ورود تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی به فاز جدید
انویدیا و وال‌استریت به جنگ سرمایه رفتند

ورود تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی به فاز جدید

حسین امیری
۲۰ مرداد ۱۴۰۵

موج جدید تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی با ورود مستقیم بزرگ‌ترین مدیران دارایی و موسسات مالی جهان وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ انویدیا با همکاری آپولو، بلک‌راک، بلک‌استون، بروکفیلد، گلدمن ساکس و «KKR» مجموعه‌ای از پلتفرم‌های تامین مالی ایجاد کرده که هدف آن بسیج بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه شخص ثالث برای توسعه زیرساخت‌های محاسباتی هوش مصنوعی است. این رقم، به گفته رویترز، قرار است برای گسترش ظرفیت مراکز داده و زیرساخت‌های مبتنی بر پردازنده‌های انویدیا مورد استفاده قرار گیرد.

به گزارش نماد اقتصاد، تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی در حال فاصله گرفتن از مدل سنتی اتکا به ترازنامه شرکت‌های فناوری و حرکت به سمت ساختاری است که در آن مراکز داده، ظرفیت پردازشی و کارخانه‌های هوش مصنوعی به دارایی‌های قابل تامین مالی برای سرمایه‌گذاران نهادی تبدیل می‌شوند.

با این حال، رقم ۵۰۰ میلیارد دلار به معنای سرمایه‌گذاری قطعی یا تزریق یکباره این مبلغ نیست؛ بلکه هدف اعلام‌شده برای بسیج سرمایه شخص ثالث از طریق پلتفرم‌های تأمین مالی است. همچنین جزئیات کامل شرایط مالی و زمان‌بندی اجرای این طرح هنوز اعلام نشده است.

ورود وال‌استریت به قلب اقتصاد هوش مصنوعی

ارزیابی خبر جدید انویدیا نشان می‌دهد که رابطه میان فناوری و بازار سرمایه در حال تغییر است. این شرکت به جای آنکه توسعه ظرفیت هوش مصنوعی را صرفا از طریق منابع داخلی یا فروش پردازنده دنبال کند، اکنون در حال ایجاد سازوکاری است که سرمایه‌گذاران نهادی را مستقیما به توسعه ظرفیت محاسباتی هوش مصنوعی متصل می‌کند. در این ساختار، آپولو، بلک‌راک، بلک‌استون، بروکفیلد، گلدمن ساکس و «KKR» در ایجاد پلتفرم‌های مستقل تأمین مالی مشارکت دارند.

بر اساس گزارش رویترز، این پلتفرم‌ها قرار است بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه شخص ثالث را در طول زمان برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی بسیج کنند. انویدیا نیز اعلام کرده است که می‌تواند تا سقف ۱۲۵ میلیارد دلار، معادل حدود یک‌چهارم معاملات، نقش پشتیبان مالی داشته باشد. بنابراین ساختار جدید صرفا یک برنامه وام‌دهی سنتی نیست و بر استفاده از سرمایه موسسات مالی برای گسترش ظرفیت پردازشی استوار است.

این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که تقاضا برای ظرفیت محاسباتی هوش مصنوعی به سرعت افزایش یافته و شرکت‌های بزرگ فناوری در حال افزایش سرمایه‌گذاری در مراکز داده هستند. رویترز گزارش داده است که شرکت‌های بزرگ فناوری انتظار دارند در سال ۲۰۲۶ بیش از ۷۳۰ میلیارد دلار برای این حوزه هزینه کنند؛ رقمی که نشان‌دهنده مقیاس سرمایه مورد نیاز برای ساخت زیرساخت‌های نسل بعدی است.

از نگاه بازار سرمایه، اهمیت این روند در آن است که زیرساخت هوش مصنوعی دیگر صرفا مجموعه‌ای از سرورها و تراشه‌ها تلقی نمی‌شود. هدف مدل جدید این است که ظرفیت محاسباتی به دارایی‌ای تبدیل شود که بتوان برای ساخت آن سرمایه نهادی جذب کرد و بازده آن را از جریان درآمد حاصل از استفاده از ظرفیت پردازشی ارزیابی کرد.

چرا سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی به چنین منابعی نیاز دارد؟

مقیاس سرمایه مورد نیاز برای تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی را می‌توان در برآوردهای شرکت ارائه دهنده خدمات مالی گلدمن ساکس بهتر مشاهده کرد. این شرکت مالی در ژوئن ۲۰۲۶ برآورد کرد که شرکت‌های بزرگ فناوری پیشرو در توسعه زیرساخت هوش مصنوعی ممکن است در فاصله سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ مجموعا حدود ۵.۳ تریلیون دلار برای هوش مصنوعی و مراکز داده هزینه کنند. این برآورد پیش از آن حدود ۴.۵ تریلیون دلار بود و پس از انتشار نتایج فصل نخست شرکت‌ها افزایش یافت.

گلدمن ساکس همچنین برآورد کرده است که نیازهای مالی این صنعت به اندازه‌ای بزرگ خواهد بود که شرکت‌های بزرگ رایانش ابری و فناوری ناچار شوند از ترکیبی از بازار بدهی، بازارهای خصوصی، ساختارهای مالی مختلف و ارزهای گوناگون استفاده کنند. به اعتقاد این مدیران این شرکت، محدودیت ظرفیت بازارهای اعتباری و تمرکز انتشار بدهی در تعداد محدودی از شرکت‌ها می‌تواند اهمیت بازارهای خصوصی را افزایش دهد.

بر اساس همین گزارش، صندوق‌های زیرساختی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۲۱ میلیارد دلار سرمایه جذب کردند و مجموع دارایی‌های صندوق‌های زیرساخت خصوصی نیز می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۳ تریلیون دلار برسد. بنابراین ورود سرمایه خصوصی به تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی بخشی از یک روند بزرگ‌تر در بازارهای سرمایه خصوصی و نه یک اتفاق کاملاً منحصر به فرد است.

گلدمن ساکس در مدل دیگری نیز اندازه سرمایه مورد نیاز برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را بسیار بزرگ‌تر ترسیم کرده است. این شرکت بر اساس یک سناریوی پایه، مجموع هزینه سرمایه‌ای مورد نیاز در بخش‌های پردازش، مراکز داده و برق را طی سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۱ حدود ۷.۶ تریلیون دلار برآورد کرده و هزینه سرمایه‌ای سالانه را از حدود ۷۶۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ تا ۱.۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۳۱ تخمین زده است.

این ارقام البته پیش‌بینی قطعی نیستند. مدیران گلدمن ساکس تصریح می‌کنند که مدل آن بر مجموعه‌ای از فرضیات درباره قیمت و عمر تراشه‌ها، هزینه ساخت مراکز داده، معماری پردازنده‌ها و استمرار محدودیت‌های فیزیکی در عرضه زیرساخت استوار است. از همین رو، رقم نهایی سرمایه مورد نیاز می‌تواند با تغییر این متغیرها افزایش یا کاهش پیدا کند.

مراکز داده؛ نقطه اتصال فناوری و سرمایه

بخش مهمی از تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی به مراکز داده مربوط می‌شود؛ زیرا رشد مدل‌های هوش مصنوعی و خدمات مبتنی بر آن‌ها نیازمند ظرفیت پردازشی، شبکه، سیستم‌های خنک‌کننده و برق است. گلدمن ساکس در گزارش خود تاکید کرده است که رشد تقاضای مراکز داده در آسیا با سرعت بالایی ادامه دارد و محدودیت دسترسی به برق یکی از مهم‌ترین موانع توسعه این صنعت محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی دیگر محدود به خرید تراشه نیست. یک پروژه بزرگ هوش مصنوعی به مجموعه‌ای از دارایی‌های فیزیکی نیاز دارد که شامل زمین، ساختمان، تجهیزات برق، شبکه، سیستم‌های خنک‌کننده، تجهیزات پردازشی و اتصال به شبکه‌های ارتباطی است. همین ویژگی باعث شده است ساختارهای تأمین مالی زیرساختی و سرمایه خصوصی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.

نمونه‌های پیشین نیز نشان می‌دهد که این روند پیش از توافق جدید انویدیا آغاز شده بود. در ژوئن ۲۰۲۶، شرکت‌های بلک‌استون، آپولو و برودکام یک پلتفرم راه‌اندازی کردند که هدف آن فراهم کردن ظرفیت بیش از ۲۰ گیگاوات برای استقرار زیرساخت محاسباتی هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۸ بود. این پلتفرم با یک معامله اولیه ۳۵ میلیارد دلاری برای بیش از یک گیگاوات ظرفیت آغاز شد.

این تجربه نشان می‌دهد تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی پیش از آنکه به یک پروژه ۵۰۰ میلیارد دلاری برسد، در حال شکل دادن به مدل‌های جدیدی از تامین سرمایه برای ظرفیت محاسباتی بوده است. تفاوت برنامه جدید انویدیا در مقیاس بسیار بزرگ‌تر و حضور هم‌زمان شش موسسه مالی بزرگ است.

انویدیا از فروش تراشه به معماری مالی هوش مصنوعی نزدیک‌تر می‌شود

جایگاه انویدیا در این مدل اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا این شرکت در زنجیره ارزش هوش مصنوعی در نقطه‌ای قرار گرفته که تقاضا برای ظرفیت محاسباتی مستقیما به تقاضا برای پردازنده‌های آن ارتباط پیدا می‌کند. پلتفرم‌های جدید قرار است امکان دسترسی توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی، دولت‌ها، شرکت‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات ابری به زیرساخت مبتنی بر فناوری انویدیا را تسهیل کنند.

این ساختار می‌تواند مدل اقتصادی توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را نیز تغییر دهد. در مدل سنتی، یک شرکت فناوری باید بخش قابل‌توجهی از سرمایه مورد نیاز برای ساخت مرکز داده و خرید تجهیزات را از منابع داخلی یا بازار بدهی تامین کند؛ اما در مدل جدید، سرمایه‌گذاران نهادی می‌توانند در ساخت ظرفیت پردازشی مشارکت کنند و بازده سرمایه خود را از درآمد حاصل از استفاده از این ظرفیت دنبال کنند.

شرکت بلک‌راک نیز پیش از این بر نقش فزاینده بازار سرمایه در تامین هزینه توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی تاکید کرده بود. این شرکت در گزارش خود اعلام کرده است که مرحله نخست توسعه هوش مصنوعی تا حد زیادی با ترازنامه شرکت‌های بزرگ فناوری، بازارهای خصوصی و جریان نقدی شرکت‌های قدرتمند تامین شده، اما مرحله بعدی به منابع گسترده‌تری از سهام، بدهی، محصولات ساختاریافته و بازارهای خصوصی نیاز خواهد داشت.

از این منظر، تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی صرفا یک موضوع مربوط به انویدیا نیست؛ بلکه بخشی از تغییر ساختار بازار سرمایه در مواجهه با یک موج سرمایه‌گذاری بسیار بزرگ است. شرکت‌های فناوری به سرمایه بیشتری نیاز دارند و سرمایه‌گذاران نیز در جست‌وجوی دارایی‌هایی هستند که بتوانند جریان درآمد بلندمدت ایجاد کنند.

آیا این روند نشانه شکل‌گیری حباب هوش مصنوعی است؟

ورود صدها میلیارد دلار سرمایه خصوصی به زیرساخت هوش مصنوعی، پرسش درباره احتمال شکل‌گیری حباب را اجتناب‌ناپذیر کرده است؛ اما منابع بررسی‌شده شواهدی ارائه نمی‌کنند که بتوان بر اساس آن‌ها کل این روند را حباب نامید. در مقابل، گزارش‌های گلدمن ساکس نشان می‌دهند که درباره سرعت تحقق بازده اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی همچنان اختلاف نظر وجود دارد.

گلدمن ساکس در ژوئن ۲۰۲۶ گزارش کرد که برخی از شرکت‌های خریدار فناوری هوش مصنوعی، شرکت‌های تولیدکننده مدل و ارائه‌دهندگان خدمات ابری هنوز بازده متناسب با هزینه‌های خود را نشان نداده‌اند. جیم کاولو، تحلیلگر ارشد این شرکت، نیز درباره ضرورت ایجاد بازده اقتصادی برای سرمایه‌گذاری‌ها هشدار داده است.

در سوی دیگر، گلدمن ساکس در برآوردهای مربوط به زیرساخت هوش مصنوعی نشان می‌دهد که تقاضای فزاینده برای پردازش، مراکز داده و برق، نیاز سرمایه‌ای بسیار بزرگی ایجاد کرده است. بنابراین، پرسش اصلی بازار فقط این نیست که آیا سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی بیش از حد است؛ بلکه این است که آیا درآمدهای آینده این صنعت می‌تواند هزینه ایجاد چنین ظرفیت عظیمی را پوشش دهد یا خیر.

همین دوگانگی، ریسک اصلی مدل جدید تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی را نشان می‌دهد. اگر تقاضای پردازشی و درآمد حاصل از خدمات هوش مصنوعی مطابق انتظار رشد کند، زیرساخت ایجادشده می‌تواند به دارایی مولد برای سرمایه‌گذاران تبدیل شود؛ اما اگر رشد تقاضا کمتر از انتظارات باشد، ظرفیت مازاد می‌تواند بازده پروژه‌ها و ارزش‌گذاری دارایی‌های مرتبط را تحت فشار قرار دهد. این بخش، یک ریسک ساختاری است که در مدل‌های سرمایه‌گذاری زیرساختی باید مورد توجه قرار گیرد.

بازار سهام در برابر موج جدید سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی

تحول در تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی برای بازار سهام نیز اهمیت دارد؛ زیرا بخش بزرگی از رشد ارزش شرکت‌های فناوری طی سال‌های اخیر به انتظارات درباره درآمدهای آینده هوش مصنوعی وابسته بوده است. گلدمن ساکس در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی از اواخر سال ۲۰۲۲ حدود ۲۷ تریلیون دلار به ارزش بازار خود افزوده‌اند.

این شرکت در عین حال هشدار داده است که توجیه این ارزش بازار به فرضیات خوش‌بینانه درباره رشد سودهای آینده نیاز دارد. بنابراین افزایش ظرفیت تامین مالی و رشد سرمایه‌گذاری به خودی خود تضمین‌کننده بازده سهام نیست و بازار همچنان باید رشد هزینه‌های سرمایه‌ای را در برابر درآمد و سود آینده شرکت‌ها ارزیابی کند.

از سوی دیگر، انتقال بخشی از بار سرمایه‌گذاری از ترازنامه شرکت‌های فناوری به بازارهای خصوصی می‌تواند دامنه مشارکت سرمایه‌گذاران در اقتصاد هوش مصنوعی را گسترش دهد. بلک‌راک نیز بر همین روند تاکید کرده و گفته است که مرحله بعدی توسعه هوش مصنوعی نیازمند ترکیبی از منابع مالی و ابزارهای مختلف بازار سرمایه خواهد بود.

در نتیجه، تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از محورهای مهم پیوند میان بازار سهام، اعتبار خصوصی، صندوق‌های زیرساختی و صنعت فناوری تبدیل شود؛ پیوندی که در صورت رشد تقاضای واقعی برای خدمات هوش مصنوعی می‌تواند منابع سرمایه بیشتری را به سمت این صنعت هدایت کند، اما در صورت کاهش بازدهی، ریسک آن نیز میان طیف گسترده‌تری از سرمایه‌گذاران توزیع خواهد شد.

آیا هوش مصنوعی وارد یک انقلاب صنعتی شده است؟

انویدیا پیش از این نیز توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را در چارچوب یک تحول صنعتی بزرگ توصیف کرده بود و در اکتبر ۲۰۲۵، جنسن هوانگ از آغاز انقلاب صنعتی هوش مصنوعی سخن گفته بود. در همان برنامه، این شرکت توسعه مراکز پردازشی در مقیاس بسیار بزرگ را برای پیشبرد کاربردهای اقتصادی، علمی و صنعتی هوش مصنوعی ضروری دانسته بود.

در عین حال برای سنجش اینکه آیا این روند واقعا به یک انقلاب صنعتی منجر خواهد شد، صرف افزایش سرمایه‌گذاری کافی نیست. معیار تعیین‌کننده، توانایی اقتصاد برای تبدیل این سرمایه‌گذاری به ظرفیت تولید، بهره‌وری، درآمد و کاربردهای پایدار خواهد بود؛ موضوعی که منابع مالی و پژوهشی همچنان درباره سرعت و میزان تحقق آن دیدگاه‌های متفاوتی ارائه می‌کنند.

آنچه در حال حاضر روشن است، تغییر مقیاس سرمایه مورد نیاز است. گلدمن ساکس هزینه سرمایه‌ای بالقوه زیرساخت هوش مصنوعی را در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۱ حدود ۷.۶ تریلیون دلار برآورد کرده، در حالی که انویدیا اکنون در حال ایجاد ساختارهایی برای بسیج بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه شخص ثالث است. این دو رقم یکسان نیستند و اهداف متفاوتی دارند، اما کنار هم نشان می‌دهند که توسعه هوش مصنوعی دیگر فقط مسئله نرم‌افزار و مدل‌های هوش مصنوعی نیست و به یک پروژه عظیم زیرساختی و مالی تبدیل شده است.

سرمایه خصوصی؛ موتور مرحله بعدی زیرساخت هوش مصنوعی

ورود موسسات مالی بزرگ به تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی می‌تواند نشانه بلوغ تدریجی این بازار باشد؛ بازاری که در آن سرمایه‌گذاری از پروژه‌های منفرد به سمت پلتفرم‌های بزرگ‌تر و قابل تکرار حرکت می‌کند. حضور شرکت‌هایی مانند بلک‌راک، بلک‌استون، آپولو و «KKR» نیز نشان می‌دهد بازارهای خصوصی به زیرساخت دیجیتال و هوش مصنوعی به عنوان حوزه‌ای مهم برای تخصیص سرمایه نگاه می‌کنند.

با این حال، اندازه سرمایه اعلام‌شده نباید با سرمایه قطعی سرمایه‌گذاری‌شده اشتباه گرفته شود. برنامه انویدیا در حال حاضر بر بسیج بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه شخص ثالث متمرکز است و جزئیات کامل معاملات، زمان‌بندی تخصیص منابع و شرایط نهایی تأمین مالی هنوز منتشر نشده است. بنابراین ارزیابی دقیق آثار مالی این طرح نیازمند مشاهده معاملات واقعی و نحوه تخصیص سرمایه در مراحل بعدی خواهد بود.

از سوی دیگر، روند موجود نشان می‌دهد که نیاز مالی هوش مصنوعی تنها به تراشه‌ها محدود نیست. مراکز داده، شبکه، برق و سایر زیرساخت‌های فیزیکی باید هم‌زمان توسعه پیدا کنند و همین مسئله باعث شده است سرمایه‌گذاری زیرساختی به یکی از ارکان اصلی اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل شود. گلدمن ساکس نیز محدودیت برق و ظرفیت زیرساخت فیزیکی را از عوامل مهم تعیین‌کننده سرعت توسعه مراکز داده دانسته است.

به طور کلی تحول جدید در تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی نشان می‌دهد مرحله بعدی توسعه هوش مصنوعی بیش از گذشته به توانایی بازارهای سرمایه برای تامین منابع مالی وابسته خواهد بود. انویدیا با شش موسسه مالی بزرگ در حال ایجاد پلتفرم‌هایی است که هدف آن‌ها بسیج بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه شخص ثالث برای توسعه زیرساخت‌های محاسباتی است؛ اقدامی که هم‌زمان با برآوردهای چند تریلیون دلاری درباره هزینه توسعه مراکز داده و زیرساخت AI انجام می‌شود.

در این میان، پرسش درباره حباب یا انقلاب صنعتی هنوز پاسخ قطعی ندارد. داده‌های موجود هم از رشد بسیار سریع سرمایه‌گذاری و تقاضای زیرساختی حکایت دارند و هم نشان می‌دهند که بازده اقتصادی هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی همچنان محل بحث است. بنابراین نقطه تعیین‌کننده برای بازار، نه صرفا حجم سرمایه‌ای که وارد این صنعت می‌شود، بلکه توانایی زیرساخت ایجادشده برای تولید درآمد و بازده پایدار خواهد بود.

در چنین شرایطی، تامین مالی زیرساخت هوش مصنوعی در حال شکل دادن به پیوندی تازه میان فناوری، بازار سرمایه و زیرساخت‌های فیزیکی است؛ پیوندی که می‌تواند مسیر سرمایه‌گذاری جهانی در مراکز داده، پردازش، انرژی و شبکه‌های ارتباطی را برای سال‌های آینده تحت تاثیر قرار دهد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=70564
لینک با موفقیت کپی شد!

۰ دیدگاه