سرنوشت درآمد ارزی ایران زیر فشار هرمز به کجا می‌رسد؟
سکوت نفتکش‌ها؛

سرنوشت درآمد ارزی ایران زیر فشار هرمز به کجا می‌رسد؟

حسین امیری
۲۴ مرداد ۱۴۰۵

اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز، معادله درآمد ارزی ایران را وارد مرحله‌ای متفاوت کرده است؛ زیرا افزایش قیمت نفت در بازار جهانی، در شرایطی که امکان انتقال و فروش بخشی از نفت ایران محدود شده، لزوما نمی‌تواند کاهش حجم صادرات را جبران کند. داده‌های منتشرشده درباره تردد کشتی‌ها نشان می‌دهد عبور نفتکش‌ها از این آبراه به‌شدت کاهش یافته و در ۱۴ آگوست هیچ محموله نفت خامی در میان شناورهای قابل مشاهده عبوری ثبت نشده است. مسئله اصلی برای اقتصاد ایران اکنون فقط قیمت هر بشکه نفت نیست، بلکه تعداد بشکه‌هایی است که امکان رسیدن به بازار، فروش و تبدیل درآمد آن به منابع ارزی قابل استفاده وجود دارد.

به گزارش نماد اقتصاد، برای بررسی آینده درآمد ارزی ایران باید از یک پرسش ساده اما تعیین‌کننده آغاز کرد: اگر قیمت نفت افزایش یابد اما تعداد بشکه‌های قابل فروش کاهش پیدا کند، آیا درآمد نفتی نیز افزایش خواهد یافت؟ پاسخ به این پرسش به مدت و شدت اختلال در تنگه هرمز وابسته است. در کوتاه‌مدت، رشد قیمت جهانی نفت می‌تواند بخشی از کاهش حجم فروش را جبران کند، اما اگر محدودیت حمل‌ونقل ادامه پیدا کند، مسئله از قیمت نفت به ظرفیت فیزیکی صادرات منتقل خواهد شد.

رویترز در ۱۴ آگوست گزارش داد که تنها تعداد محدودی شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند و در میان شناورهای قابل مشاهده، هیچ محموله نفت خامی ثبت نشده است. این در حالی است که پیش از آغاز جنگ در فوریه، روزانه بیش از ۱۳۰ کشتی از این آبراه عبور می‌کردند.

این افت شدید تردد، اهمیت هرمز را برای درآمد ارزی ایران برجسته‌تر کرده است؛ زیرا تولید نفت به‌تنهایی درآمد ایجاد نمی‌کند و نفت باید از مرحله تولید به بارگیری، حمل، فروش و در نهایت دریافت وجه برسد.

خارک؛ گلوگاه مهم درآمد نفتی

پیش از تشدید اختلال در هرمز، ایران همچنان یکی از صادرکنندگان مهم نفت منطقه بود. رویترز در مارس ۲۰۲۶ گزارش داده بود که صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط حدود ۱.۶۹ میلیون بشکه در روز بوده و پس از آغاز جنگ نیز جریان صادرات در مقاطعی در محدوده ۱.۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز قرار داشته است.

اهمیت جزیره خارک در این میان بسیار بالاست. بر اساس گزارش رویترز، حدود ۹۰ درصد محموله‌های نفتی ایران از طریق این پایانه مدیریت می‌شود و در ابتدای سال، از صادرات حدود ۱.۷ میلیون بشکه‌ای ایران، نزدیک به ۱.۵۵ میلیون بشکه در روز از مسیر خارک صادر می‌شد.

در عین حال فایننشال‌تایمز در اوایل آگوست گزارش داد که فعالیت نفتکش‌ها در خارک از ۳۱ جولای متوقف شده است. این تحول برای درآمد ارزی ایران اهمیت زیادی دارد، زیرا محدودیت در پایانه صادراتی می‌تواند حتی در صورت ادامه تولید، امکان تبدیل نفت به درآمد را کاهش دهد.

گزارش‌های خبرگزاری‌های داخلی نیز ظرفیت ذخیره‌سازی نفت در خارک را حدود ۳۰ میلیون بشکه اعلام کرده‌اند و داده‌های کپلر در مقاطع قبلی از ذخیره حدود ۱۸ میلیون بشکه نفت در این پایانه حکایت داشته‌اند.

بنابراین، در صورت ادامه اختلال، ظرفیت مخازن به یکی از متغیرهای مهم اقتصاد نفت ایران تبدیل می‌شود. اگر مخازن به سقف ظرفیت نزدیک شوند، تولید نیز نمی‌تواند بدون محدودیت ادامه پیدا کند و در نتیجه فشار بر درآمد ارزی ایران از مرحله صادرات به مرحله تولید منتقل خواهد شد.

فایننشال‌تایمز نیز گزارش داده است که تهران برای جلوگیری از پر شدن مخازن خارک، تولید نفت را کاهش داده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد اختلال در مسیر صادرات می‌تواند در نهایت به کاهش تولید نیز منجر شود.

نفت گران‌تر؛ درآمد بیشتر یا جبران بخشی از کاهش فروش؟

بازار جهانی نفت در هفته‌های اخیر افزایش قیمت را تجربه کرده است. رویترز در ۱۴ آگوست گزارش داد قیمت نفت برنت با ۱.۴۵ دلار افزایش به ۸۸.۵۲ دلار در هر بشکه رسید و وست‌تگزاس اینترمدیت نیز با ۱.۱۵ دلار رشد، ۸۲.۴۰ دلار معامله شد. برنت در همان هفته حدود ۶ درصد و وست‌تگزاس اینترمدیت حدود ۵.۴ درصد افزایش داشت.

این رشد قیمت در نگاه نخست می‌تواند برای درآمد ارزی ایران یک عامل مثبت تلقی شود، اما افزایش ارزش هر بشکه نفت تنها در صورتی می‌تواند کاهش درآمد ناشی از افت صادرات را جبران کند که میزان رشد قیمت از میزان کاهش حجم فروش بیشتر باشد.

به همین دلیل، بررسی درآمد نفتی ایران صرفا بر اساس قیمت جهانی نفت می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند. درآمد حاصل از نفت تابعی از قیمت، حجم صادرات، هزینه حمل‌ونقل، بیمه، تخفیف‌های فروش و امکان انتقال وجه است.

در شرایط فعلی، بخشی از افزایش قیمت نفت ناشی از ریسک ژئوپلیتیکی است. بنابراین، قیمت بالاتر نفت الزاما به معنای ورود ارز بیشتر به ایران نیست.

اگر برای مثال امکان فروش تعداد بسیار کمتری از بشکه‌های نفت وجود داشته باشد، رشد قیمت هر بشکه می‌تواند تنها بخشی از زیان ناشی از افت حجم صادرات را پوشش دهد.

این همان دوگانه‌ای است که اکنون در برابر درآمد ارزی ایران قرار گرفته است چراکه ارزش هر بشکه افزایش یافته، اما تعداد بشکه‌های قابل انتقال به بازار با محدودیت مواجه شده است.

اختلال هرمز فقط مسئله ایران نیست

شدت بحران هرمز به اندازه‌ای است که پیامدهای آن به بازار جهانی نفت نیز منتقل شده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده است که کاهش تولید نفت خاورمیانه در ماه می نسبت به سطح پیش از جنگ به بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز رسید.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز در آگوست برآورد کرد عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند و تولید منطقه خاورمیانه همچنان حدود ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ باقی بماند.

با این حال، افزایش قیمت نفت تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل از جمله ذخایر جهانی، تغییر مسیر عرضه، کاهش تقاضا و ظرفیت تولید سایر کشورها قرار دارد. بنابراین نمی‌توان فرض کرد هر بشکه نفتی که از بازار خارج می‌شود، به همان میزان قیمت نفت را افزایش خواهد داد.

این مسئله برای درآمد ارزی ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا اگر بازار جهانی بخشی از شوک عرضه را از طریق ذخایر، کاهش مصرف یا عرضه سایر تولیدکنندگان جذب کند، رشد قیمت نفت ممکن است کمتر از میزان لازم برای جبران کاهش صادرات ایران باشد.

هزینه حمل و بیمه؛ فشار پنهان بر درآمد نفتی

حتی در صورتی که بخشی از نفت ایران امکان عبور از هرمز و رسیدن به خریدار را داشته باشد، هزینه انتقال آن نیز افزایش یافته است.

رویترز از افزایش نرخ حمل‌ونقل و نگرانی شرکت‌های کشتیرانی درباره امنیت عبور از هرمز خبر داده است. فایننشال‌تایمز نیز در گزارش‌های خود از افزایش هزینه بیمه جنگی کشتی‌های فعال در منطقه خبر داده است.

این هزینه‌ها مستقیما یا غیرمستقیم بر ارزش نهایی معامله اثر می‌گذارند. بنابراین، قیمت اعلام‌شده نفت در بازار جهانی الزاما برابر با مبلغی نیست که صادرکننده در نهایت از فروش یک بشکه نفت دریافت می‌کند.

برای ایران که صادرات نفت آن پیش از بحران نیز با محدودیت‌های ناشی از تحریم مواجه بوده، افزایش ریسک حمل‌ونقل می‌تواند فشار مضاعفی بر درآمد ارزی ایران ایجاد کند.

از سوی دیگر، افزایش ریسک ممکن است خریداران و شرکت‌های حمل‌ونقل را به مطالبه تخفیف بیشتر یا دریافت پوشش‌های بیمه‌ای گران‌تر سوق دهد؛ در نتیجه فاصله میان قیمت مرجع جهانی و درآمد واقعی حاصل از فروش نفت افزایش می‌یابد.

از درآمد نفتی تا بودجه ایران

اهمیت درآمد ارزی ایران تنها به بخش تجارت خارجی محدود نمی‌شود. درآمدهای حاصل از صادرات نفت، گاز و فرآورده‌های نفتی همچنان بخشی از ساختار منابع دولت را تشکیل می‌دهد.

بر اساس گزارش منتشرشده درباره بودجه ۱۴۰۵، رقم پیش‌بینی‌شده برای درآمدهای حاصل از صادرات نفت، گاز و میعانات گازی حدود ۲۶۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده که نسبت به سال قبل کاهش قابل‌توجهی داشته است.

این وضعیت نشان می‌دهد کاهش صادرات نفت در شرایط اختلال هرمز می‌تواند هم‌زمان دو فشار ایجاد کند: نخست کاهش ورود ارز و دوم کاهش منابع مرتبط با نفت در سمت درآمدهای دولت.

البته نمی‌توان بدون داده‌های به‌روز درباره میزان تحقق درآمدهای نفتی، رقم دقیق کسری احتمالی ناشی از اختلال هرمز را محاسبه کرد.

همچنین اطلاعات عمومی کافی درباره میزان منابع ارزی قابل دسترس ایران در شرایط فعلی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن رقم مشخصی برای ذخایر قابل استفاده دولت یا بانک مرکزی ارائه کرد. از این رو، درباره درآمد ارزی ایران باید میان درآمد بالقوه ناشی از قیمت نفت و ارز واقعا قابل وصول و استفاده تفاوت قائل شد.

بازار ارز در زنجیره درآمد دولت

کاهش صادرات نفت، در صورت تداوم، می‌تواند اهمیت مدیریت عرضه ارز و اولویت‌بندی مصارف ارزی را افزایش دهد؛ زیرا بخشی از منابع ارزی کشور برای تامین واردات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در همین چارچوب، برخی منابع داخلی گزارش داده‌اند که سیاست تخصیص ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی و ضروری همچنان ادامه داشته و برای برخی کالاهای اساسی، ضروری و مورد نیاز خطوط تولید نیز امکان تامین ارز از محل ارز صادراتی فراهم شده است.

در عین حال برای اندازه‌گیری دقیق اثر اختلال هرمز بر نرخ ارز، به داده‌های روزانه درباره میزان عرضه ارز نفتی، درآمدهای وصول‌شده، ذخایر قابل استفاده و تقاضای وارداتی نیاز است؛ داده‌هایی که در منابع بررسی‌شده به شکل کامل و قابل اتکا منتشر نشده‌اند. بنابراین، نمی‌توان صرفا بر اساس اختلال هرمز یک نرخ مشخص برای آینده ارز تعیین کرد.

با این حال، رابطه میان درآمد ارزی ایران و بازار ارز از نظر اقتصادی اهمیت دارد: هرچه ورود ارز حاصل از صادرات نفت محدودتر شود، مدیریت منابع ارزی و تخصیص آن به نیازهای ضروری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این موضوع به‌ویژه برای واردات کالاهای اساسی، دارو، مواد اولیه و کالاهای مورد نیاز تولید اهمیت دارد؛ زیرا کاهش درآمدهای صادراتی می‌تواند رقابت برای دسترسی به منابع ارزی را افزایش دهد.

اگر هرمز طولانی‌مدت مختل بماند چه اتفاقی می‌افتد؟

سناریوی کوتاه‌مدت با سناریوی اختلال طولانی‌مدت تفاوت اساسی دارد. در یک اختلال کوتاه، ممکن است قیمت نفت افزایش پیدا کند و محموله‌های موجود در مخازن یا نفتکش‌ها با قیمت بالاتری فروخته شوند. در چنین شرایطی، افزایش ارزش هر بشکه می‌تواند بخشی از کاهش موقت حجم صادرات را جبران کند، اما در یک اختلال طولانی، مسئله اصلی درآمد ارزی ایران از بحث قیمت به ظرفیت فیزیکی انتقال نفت منتقل خواهد شد.

اگر نفتکش‌ها نتوانند در خارک بارگیری کنند، مخازن به تدریج پر می‌شوند و تولید نفت نیز ناچار به کاهش خواهد شد. در این مرحله، حتی افزایش قابل‌توجه قیمت نفت نمی‌تواند بدون افزایش حجم فروش، درآمد صادراتی را به سطح قبلی بازگرداند. به همین دلیل، طول مدت اختلال اهمیت بیشتری از نوسان چندروزه قیمت نفت پیدا می‌کند.

هرچه اختلال طولانی‌تر شود، فاصله میان قیمت جهانی نفت و حجم نفتی که ایران واقعا می‌تواند بفروشد بیشتر تعیین‌کننده خواهد شد.

چشم‌انداز درآمد ارزی ایران

چشم‌انداز درآمد ارزی ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری به وضعیت تنگه هرمز، امکان بازگشت کشتیرانی، فعالیت پایانه خارک و توانایی ایران برای انتقال نفت به بازارهای خارجی وابسته است. فایننشال‌تایمز گزارش داده است که تهران برای بازگشایی هرمز مجموعه‌ای از شروط سیاسی و اقتصادی را مطرح کرده و همین مسئله چشم‌انداز بازگشت سریع جریان عادی نفت را با ابهام مواجه کرده است.

رویترز نیز گزارش داده است که اختلاف درباره نحوه عبور کشتی‌ها، هزینه‌های احتمالی عبور و نگرانی‌های شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران همچنان از عوامل محدودکننده بازگشت تردد عادی در هرمز هستند.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت نفت اگرچه برای ارزش هر بشکه یک عامل مثبت محسوب می‌شود، اما برای اقتصاد ایران تنها زمانی می‌تواند به افزایش واقعی درآمد ارزی ایران منجر شود که امکان فروش و انتقال حجم کافی از نفت نیز وجود داشته باشد. در غیر این صورت، اقتصاد ایران با وضعیتی مواجه خواهد شد که در آن نفت گران‌تر است، اما بشکه‌های کمتری به بازار می‌رسد.

بر همین اساس بحران تنگه هرمز یک مسئله صرفا ژئوپلیتیکی برای ایران نیست؛ بلکه می‌تواند مستقیما بر زنجیره درآمد ارزی ایران اثر بگذارد. داده‌های موجود نشان می‌دهد کاهش شدید تردد نفتکش‌ها، توقف فعالیت در و محدودیت انتقال محموله‌های نفت خارک ریسک کاهش حجم صادرات نفت را افزایش داده است.

در طرف مقابل، قیمت جهانی نفت نیز تحت تاثیر اختلال عرضه افزایش یافته است. اما افزایش قیمت به تنهایی تضمین نمی‌کند که درآمد نفتی ایران افزایش یابد؛ زیرا درآمد نهایی به تعداد بشکه‌های فروخته‌شده، هزینه حمل و بیمه، تخفیف‌های احتمالی و امکان وصول درآمد وابسته است.

در صورت کوتاه بودن اختلال، قیمت بالاتر نفت می‌تواند بخشی از کاهش صادرات را جبران کند، اما در صورت تداوم بحران، پر شدن ظرفیت ذخیره‌سازی و کاهش تولید می‌تواند فشار بیشتری بر درآمد ارزی ایران وارد کند.

در چنین سناریویی، مسئله اصلی برای اقتصاد ایران دیگر تنها این نخواهد بود که نفت در بازار جهانی با چه قیمتی معامله می‌شود؛ بلکه پرسش تعیین‌کننده این است که چه میزان نفت واقعا قابل صادر شدن است و چه میزان از درآمد حاصل از آن می‌تواند به منابع ارزی قابل استفاده برای اقتصاد ایران تبدیل شود.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=70733
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه