
افزایش نرخ ارز کدام صنایع بورسی را منتفع و کدام یک را زیانده میکند؟
افزایش نرخ ارز در بورس تهران برای همه صنایع به یک معنا نیست؛ به نحوی که صادرکنندگان از رشد ارزش ریالی درآمدهای ارزی بهره میبرند اما صنایع وابسته به واردات با فشار هزینه مواجه میشوند. با این حال، اثر نهایی ارز بر سودآوری صنایع به میزان صادرات، سهم مواد اولیه وارداتی، نحوه قیمتگذاری و فاصله میان رشد درآمد و هزینه بستگی دارد.
به گزارش نماد اقتصاد، افزایش نرخ ارز در بازار سرمایه ایران، برخلاف تصور رایج یک سیگنال یکسان برای تمام صنایع نیست. در حالی که رشد دلار میتواند درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور را افزایش دهد، برای بنگاههایی که مواد اولیه، قطعات یا تجهیزات وارداتی مصرف میکنند، همین اتفاق ممکن است به افزایش بهای تمامشده و کاهش حاشیه سود منجر شود.
از این رو، اثر ارز بر سودآوری را باید در ترازنامه، ساختار هزینه و قدرت قیمتگذاری هر صنعت جستوجو کرد نه صرفا در عنوان صادراتی یا وارداتمحور.
چرا افزایش دلار برای همه صنایع خبر خوبی نیست؟
در سادهترین حالت، افزایش نرخ ارز برای صنعتی که درآمد دلاری و هزینه ریالی دارد، یک مزیت محسوب میشود زیرا فروش صادراتی پس از تبدیل به ریال، ارزش بیشتری پیدا میکند اما اگر همان صنعت بخش قابلتوجهی از مواد اولیه یا تجهیزات خود را با ارز گرانتر تامین کند، بخشی از این منفعت از بین میرود.
در سوی دیگر، صنعتی قرار دارد که فروش آن عمدتا ریالی است اما مواد اولیه وارداتی، قطعات خارجی یا بدهی ارزی دارد. در چنین شرایطی، رشد دلار ابتدا هزینهها را بالا میبرد و تنها در صورتی میتواند به سودآوری تبدیل شود که صنعت اجازه افزایش قیمت محصولات را داشته باشد و بازار نیز توان جذب این افزایش را نشان دهد.
این تفاوت در اقتصاد ایران اهمیت بیشتری دارد زیرا صنایع بزرگ بورسی همزمان با صادرات، از سیاستهای قیمتگذاری داخلی، نرخ خوراک، هزینه انرژی، محدودیتهای تجاری و مقررات ارزی تاثیر میپذیرند. بنابراین، تحلیل اثر ارز باید بر مبنای خالص اثر درآمد و هزینه ارزی انجام شود، نه صرفا میزان فروش خارجی.
فولاد؛ برنده مشروط افزایش نرخ ارز
صنعت فولاد در میان گروههای بورسی، یکی از مهمترین نمونههای اثرپذیری از نرخ ارز است. شرکتهای فولادی صادراتمحور معمولا محصولات خود را در بازاری عرضه میکنند که قیمت آن به نرخهای جهانی و نرخ تبدیل ارز وابسته است. در نتیجه، افزایش دلار میتواند ارزش ریالی درآمد صادراتی را بالا ببرد و در صورت ثبات تولید به رشد سود اسمی منجر شود.
اما این تصویر تنها نیمی از واقعیت است. فولادسازان برای تولید به سنگآهن، گندله، آهن اسفنجی، انرژی، مواد نسوز، قطعات و تجهیزات نیاز دارند. هرچند بخش مهمی از این نهادهها داخلی است اما هزینه برخی مواد و تجهیزات با نرخ ارز یا قیمتهای جهانی ارتباط دارد. به همین دلیل، افزایش دلار زمانی برای فولادساز به مزیت واقعی تبدیل میشود که رشد درآمد از رشد هزینهها سریعتر باشد.
از سوی دیگر، نرخ ارز میتواند بر قیمت فروش داخلی فولاد نیز اثر بگذارد. اگر قیمت محصولات در بورس کالا یا بازار داخلی متناسب با نرخهای جهانی و ارز تعدیل شود، شرکت از دو مسیر منتفع میشود: افزایش ارزش ریالی صادرات و افزایش قیمت فروش داخلی. با این حال، اگر محدودیتهای داخلی، سقف قیمتی یا کاهش تقاضا مانع انتقال کامل افزایش هزینهها شود، حاشیه سود ممکن است کمتر از انتظار رشد کند.
در نتیجه، فولاد را باید در گروه صنایع منتفعشونده از افزایش ارز قرار داد اما نه بهصورت مطلق. فولادسازانی که صادرات بیشتری داشته و تولید پایدارتر و هزینه ارزی پایینتری دارند، معمولا ظرفیت بیشتری برای بهرهبرداری از رشد دلار خواهند داشت. در مقابل، شرکتهایی که با محدودیت انرژی، افت تولید یا رشد شدید هزینههای داخلی مواجهاند، ممکن است بخشی از این مزیت را از دست بدهند.
پتروشیمی؛ درآمد دلاری اما هزینههای وابسته به ارز
صنعت پتروشیمی نیز از صنایع اصلی صادراتمحور بورس است و افزایش نرخ ارز معمولا ارزش ریالی فروش محصولات فعالان این صنعت را افزایش میدهد. در این صنعت، رابطه میان قیمت جهانی محصولات، نرخ ارز و سودآوری اهمیت بالایی دارد. به همین دلیل، رشد دلار در شرایطی که قیمت جهانی محصولات ثابت بماند، میتواند به بهبود درآمد ریالی شرکتهای صادراتی منجر شود.
با این حال، پتروشیمیها نیز از افزایش ارز مصون نیستند. نرخ خوراک، مواد اولیه، هزینه حملونقل، قطعات، تجهیزات و برخی هزینههای سرمایهگذاری میتواند تحت تاثیر ارز قرار گیرد. بنابراین، سودآوری این صنعت به فاصله میان نرخ فروش و هزینه تأمین خوراک و نهادهها وابسته است.
نکته مهم دیگر، تفاوت میان پتروشیمیهای مختلف است. یک شرکت ممکن است بخش عمده محصولات خود را صادر کند و از رشد دلار بهره ببرد؛ در حالی که شرکت دیگری بازار داخلی بیشتری داشته باشد یا محصولات آن با قیمتگذاری داخلی عرضه شود. در این حالت، اثر افزایش ارز بر سودآوری یکسان نخواهد بود.
از منظر بازار سرمایه، پتروشیمیها در صورتی میتوانند از رشد نرخ ارز منتفع شوند که رشد درآمد ارزی آنها از رشد هزینههای ارزی و ریالی بیشتر باشد. بنابراین، صرف افزایش دلار برای تمام نمادهای این گروه به معنای رشد قطعی سود نیست و باید ترکیب محصولات، میزان صادرات و هزینه خوراک بررسی شود.
پالایشگاهها؛ اثر ارز پیچیدهتر از یک رابطه مستقیم
پالایشگاهها از جمله صنایعی هستند که اثر افزایش نرخ ارزبر آنها پیچیدهتر از فولاد و پتروشیمی است. در این صنعت، قیمت نفت خام، قیمت فرآوردهها، نرخ تسعیر ارز، هزینه خوراک و نحوه محاسبه قیمت فروش همزمان بر سودآوری اثر میگذارند.
افزایش نرخ ارز میتواند ارزش ریالی فروش فرآوردههای نفتی را بالا ببرد اما در مقابل، هزینه خوراک و برخی هزینههای مرتبط با واردات تجهیزات و مواد مصرفی نیز ممکن است افزایش یابد. بنابراین، رابطه میان دلار و سود پالایشگاهها به سازوکار قیمتگذاری خوراک و فرآوردهها وابسته است.
در شرایطی که قیمت فروش فرآوردهها متناسب با نرخهای جهانی و ارز تعدیل شود، افزایش دلار میتواند به رشد درآمد ریالی کمک کند اما اگر رشد هزینه خوراک سریعتر از رشد درآمد باشد، حاشیه سود تحت فشار قرار میگیرد.
از این رو، پالایشگاهها را باید منتفعشونده مشروط دانست؛ صنایعی که از رشد ارز بهره میبرند اما شدت این منفعت به فاصله میان نرخ فروش و هزینه خوراک بستگی دارد.
دارو؛ افزایش ارز در مسیر هزینهها، نه لزوما سود
صنعت دارو از مهمترین گروههایی است که افزایش نرخ ارز میتواند فشار هزینهای قابلتوجهی بر آن وارد کند. بخش مهمی از مواد اولیه دارویی، مواد موثره، تجهیزات و برخی اقلام مصرفی این صنعت از خارج تامین میشود. در نتیجه، افزایش نرخ ارز میتواند بهای تمامشده تولید را بالا ببرد.
اما مسئله دارو تنها به واردات مواد اولیه محدود نمیشود. این صنعت با نظام قیمتگذاری و حساسیت اجتماعی بالایی مواجه است. اگر شرکت دارویی نتواند افزایش هزینهها را به قیمت فروش منتقل کند، حاشیه سود آن کاهش مییابد. در مقابل، اگر اصلاح قیمتها با افزایش هزینهها هماهنگ شود، بخشی از فشار ارزی جبران خواهد شد.
به همین دلیل، افزایش نرخ ارز برای داروییها معمولا در کوتاهمدت یک ریسک هزینهای محسوب میشود. اثر مثبت احتمالی آن زمانی ظاهر میشود که شرکت بتواند افزایش قیمت محصولات را از مسیر قانونی و بازار جذب کند. در غیر این صورت، رشد دلار میتواند به کاهش سودآوری و فشار بر سرمایه در گردش منجر شود.
خودرو؛ بیشترین حساسیت به رشد هزینه واردات
خودروسازی یکی از صنایعی است که افزایش نرخ ارز معمولا از مسیر افزایش هزینههای تولید بر آن اثر میگذارد. وابستگی به قطعات، مواد اولیه، تجهیزات و برخی نهادههای وارداتی باعث میشود رشد دلار، بهای تمامشده خودرو را افزایش دهد.
در این صنعت، قدرت انتقال هزینه به مصرفکننده اهمیت تعیینکنندهای دارد. اگر قیمت فروش خودرو متناسب با رشد هزینهها افزایش نیابد، حاشیه سود کاهش پیدا میکند اما اگر شرکت بتواند قیمت محصولات را اصلاح کند، بخشی از فشار هزینهای جبران خواهد شد.
با این حال، افزایش نرخ ارز برای خودروسازان تنها به هزینه تولید محدود نیست. رشد دلار میتواند تقاضای مصرفکننده را نیز تحت تاثیر قرار دهد. افزایش قیمت خودرو، کاهش قدرت خرید و تاخیر در خرید ممکن است حجم معاملات و فروش را کاهش دهد. بنابراین، حتی در صورت افزایش قیمت محصولات، سودآوری شرکت الزاما به همان نسبت رشد نمیکند.
از این منظر، خودرو در گروه صنایع آسیبپذیرتر در برابر افزایش نرخ ارز قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که رشد هزینهها سریعتر از رشد قیمت فروش باشد یا تقاضای داخلی تحت فشار قرار گیرد.
غذایی؛ فشار هزینهای همراه با ریسک کاهش تقاضا
صنایع غذایی نیز از جمله گروههایی هستند که اثر افزایش نرخ ارز بر آنها بیشتر از مسیر هزینهها منتقل میشود. مواد اولیه، بستهبندی، افزودنیها، روغن، نهادههای کشاورزی و برخی تجهیزات تولید میتوانند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از نرخ ارز اثر بپذیرند.
در این صنعت، افزایش قیمت محصولات غذایی ممکن است برای جبران رشد هزینهها ضروری باشد، اما قدرت خرید مصرفکننده محدودیت مهمی ایجاد میکند. اگر شرکت نتواند قیمتها را به اندازه افزایش هزینهها افزایش دهد، حاشیه سود کاهش مییابد. از سوی دیگر، افزایش قیمت محصولات میتواند تقاضا را نیز تحت فشار قرار دهد.
به همین دلیل، صنایع غذایی را باید در گروه زیانپذیر از افزایش نرخ ارز اما با شدت متفاوت قرار داد. شرکتهایی که مواد اولیه داخلیتر، قدرت برند بالاتر و امکان انتقال قیمت بیشتری دارند، ممکن است فشار ارزی را بهتر مدیریت کنند. در مقابل، شرکتهایی که وابستگی بیشتری به واردات دارند و بازار آنها به قیمت حساس است، آسیبپذیرتر خواهند بود.

در پایان میتوان گفت افزایش نرخ ارز بهطور معمول برای صنایع صادراتمحور مزیت ایجاد میکند اما برای صنایع وارداتمحور فشار هزینهای به همراه دارد. با این حال، شدت اثر در هر صنعت به ساختار درآمد و هزینه، سیاستهای قیمتگذاری و وضعیت تقاضا بستگی دارد.
اخبار مرتبط

چرا گرانی دلار فقط به کالاهای وارداتی محدود نمیماند؟

چرا اثر شوک ارزی بر خودرو، دارو و صنایع غذایی متفاوت است؟

برق گران، فولاد گرانتر؛ موج بعدی افزایش قیمتها از صنایع میآید؟

قدرت خرید خانوار و سهگانه تورم، مصرف و تولید؛ زنجیرهای که صنایع غذایی را محاصره کرد

امروز شنبه ۳۱ مرداد در بازارهای مالی ایران چه گذشت؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه