسیب همزمان

ایران در این بحران شرایط متفاوتی دارد. صنعت گردشگری کشور پیش از جنگ نیز با چالش‌هایی مانند تحریم، محدودیت‌های بانکی، دشواری دسترسی گردشگران خارجی به خدمات مالی و مشکلات ارتباطات بین‌المللی مواجه بود. اکنون افزایش ریسک اختلال در حمل‌ونقل می‌تواند فشار بیشتری بر این صنعت وارد کند.

کاهش ورود گردشگران خارجی تنها به معنای کاهش درآمد هتل‌ها نیست. آژانس‌های مسافرتی، راهنمایان گردشگری، رستوران‌ها، حمل‌ونقل شهری، فروشگاه‌های صنایع‌دستی، مراکز تاریخی و فرهنگی و بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک نیز از کاهش تقاضا آسیب می‌بینند. از این منظر، جنگ ایران و آمریکا و گردشگری ایران یک رابطه مستقیم میان اقتصاد و اشتغال ایجاد می‌کند.

اگر بحران طولانی شود، مسئله مهم‌تر می‌تواند از دست رفتن اعتماد گردشگران خارجی باشد؛ اعتمادی که بازسازی آن حتی پس از پایان درگیری ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها زمان ببرد.

جنگ نقشه گردشگری منطقه را تغییر می‌دهد

با این حال، همه مقصدهای منطقه الزاما بازنده نیستند. یکی از ویژگی‌های بازار گردشگری این است که تقاضا می‌تواند جابه‌جا شود. زمانی که گردشگر مقصدی را پرریسک تشخیص می‌دهد، ممکن است سفر خود را لغو نکند و تنها مقصد دیگری را انتخاب کند.

این مسئله می‌تواند به نفع کشورهایی باشد که فاصله بیشتری از کانون بحران دارند و می‌توانند خود را به‌عنوان مقصدهای امن‌تر معرفی کنند.

در چنین شرایطی، مصر، برخی کشورهای شمال آفریقا و حتی مقصدهای اروپایی ممکن است بخشی از تقاضای ازدست‌رفته خاورمیانه را جذب کنند. بنابراین جنگ فقط میزان سفرها را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند جغرافیای گردشگری منطقه را نیز تغییر دهد.

اروپا هم از جنگ ایران و آمریکا آسیب می‌بیند

دامنه بحران به خاورمیانه محدود نمانده است. شرکت «TUI » در آگوست ۲۰۲۶ اعلام کرد که ادامه جنگ ایران و فشار ناشی از افزایش هزینه‌های زندگی بر رفتار گردشگران اثر گذاشته و مسافران در تصمیم‌گیری برای رزرو سفر محتاط‌تر شده‌اند. این شرکت همچنین از خسارت حدود ۶۰ میلیون یورویی مرتبط با جنگ خبر داده است که بخشی از آن به اختلال در سفرهای دریایی خلیج فارس مربوط می‌شود.

این مسئله نشان می‌دهد جنگ ایران و آمریکا می‌تواند از طریق زنجیره‌ای از ارتباطات اقتصادی، بازار گردشگری اروپا را نیز تحت تاثیر قرار دهد. کاهش سفر، افزایش قیمت سوخت، اختلال در کروزها، تغییر مسیر پروازها و کاهش اعتماد مصرف‌کنندگان همگی می‌توانند در نهایت به کاهش درآمد شرکت‌های گردشگری منجر شوند.

مهم‌ترین خسارت؛ چیزی فراتر از تعداد گردشگران

شاید بزرگ‌ترین آسیب اقتصادی جنگ به صنعت گردشگری در کوتاه‌مدت قابل مشاهده نباشد. تعداد گردشگران، ضریب اشغال هتل‌ها و درآمد شرکت‌های هواپیمایی قابل اندازه‌گیری هستند؛ اما تصویر مقصد متغیری است که آثار آن می‌تواند برای مدت طولانی‌تری باقی بماند. گردشگر زمانی برای سفر به یک کشور تصمیم می‌گیرد که احساس کند مقصد امن، قابل پیش‌بینی و قابل دسترس است.

اگر تصویری از ناامنی برای مدت طولانی در ذهن مسافران شکل بگیرد، حتی پس از بازگشت پروازها نیز ممکن است تقاضا به سرعت به سطح قبل از جنگ بازنگردد. این موضوع برای کشورهایی که میلیاردها دلار برای توسعه گردشگری سرمایه‌گذاری کرده‌اند، اهمیت استراتژیک دارد.

جنگ می‌تواند سرمایه‌گذاری گردشگری را هم متوقف کند

یک پیامد کمتر دیده‌شده جنگ ایران و آمریکا می‌تواند کاهش سرمایه‌گذاری جدید در صنعت گردشگری باشد. سرمایه‌گذار هتل، شرکت هواپیمایی یا توسعه‌دهنده پروژه گردشگری معمولا به افق چندساله نگاه می‌کند. اگر ریسک ژئوپلیتیک افزایش یابد، نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری نیز باید بیشتر شود تا ریسک را جبران کند.

در نتیجه ممکن است:

  • پروژه‌های جدید هتل‌سازی به تعویق بیفتند؛
  • شرکت‌های هواپیمایی توسعه مسیرهای جدید را متوقف کنند؛
  • سرمایه‌گذاران منابع خود را به مقصدهای کم‌ریسک‌تر منتقل کنند؛
  • شرکت‌های گردشگری بودجه بازاریابی خود را کاهش دهند؛
  • و ارزش برخی دارایی‌های گردشگری تحت فشار قرار گیرد.

اگر این روند طولانی شود، پیامد آن دیگر صرفاً کاهش گردشگر نیست؛ بلکه کاهش ظرفیت آینده صنعت گردشگری منطقه خواهد بود.

چشم‌انداز؛ گردشگری چگونه می‌تواند برگردد؟

تجربه بحران‌های گذشته نشان می‌دهد گردشگری یکی از صنایع انعطاف‌پذیر اقتصاد جهانی است و در صورت بازگشت ثبات، امکان بازیابی سریع تقاضا وجود دارد. اما بازگشت گردشگران به چند شرط وابسته است.

نخست، ثبات عمومی باید قابل مشاهده باشد. دوم، شبکه پروازی باید به وضعیت عادی بازگردد. سوم، هزینه سفر نباید آن‌قدر افزایش یابد که قدرت خرید گردشگران را کاهش دهد. چهارم، شرکت‌های گردشگری باید بتوانند با انعطاف در رزرو و لغو سفر، اعتماد مشتریان را دوباره جلب کنند.

از سوی دیگر، دولت‌ها نیز می‌توانند با حمایت از شرکت‌های گردشگری، توسعه بیمه سفر، حمایت از خطوط هوایی و اجرای کمپین‌های بازاریابی، سرعت بازگشت تقاضا را افزایش دهند.

جمع‌بندی؛ جنگ ایران و آمریکا فقط جنگ در میدان نظامی نیست

جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که یک بحران ژئوپلیتیک چگونه می‌تواند در مدت کوتاهی به یک شوک اقتصادی چندلایه تبدیل شود. گردشگری یکی از نخستین بخش‌هایی است که از کاهش اعتماد، اختلال پروازها، افزایش قیمت سوخت و افزایش ریسک سفر آسیب می‌بیند.

برآورد «WTTC» از زیان حدود ۶۰۰ میلیون دلار در روز برای هزینه‌کرد گردشگران در خاورمیانه، ابعاد اقتصادی این بحران را به‌خوبی نشان می‌دهد.

در عین حال مسئله اصلی فقط درآمد ازدست‌رفته هتل‌ها یا لغو پروازها نیست. جنگ ایران و آمریکا می‌تواند بر اشتغال، درآمد ارزی، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل، شرکت‌های هواپیمایی، بازار انرژی و حتی مسیرهای آینده گردشگری منطقه اثر بگذارد.

برای ایران، این مسئله حساس‌تر است؛ زیرا صنعت گردشگری کشور پیش از بحران نیز با محدودیت‌های ساختاری و تحریم مواجه بوده است. بنابراین طولانی شدن ناامنی می‌تواند هزینه بازسازی اعتماد گردشگران و بازگرداندن سرمایه‌گذاران را افزایش دهد.

در نهایت، آینده گردشگری خاورمیانه به متغیر کلیدی زمان وابسته است. اگر ثبات سیاسی و عمومی در مدت کوتاهی بازگردد، بخش قابل‌توجهی از تقاضای سرکوب‌شده می‌تواند دوباره به بازار برگردد. در عین حال اگر بحران طولانی شود، صنعت گردشگری منطقه ممکن است با تغییری عمیق‌تر مواجه شود؛ تغییری که نه‌فقط تعداد گردشگران، بلکه مسیر سرمایه‌گذاری، شبکه پروازها، انتخاب مقصد مسافران و جایگاه اقتصادی کشورهای منطقه را برای سال‌های آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71453
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه