قطع تجارت ایران و امارات؛ بازار نهاده‌های دامی و کالاهای اساسی در خطر است؟
نماد اقتصاد گزارش می‌کند:

قطع تجارت ایران و امارات؛ بازار نهاده‌های دامی و کالاهای اساسی در خطر است؟

محمدرضا طارمی
۳۱ مرداد ۱۴۰۵

قطع تجارت ایران و امارات را نباید به‌صورت ساده به معنای «قطع واردات کالاهای اساسی» تفسیر کرد. ایران همچنان امکان خرید ذرت، سویا، جو، برنج، گندم و سایر کالاهای اساسی از بازار جهانی را دارد.

به گزارش نماد اقتصاد، قطع تجارت ایران و امارات یکی از مهم‌ترین تحولات اقتصادی روزهای اخیر بوده است؛ تصمیمی که اگر به‌ صورت کامل و پایدار اجرا شود، آثار آن فراتر از کاهش تجارت مستقیم دو کشور خواهد بود. اهمیت امارات برای اقتصاد ایران تنها به صادرات و واردات مستقیم محدود نمی‌شود بلکه این کشور و به‌ویژه دبی طی سال‌های گذشته، به یکی از مهم‌ترین هاب‌های تجاری، مالی و لجستیکی ایران تبدیل شده است.

در این میان، یکی از حساس‌ترین حوزه‌های در معرض اثرپذیری، واردات کالاهای اساسی، نهاده‌های دامی و مواد اولیه بخش کشاورزی است. موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از نیاز غذایی کشور از مسیر واردات تامین می‌شود و هرگونه اختلال در زنجیره تامین می‌تواند ابتدا هزینه واردات و سپس قیمت تولید و مصرف را تحت تاثیر قرار دهد.

براساس گزارش‌های منتشرشده طی روزهای اخیر، امارات تصمیم به توقف مبادلات تجاری و مالی با ایران گرفته است؛ اتفاقی که می‌تواند یکی از مسیرهای اصلی تجارت خارجی کشور را با محدودیت مواجه کند اما سوال اصلی این است که قطع ارتباط با امارات، دقیقا چه کالایی را از سفره ایرانیان حذف می‌کند و کدام نهاده‌های تولید بیشتر در معرض افزایش قیمت قرار می‌گیرند؟

امارات؛ یک حلقه حیاتی در زنجیره تامین ایران

پیش از بررسی کالاها باید یک نکته مهم را روشن کرد. وقتی گفته می‌شود امارات یکی از مبادی اصلی واردات ایران است، نباید تصور کرد تمام کالاهای وارداتی از این کشور در داخل امارات تولید می‌شوند؛ اتفاقا بخش قابل‌توجهی از تجارت ایران و امارات به صادرات مجدد کالاها مربوط می‌شود.

یعنی یک شرکت ایرانی ممکن است کالا را از تولیدکننده‌ای در چین، هند، آمریکای جنوبی یا سایر مناطق جهان خریداری کند اما معامله، تامین مالی، حمل، بیمه یا اسناد تجاری از طریق یک شرکت مستقر در امارات انجام شود. در نتیجه، مسئله اصلی برای ایران الزاما از دست دادن یک کشور تامین‌کننده نیست بلکه از دست دادن یک هاب واسطه‌ای است که سال‌ها در زنجیره تجارت خارجی کشور نقش داشته است.

گزارش‌های منتشرشده درباره روابط اقتصادی ایران و امارات نیز نشان می‌دهد بخش مهمی از واردات کالاهای اساسی ایران از مسیر شرکت‌های مستقر در امارات انجام شده است.

این تفاوت در تحلیل آثار قطع ارتباط بسیار مهم است. اگر امارات از زنجیره تجارت ایران حذف شود، ایران همچنان می‌تواند ذرت را از برزیل، آرژانتین یا سایر تولیدکنندگان خریداری کند اما ممکن است برای یافتن مسیر جدید پرداخت، حمل، بیمه، واسطه و انتقال کالا، هزینه و زمان بیشتری صرف شود.

نخستین گروه آسیب‌پذیر؛ نهاده‌های دامی

در میان کالاهای وارداتی، نهاده‌های دامی از حساس‌ترین اقلام محسوب می‌شوند. ذرت دامی، کنجاله سویا و جو، سه جزء مهم در زنجیره تولید خوراک دام و طیور به شمار می‌روند و تغییر در قیمت یا سرعت تامین آن‌ها می‌تواند مستقیما هزینه تولید گوشت، مرغ، تخم‌مرغ و محصولات لبنی را تحت تاثیر قرار دهد.

آمارهای رسمی نیز اهمیت این گروه را نشان می‌دهد. سازمان نظام دامپزشکی کشور اعلام کرده است واردات نهاده‌های دامی در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل حدود ۱۰ درصد افزایش داشته و واردات مواد اولیه تولید خوراک دام نیز رشد کرده است.

این افزایش واردات یک پیام مهم دارد و آن اینکه اقتصاد ایران نه‌تنها به واردات نهاده‌ها وابسته است، بلکه در شرایط فعلی برای تامین نیاز تولیدکنندگان دام و طیور همچنان به ورود مستمر این کالاها نیاز دارد. در چنین ساختاری، اگر مسیر تجاری امارات مسدود شود، هرگونه افزایش هزینه یا تأخیر در تأمین نهاده‌ها می‌تواند به زنجیره‌ای از افزایش هزینه‌ها منجر شود.

ذرت؛ حساس‌ترین حلقه زنجیره

ذرت دامی، از مهم‌ترین نهاده‌های مورد استفاده در صنعت دام و طیور است. بخش عمده ذرت مورد استفاده در خوراک دام و طیور از طریق واردات تامین می‌شود و به همین دلیل قیمت آن مستقیما از نرخ ارز، قیمت جهانی، هزینه حمل و شرایط واردات تاثیر می‌گیرد. مشکل احتمالی در صورت قطع مسیر امارات، کمبود فوری ذرت در کشور نیست بلکه افزایش هزینه تمام‌شده و طولانی‌تر شدن مسیر تامین است.

اگر واردکننده مجبور شود مسیر تجاری جدیدی پیدا کند، ممکن است هزینه‌های واسطه‌گری، حمل‌ونقل، بیمه و تسویه مالی افزایش یابد. این هزینه‌ها در نهایت می‌توانند وارد قیمت تمام‌شده نهاده شوند. از آنجایی که ذرت یکی از اجزای اصلی جیره غذایی طیور است، افزایش قیمت آن می‌تواند با یک وقفه زمانی به قیمت مرغ و تخم‌مرغ منتقل شود.

کنجاله سویا؛ حلقه دوم زنجیره

کنجاله سویا نیز یکی از مهم‌ترین نهاده‌های مورد استفاده در خوراک دام و طیور است. این محصول منبع مهم پروتئین در جیره غذایی دام و طیور محسوب می‌شود و به همین دلیل قیمت و دسترسی به آن برای صنعت مرغداری و دامپروری اهمیت بالایی دارد.

هرگونه اختلال در واردات کنجاله سویا می‌تواند هزینه تولید خوراک را افزایش دهد. در شرایطی که تولیدکنندگان دام و طیور حاشیه سود محدودی دارند، افزایش هزینه نهاده‌ها می‌تواند یا سود تولیدکننده را کاهش دهد یا با انتقال به زنجیره توزیع، قیمت محصول نهایی را افزایش دهد.

به همین دلیل، اثر قطع مسیر تجاری امارات را نباید تنها در گمرک جست‌وجو کرد؛ اثر واقعی آن ممکن است چند هفته یا چند ماه بعد در قیمت مرغ، تخم‌مرغ، گوشت و لبنیات نمایان شود.

جو و سایر نهاده‌ها؛ فشار بر دامداری

جو نیز از نهاده‌های مهم در تغذیه دام محسوب می‌شود. علاوه بر آن، مکمل‌های خوراکی، ویتامین‌ها، مواد معدنی و برخی افزودنی‌های مورد استفاده در تولید خوراک دام و طیور نیز می‌توانند در معرض افزایش هزینه واردات قرار گیرند.

این بخش از بازار شاید به اندازه ذرت و سویا در افکار عمومی شناخته‌شده نباشد اما از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد زیرا اختلال در تامین هر یک از این نهاده‌ها می‌تواند کیفیت و هزینه خوراک دام را تحت تاثیر قرار دهد. در واقع، زنجیره امنیت غذایی فقط به واردات گندم و برنج وابسته نیست و تامین نهاده‌های تولید نیز بخشی از امنیت غذایی کشور است.

برنج؛ کالایی که مستقیما با مصرف خانوار ارتباط دارد

در کنار نهاده‌های دامی، برنج یکی دیگر از کالاهای اساسی مهم وارداتی ایران است. برنج وارداتی عمدتا از کشورهای تولیدکننده آسیایی تامین می‌شود و امارات طی سال‌های گذشته یکی از مسیرهای تجاری مهم برای ورود کالا به ایران بوده است.

در اینجا نیز همان تفاوت میان مبدا تولید و مبدا واردات اهمیت دارد. اگر مسیر امارات بسته شود، الزاما برنج از بازار جهانی حذف نمی‌شود اما واردکننده ممکن است مجبور شود معامله را مستقیم‌تر انجام دهد یا از مسیرهای جایگزین استفاده کند.

این تغییر می‌تواند هزینه حمل، زمان ترخیص و هزینه‌های مالی را افزایش دهد. در نتیجه، احتمال نخستین اثر در بازار برنج، افزایش قیمت تمام‌شده واردات است نه لزوما کمبود فوری کالا.

روغن و دانه‌های روغنی؛ زنجیره‌ای دیگر در معرض فشار

روغن خوراکی و مواد اولیه مورد استفاده برای تولید آن نیز در زمره کالاهای حساس قرار دارند. ایران برای تامین بخشی از نیاز خود به دانه‌های روغنی و روغن خام به واردات وابسته است.

هرگونه اختلال در مسیر تامین می‌تواند هزینه واردات را افزایش دهد و با توجه به گستردگی مصرف روغن در خانوار و صنایع غذایی، اثر آن می‌تواند نسبتا سریع به بازار منتقل شود. از این منظر، اگر قطع ارتباط با امارات همزمان با افزایش نرخ ارز یا افزایش هزینه حمل بین‌المللی اتفاق بیفتد، فشار بر بازار روغن می‌تواند بیشتر شود.

گندم؛ حساس‌ترین کالای امنیت غذایی

گندم از نظر امنیت غذایی جایگاهی متفاوت دارد؛ اگرچه میزان وابستگی کشور به واردات گندم طی سال‌های مختلف تغییر می‌کند اما در سال‌هایی که تولید داخلی پاسخ‌گوی نیاز نیست، واردات این محصول اهمیت بالایی پیدا می‌کند. بنابراین هرگونه اختلال در شبکه تامین گندم، حتی اگر کوتاه‌مدت باشد، باید از منظر امنیت غذایی جدی گرفته شود.

با این حال، درباره گندم نیز نباید بیش از اندازه به نقش امارات به عنوان تولیدکننده نگاه کرد. مسئله اصلی در صورت قطع روابط، مسیر تجاری و مالی واردات خواهد بود.

آیا قطع ارتباط با امارات به معنی کمبود مواد غذایی است؟

ایران همچنان امکان خرید کالاهای اساسی از کشورهای مختلف را دارد. مسئله آن است که خرید کالا تنها یک قرارداد تجاری نیست. واردکننده باید بتواند پول را منتقل، قرارداد را تسویه و کشتی را اجاره کند. همچنین بیمه را انجام دهد، اسناد را منتقل کند و کالا را به بنادر ایران برساند.

امارات طی سال‌های گذشته بخشی از این زنجیره را تسهیل کرده است و بنابراین در صورت حذف امارات، اولین اثر احتمالا افزایش اصطکاک تجاری خواهد بود؛ یعنی معامله دشوارتر، پرهزینه‌تر و زمان‌برتر می‌شود. این موضوع برای کالاهای فاسدشدنی یا کالاهایی که موجودی انبار آن‌ها محدود است، اهمیت بیشتری دارد.

اثر دوم؛ افزایش هزینه حمل و لجستیک

یکی از پیامدهای مهم قطع مسیر امارات، افزایش هزینه لجستیک است. اگر واردکننده مجبور شود کالای خود را از مسیر جدیدی وارد کند، ممکن است مسافت حمل، تعداد واسطه‌ها یا مراحل انتقال کالا افزایش پیدا کند.

در مورد نهاده‌های دامی، این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حجم تجارت بسیار بالاست و حتی افزایش نسبتا محدود هزینه حمل به ازای هر تن، در مقیاس میلیون‌ها تن می‌تواند هزینه قابل توجهی ایجاد کند.

برای مثال، اگر هزینه اضافی حمل، بیمه و واسطه‌گری برای هر تن نهاده فقط چند ۱۰ دلار افزایش یابد، در واردات چند میلیون تن، رقم نهایی بسیار بزرگ خواهد شد.

اثر سوم؛ انتقال شوک به قیمت مرغ و گوشت

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره نهاده‌های دامی، انتقال اثر آن به قیمت محصولات پروتئینی است. مکانیزم انتقال تقریبا روشن است؛ قطع مسیر تجاری، افزایش هزینه واردات نهاده، افزایش قیمت خوراک دام و طیور، افزایش هزینه تولید، کاهش حاشیه سود تولیدکننده و افزایش قیمت محصول نهایی.

البته این انتقال همیشه کامل و فوری نیست و دولت می‌تواند با استفاده از ذخایر استراتژیک، تخصیص ارز، یارانه یا تنظیم بازار، بخشی از افزایش هزینه را جذب کند اما اگر اختلال طولانی شود، حفظ قیمت‌ها در سطوح قبلی دشوارتر خواهد شد.

ذخایر استراتژیک؛ سپر کوتاه‌مدت نه راه‌حل دائمی

یکی از ابزارهای سیاست‌گذار برای مقابله با شوک‌های تجاری، استفاده از ذخایر کالاهای اساسی است. اگر در انبارهای کشور ذخایر کافی از نهاده‌های دامی، برنج، روغن یا سایر کالاهای اساسی وجود داشته باشد، می‌توان بخشی از اثر اختلال واردات را برای مدتی خنثی کرد اما ذخیره استراتژیک یک راه‌حل موقت است. اگر مسیر واردات در مدت طولانی مسدود بماند، ذخایر نیز کاهش پیدا می‌کنند. بنابراین اهمیت اصلی در شرایط فعلی، باز کردن مسیرهای جایگزین واردات است.

مسیرهای جایگزین کدام‌اند؟

ایران برای کاهش اثر قطع مسیر امارات می‌تواند چند مسیر را هم‌زمان فعال کند. نخست، افزایش خرید مستقیم از کشورهای تولیدکننده نهاده‌هاست. به عنوان مثال، در مورد ذرت و سویا می‌توان روابط مستقیم‌تر با کشورهای بزرگ تولیدکننده ایجاد کرد.

دوم، استفاده بیشتر از مسیرهای دریایی مستقیم و بنادر جنوبی کشور است. سوم، توسعه مسیرهای شمالی و زمینی برای کالاهایی است که امکان انتقال از این مسیرها را دارند.

در همین زمینه، گزارش‌هایی درباره وابستگی حدود ۸۰ درصدی واردات غلات به بنادر جنوبی منتشر شده و بر ضرورت توسعه مسیرهایی مانند اینچه‌برون برای ایجاد تنوع در شبکه واردات تأکید شده است.

این موضوع نشان می‌دهد بحران فعلی می‌تواند یک پیام ساختاری نیز برای سیاست تجاری ایران داشته باشد و امنیت غذایی فقط به میزان ذخایر وابسته نیست؛ به تنوع مسیرهای واردات نیز وابسته است.

آیا می‌توان امارات را به‌ سرعت جایگزین کرد؟

از نظر نظری بله اما از نظر عملی، جایگزینی کامل آن آسان نیست. دلیل این مسئله آن بوده که امارات طی سال‌ها یک اکوسیستم تجاری ایجاد کرده است؛ از شرکت‌های بازرگانی و بانک‌ها گرفته تا صرافی‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل، بیمه، انبارداری و خدمات بندری.

کشور دیگری ممکن است بتواند کالا را به ایران بفروشد، اما ایجاد یک شبکه کامل و کارآمد برای جایگزینی همه این خدمات زمان می‌برد. بنابراین باید میان جایگزینی تامین‌کننده کالا و جایگزینی هاب تجاری تفاوت قائل شد. تامین‌کننده ذرت را می‌توان جایگزین کرد اما جایگزین کردن تمام نقش‌های تجاری و مالی دبی در کوتاه‌مدت بسیار دشوارتر است.

بیشترین ریسک متوجه کدام کالاهاست؟

اگر بخواهیم کالاها را بر اساس حساسیت آنها نسبت به اختلال در مسیر امارات دسته‌بندی کنیم، می‌توان چنین تصویری ارائه کرد:

گروه کالاسطح ریسکدلیل اصلی
ذرت دامیبسیار بالاوابستگی تولید طیور و دام به واردات
کنجاله سویابسیار بالانقش مهم در خوراک دام و طیور
جوبالااهمیت در جیره دام
روغن و دانه‌های روغنیبالاوابستگی تولید داخلی به واردات
برنجمتوسط تا بالاسهم قابل توجه واردات در مصرف
گندممتوسط تا بالااهمیت استراتژیک و امنیت غذایی
مکمل‌ها و افزودنی‌های خوراک دامبالامحدود بودن برخی منابع جایگزین
سایر کالاهای کشاورزیمتوسطامکان جایگزینی متفاوت بر اساس کالا

سناریوی اول؛ اختلال کوتاه‌مدت

اگر توقف تجارت با امارات کوتاه‌مدت باشد، احتمالا مهم‌ترین پیامد آن افزایش هزینه معامله و تاخیر در واردات خواهد بود. در این حالت، ذخایر موجود و فعال شدن مسیرهای جایگزین می‌تواند از کمبود جدی جلوگیری کند اما ممکن است قیمت برخی نهاده‌ها به دلیل افزایش هزینه واردات بالا برود. در این سناریو، اثر بر سفره مردم بیشتر از مسیر تورم هزینه‌ای خواهد بود.

سناریوی دوم؛ تداوم محدودیت برای چند ماه

اگر محدودیت چند ماه ادامه پیدا کند، اهمیت موضوع بیشتر می‌شود. در این شرایط واردکنندگان باید قراردادهای جدید، مسیرهای مالی تازه و کانال‌های لجستیکی جایگزین ایجاد کنند. اگر این فرآیند با موفقیت انجام شود، تجارت ادامه پیدا می‌کند اما با هزینه بالاتر. در این سناریو، احتمال افزایش قیمت نهاده‌های دامی و در نتیجه افزایش قیمت محصولات پروتئینی بیشتر است.

سناریوی سوم؛ قطع طولانی‌مدت و هم‌زمانی با شوک ارزی

این سناریو خطرناک‌ترین حالت است. اگر قطع ارتباط با امارات با افزایش نرخ ارز، محدودیت حمل‌ونقل، کاهش ذخایر و دشوارتر شدن دسترسی به منابع مالی همزمان شود، فشار بر کالاهای اساسی می‌تواند چند برابر شود. در چنین شرایطی، مسئله از گران شدن واردات به ریسک اختلال در امنیت غذایی نزدیک می‌شود؛ البته تحقق چنین سناریویی قطعی نیست و به مدت زمان محدودیت و توان ایران برای فعال کردن مسیرهای جایگزین بستگی دارد.

یک فرصت پنهان در دل تهدید

قطع مسیر امارات در کنار تمام تهدیدهای خود می‌تواند یک پیام مهم برای سیاست‌گذار داشته باشد و آن اینکه اقتصاد ایران باید وابستگی خود را به یک هاب تجاری خاص کاهش دهد.

ایجاد مسیرهای مستقیم با کشورهای تولیدکننده، توسعه بنادر، تقویت حمل‌ونقل ریلی، توسعه مسیرهای شمالی و تقویت روابط تجاری با کشورهای مختلف می‌تواند در بلندمدت تاب‌آوری زنجیره تامین کالاهای اساسی را افزایش دهد.

همچنین باید به سمت تنوع جغرافیایی واردات حرکت کرد. وابستگی بیش از حد به یک کشور یا یک مسیر، حتی اگر در شرایط عادی ارزان و کارآمد باشد، در زمان بحران می‌تواند به نقطه آسیب‌پذیری تبدیل شود.

انتهای پیام//

Author

محمدرضا طارمی

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71257
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه