
کدام صنایع ایران بیشترین زیان را از قطعی برق میبینند؟
کمبود و قطعی برق که تا دیروز بهمثابه یک پدیده فصلی و قابلتحمل تلقی میشد، امروز از مرز یک چالش عملیاتی گذشته و بهعنوان یکی از موثرترین عوامل تهدیدکننده تولید صنعتی ایران، در مرکز توجه تحلیلگران اقتصادی قرار گرفته است. محدودیتهای تامین و قطعی برق طی سالهای اخیر، بهویژه در فصل گرم، بسیاری از صنایع را با کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینههای عملیاتی، اختلال در زنجیره تامین و از دست رفتن بازارهای صادراتی روبهرو کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، در اقتصادهای مدرن، برق فراتر از یک نهاده تولیدی صرف عمل میکند و بهعنوان شریان حیاتی صنایع شناخته میشود؛ از همین رو، قطعی برق میتواند این زیرساخت را به بزرگترین گلوگاه فعالیتهای صنعتی بدل کند. هرگونه اختلال در تامین پایدار برق، مستقیما بر ظرفیت تولید، بهرهوری سرمایه، اشتغال و توان رقابت بنگاهها اثر میگذارد. به همین دلیل، صنایع انرژیبر بیش از سایر بخشها در برابر خاموشیها و قطعی برق آسیبپذیر هستند؛ زیرا فرایند تولید آنها به جریان مداوم انرژی وابسته است و توقفهای ناگهانی علاوه بر کاهش تولید، میتواند به تجهیزات و مواد اولیه نیز خسارت وارد کند.
در ایران، رشد مصرف برق، فرسودگی بخشی از زیرساختهای تولید و انتقال، محدودیت سرمایهگذاری و افزایش تقاضا در فصل گرم، شکاف میان عرضه و مصرف را تشدید کرده است. در نتیجه، سیاست مدیریت بار عمدتا بر محدود کردن مصرف صنایع بزرگ متمرکز شده است؛ تصمیمی که اگرچه به کاهش خاموشی بخش خانگی کمک کرده، اما هزینه قابلتوجهی را به بخش تولید منتقل میکند.
فولاد؛ بزرگترین بازنده محدودیت برق
صنعت فولاد بیش از هر بخش دیگری از اقتصاد ایران به برق پایدار وابسته است. واحدهای احیا مستقیم، کورههای قوس الکتریکی و خطوط نورد برای حفظ کیفیت محصول به جریان مداوم انرژی نیاز دارند و هر توقف ناگهانی میتواند علاوه بر کاهش تولید، هزینههای سنگینی برای راهاندازی مجدد خطوط ایجاد کند.
فعالان صنعت فولاد در همین رابطه بیان کردند که محدودیتهای برق در دورههای اوج مصرف، ظرفیت تولید بسیاری از واحدها را به شدت کاهش داده است. انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران نیز اعلام کرده بود که بسیاری از کارخانهها تنها بخش بسیار کوچکی از برق مورد نیاز خود را دریافت کردهاند و بخش عمده واحدهای فولادی ناچار به توقف فعالیت شدهاند.
اهمیت این موضوع تنها به بازار داخلی محدود نمیشود. ایران یکی از صادرکنندگان مهم محصولات نیمهتمام فولادی در منطقه بوده و کاهش تولید، علاوه بر کاهش درآمد ارزی، فرصت را برای رقبایی مانند چین فراهم کرده است تا سهم بیشتری از بازارهای صادراتی را در اختیار بگیرند. خبرگزاری بلومبرگ نیز گزارش داده است که افت صادرات فولاد ایران، زمینه افزایش صادرات محصولات فولادی نیمهساخته چین را فراهم کرده است.
صنعت سیمان؛ خاموشیهایی که کوره را از نفس میاندازد
اگر فولاد بزرگترین مصرفکننده برق در صنایع ایران باشد، صنعت سیمان نیز از جمله بخشهایی است که بیشترین آسیب را از محدودیتها و قطعی برق متحمل میشود. برخلاف بسیاری از صنایع، توقف و راهاندازی مجدد خطوط تولید سیمان تنها به کاهش چند ساعت تولید محدود نیست؛ خاموش شدن کورهها میتواند فرایند تولید را مختل کرده، مصرف سوخت را افزایش دهد و هزینههای نگهداری تجهیزات را بالا ببرد.
ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان سیمان خاورمیانه به شمار میرود و بخش قابلتوجهی از تولید آن علاوه بر بازار داخلی، به صادرات اختصاص دارد. از این رو، هرگونه کاهش تولید ناشی از محدودیت انرژی، علاوه بر کاهش عرضه داخلی، درآمدهای ارزی این صنعت را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. گزارشهای منتشرشده درباره بحران انرژی ایران نشان میدهد صنایع سیمان و فولاد به دلیل وابستگی به فرایندهای پیوسته تولید، نخستین بخشهایی هستند که در دورههای مدیریت بار با کاهش یا توقف فعالیت مواجه میشوند.
از سوی دیگر، افت تولید سیمان تنها یک مسئله صنعتی نیست؛ این وضعیت زنجیره ساختوساز، پروژههای عمرانی و صنایع وابسته را نیز تحت فشار قرار میدهد. کاهش عرضه میتواند هزینه اجرای پروژههای زیربنایی و ساختمانی را افزایش دهد و برنامههای توسعهای را با تاخیر روبهرو سازد.
آلومینیوم؛ صنعتی با وابستگی کامل به برق پایدار
در میان صنایع بزرگ، تولید آلومینیوم بیشترین وابستگی را به برق دارد. بخش عمده هزینه تولید شمش آلومینیوم به مصرف برق مربوط میشود و کوچکترین نوسان در تامین انرژی میتواند بازدهی خطوط الکترولیز را کاهش دهد.
در کارخانههای تولید آلومینیوم، قطع برق تنها به توقف تولید محدود نمیشود. اگر جریان برق برای مدت طولانی قطع شود، مواد مذاب داخل سلولهای الکترولیز سرد شده و راهاندازی دوباره خطوط به زمان و هزینه قابلتوجهی نیاز دارد. به همین دلیل، بسیاری از کشورهای تولیدکننده آلومینیوم برای این صنعت برق پایدار یا نیروگاههای اختصاصی در نظر گرفتهاند.
برای ایران نیز این موضوع اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا آلومینیوم یکی از حلقههای مهم زنجیره صنایع پاییندستی، خودروسازی، ساختمان، کابلسازی و صنایع بستهبندی محسوب میشود. کاهش تولید در این بخش میتواند اثرات دومینویی بر سایر صنایع بر جای بگذارد.
خسارتهای قطعی برق در بخش معدن
هرچند معادن نسبت به صنایع فولاد یا آلومینیوم مصرف برق کمتری دارند، اما بسیاری از عملیات استخراج، خردایش، فرآوری، انتقال مواد معدنی، سیستمهای تهویه معادن زیرزمینی و ایستگاههای پمپاژ به برق وابسته هستند.
خاموشیهای برنامهریزیشده یا ناگهانی، بهرهبرداری از معادن را با وقفه مواجه میکند و ظرفیت خوراک واحدهای فرآوری را کاهش میدهد. در زنجیره فولاد، این اختلال میتواند از استخراج سنگآهن آغاز شده و تا تولید کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و فولاد ادامه یابد. البته این مسئله تنها به کاهش تولید محدود نمیشود. توقفهای مکرر، هزینه تعمیرات ماشینآلات معدنی، استهلاک تجهیزات و هزینههای عملیاتی را نیز افزایش میدهد؛ موضوعی که در نهایت قیمت تمامشده مواد معدنی را بالا میبرد.
خسارتهای ناشی از قطعی برق در صنایع معدنی و فلزی
یکی از ویژگیهای صنایع معدنی ایران، پیوستگی زنجیره تولید است. به عنوان مثال، کاهش تولید کنسانتره سنگآهن به کاهش تولید گندله منجر میشود و این روند در ادامه تولید آهن اسفنجی و فولاد را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، خسارت ناشی از قطعی برق تنها در واحدی که برق آن قطع شده باقی نمیماند، بلکه به کل زنجیره ارزش منتقل میشود. گزارشهای مربوط به بحران انرژی ایران نیز نشان میدهد محدودیت برق علاوه بر کاهش ظرفیت تولید، موجب اختلال در زنجیره تامین، افزایش هزینه تولید و کاهش توان رقابت صنایع انرژیبر شده است.
در نتیجه، صنایع فولاد، سیمان، آلومینیوم و معدن را میتوان چهار بخشی دانست که بیشترین زیان مستقیم را از کمبود برق متحمل میشوند؛ زیرا وابستگی آنها به تامین پایدار انرژی، هم از نظر حجم مصرف و هم از نظر ماهیت فرایند تولید، بسیار بیشتر از سایر صنایع است.
پتروشیمی؛ صنعتی که کمبود برق و گاز را همزمان تجربه میکند
صنعت پتروشیمی از نظر مصرف برق، به اندازه صنایع فولاد و آلومینیوم انرژیبر نیست، اما تداوم فعالیت بسیاری از واحدهای آن به دسترسی پایدار به برق، گاز طبیعی و زیرساختهای جانبی وابسته است. در سالهای اخیر، محدودیت برق در تابستان و کمبود گاز در زمستان، این صنعت را با چالش مضاعفی مواجه کرده است؛ بهگونهای که بخشی از ظرفیت تولید در دورههای مختلف سال بلااستفاده مانده است. خبرگزاری رویترز نیز در گزارشهای خود به تاثیر محدودیتهای انرژی بر صنایع بزرگ ایران و برنامه دولت برای افزایش ظرفیت تولید گاز با هدف کاهش این فشار اشاره کرده است.
به طور کلی کاهش تولید محصولات پتروشیمی تنها به افت درآمد شرکتها محدود نشده است. این صنعت یکی از مهمترین منابع ارزآوری غیرنفتی ایران است و هرگونه کاهش ظرفیت تولید، صادرات محصولات پتروشیمی و صنایع پاییندستی وابسته را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، صنایع تولیدکننده پلاستیک، الیاف مصنوعی، لاستیک، کودهای شیمیایی و صدها واحد تولیدی دیگر به مواد اولیه این صنعت وابسته هستند و کاهش عرضه، هزینه تولید در این بخشها را نیز افزایش میدهد.
صنایع غذایی؛ آسیبپذیری زنجیره تامین مواد غذایی
اگرچه صنایع غذایی در گروه صنایع بسیار انرژیبر قرار نمیگیرند، اما وابستگی آنها به برق پایدار از جنبه دیگری اهمیت دارد. کارخانههای لبنی، فرآوری گوشت، صنایع کنسروسازی، سردخانهها، واحدهای بستهبندی و تولید مواد منجمد برای حفظ کیفیت و سلامت محصولات نیازمند تامین بدون وقفه برق هستند.
هرگونه خاموشی طولانیمدت میتواند زنجیره سرد را مختل کند و علاوه بر کاهش تولید، احتمال فساد مواد اولیه و محصولات نهایی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، هزینه ضایعات تولید افزایش یافته و عرضه برخی کالاهای غذایی نیز کاهش مییابد. این مسئله در نهایت میتواند فشار بیشتری بر قیمت مواد غذایی وارد کند؛ موضوعی که در اقتصادهای مختلف نیز در زمان وقوع بحرانهای انرژی مشاهده شده است.
در ایران، بسیاری از واحدهای بزرگ صنایع غذایی از دیزلژنراتور برای تامین برق اضطراری استفاده میکنند، اما این راهکار به دلیل هزینه بالای سوخت، محدودیت ظرفیت تولید و افزایش هزینه نگهداری، تنها برای دورههای کوتاهمدت کارایی دارد و جایگزین مناسبی برای برق پایدار شبکه نیست.
خودروسازی و قطعهسازی؛ خسارت از مسیر زنجیره تامین
صنعت خودرو شاید به اندازه فولاد یا آلومینیوم مصرف مستقیم برق نداشته باشد، اما به شدت به عملکرد صنایع بالادستی وابسته است. تولید خودرو بدون دسترسی مستمر به فولاد، آلومینیوم، محصولات پتروشیمی، شیشه، لاستیک و قطعات الکترونیکی امکانپذیر نیست.
به همین دلیل، هرگونه افت تولید در صنایع پایه، مستقیما به خطوط مونتاژ خودرو منتقل میشود. علاوه بر این، قطعهسازان نیز برای ماشینآلات «CNC»، خطوط پرس، جوشکاری رباتیک و تجهیزات رنگ به برق پایدار نیاز دارند. خاموشیهای مکرر موجب توقف خطوط تولید، افزایش زمان تحویل سفارشها و رشد هزینههای تولید میشود.
صنایع کوچک و متوسط؛ خسارتی که کمتر دیده میشود
در حالی که توجه رسانهها بیشتر بر صنایع بزرگ متمرکز است، هزاران واحد صنعتی کوچک و متوسط نیز از قطعی برق آسیب میبینند. بسیاری از این بنگاهها توان مالی لازم برای احداث نیروگاه اختصاصی یا خرید ژنراتورهای پرظرفیت را ندارند و هر ساعت توقف تولید، مستقیما بر نقدینگی و سودآوری آنها اثر میگذارد.
برخلاف شرکتهای بزرگ که بخشی از زیان را از طریق صادرات یا منابع مالی جبران میکنند، بنگاههای کوچک معمولا با حاشیه سود محدودی فعالیت دارند. بنابراین، تداوم خاموشیها و قطعی برق میتواند به کاهش تولید، تعدیل نیروی انسانی یا حتی تعطیلی بخشی از این واحدها منجر شود.
زنجیره تامین؛ اثر دومینویی قطعی برق
یکی از مهمترین پیامدهای بحران برق، انتقال اختلال از یک صنعت به صنایع دیگر است. در اقتصاد صنعتی، تولید هر کالا به مجموعهای از تامینکنندگان مواد اولیه، حملونقل، خدمات فنی و صنایع پاییندستی وابسته است. به همین دلیل، کاهش تولید در یک حلقه، کل زنجیره ارزش را تحت تاثیر قرار میدهد.
به عنوان نمونه، کاهش تولید فولاد میتواند صنایع ساختمان، لوازم خانگی، خودرو، ماشینآلات صنعتی و پروژههای عمرانی را با کمبود مواد اولیه مواجه کند. همچنین کاهش تولید محصولات پتروشیمی بر صنایع پلاستیک، بستهبندی، نساجی و کشاورزی اثر میگذارد. گزارشهای تحلیلی درباره اقتصاد ایران نیز نشان میدهد خاموشیهای مکرر تنها به کاهش تولید کارخانهها محدود نمیشود، بلکه بر کل زنجیره تامین و رشد اقتصادی کشور اثرگذار است.
پیامدهای قطعی برق بر اقتصاد کلان
تداوم کمبود و قطعی برق آثار خود را تنها در صورتهای مالی شرکتها نشان نمیدهد، بلکه شاخصهای کلان اقتصاد را نیز تحت فشار قرار میدهد. کاهش تولید صنعتی میتواند به افت رشد اقتصادی، کاهش صادرات غیرنفتی، کاهش درآمدهای مالیاتی دولت و افزایش هزینه تمامشده کالاها منجر شود.
از سوی دیگر، محدود شدن تولید داخلی در برخی صنایع، نیاز به واردات را افزایش میدهد و فشار بیشتری بر منابع ارزی وارد میکند. در صورت ادامه این روند، رقابتپذیری صنایع ایران در بازارهای منطقهای نیز کاهش خواهد یافت؛ زیرا خریداران خارجی معمولا به دنبال تامینکنندگانی هستند که بتوانند عرضه مستمر و قابل پیشبینی داشته باشند.
راهکار اقتصادهای صنعتی برای کاهش ریسک خاموشی
بررسی تجربه اقتصادهای صنعتی نشان میدهد که تامین پایدار برق، تنها با افزایش ظرفیت نیروگاهی محقق نمیشود، بلکه ترکیبی از سرمایهگذاری در تولید، توسعه شبکه انتقال، تنوعبخشی به منابع انرژی و مشارکت صنایع در تولید برق را میطلبد. گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، بانک جهانی و موسسه مکنزی نشان میدهد کشورهایی که سهم بالایی از صنایع انرژیبر را در اقتصاد خود دارند، طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در احداث نیروگاههای اختصاصی، توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی، انرژیهای تجدیدپذیر، سامانههای ذخیرهسازی انرژی و مدیریت هوشمند تقاضای برق انجام دادهاند. این اقدامات با هدف کاهش آسیبپذیری صنایع در برابر نوسانات عرضه برق و افزایش تابآوری شبکه دنبال شده است.
در بسیاری از کشورهای صنعتی، صنایع بزرگ تنها مصرفکننده برق نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت تولید برق را نیز در اختیار دارند. شرکتهای فولادی، پالایشگاهی، پتروشیمی و معدنی در کشورهایی مانند آلمان، آمریکا، ژاپن و کرهجنوبی با احداث نیروگاههای اختصاصی یا مشارکت در پروژههای تولید برق، بخشی از نیاز انرژی خود را مستقل از شبکه سراسری تامین میکنند. این مدل علاوه بر افزایش امنیت انرژی، فشار بر شبکه برق را در زمان اوج مصرف نیز کاهش میدهد. گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی نیز نشان میدهد توسعه تولید پراکنده و نیروگاههای صنعتی، یکی از روندهای مهم در افزایش تابآوری شبکههای برق جهان است.
ایران در برابر یک انتخاب راهبردی
برای ایران، تداوم وضعیت موجود میتواند هزینههای اقتصادی بحران برق را در سالهای آینده افزایش دهد. افزایش ظرفیت تولید صنعتی بدون توسعه همزمان زیرساختهای برق، شکاف میان عرضه و تقاضا را عمیقتر خواهد کرد. به همین دلیل، بسیاری از گزارشهای نوشته شده از سوی کارشناسان بر این نکته تاکید شده که توسعه صنعت و توسعه زیرساخت انرژی باید بهصورت همزمان پیش برود.
از سوی دیگر، حرکت صنایع به سمت نیروگاههای اختصاصی، استفاده از نیروگاههای سیکل ترکیبی با راندمان بالا، توسعه انرژی خورشیدی و بادی در شهرکهای صنعتی، بهکارگیری سامانههای ذخیرهسازی برق و افزایش بهرهوری انرژی میتواند بخشی از فشار وارد بر شبکه سراسری را کاهش دهد. این رویکرد در سالهای اخیر در بسیاری از اقتصادهای صنعتی به یکی از ارکان اصلی سیاست امنیت انرژی تبدیل شده است.
با این حال، اجرای چنین برنامههایی نیازمند سرمایهگذاری قابلتوجه، ثبات در سیاستگذاری، اصلاح ساختار قیمتگذاری برق و ایجاد مشوق برای سرمایهگذاری بخش خصوصی است. در غیر این صورت، افزایش تقاضای برق در کنار رشد صنایع، میتواند تکرار دورههای محدودیت برق را به یک چالش دائمی برای اقتصاد ایران تبدیل کند.
کدام صنایع بیشترین آسیب را از قطعی برق میبینند؟
بررسی مجموع دادههای منتشرشده از سوی منابع بینالمللی و گزارشهای رسمی مرتبط با وضعیت صنعت ایران نشان میدهد شدت آسیب صنایع از قطعی برق یکسان نیست. این صنایع را میتوان بر اساس میزان وابستگی به برق و پیامدهای توقف تولید در سه گروه طبقهبندی کرد:
گروه اول؛ بیشترین آسیب: فولاد، آلومینیوم، سیمان، صنایع معدنی و فرآوری مواد معدنی.
گروه دوم؛ آسیب بالا: پتروشیمی، صنایع شیمیایی، پالایشگاهها، صنایع فلزات رنگین.
گروه سوم؛ آسیب غیرمستقیم اما گسترده: صنایع غذایی، خودروسازی و قطعهسازی، لوازم خانگی، نساجی، صنایع پلاستیک و بستهبندی، صنایع کوچک و متوسط.
آنچه این سه گروه را به یکدیگر پیوند میدهد، وابستگی آنها به زنجیره تامین است. از این رو، حتی اگر یک صنعت مستقیما برق زیادی مصرف نکند، اختلال در صنایع بالادستی میتواند تولید آن را نیز با مشکل مواجه کند.
جمعبندی
بحران برق در ایران دیگر یک مسئله صرفا فنی یا فصلی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر رشد صنعتی، رقابتپذیری صادرات و امنیت سرمایهگذاری تبدیل شده است. بررسی گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای بینالمللی و ارزیابی وضعیت صنایع داخلی نشان میدهد بیشترین زیان ناشی از محدودیت برق متوجه صنایع انرژیبر، بهویژه فولاد، سیمان، آلومینیوم و معدن است؛ صنایعی که توقف حتی چند ساعته خطوط تولید میتواند خسارتهایی فراتر از کاهش تولید روزانه ایجاد کند.
در مقابل، صنایع پاییندستی، زنجیره تامین، بازار کار و صادرات نیز بهصورت غیرمستقیم از این بحران تاثیر میپذیرند. تجربه اقتصادهای صنعتی نشان میدهد کاهش این ریسک تنها با مدیریت مصرف امکانپذیر نیست، بلکه مستلزم توسعه همزمان ظرفیت تولید برق، نوسازی شبکه، افزایش بهرهوری انرژی، گسترش نیروگاههای اختصاصی صنایع و تنوعبخشی به منابع تولید برق است. در غیر این صورت، تداوم شکاف میان عرضه و تقاضای برق میتواند به یکی از مهمترین موانع رشد پایدار بخش صنعت ایران تبدیل شود.
 copy.webp)
۰ دیدگاه