چرا ماشین‌آلات معدنی ایران همچنان فرسوده و کم‌بازده مانده‌اند؟
زنگ خطر برای ظرفیت استخراج؛

چرا ماشین‌آلات معدنی ایران همچنان فرسوده و کم‌بازده مانده‌اند؟

حسین امیری
۲ شهریور ۱۴۰۵

در حالی که سیاست توسعه معادن ایران بر اکتشاف، افزایش ذخایر و راه‌اندازی ظرفیت‌های جدید متمرکز است، وضعیت تجهیزات استخراج نشان می‌دهد فاصله میان ذخیره معدنی و توان واقعی تولید می‌تواند به یکی از محدودیت‌های مهم این بخش تبدیل شود. داده‌های منتشرشده درباره ناوگان معدنی ایران از سهم بالای تجهیزات قدیمی حکایت دارد و مقام‌های فعال در بخش معدن نیز فرسودگی ماشین‌آلات را از چالش‌های اصلی بهره‌وری می‌دانند. پرسش درباره ماشین‌آلات معدنی ایران دیگر صرفا نباید مسئله کمبود تجهیزات تلقی شده بلکه به این موضوع ختم شود که چه میزان از ظرفیت اسمی معادن کشور در عمل قابلیت استخراج و تولید دارد.

به گزارش نماد اقتصاد، ماشین‌آلات معدنی ایران در وضعیتی قرار دارند که میان ذخیره زمین‌شناختی و تولید واقعی معدن پیوند برقرار می‌کنند. وجود ذخیره به‌تنهایی به معنای امکان استخراج آن نیست و عملکرد واقعی معدن به توان تجهیزات، میزان آماده‌به‌کار بودن، برنامه تعمیرات و ظرفیت عملیاتی ناوگان وابسته است. یک مطالعه علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۴ نیز برای ارزیابی عملکرد تجهیزات معدنی، شاخص‌هایی مانند نرخ دسترس‌پذیری فنی و مکانیکی، نرخ تولید و بهره‌وری را به‌عنوان متغیرهای اصلی عملکرد تجهیزات بررسی کرده است.

فرسودگی ماشین‌آلات معدنی ایران در برابر نیاز به نوسازی

این رابطه در عملیات بارگیری و حمل اهمیت بیشتری دارد. پژوهش‌های جدید حوزه معدن نشان می‌دهند کاهش بهره‌وری تجهیزات می‌تواند ظرفیت تولید را پایین بیاورد و افزایش توقف ماشین‌آلات نیز مستقیما بر عملکرد عملیاتی اثر می‌گذارد. در مطالعات مربوط به ناوگان شاول و دامپتراک، دسترس‌پذیری، استفاده از تجهیزات و عملکرد واقعی در کنار ظرفیت اسمی برای ارزیابی تولید مورد توجه قرار گرفته‌اند.

از این منظر، شکاف میان ذخایر معدنی، ظرفیت اسمی استخراج و تولید واقعی را نمی‌توان صرفا با افزایش اکتشاف پر کرد. اگر توان فیزیکی استخراج هم‌زمان افزایش نیابد، بخشی از ظرفیت معدنی ایجادشده ممکن است در سطح ذخیره باقی بماند و به تولید بالفعل نرسد.

داده‌های منتشرشده درباره وضعیت ناوگان ایران تصویر قابل‌توجهی ارائه می‌کند. بر اساس آماری که به داده‌های وزارت صمت و سامانه کاداستر نسبت داده شده، حدود ۱۱ هزار و ۹۰۰ دستگاه لودر با عمر بیش از ۲۰ سال، حدود ۴ هزار دستگاه بولدوزر با عمر بیش از ۲۷ سال و حدود ۱۲ هزار دستگاه بیل مکانیکی با عمر بیش از ۱۴ سال در معادن کشور فعال بوده‌اند. همان منبع تعداد ماشین‌آلات مستهلک را بیش از ۳۰ هزار دستگاه و متوسط عمر ناوگان را حدود ۱۸ سال اعلام کرده است.

اهمیت این ارقام زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم فرسودگی صرفا به سن تقویمی دستگاه محدود نیست. افزایش عمر تجهیزات می‌تواند نیاز به تعمیرات، تعویض قطعات و اورهال را بیشتر کند و در صورت تاخیر در تعمیر، زمان خواب ماشین‌آلات افزایش یابد. مطالعات تخصصی نیز کمبود قطعات یدکی را یکی از عوامل اصلی توقف تجهیزات معدنی معرفی کرده‌اند و بر اهمیت برنامه‌ریزی قطعات برای کاهش زمان خواب تاکید دارند.

در چنین شرایطی، فرسودگی ماشین‌آلات معدنی می‌تواند از یک مسئله نگهداری به مسئله‌ای در سطح ظرفیت تولید تبدیل شود. ماشین‌آلاتی که برای مدت طولانی از مدار خارج می‌شوند، فقط هزینه تعمیر ایجاد نمی‌کنند؛ بلکه ظرفیت عملیاتی ناوگان را نیز در دوره توقف کاهش می‌دهند.

ماشین‌آلات؛ یکی از پرهزینه‌ترین زیرمجموعه‌های معدنکاری

وابستگی معدن به تجهیزات سنگین، اهمیت این موضوع را افزایش می‌دهد. یک گزارش تخصصی داخلی با استناد به ارزیابی‌های وزارت صمت اعلام کرده است که بیش از ۷۰ درصد هزینه عملیات معدنکاری با بخش ماشین‌آلات ارتباط دارد و حدود ۸۰ درصد عملیات فیزیکی معدنکاری توسط ماشین‌آلات انجام می‌شود. همان گزارش، نیاز به ورود هزاران دستگاه جدید برای رسیدن به اهداف عملیاتی تعیین‌شده در آن مقطع را مطرح کرده بود.

از سوی دیگر، پژوهش‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهند عملیات بارگیری و حمل سهم بزرگی از هزینه‌های تولید معدن را به خود اختصاص می‌دهد و تعمیرات و نگهداری ماشین‌آلات نیز می‌تواند بخش قابل‌توجهی از هزینه عملیاتی معادن را تشکیل دهد. بنابراین هر اختلال در عملکرد ناوگان می‌تواند هم‌زمان بر ظرفیت و هزینه تولید اثر بگذارد.

در نتیجه، تجهیزات معدنی را نمی‌توان صرفا یک نهاده سرمایه‌ای در ابتدای پروژه دانست. این تجهیزات بخشی از ظرفیت تولید روزانه معدن هستند و میزان دسترس‌پذیری آن‌ها تعیین می‌کند ظرفیت طراحی‌شده تا چه اندازه در عملیات واقعی قابل استفاده باشد.

تحریم؛ از دستگاه تا قطعه

اثر تحریم معدن ایران نیز الزاما فقط از مسیر جلوگیری از ورود ماشین‌آلات جدید ظاهر نمی‌شود. دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا در تعریف کالاها و خدمات مرتبط با بخش معدن ایران، طیف گسترده‌ای از تجهیزات از جمله تجهیزات حفاری، نوار نقاله، کامیون‌های حمل معدنی، بیل‌های هیدرولیکی و تجهیزات استخراج را در زمره کالاهای مرتبط با این بخش قرار داده است.

این موضوع اهمیت حلقه کمتر دیده‌شده خدمات، قطعات و پشتیبانی فنی را نشان می‌دهد. حتی در شرایطی که بتوان برای یک معدن دستگاه مورد نیاز را تهیه کرد، حفظ آن دستگاه در چرخه تولید نیازمند دسترسی به قطعات، تعمیرات و خدمات فنی است. پژوهش‌های حوزه نگهداری تجهیزات معدنی نیز تاکید می‌کنند که برنامه‌ریزی مناسب قطعات یدکی برای کاهش توقف ماشین‌آلات اهمیت اساسی دارد.

بنابراین اثر محدودیت‌های تجاری را می‌توان در زنجیره‌ای طولانی‌ محدودیت تامین تجهیزات، دشواری تهیه قطعات، طولانی‌تر شدن تعمیرات و در نهایت کاهش آماده‌به‌کار بودن مشاهده کرد. این زنجیره در صورت تداوم می‌تواند ظرفیت واقعی استخراج را از ظرفیت اسمی معدن جدا کند.

چرا واردات تجهیزات همچنان در مرکز بحث است؟

سیاست واردات ماشین‌آلات معدنی در سال‌های گذشته بارها تغییر کرده است. در سال ۱۴۰۲، معاون وقت صنایع ماشین‌آلات و تجهیزات وزارت صمت از تولید ۳۵۰۰ دستگاه ماشین‌آلات معدنی و راه‌سازی و واردات حدود هزار دستگاه در یک سال خبر داده بود و اعلام کرده بود واردات ماشین‌آلات مستعمل تا پنج سال نیز در مواردی مجاز شده است.

در سال ۱۴۰۵ نیز مسیر سیاست‌گذاری به سمت تسهیل بیشتر برخی واردات حرکت کرده است. وزارت صمت در خرداد ۱۴۰۵ محدودیت سقف ارزی واردات ماشین‌آلات معدنی با عمر بیش از پنج سال را حذف کرد؛ بر اساس گزارش منتشرشده، در بررسی درخواست‌ها معیارهایی مانند نوع ماده معدنی و میزان استخراج سالانه مورد توجه قرار گرفت.

هم‌زمان، گزارش دیگری از برنامه وزارت صمت برای واردات ماشین‌آلات با عمر پنج تا ۱۰ سال حکایت دارد. در این گزارش معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صمت، فرسودگی ناوگان و تامین ارز را از چالش‌های این حوزه عنوان کرده است.

این روند نشان می‌دهد سیاست‌گذار میان دو هدف حرکت می‌کند: حمایت از تولید ماشین‌آلات معدنی در داخل و استفاده از واردات برای پر کردن شکاف‌هایی که تولید داخلی در کوتاه‌مدت قادر به پوشش آن‌ها نیست.

آیا تولید داخلی می‌تواند شکاف را پر کند؟

پاسخ موجود در داده‌های اخیر، یک بله یا خیر مطلق نیست. در سال‌های گذشته تولیدکنندگان داخلی بخشی از نیاز بازار را تامین کرده‌اند و مقام‌های وزارت صمت نیز از افزایش تولید داخلی سخن گفته‌اند. با این حال، هم‌زمان ادامه سیاست تسهیل واردات نشان می‌دهد شکاف میان نیاز معادن و ظرفیت عرضه داخلی همچنان در سیاست‌گذاری مطرح است.

در تیرماه ۱۴۰۵ نیز مدیرعامل صندوق بیمه سرمایه‌گذاری فعالیت‌های معدنی اعلام کرد که طرح نوسازی ماشین‌آلات با محوریت وزارت صمت در حال اجراست و صندوق در بخش سرمایه‌گذاری و تامین مالی آن نقش اجرایی دارد. بر اساس این گزارش، در سال ۱۴۰۵ بیش از ۱۰۰ دستگاه ماشین‌آلات معدنی نوسازی یا جایگزین شده و در برخی موارد از ظرفیت تولیدکنندگان داخلی به جای واردات استفاده شده است.

این اقدام را باید در چارچوب یک مسئله بزرگ‌تر دید و آن این‌که نوسازی ناوگان صرفا خرید دستگاه جدید نیست. اگر قطعات، خدمات تعمیر، تامین مالی و سازوکار جایگزینی تجهیزات فرسوده هم‌زمان اصلاح نشود، ورود تعدادی دستگاه جدید لزوما شکاف میان ظرفیت اسمی و واقعی را به‌طور کامل برطرف نمی‌کند.

گلوگاه اصلی کجاست؟

پاسخ به پرسش اصلی درباره ماشین‌آلات معدنی ایران به داده‌های دقیق معدن‌به‌معدن درباره ظرفیت اسمی، تولید واقعی، ساعات کار، توقفات و سهم خرابی تجهیزات نیاز دارد؛ داده‌ای که در منابع بررسی‌شده به شکل یکپارچه و ملی منتشر نشده است. بنابراین نمی‌توان با استناد به اطلاعات موجود، سهم دقیق ماشین‌آلات در شکاف تولید کل معادن ایران را تعیین کرد.

با این حال، شواهد موجود سه واقعیت را هم‌زمان نشان می‌دهد: ناوگان قابل‌توجهی از ماشین‌آلات معدنی عمر بالایی دارد؛ سیاست‌گذار نوسازی تجهیزات را همچنان در اولویت قرار داده است و قانون واردات در سال‌های اخیر با هدف تامین بخشی از نیاز ناوگان تغییر کرده است.

از سوی دیگر، مطالعات فنی مستقل نیز رابطه میان دسترس‌پذیری تجهیزات، قطعات یدکی، زمان توقف و تولید را تایید می‌کنند. بنابراین، در بررسی ظرفیت واقعی ناوگان معدنی ایران، صرفا شمار دستگاه‌ها کافی نیست؛ سن، وضعیت فنی، ساعات کار، نرخ خرابی، زمان تعمیر و دسترسی به قطعات نیز باید در کنار یکدیگر سنجیده شوند.

اکتشاف بیشتر بدون تجهیزات کافی؟

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت به سیاست توسعه ذخایر مربوط می‌شود. اگر سرمایه‌گذاری در اکتشاف افزایش یابد اما ظرفیت استخراج متناسب با آن توسعه پیدا نکند، فاصله میان ذخیره شناسایی‌شده و تولید قابل تحقق می‌تواند افزایش یابد.

این گزاره به معنای کم‌اهمیت بودن اکتشاف نیست؛ بلکه نشان می‌دهد توسعه معادن ایران نیازمند هم‌زمانی چند حلقه است. ذخیره، مجوز، سرمایه، تجهیزات، نیروی انسانی، انرژی، زیرساخت و فناوری باید در یک زنجیره عملیاتی کنار یکدیگر قرار گیرند تا ظرفیت زمین‌شناختی به تولید تبدیل شود. پژوهش‌های جدید در حوزه بهره‌وری ناوگان نیز بر اهمیت سنجش هم‌زمان دسترس‌پذیری، استفاده و عملکرد تجهیزات برای برنامه‌ریزی تولید تاکید دارند.

از این زاویه، افزایش ذخایر بدون توسعه تجهیزات استخراج معدن می‌تواند بخشی از مسئله را حل کند اما الزاما تولید واقعی را به همان نسبت افزایش نمی‌دهد.

مسئله فقط خرید دستگاه نیست

مسیر نوسازی ماشین‌آلات معدن در ایران در نهایت به یک مسئله ترکیبی می‌رسد. واردات می‌تواند بخشی از شکاف کوتاه‌مدت را پر کند، تولیدکنندگان داخلی می‌توانند بخشی از نیاز را پوشش دهند و نوسازی یا اورهال تجهیزات موجود نیز می‌تواند عمر اقتصادی ناوگان را افزایش دهد، اما هر سه مسیر به تامین مالی، قطعات و خدمات فنی وابسته‌اند. گزارش‌های اخیر وزارت صمت نیز تامین ارز و فرسودگی را همچنان از چالش‌های اصلی این بخش معرفی کرده‌اند.

از سوی دیگر، تجربه فنی معادن نشان می‌دهد افزایش بهره‌وری الزاما تنها از مسیر خرید تجهیزات جدید عبور نمی‌کند. پایش وضعیت، نگهداری پیشگیرانه، مدیریت قطعات و سنجش دقیق شاخص‌های دسترس‌پذیری و بهره‌برداری نیز در مدیریت ناوگان اهمیت دارند.

در چنین شرایطی، بهره‌وری معادن ایران بیش از گذشته به کیفیت مدیریت دارایی‌های فیزیکی وابسته است. هر دستگاهی که به دلیل نبود قطعه یا تعمیرات طولانی از مدار خارج می‌شود، بخشی از ظرفیت استخراج را در همان دوره کاهش می‌دهد.

بر اساس شواهد موجود نمی‌توان مدعی شد که ماشین‌آلات معدنی ایران در تمام معادن و برای همه مواد معدنی، بزرگ‌ترین گلوگاه تولید هستند؛ زیرا برای چنین نتیجه‌ای به داده‌های یکپارچه درباره ظرفیت اسمی، تولید واقعی و علت توقف تجهیزات در سطح ملی نیاز است. اما داده‌های مربوط به عمر بالای بخش مهمی از ناوگان، تداوم برنامه‌های نوسازی، تغییر مقررات واردات و مطالعات فنی درباره اثر دسترس‌پذیری تجهیزات بر تولید، نشان می‌دهد ماشین‌آلات را نمی‌توان یک متغیر حاشیه‌ای در توسعه معدن ایران دانست.

مسئله اصلی اکنون فاصله میان ذخایر معدنی ایران و توان تبدیل این ذخایر به تولید است. اگر نوسازی ناوگان، تامین قطعات، خدمات تعمیر، تامین مالی و سیاست واردات هم‌زمان با توسعه اکتشاف و معادن جدید پیش نرود، ظرفیت زمین‌شناختی کشور الزاما با همان سرعت به ظرفیت تولید واقعی تبدیل نخواهد شد.

به همین دلیل، ارزیابی آینده معدن ایران فقط با شمارش ذخایر یا پروانه‌های بهره‌برداری کامل نمی‌شود؛ شاخص تعیین‌کننده‌تر، توان عملیاتی ناوگانی است که باید این ذخایر را از عمق زمین به خط تولید برساند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71363
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه