چرا گرانی دلار فقط به کالاهای وارداتی محدود نمی‌ماند؟
نماد اقتصاد گزارش می‌کند:

چرا گرانی دلار فقط به کالاهای وارداتی محدود نمی‌ماند؟

۱۵ شهریور ۱۴۰۵

در روزهای اخیر که نرخ دلار آزاد در بازار آزاد به محدوده 230 هزار تومان و بالاتر رسیده، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که چرا افزایش قیمت ارز باید به کالاهایی سرایت کند که در داخل کشور تولید می‌شوند؟ پاسخ را باید در ساختار زنجیره تولید و نحوه قیمت‌گذاری در اقتصاد ایران جست‌وجو کرد.

به گزارش نماد اقتصاد، افزایش نرخ دلار معمولا در نگاه اول با گرانی کالاهای وارداتی معنا پیدا می‌کند؛ از تلفن همراه و لوازم‌خانگی گرفته تا خودرو و تجهیزات خارجی اما در اقتصادی مانند ایران، اثر شوک ارزی بسیار فراتر از کالاهایی است که مستقیما از خارج وارد می‌شوند.

حتی محصولی که روی کاغذ تولید داخل محسوب می‌شود، ممکن است در بخش‌های مختلف زنجیره تولید خود به ارز وابسته باشد. به همین دلیل، جهش دلار می‌تواند با فاصله زمانی، قیمت کالاهای داخلی را نیز بالا ببرد و در نهایت به افزایش عمومی هزینه زندگی منجر شود.

در روزهای اخیر که نرخ دلار آزاد در بازار آزاد به محدوده ۲۳۰ هزار تومان و بالاتر رسیده، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که چرا افزایش قیمت ارز باید به کالاهایی سرایت کند که در داخل کشور تولید می‌شوند؟ پاسخ را باید در ساختار زنجیره تولید و نحوه قیمت‌گذاری در اقتصاد ایران جست‌وجو کرد.

دلار از در واردات وارد می‌شود اما از کل اقتصاد عبور می‌کند

اولین مسیر انتقال اثر ارز، واردات مستقیم نیست بلکه مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای است. بخش قابل‌توجهی از صنایع برای تولید محصول نهایی به مواد اولیه، قطعات، مواد شیمیایی، تجهیزات، ماشین‌آلات یا فناوری وارداتی نیاز دارند. بنابراین ممکن است محصول نهایی در کارخانه‌ای در داخل کشور تولید اما بخشی از هزینه تولید آن با نرخ ارز تعیین شود.

این مسئله در صنایع مختلف، از خودرو و لوازم‌خانگی گرفته تا دارو، صنایع غذایی، بسته‌بندی، پتروشیمی و حتی بخش‌هایی از تولیدات صنعتی دیده می‌شود. پژوهش‌های اقتصادی نیز نشان داده‌اند که تغییرات نرخ ارز در ایران از مسیر نهاده‌های واسطه‌ای وارداتی می‌تواند به افزایش قیمت تولید داخل منجر شود.

در نتیجه، عبارت «این کالا داخلی است، پس نباید با دلار گران شود»، از نظر اقتصادی همیشه درست نیست. آنچه اهمیت دارد، میزان ارزبری زنجیره تولید است نه صرفا محل تولید کالای نهایی.

مواد اولیه گران می‌شود؛ محصول نهایی هم عقب نمی‌ماند

فرض کنیم یک کارخانه محصولی کاملا داخلی تولید می‌کند اما برای بسته‌بندی، قطعات یدکی، تعمیرات یا بخشی از مواد اولیه خود به واردات وابسته است. با افزایش نرخ دلار، هزینه تامین این اقلام بالا می‌رود.

تولیدکننده در مرحله نخست تلاش می‌کند این افزایش هزینه را جذب کند اما اگر جهش ارزی ادامه‌دار باشد، حفظ قیمت قبلی دیگر امکان‌پذیر نیست. در این مرحله، افزایش هزینه نهاده‌ها به قیمت فروش منتقل می‌شود.

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که چند حلقه از یک زنجیره هم‌زمان تحت تثیر قرار گیرند. برای مثال، افزایش نرخ ارز می‌تواند قیمت مواد اولیه یک کارخانه را بالا ببرد؛ همان کارخانه قیمت محصول خود را افزایش دهد؛ واحد پایین‌دستی نیز با افزایش هزینه خرید مواجه شود و در نهایت قیمت کالای مصرفی افزایش پیدا کند.

به این ترتیب، یک شوک ارزی می‌تواند بدون آنکه حتی یک کالای وارداتی مستقیما به دست مصرف‌کننده برسد، در قیمت کالای نهایی دیده شود.

هزینه تولید فقط مواد اولیه نیست

یکی دیگر از کانال‌های انتقال دلار، ماشین‌آلات و سرمایه‌گذاری است. کارخانه‌ها برای حفظ ظرفیت تولید نیازمند تعمیرات، قطعات، تجهیزات و ماشین‌آلات هستند. حتی اگر امکان تامین برخی از این اقلام از داخل وجود داشته باشد، قیمت آن‌ها می‌تواند تحت تاثیر قیمت نمونه خارجی، هزینه مواد اولیه یا نرخ ارز قرار گیرد.

در چنین شرایطی، افزایش دلار فقط هزینه امروز تولیدکننده را بالا نمی‌برد بلکه هزینه جایگزینی تجهیزات و سرمایه‌گذاری آینده را نیز افزایش می‌دهد.

این موضوع برای صنایعی که به تجهیزات سرمایه‌ای وارداتی وابستگی بیشتری دارند، اهمیت دوچندان دارد. پژوهش‌های سیاستی نیز وابستگی قیمت کالاهای صنعتی به شرایط بازار ارز را یکی از عوامل مهم تغییر قیمت در سمت تولیدکننده می‌دانند.

دلار حتی کالای کاملا داخلی را نیز گران می‌کند

یکی از مهم‌ترین کانال‌های کمتر دیده‌شده، قیمت‌گذاری براساس هزینه فرصت است. فرض کنیم یک تولیدکننده داخلی محصولی را تولید می‌کند که امکان صادرات دارد. زمانی که نرخ دلار بالا می‌رود، ارزش ریالی فروش خارجی آن محصول افزایش پیدا می‌کند. بنابراین حتی اگر هزینه تولید داخلی تغییر چندانی نکرده باشد، تولیدکننده انگیزه پیدا می‌کند قیمت داخلی را با توجه به ارزش صادراتی محصول تعیین کند.

در این شرایط، قیمت داخلی لزوما فقط تابع هزینه تولید نیست بلکه به این پرسش نیز وابسته می‌شود که اگر این کالا را صادر کنم، چه میزان درآمد ریالی به دست می‌آورم؟ به همین دلیل است که افزایش نرخ ارز می‌تواند قیمت برخی محصولات داخلی و صادرات‌محور را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

حمل‌ونقل هم از دلار جا نمی‌ماند

اثر ارز در اقتصاد ایران به کارخانه ختم نمی‌شود. کالا برای رسیدن به مصرف‌کننده باید جابه‌جا، انبار و توزیع شود.

افزایش هزینه قطعات خودرو، لاستیک، روغن، تجهیزات و سایر نهاده‌های مرتبط با حمل‌ونقل می‌تواند هزینه فعالیت ناوگان را بالا ببرد. در کنار آن، افزایش عمومی قیمت نهاده‌ها نیز هزینه خدمات لجستیکی را افزایش می‌دهد.

در نتیجه، حتی کالایی که هیچ ارتباط مستقیمی با واردات ندارد، ممکن است در مرحله توزیع با هزینه بالاتری مواجه شود. این همان جایی است که اثر دلار از یک شوک ارزی به یک شوک هزینه‌ای گسترده تبدیل می‌شود.

انتظارات تورمی؛ دلار قبل از هزینه‌ها قیمت‌ها را تکان می‌دهد

اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، چیزی باشد که در حسابداری شرکت‌ها دیده نمی‌شود: انتظارات تورم. وقتی نرخ ارز برای مدتی افزایشی می‌شود، فروشنده و تولیدکننده فقط هزینه امروز خود را محاسبه نمی‌کنند بلکه هزینه جایگزینی کالا در آینده را نیز در نظر می‌گیرند.

فروشنده‌ای که کالای خود را امروز می‌فروشد، می‌داند اگر بخواهد همان کالا را هفته یا ماه آینده جایگزین کند، احتمالا باید مبلغ بیشتری پرداخت کند. بنابراین ممکن است قیمت فروش را پیش از آنکه هزینه واقعی جایگزینی افزایش پیدا کند، بالا ببرد.

در چنین شرایطی، دلار ابتدا بر انتظار قیمت اثر می‌گذارد و سپس این انتظار به قیمت واقعی کالا تبدیل می‌شود. مطالعات سیاست پولی نیز رابطه میان نرخ ارز و نوسانات تورمی را در اقتصاد ایران قابل توجه می‌دانند و تاکید می‌کنند ثبات نرخ ارز می‌تواند نوسانات تورم را کاهش دهد.

چرا این بار مسئله جدی‌تر است؟

مشکل اصلی زمانی شکل می‌گیرد که افزایش نرخ ارز با تورم داخلی، رشد هزینه دستمزد، افزایش هزینه انرژی، محدودیت‌های تولید و مشکلات تامین مالی هم‌زمان شود. در این وضعیت، دلار دیگر یک متغیر منفرد نیست بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از هزینه‌ها را به سمت بالا حرکت دهد.

از سوی دیگر، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که شوک‌های ارزی در ایران معمولا اثر یکسانی بر همه کالاها ندارند. برخی کالاها سریع‌تر واکنش نشان می‌دهند و برخی دیگر با وقفه چندماهه. برای نمونه، کالاهایی که وابستگی ارزی بالاتری دارند معمولا زودتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند؛ در حالی که کالاهای داخلی‌تر ممکن است ابتدا از مسیر مواد اولیه، حمل‌ونقل یا انتظارات تورمی گران شوند.

بنابراین نباید انتظار داشت هم‌زمان با افزایش دلار، همه قیمت‌ها به یک اندازه بالا بروند.

گرانی دلار؛ آغاز یک زنجیره نه پایان یک معامله

در نهایت، تصور اینکه افزایش نرخ دلار فقط قیمت کالای وارداتی را بالا می‌برد، تصویر ناقصی از اقتصاد ایران است. دلار از مسیر واردات مواد اولیه، تجهیزات و قطعات، هزینه تولید، قیمت انرژی و حمل‌ونقل، هزینه جایگزینی، قیمت صادراتی و انتظارات تورمی به کالاهای داخلی منتقل می‌شود.

به همین دلیل، اثر واقعی جهش ارز را باید نه در قیمت یک کالای خاص بلکه در کل زنجیره تولید و توزیع دنبال کرد.

مسئله مهم برای سیاست‌گذار نیز همین‌جاست؛ کنترل قیمت چند کالای وارداتی نمی‌تواند به‌تنهایی مانع انتقال شوک ارزی شود. تا زمانی که وابستگی زنجیره تولید به ارز بالا باشد و انتظارات تورمی نیز تقویت شود، افزایش نرخ ارز می‌تواند با فاصله زمانی خود را در قیمت کالاهای داخلی نشان دهد.

به بیان ساده‌تر، دلار فقط کالای خارجی را گران نمی‌کند بلکه دلار هزینه‌های تولید و جایگزینی و در نهایت قیمت بسیاری از کالاهای داخلی را نیز تحت فشار قرار می‌دهد و هرچه این شوک ارزی طولانی‌تر شود، فاصله میان گرانی واردات و گرانی زندگی کمتر خواهد شد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72353
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه