طلا و دلار؛ کدام یک زودتر آینده تورم در ایران را می‌بینند؟
نماد اقتصاد بررسی می‌کند:

طلا و دلار؛ کدام یک زودتر آینده تورم در ایران را می‌بینند؟

محمدرضا طارمی
۳ شهریور ۱۴۰۵

طلا و دلار طی سال‌های اخیر به پناهگاه سرمایه در برابر کاهش ارزش پول ملی تبدیل شده‌اند اما رفتار آن‌ها هیچ‌گاه یکسان نبوده است. دلار بیشتر به انتظارات فعالان اقتصادی درباره آینده اقتصاد ایران، سیاست خارجی، درآمدهای ارزی و وضعیت نقدینگی واکنش نشان می‌دهد؛ در حالی که طلا علاوه بر نرخ ارز، از قیمت جهانی اونس، سیاست پولی اقتصادهای بزرگ و میزان تقاضای جهانی برای دارایی امن نیز اثر می‌پذیرد.

به گزارش نماد اقتصاد، طلا و دلار طی سال‌های اخیر به پناهگاه سرمایه در برابر کاهش ارزش پول ملی تبدیل شده‌اند اما رفتار آن‌ها هیچ‌گاه یکسان نبوده است. دلار بیشتر به انتظارات فعالان اقتصادی درباره آینده اقتصاد ایران، سیاست خارجی، درآمدهای ارزی و وضعیت نقدینگی واکنش نشان می‌دهد؛ در حالی که طلا علاوه بر نرخ ارز، از قیمت جهانی اونس، سیاست پولی اقتصادهای بزرگ و میزان تقاضای جهانی برای دارایی امن نیز اثر می‌پذیرد.

پرسش مهم این است که اگر بخواهیم از میان این دو بازار، یکی را به‌عنوان پیش‌نگر تورم ایران انتخاب کنیم، کدام‌ یک زودتر سیگنال افزایش فشارهای تورمی را ارسال می‌کند؟

برای پاسخ، باید میان تورم بالفعل و انتظارات تورمی تفاوت قائل شد. تورم رسمی با تاخیر منتشر و زمانی که آمار مرکز آمار ایران اعلام می‌شود، بخشی از افزایش قیمت‌ها قبلا در بازارها رخ داده است. در مقابل، دلار و طلا در بازاری معامله می‌شوند که قیمت آن تقریبا به‌ صورت لحظه‌ای براساس انتظارات شکل می‌گیرد. بنابراین، این دو بازار ممکن است پیش از آنکه اثر کامل یک شوک اقتصادی در شاخص قیمت مصرف‌کننده دیده شود، نسبت به آن واکنش نشان دهند.

تورم رسمی در چه نقطه‌ای قرار دارد؟

آخرین آمار رسمی منتشرشده درباره تیر ماه ۱۴۰۵ نشان می‌دهد نرخ تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده و تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارها نیز ۸۷.۹ درصد بوده است. تورم ماهانه تیر ماه نیز ۳.۱ درصد ثبت شده است.

این ارقام یک پیام مهم برای تحلیل بازارها دارد و آن اینکه اقتصاد ایران همچنان با سطح بسیار بالایی از افزایش عمومی قیمت‌ها مواجه است. حتی اگر شتاب تورم ماهانه نسبت به خرداد ماه کاهش پیدا کرده باشد، سطح تورم انباشته همچنان به اندازه‌ای بالاست که انتظارات تورمی را تحت تاثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، بازار ارز و طلا صرفا به تورم امروز واکنش نشان نمی‌دهند بلکه تلاش می‌کنند تورم ماه‌ها و حتی فصل‌های آینده را نیز در قیمت‌های خود لحاظ کنند. به بیان ساده‌تر، تورم بیشتر آینه گذشته نزدیک اقتصاد است اما دلار و طلا می‌توانند تصویری از انتظارات نسبت به آینده ارائه دهند.

چرا دلار معمولا سیگنال زودتری می‌دهد؟

از نگاه یک تحلیلگر اقتصاد کلان، دلار در اقتصاد ایران به دلیل نقش آن در قیمت‌گذاری کالاها، مواد اولیه، نهاده‌های وارداتی و حتی انتظارات سرمایه‌گذاری، یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر سطح عمومی قیمت‌هاست.

هرگاه فعالان اقتصادی احساس کنند دسترسی به منابع ارزی دشوارتر خواهد شد، درآمدهای ارزی کاهش می‌یابد، ریسک تحریم افزایش پیدا می‌کند یا سیاست‌های پولی و مالی می‌تواند به افزایش نقدینگی منجر شود، تقاضا برای ارز افزایش می‌یابد. همین افزایش تقاضا می‌تواند نرخ دلار را بالا ببرد.

با این وجود، اثر دلار به بازار ارز محدود نمی‌ماند. افزایش نرخ ارز، هزینه واردات را افزایش می‌دهد و از طریق مواد اولیه، ماشین‌آلات، کالاهای واسطه‌ای و کالاهای مصرفی وارداتی به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل می‌شود. حتی کالاهایی که مستقیما وارداتی نیستند نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند زیرا هزینه تولید آن‌ها به نهاده‌های وارداتی یا قیمت جایگزینی کالا وابسته است.

از این منظر، دلار هم پیش‌نگر تورم است و هم یکی از موتورهای انتقال تورم به اقتصاد واقعی. به همین دلیل، اگر نرخ دلار در یک دوره زمانی با سرعت بالا افزایش یابد و این افزایش پایدار باشد، معمولا باید منتظر مشاهده بخشی از آثار آن در قیمت کالاها و خدمات طی ماه‌های بعد بود.

اما طلا یک تفاوت مهم دارد

طلا در ایران از یک فرمول ساده اما مهم پیروی می‌کند؛ قیمت داخلی طلا به ترکیبی از نرخ دلار داخلی و قیمت جهانی اونس طلا وابسته است. بنابراین، طلا می‌تواند از دو مسیر رشد کند. مسیر نخست افزایش نرخ دلار در داخل ایران است و مسیر دوم رشد قیمت جهانی طلا.

این ویژگی باعث می‌شود طلا گاهی سیگنالی قوی‌تر از دلار برای رفتار سرمایه‌گذاران ارائه دهد اما در عین حال ممکن است تحلیل آن به‌ عنوان شاخص انتظارات تورمی داخلی پیچیده‌تر شود.

برای مثال، اگر اونس جهانی طلا به دلیل کاهش نرخ بهره آمریکا، افزایش تقاضای بانک‌های مرکزی یا تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیکی رشد کند، قیمت طلای داخلی حتی در شرایط ثبات نسبی دلار نیز می‌تواند افزایش یابد. بنابراین هر رشد قیمت طلا الزاما به معنای افزایش انتظارات تورمی در ایران نیست.

در مرداد ماه ۱۴۰۵ نیز قیمت جهانی طلا در سطوح تاریخی بالایی قرار گرفت و گزارش‌های بازار از معامله اونس در محدوده بالای چهار هزار و ۴۰۰ دلار حکایت داشت. در بازار داخلی نیز تا پایان مرداد ماه، طلای ۱۸ عیار به محدوده بالای ۲۰ میلیون تومان رسید و سکه امامی از مرز ۲۰۰ میلیون تومان عبور کرد. بنابراین در شرایط فعلی نمی‌توان تمام رشد طلای داخلی را به تورم یا افزایش نرخ دلار نسبت داد زیرا در این بین متغیر جهانی طلا نیز نقش قابل‌توجهی دارد.

طلا و دلار؛ کدام بازار انتظارات تورمی را بهتر نشان می‌دهد؟

اگر هدف پیش‌بینی تورم داخلی ایران باشد، دلار معمولا شاخص مستقیم‌تری است. دلیل این موضوع آن است که نرخ ارز با ساختار هزینه تولید، واردات و قیمت‌گذاری در اقتصاد ایران ارتباط بیشتری دارد اما اگر هدف، سنجش رفتار سرمایه‌گذاران در برابر کاهش ارزش پول باشد، طلا نیز اهمیت بسیار بالایی پیدا می‌کند.

در واقع می‌توان این دو بازار را مانند دو سنسور متفاوت در نظر گرفت؛ به نحوی که دلار، انتظارات مربوط به اقتصاد ایران را اندازه‌گیری و طلا، ترکیبی از انتظارات داخلی و جهانی را منعکس می‌کند.

اگر دلار افزایش یابد اما اونس جهانی کاهش پیدا کند، طلا ممکن است بخشی از اثر افزایش ارز را خنثی کند. برعکس، اگر دلار ثابت بماند اما اونس جهانی جهش کند، طلای داخلی افزایش خواهد یافت؛ بدون اینکه الزاما نشانه‌ای از تشدید تورم داخلی وجود داشته باشد. از این رو، تحلیل طلا بدون جدا کردن اثر دلار و اونس جهانی می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

رابطه دلار، طلا و تورم چگونه عمل می‌کند؟

برای درک بهتر این رابطه باید یک چرخه را در نظر گرفت.

در مرحله نخست، یک شوک اقتصادی یا سیاسی باعث افزایش ریسک می‌شود. فعالان اقتصادی برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت دلار، طلا یا سایر دارایی‌های جایگزین حرکت می‌کنند. در مرحله دوم، افزایش تقاضا نرخ ارز را بالا می‌برد. در مرحله سوم، رشد نرخ ارز به افزایش هزینه واردات و تولید منجر می‌شود.

در مرحله چهارم، افزایش هزینه‌ها به قیمت کالاها و خدمات منتقل و در مرحله پنجم، تورم واقعی در شاخص قیمت مصرف‌کننده نمایان می‌شود؛ البته این چرخه همیشه خطی نیست و ممکن است سیاست‌های ارزی، کنترل نقدینگی، کاهش تقاضا یا مداخلات دولت آن را تغییر دهد.

یک اشتباه رایج در تحلیل بازار

یکی از خطاهای رایج این است که هر افزایش قیمت دلار یا طلا را به‌ عنوان نشانه قطعی افزایش تورم آینده تفسیر کنیم. گاهی نرخ دلار به دلیل یک شوک سیاسی کوتاه‌مدت افزایش می‌یابد اما با تغییر شرایط سیاسی دوباره کاهش پیدا می‌کند. در این حالت، افزایش قیمت ارز الزاما به یک موج پایدار تورمی تبدیل نمی‌شود.

از سوی دیگر، اگر افزایش نرخ ارز همراه با رشد نقدینگی، کسری بودجه، افزایش هزینه تولید و کاهش اعتماد به پول ملی باشد، احتمال انتقال آن به تورم عمومی بسیار بیشتر خواهد بود. به همین دلیل، مهم‌تر از سطح دلار، روند و ماندگاری آن است.

اگر دلار چند روز رشد کند، نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که تورم آینده حتما جهش خواهد کرد اما اگر نرخ ارز برای چند ماه در مسیر صعودی قرار بگیرد و هم‌زمان سایر شاخص‌های پولی و اقتصادی نیز فشار تورمی را تایید کنند، آن‌گاه سیگنال بسیار جدی‌تر خواهد بود.

طلا چه زمانی سیگنال قوی‌تری می‌شود؟

طلا زمانی به پیش‌نگر مهم‌تری برای رفتار اقتصادی خانوارها و سرمایه‌گذاران تبدیل می‌شود که رشد آن با افزایش تقاضای داخلی برای دارایی‌های ضدتورمی همراه باشد. در چنین شرایطی، مردم صرفا برای کسب سود به سراغ طلا نمی‌روند بلکه برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید پول، بخشی از دارایی نقدی خود را به طلا تبدیل می‌کنند.

این رفتار خود یک علامت مهم است؛ زمانی که خانوارها و سرمایه‌گذاران احساس کنند نگهداری پول نقد ریسک بالایی دارد، تقاضا برای دارایی‌هایی مانند طلا و ارز افزایش می‌یابد. در نتیجه، حتی اگر طلا به دلیل رشد اونس جهانی افزایش قیمت پیدا کرده باشد، زمانی که هم‌زمان شاهد رشد تقاضای داخلی و افزایش نرخ دلار نیز باشیم، پیام تورمی آن بسیار قوی‌تر می‌شود.

آیا بازارها از تورم جلوتر حرکت می‌کنند؟

بازارها آینده را پیش‌بینی نمی‌کنند بلکه انتظارات افراد درباره آینده را در قیمت‌ها منعکس می‌کنند. اگر بخش بزرگی از فعالان اقتصادی انتظار داشته باشند تورم افزایش پیدا کند، این انتظار می‌تواند خود به عاملی برای افزایش تقاضا و در نهایت تحقق بخشی از همان تورم تبدیل شود. این مسئله در اقتصاد ایران اهمیت بیشتری دارد زیرا سابقه تورم مزمن باعث شده مردم نسبت به تغییرات نرخ ارز و طلا حساس باشند.

به همین دلیل، گاهی تنها یک خبر سیاسی یا اقتصادی می‌تواند بازار ارز و طلا را تحت تاثیر قرار دهد؛ در حالی که اثر واقعی آن خبر هنوز در شاخص‌های رسمی اقتصاد دیده نشده است.

چشم‌انداز؛ کدام بازار را باید جدی‌تر گرفت؟

از منظر کارشناسی، برای پیش‌بینی تورم داخلی ایران نمی‌توان تنها به یک بازار تکیه کرد. دلار مهم‌ترین شاخص پیش‌نگر داخلی است اما طلا شاخص مکمل بسیار قدرتمندی محسوب می‌شود.

اگر دلار صعودی باشد و طلا نیز هم‌زمان رشد کند، در حالی که اونس جهانی تغییر بزرگی نکرده باشد، می‌توان این وضعیت را نشانه‌ای قوی‌تر از افزایش انتظارات تورمی داخلی دانست اما اگر طلا افزایش یابد و دلار نسبتا باثبات باشد، باید ابتدا اثر اونس جهانی را بررسی کرد.

در شرایط فعلی، سطح بالای تورم رسمی، رشد قابل توجه قیمت طلا و سکه و قرار گرفتن طلای جهانی در سطوح بسیار بالا نشان می‌دهد بازارها همچنان نسبت به حفظ ارزش پول حساس هستند. آمار تیر ماه نیز با ثبت تورم سالانه ۶۶ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۷.۹ درصد، تصویر روشنی از شدت فشار تورمی موجود ارائه می‌کند.

انتهای پیام//

Author

محمدرضا طارمی

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71439
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه