
توقف تجارت ایران و امارات؛ مسیرهای جایگزین کدامند؟
اعلام توقف تجارت ایران و امارات در کنار مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی میان این دو کشور، یکی از مهمترین شوکهای تازه به مسیرهای تجارت خارجی ایران در شرایطی است که تنشهای منطقهای همزمان کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز را نیز تحت فشار قرار داده است. اهمیت این تصمیم برای اقتصاد ایران فقط به ارزش تجارت مستقیم دو کشور محدود نمیشود؛ زیرا امارات و بهویژه بندر جبلعلی طی سالهای گذشته یکی از مهمترین گرههای لجستیکی و تجاری کالاهای ورودی به ایران بوده است.
به گزارش نماد اقتصاد، توقف تجارت ایران و امارات در حالی اعلام شده است که روابط تجاری دو کشور تنها چند هفته پیش از آن، پس از اختلالهای ناشی از جنگ، بهتدریج در حال بازگشت به مسیر عادی بود. معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران در تیرماه اعلام کرده بود که فعالیت تجاری از مسیر بندر جبلعلی دوباره آغاز شده و ترخیص کالاها و کانتینرهای ایرانی در این بندر در حال انجام است.
اکنون این روند بار دیگر با یک تصمیم سیاسی متوقف شده است. وزارت خارجه امارات اعلام کرده است که در پی تشدید تنشهای منطقهای، تمامی مبادلات تجاری، تعاملات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شدهاند.
این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که مقامهای اماراتی از شناسایی دو موشک بالستیک خبر دادند که به گفته ابوظبی به سمت این کشور شلیک شده بودند؛ یک موشک در دریا و دیگری در آبهای سرزمینی امارات سقوط کرد. تهران این اتهام را رد کرده و آن را بیاساس خوانده است.
بنابراین، توقف تجارت ایران و امارات در مرحله نخست یک اقدام ناشی از تشدید تنش سیاسی است، اما پیامد آن مستقیما به زنجیره تامین، تجارت خارجی و کانالهای مالی ایران منتقل میشود؛ حوزههایی که پیش از این نیز به دلیل اختلال در کشتیرانی منطقه با محدودیت مواجه شده بودند.
چرا امارات برای تجارت ایران اهمیت دارد؟
اهمیت توقف تجارت ایران و امارات از آنجا ناشی میشود که رابطه تجاری دو کشور صرفا یک رابطه دوجانبه معمول نیست. امارات طی سالهای گذشته نقش یک هاب لجستیکی و تجاری منطقهای را برای کالاهای وارداتی ایران ایفا کرده است و بخش مهمی از کالاهایی که از کشورهای دیگر خریداری میشوند، از مسیر بنادر و شبکه تجاری امارات به سمت ایران حرکت میکنند.
بر اساس دادههایی که از سوی سازمان توسعه تجارت ایران و مقامهای تجاری کشور اعلام شده، ارزش تجارت ایران و امارات در برخی سالها به حدود ۲۷ میلیارد دلار رسیده است. در همین چارچوب، واردات ایران از امارات بیش از ۲۰ میلیارد دلار و صادرات ایران به این کشور حدود ۶.۵ میلیارد دلار گزارش شده است.
اهمیت این ارقام در آن است که همه کالاهای واردشده از امارات لزوما تولید امارات نیستند. طبق توضیح مقامهای تجاری ایران، بخش قابلتوجهی از تجارت از طریق امارات به کالاهایی مربوط میشود که منش آنها کشورهای دیگر است و امارات در این میان نقش واسطه تجاری و لجستیکی ایفا میکند.
به همین دلیل، توقف تجارت ایران و امارات میتواند حتی در مواردی که تقاضای ایران برای یک کالای مشخص تغییری نکرده است، مسیر دسترسی به آن کالا را مختل کند. مسئله اصلی در چنین شرایطی، حذف تقاضا نیست؛ بلکه دشوارتر شدن مسیر انتقال کالا و پرداخت پول است. این اختلال پیش از این نیز در جریان محدودیتهای تجاری سال جاری در جبلعلی مشاهده شده بود.
جبلعلی؛ گرهای که دوباره تحت فشار قرار گرفت
توقف تجارت ایران و امارات برای بندر جبلعلی اهمیت ویژهای دارد، زیرا این بندر یکی از مهمترین مسیرهای ترانزیتی مورد استفاده تجار ایرانی بوده است. سازمان توسعه تجارت ایران در تیرماه اعلام کرده بود که عمده تجارت ایران و امارات از این مسیر انجام میشده و پس از بازگشت نسبی آرامش، ترخیص کالاهای ایرانی در جبلعلی دوباره آغاز شده است.
پیش از آن، محدودیتهای ناشی از جنگ باعث شده بود هزاران کانتینر مرتبط با تجارت ایران در امارات بلاتکلیف بمانند. یکی از مسئولان بخش اقتصادی کشور در خردادماه اعلام کرده بود که حدود ۷ هزار کانتینر ایرانی در امارات در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفتهاند و تهران در حال بررسی مسیرهای جایگزین برای انتقال کالاها بوده است.
همان مقام حجم مبادلات تجاری ایران از مسیر امارات را حدود ۲۰ میلیارد دلار اعلام کرده و گفته بود اختلال ایجادشده هم کالاهای موجود در جبلعلی و هم سفارشهای جدید را تحت تاثیر قرار داده است.
این سابقه نشان میدهد توقف تجارت ایران و امارات در خلا اتفاق نمیافتد، بلکه روی زنجیرهای از اختلالات قبلی قرار میگیرد. در ماههای گذشته نیز فعالان تجاری ناچار شده بودند برای انتقال محمولههای خود به مسیرهایی غیر از جبلعلی فکر کنند.
نخستین اثر؛ افزایش اصطکاک تجاری
پیامد فوری توقف تجارت ایران و امارات را باید در افزایش اصطکاک تجاری جستوجو کرد. هنگامی که یک هاب اصلی از شبکه تجارت حذف میشود، کالاهای موجود، سفارشهای جدید، حملونقل و تسویه مالی باید از مسیرهای دیگری عبور کنند و گزارشهای مربوط به مسیرهای جایگزین ایران نیز نشان میدهد که این مسیرها در سال جاری با محدودیت ظرفیت و افزایش زمان و هزینه مواجه بودهاند.
یکی از این مسیرها بندر خصب در عمان بوده است. گزارشهای تجاری نشان میدهد که پس از اختلال در مسیرهای متعارف، خصب به یکی از مسیرهای انتقال غیرمستقیم کالا به ایران تبدیل شد، اما افزایش تقاضا موجب شلوغی بندر و کندتر شدن عملیات انتقال شد و برخی هزینههای جدید نیز بر کالاها اعمال شد.
مسیر دیگر، بندر امالقصر عراق است که در ماههای گذشته به عنوان یک مسیر مکمل برای انتقال برخی کالاهای ایران مورد استفاده قرار گرفته است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد بخشی از محمولههایی که پیشتر از مسیر امارات به ایران میرسیدند، در شرایط اختلال به مسیرهای عراق منتقل شدهاند.
با این حال، منابع موجود تاکنون رقم قابل اتکایی برای هزینه نهایی جایگزینی کامل مسیر امارات با مسیرهای دیگر ارائه نکردهاند. بنابراین نمیتوان در مقطع کنونی درصد مشخصی برای افزایش قیمت تمامشده کالاها یا میزان افزایش نرخ ارز ناشی از این تصمیم تعیین کرد.
فشار بر مسیرهای مالی و تقاضای ارز
بعد دیگر توقف تجارت ایران و امارات به حوزه مالی مربوط میشود. تصمیم اعلامشده تنها توقف تجارت کالایی نیست و تراکنشهای مالی را نیز دربرمیگیرد؛ موضوعی که میتواند فرایند پرداخت به فروشندگان، تسویه سفارشها و تامین مالی تجارت مرتبط با امارات را دشوارتر کند.
این بخش از تصمیم امارات اهمیت ویژهای دارد، زیرا در اقتصاد تحریمشده ایران، تجارت خارجی به شبکهای از واسطهها، شرکتهای تجاری و کانالهای مالی منطقهای متکی است. گزارش رویترز در اوایل ماه آگوست نیز نشان داده بود که یک صرافی رمزارزی مستقر در دبی در شبکهای با گردش مالی میلیارد دلاری مرتبط با ایران نقش داشته است.
در نتیجه، توقف تجارت ایران و امارات میتواند علاوه بر کانالهای رسمی تجارت، بر بخشی از شبکه واسطهای و مالی مورد استفاده شرکتهای ایرانی نیز فشار وارد کند؛ اما میزان دقیق این اثر هنوز با دادههای رسمی و قابل اندازهگیری مشخص نشده است.
از منظر بازار ارز نیز منابع موجود تاکنون افزایش مشخص و قابل انتسابی را به این تصمیم نسبت ندادهاند. بنابراین هرگونه برآورد درباره جهش مشخص نرخ ارز در نتیجه این تصمیم، بدون دادههای بازار و شواهد مستقیم، زودهنگام خواهد بود.
واردات ایران در برابر یک آزمون لجستیکی
توقف تجارت ایران و امارات در نهایت میتواند واردات ایران را از مسیر دیگری که زمان تحویل را افزایش خواهد داد تحت فشار قرار دهد. سابقه اختلال در جبلعلی نشان داده است که محدودیتهای تجاری میتواند باعث توقف یا رسوب کانتینرها شود و انتقال کالا به مسیرهای جایگزین نیز به دلیل ظرفیت محدود برخی بنادر، زمان بیشتری نیاز دارد.
این مسئله برای کالاهایی که به زمان حساس هستند، اهمیت بیشتری دارد. در جریان اختلالهای قبلی، مقامهای ایرانی از باقی ماندن مواد اولیه دارویی در منطقه جبلعلی خبر داده بودند و گزارشهای تجاری نیز از توقف کالاهای مختلف در بنادر منطقه حکایت داشتند.
بنابراین اثر توقف تجارت ایران و امارات الزاما از روز نخست در قالب افزایش قیمت همه کالاها ظاهر نمیشود. نخستین نشانه میتواند افزایش زمان حمل، دشواری ترخیص، تغییر مسیر، افزایش هزینههای لجستیکی و پیچیدهتر شدن فرایند پرداخت باشد و در صورت تداوم اختلال، این هزینهها میتوانند به قیمت تمامشده برخی کالاها منتقل شوند. شواهد مربوط به اختلالهای قبلی مسیر امارات، وجود چنین فشارهایی را تایید میکند، اما اندازه اثر جدید هنوز قابل محاسبه نیست.
آیا مسیرهای جایگزین میتوانند خلا امارات را پر کنند؟
در پاسخ به این سوال میتوان گفت که ایران از ماههای گذشته تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین را آغاز کرده است. عراق، عمان و برخی بنادر منطقه در این تلاش نقش داشتهاند و مقامهای ایرانی نیز از مذاکره برای استفاده بیشتر از مسیر عراق خبر دادهاند.
در عین مسئله اصلی، صرفا وجود مسیر جایگزین نیست؛ بلکه ظرفیت، سرعت، هزینه، امنیت و امکان تسویه مالی در آن مسیر است. گزارش مربوط به بندر خصب نشان داده است که افزایش تقاضا میتواند ظرفیت محدود یک مسیر را تحت فشار قرار دهد و موجب افزایش زمان و هزینه انتقال شود.
از سوی دیگر، مسیر عراق نیز برای همه انواع کالاها الزاما جایگزین مستقیم جبلعلی نیست. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد امالقصر بیشتر به عنوان یک مسیر مکمل برای برخی محمولهها مورد استفاده قرار گرفته است و انتقال کالا همچنان به مجموعهای از جابهجاییهای دریایی و زمینی نیاز دارد.
در چنین شرایطی، توقف تجارت ایران و امارات میتواند فشار برای متنوعسازی مسیرهای تجاری ایران را افزایش دهد، اما دادههای موجود هنوز نشان نمیدهد که یک مسیر واحد توانسته باشد ظرفیت و نقش جبلعلی را بهطور کامل جایگزین کند.
اثر منطقهای؛ وقتی تجارت با بحران کشتیرانی همزمان میشود
اهمیت توقف تجارت ایران و امارات زمانی بیشتر میشود که این تحول را در کنار بحران کشتیرانی منطقه قرار دهیم. رویترز گزارش داده است که جریان نفت از تنگه هرمز در ماه آگوست بهشدت کاهش یافته و بازار نفت در حال قیمتگذاری احتمال طولانیتر شدن بحران است؛ همزمان، هزینههای حملونقل و حاشیههای پالایشی نیز افزایش یافتهاند.
رویترز همچنین گزارش داده است که حملات و تهدیدهای دریایی علیه کشتیها ریسک عملیاتی تجارت دریایی در منطقه را افزایش دادهاند. بنابراین تجارت ایران با امارات اکنون با دو محدودیت همزمان شامل تصمیم مستقیم ابوظبی برای توقف تجارت و تراکنشهای مالی و اختلال گستردهتر در محیط کشتیرانی منطقه روبهرو است. این همزمانی میتواند جایگزین کردن مسیرهای از دسترفته را دشوارتر کند.
بازارها چه سیگنالی دادهاند؟
واکنش فوری بازارهای مالی منطقه نیز نشان داد که تصمیم امارات از نگاه سرمایهگذاران یک تحول صرفا سیاسی تلقی نشده است. رویترز گزارش داد که شاخص اصلی بورس ابوظبی در روز ۱۹ آگوست ۰.۹ درصد کاهش یافت و شاخص دبی نیز ۰.۲ درصد افت کرد؛ همزمان سهام برخی بانکها و شرکتهای بزرگ اماراتی نیز کاهش یافتند.
این واکنش البته به معنای آن نیست که بازارها اثر اقتصادی مشخصی برای اقتصاد ایران قیمتگذاری کردهاند. دادههای موجود درباره بازار ایران برای نسبت دادن حرکت مشخص نرخ ارز یا بورس تهران به تصمیم امارات کافی نیستند و هرگونه چنین نتیجهگیری نیازمند دادههای معاملاتی و زمانی دقیقتر است.
مسئله اصلی؛ هزینه جایگزینی است
آنچه توقف تجارت ایران و امارات را برای اقتصاد ایران مهم میکند، صرفا ارزش تجارت از دسترفته نیست؛ مسئله اصلی هزینه جایگزین کردن شبکهای است که طی سالها برای انتقال کالا و انجام معاملات شکل گرفته است. ارقام تجارت دو کشور، نقش جبلعلی و تجربه اختلالهای قبلی نشان میدهند که جایگزینی این شبکه نیازمند بیش از یک مسیر فیزیکی جدید است.
در کوتاهمدت، منابع موجود از افزایش ریسک تجارت، توقف یا کندی محمولهها و تلاش برای استفاده از مسیرهای عراق و عمان خبر میدهند. در میانمدت، استمرار چنین وضعیتی میتواند اهمیت تنوع مسیرهای لجستیکی و مالی را برای تجارت ایران افزایش دهد، هرچند منابع موجود هنوز اندازه اقتصادی این تغییر را مشخص نکردهاند.
در بخش مصرفکننده نیز نمیتوان در حال حاضر افزایش مشخص قیمت کالاها را به توقف تجارت ایران و امارات نسبت داد؛ اما تجربه اختلالهای پیشین نشان میدهد هرگاه انتقال کالا طولانیتر و پرهزینهتر شود، فشار بر زنجیره تامین افزایش مییابد. میزان انتقال این فشار به قیمت مصرفکننده به نوع کالا، مسیر جایگزین و مدت تداوم محدودیت بستگی خواهد داشت و برای آن هنوز داده کافی منتشر نشده است.
توقف تجارت ایران و امارات اکنون یک شوک تازه به شبکه تجارت خارجی ایران است که در حساسترین مقطع ممکن، یعنی همزمان با اختلال گستردهتر در کشتیرانی منطقه، رخ داده است. امارات در تجارت ایران تنها یک شریک تجاری نیست و نقش آن به عنوان هاب لجستیکی و واسطه انتقال کالا، اهمیت تصمیم اخیر را بیشتر میکند.
ایران پیش از این نیز مسیرهای جایگزینی مانند عراق و عمان را برای کاهش وابستگی به مسیر امارات فعال کرده بود، اما گزارشهای موجود نشان میدهد این مسیرها هنوز از نظر ظرفیت و سرعت، جایگزین کامل شبکه قبلی نیستند.
در نتیجه، پرسش اصلی درباره توقف تجارت ایران و امارات در روزهای آینده نه فقط میزان کاهش تجارت دوجانبه، بلکه سرعت ایجاد مسیرهای جایگزین، توان انتقال کالاهای موجود، دسترسی به کانالهای مالی و مدت زمان تداوم محدودیت خواهد بود. تاکنون منابع معتبر رقم دقیقی برای اثر نهایی این تصمیم بر قیمت کالاها یا نرخ ارز ایران ارائه نکردهاند و هر برآورد عددی در این زمینه، بدون انتشار دادههای جدید، فاقد پشتوانه کافی خواهد بود.
 copy.webp)

۰ دیدگاه