
موج گرانی از مزرعه به سفره میرسد
گزارش تازه مرکز آمار از قیمت محصولات کشاورزی در بهار ۱۴۰۵، تصویر نگرانکنندهای از هزینه تولید غذا نشان میدهد؛ سیبدرختی ۲۵۸.۷ درصد، شیر گاو ۱۸۲.۶ درصد و جو ۱۷۵.۹ درصد گران شدهاند.
به گزارش نماد اقتصاد، اگر فکر میکنید گرانی مواد غذایی فقط در قفسه فروشگاهها اتفاق میافتد، آمارهای تازه مرکز آمار تصویر دیگری نشان میدهد. موج افزایش قیمت، پیش از رسیدن محصول به بازار، از همان مزرعه آغاز شده است.
گزارش «متوسط قیمت تولیدکننده (سرخرمن) محصولات و هزینه خدمات کشاورزی» در بهار ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت بسیاری از محصولات کشاورزی نسبت به بهار سال گذشته جهش کرده است؛ جهشهایی که در برخی موارد از ۱۰۰ درصد عبور کرده و در مورد سیبدرختی به ۲۵۸.۷ درصد رسیده است. یعنی قیمت سیب در سطح تولیدکننده در یک سال تقریباً ۳.۶ برابر شده است. اما سیب تنها محصولی نیست که رکورد زده است. جو، شیر، گندم، دام، هندوانه، زردآلو، آلبالو و حبوبات نیز افزایشهای سنگینی را ثبت کردهاند.
این اعداد یک سؤال مهم را پیش روی اقتصاد ایران میگذارند: اگر تولید غذا اینقدر گران شده، فشار آن در نهایت چقدر به سفره مردم منتقل خواهد شد؟
سیب ۳.۶ برابر شد
رکورددار این گزارش سیبدرختی است. متوسط قیمت هر کیلوگرم سیب در بهار امسال به ۱٬۴۳۵٬۴۷۵ ریال، معادل حدود ۱۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده است. این رقم نسبت به بهار ۱۴۰۴، ۲۵۸.۷ درصد افزایش داشته است. به زبان ساده، محصولی که در مبدأ تولید قرار دارد، نسبت به یک سال قبل تقریباً سه و نیم برابر قیمت خورده است.
البته قیمت سرخرمن با قیمت نهایی بازار یکی نیست و هزینههای حمل، بستهبندی، سردخانه و توزیع نیز به آن اضافه میشود. اما چنین جهشی در ابتدای زنجیره، بهخودیخود یک علامت هشدار است.
جو گران شد؛ دام هم بینصیب نمیماند
یکی دیگر از اعداد مهم گزارش مربوط به جو است. هر کیلوگرم جو در بهار ۱۴۰۵ به طور متوسط ۴۵۰٬۳۴۴ ریال، حدود ۴۵ هزار تومان قیمت داشته است؛ یعنی ۱۷۵.۹ درصد بیشتر از سال قبل. گندم هم با قیمت متوسط ۴۸۹٬۴۲۸ ریال، حدود ۴۹ هزار تومان، رشد ۱۳۹.۹ درصدی را تجربه کرده است.
اهمیت جو اما فراتر از خود این محصول است. جو در خوراک دام استفاده میشود و افزایش قیمت آن میتواند هزینه دامداری را بالا ببرد. یعنی گرانی یک محصول ممکن است به محصول دیگری هم سرایت کند: جو گرانتر یعنی خوراک دام گرانتر و این موضوع یعنی هزینه دامداری بالاتر و در نهایت فشار بر قیمت دام و محصولات دامی.
شیر تقریبا سه برابر شد
در بخش دام و فرآوردههای دامی، اعداد حتی سنگینترند. قیمت متوسط هر کیلوگرم شیر گاو در بهار امسال به ۵۵۱٬۲۴۵ ریال، حدود ۵۵ هزار تومان رسید. رشد سالانه؟ ۸۲.۶ درصد. شیر گوسفند نیز با قیمت حدود ۱۷۵ هزار و ۶۰۰ تومان در هر کیلوگرم، ۱۸۳.۹ درصد افزایش داشته است. به این ترتیب، قیمت شیر در سطح تولیدکننده تقریباً به ۲.۸ برابر سال قبل رسیده است. این افزایش از آن جهت مهم است که شیر فقط یک محصول مصرفی نیست؛ ماده اولیه بخش بزرگی از صنایع لبنی است. بنابراین افزایش قیمت شیر میتواند فشار هزینهای را به مراحل بعدی زنجیره لبنیات منتقل کند.
دام زنده هم جهش قیمتی داشت
در بخش دامداری سنتی نیز افزایش قیمتها چشمگیر بوده است. متوسط قیمت هر کیلوگرم گوسفند و بره زنده۶۵۷ هزار تومان است که رشد آن نسبت به سال قبل ۱۱۲.۶ درصد ثبت شده است.
متوسط قیمت هر کیلوگرم گاو پرواری زنده ۵۸۴ هزار تومان بوده و رشد ۱۶۱.۱ درصدی را نشان می دهد.
البته این اعداد قیمت گوشت در قصابی نیستند. قیمت دام زنده پس از عبور از کشتارگاه، حملونقل و شبکه توزیع به قیمت مصرفکننده تبدیل میشود. اما همین ارقام نشان میدهد که فشار قیمتی در ابتدای زنجیره گوشت نیز جدی است.
حبوبات؛ آخرین سنگر ارزانخوری هم تحت فشار
برای بسیاری از خانوادهها، حبوبات یکی از جایگزینهای گوشت بوده است. اما گزارش جدید مرکز آمار نشان میدهد این بخش نیز با افزایش قابل توجه قیمت مواجه شده است. نخود به ۱۷۷ هزار و ۴۰۰ تومان در هر کیلوگرم رسیده و ۱۱۵.۵ درصد گران شده است.
عدس نیز با متوسط قیمت ۲۰۷ هزار و ۴۰۰ تومان، رشد ۱۳۴.۲ درصدی داشته است. این یعنی برای خانواری که به دنبال جایگزین ارزانتر برای گوشت است، گزینههای اقتصادی نیز در حال گرانشدن هستند.
هندوانه ۱۵۲ درصد گران شد
در بخش محصولات جالیزی نیز افزایش قیمت کم نبوده است. متوسط قیمت هر کیلوگرم هندوانه ۲۱ هزار و ۳۰۰ تومان با رشد ۱۵۲.۵ درصد، خربزه: ۳۸ هزار و ۱۰۰ تومان با رشد ۱۳۶.۹ درصد و خیار: ۳۳ هزار و ۸۰۰ تومان با رشد ۱۳۰.۵ درصد روبرو بوده است.
در میوههای هستهدار هم هلو حدود ۱۰۷ هزار تومان با رشد ۶۸.۶ درصد، آلبالو حدود ۱۷۶ هزار تومان با رشد ۱۳۲.۵ درصد و زردآلو حدود ۱۷۳ هزار تومان با رشد ۱۴۷.۵ درصد مواجه شدهاند. یعنی حتی در گروهی مانند میوه که بخش مهمی از مصرف آن فصلی است، افزایش قیمتهای سهرقمی دیده میشود.
اما همه چیز سهرقمی نیست
یک نکته مهم در این گزارش این است که افزایش قیمتها در تمام محصولات یکسان نیست. برای مثال، متوسط قیمت گوجهفرنگی به حدود ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده که رشد آن ۳۶.۴ درصد بوده است. سیبزمینی نیز با قیمت حدود ۲۲ هزار و ۳۵۰ تومان، رشد ۶۹.۵ درصدی داشته است. پیاز نیز حدود ۱۳ هزار تومان قیمت داشته و ۸۰.۴ درصد گران شده است. پس نمیتوان گفت تمام محصولات کشاورزی به یک اندازه گران شدهاند؛ بازار هر محصول تحت تأثیر شرایط عرضه، تولید، فصل برداشت و امکان ذخیرهسازی رفتار متفاوتی دارد.
خبر بد برای کشاورز: هزینه تولید هم بالا رفته است
در ظاهر ممکن است تصور شود کشاورز با این افزایش قیمتها برنده است. اما بخش دیگری از گزارش نشان میدهد ماجرا به این سادگی نیست. هزینه شخم یک هکتار زمین زراعی آبی با تراکتور به حدود ۴ میلیون و ۹۵۶ هزار تومان رسیده؛ یعنی ۶۹.۲ درصد بیشتر از سال قبل.
در زمین دیم، هزینه شخم به حدود ۳ میلیون و ۳۹۳ هزار تومان رسیده و رشد آن ۸۳.۴ درصد بوده است. دستمزد کارگر نیز افزایش قابل توجهی داشته است.
دستمزد روزانه کارگر میوهچین مرد حدود یک میلیون و ۱۳۲ هزار تومان در این آمار ثبت شده و رشد آن ۸۸.۲ درصد بوده و دستمزد روزانه کارگر میوهچین زن نیز حدود ۸۷۰ هزار تومان ثبت شده که رشد ۷۶.۱ درصدی داشته است. بنابراین بخشی از افزایش قیمت محصولات، ممکن است صرف جبران افزایش هزینههای تولید شود.
اما این سوال مطرح راست که آیا گران شدن محصول یعنی ثروتمند شدن کشاورز؟
پاسخ این است؛ نه الزاماً. قیمت فروش محصول تنها یک طرف معادله است. کشاورز باید هزینه نیروی کار، ماشینآلات، خدمات، نهادهها، حملونقل و سایر هزینههای تولید را نیز پرداخت کند. اگر قیمت محصول ۱۵۰ درصد بالا برود اما هزینه تولید نیز به شدت افزایش پیدا کند، سود واقعی کشاورز لزوماً ۱۵۰ درصد بیشتر نشده است. به همین دلیل، برای قضاوت درباره وضعیت اقتصادی کشاورزان باید علاوه بر قیمت فروش، هزینه تمامشده و درآمد واقعی آنها را نیز بررسی کرد.
زنگ خطر برای سفره مردم
شاید مهمترین بخش این گزارش نه یک محصول خاص، بلکه کنار هم گذاشتن همه این اعداد باشد.
اعداد مرکز آمار نشان می دهد دیگر با افزایش قیمت یک کالای منفرد مواجه نیستیم. با یک فشار گسترده در زنجیره تولید غذا مواجهیم. این فشار میتواند در نهایت به بازار مصرف منتقل شود؛ البته نه لزوماً با همان درصد و نه برای همه محصولات.
سفره خانوار؛ جایی که همه این اعداد به هم میرسند
برای یک خانوار پردرآمد، افزایش قیمت یک یا چند ماده غذایی ممکن است با کاهش مصرف یا جایگزینی کالا مدیریت شود. اما برای خانوارهای کمدرآمد، بخش بزرگتری از درآمد صرف نیازهای ضروری میشود. وقتی قیمت گوشت بالا میرود، ممکن است خانواده به حبوبات روی بیاورد. اما اگر نخود و عدس هم بیش از ۱۰۰ درصد گران شده باشند، انتخاب بعدی هم محدود میشود. اگر میوه گران شود، مصرف آن ممکن است کاهش یابد و اگر شیر و لبنیات گران شوند، فشار مستقیماً به یکی از اقلام مهم سبد غذایی وارد میشود. بنابراین مسئله فقط «گران شدن یک کالا» نیست؛ مسئله، کوچکتر شدن قدرت انتخاب خانوار است.
از مزرعه تا سفره؛ موج گرانی از کجا میآید؟
این گزارش یک نکته کلیدی را روشن میکند: تورم غذایی فقط در فروشگاه ایجاد نمیشود. بخشی از فشار از همان نقطه تولید شکل میگیرد. وقتی دستمزد بالا میرود، خدمات ماشینی گران میشود و سایر هزینههای تولید افزایش پیدا میکند، قیمت تمامشده محصول بالا میرود. بعد این فشار وارد زنجیره توزیع میشود. در نهایت، بخشی از آن ممکن است به مصرفکننده منتقل شود. البته برای اندازهگیری دقیق این انتقال باید قیمت سرخرمن را با قیمت عمدهفروشی و خردهفروشی مقایسه کرد.
آمار بهار ۱۴۰۵ چه پیامی دارد؟
گزارش مرکز آمار یک پیام ساده اما مهم دارد: تولید غذا در ایران در بهار ۱۴۰۵ با افزایش شدید قیمتها و هزینهها روبهرو بوده است.
از سیبدرختی با رشد ۲۵۸.۷ درصدی گرفته تا شیر گاو با رشد ۱۸۲.۶ درصدی و جو با رشد ۱۷۵.۹ درصدی، بخش قابل توجهی از محصولات کشاورزی افزایشهای سنگینی را ثبت کردهاند. همزمان هزینه تولید نیز بالا رفته است؛ از افزایش ۸۳.۴ درصدی هزینه شخم زمین دیم تا افزایش ۸۸.۲ درصدی دستمزد کارگر میوهچین مرد. بنابراین نه میتوان گفت تمام این افزایشها مستقیماً به سود کشاورز رفته و نه میتوان گفت تمام آنها عیناً به قیمت فروشگاه منتقل شدهاند.
اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: وقتی تولید غذا گران میشود، فشار نهایی دیر یا زود به سفره خانوار میرسد و در اقتصادی که خانوارهای کمدرآمد سهم بیشتری از درآمد خود را صرف غذا میکنند، این فشار میتواند بیش از آنکه فقط یک مسئله آماری باشد، به مسئلهای جدی برای قدرت خرید و کیفیت زندگی تبدیل شود.
اخبار مرتبط

ابرتورم چیست؟ آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد؟

گرانی چگونه زنان را بیشتر تحت فشار میگذارد؟

با تداوم روند فعلی تورم ایران اولین بحران در کدام بخش ظاهر میشود؟

تنگه هرمز باز شود، چه تغییراتی در اقتصاد ایران رخ میدهد؟

منابع ارزی ایران زیر فشار جنگ

 copy.webp)
۰ دیدگاه