چرا بازار ارز ایران دوباره در نقطه تصمیم قرار گرفته است؟
«نماد اقتصاد» بررسی کرد:

چرا بازار ارز ایران دوباره در نقطه تصمیم قرار گرفته است؟

محمدرضا طارمی
۵ مرداد ۱۴۰۵

نرخ ارز در اقتصاد ایران صرفا قیمت یک دارایی نیست بلکه شاخصی است که بر هزینه تولید، قیمت کالاهای وارداتی، صادرات، سطح عمومی قیمت‌ها، سودآوری بنگاه‌ها و حتی سیاست‌های پولی و مالی کشور اثر مستقیم می‌گذارد. بر این اساس به جرات می‌توان گفت تغییرات بازار ارز سایر بخش‌های اقتصاد را نیز با خود همراه خواهد کرد.

به گزارش نماد اقتصاد، اقتصاد ایران طی سالیان اخیر به طور مشخص تحت تاثیر نوسانات سه بازار مهم و کلیدی یعنی ارز، طلا و سرمایه قرار داشته است؛ اگرچه این سه بازار از لحاظ ماهیت، ساختار و عوامل موجود با یکدیگر متفاوت‌اند اما در عمل چنان به یکدیگر وابستگی دارند که کوچک‌ترین تغییر در یکی از آن‌ها می‌تواند به سرعت بر عملکرد دو بازار دیگر نیز اثر بگذارد.

از این رو، بسیاری از تحلیلگران و اقتصاددانان از این سه بازار به عنوان مثلث تعیین‌کننده انتظارات اقتصادی یاد می‌کنند؛ مثلثی که رفتار آن نه‌تنها تصمیم سرمایه‌گذاران بلکه مسیر تورم، سرمایه‌گذاری، تولید و حتی سیاست‌گذاری دولت را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در اقتصاد کشوری همچون ایران که طی سال‌های گذشته با معضلاتی همچون تورم شدید، رشد فزاینده نقدینگی، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، نوسانات درآمدهای نفتی و نااطمینانی‌های سیاسی مواجه بوده است، بازارهای دارایی بیش از پیش به پناهگاه حفظ ارزش سرمایه تبدیل شده‌اند.

این شرایط باعث شده است که حتی خانوارهای عادی نیز به‌نوعی به بازیگران بازارهای مالی تبدیل شوند و رفتارهای سرمایه‌گذاری در سطح خرد نیز به شدت تحت تاثیر انتظارات تورمی قرار گیرد.

در چنین شرایطی، رفتار فعالان اقتصادی تنها بر مبنای متغیرهای واقعی اقتصاد شکل نمی‌گیرد بلکه انتظارات از آینده نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در جابه‌جایی سرمایه میان بازارهای مختلف اعم از ارز، طلا، بورس، مسکن و حتی سپرده‌های بانکی ایفا می‌کند.

به‌ طور مشخص، هر زمان که نااطمینانی نسبت به آینده افزایش می‌یابد، تمایل به خروج سرمایه از بخش‌های مولد و حرکت به سمت دارایی‌های نقدشونده و امن بیشتر می‌شود که این موضوع خود به کاهش سرمایه‌گذاری و تعمیق رکود اقتصادی منجر خواهد شد.

در این میان، بازار ارز جایگاهی متفاوت از سایر بازارها دارد. نرخ ارز در اقتصاد ایران صرفا قیمت یک دارایی نیست بلکه شاخصی است که بر هزینه تولید، قیمت کالاهای وارداتی، صادرات، سطح عمومی قیمت‌ها، سودآوری بنگاه‌ها و حتی سیاست‌های پولی و مالی کشور اثر مستقیم می‌گذارد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان از بازار ارز به عنوان لنگر انتظارات تورمی یاد می‌کنند؛ بازاری که تغییرات آن می‌تواند سایر بخش‌های اقتصاد را نیز با خود همراه سازد.

علاوه‌براین، نوسانات ارزی در ایران به‌دلیل وابستگی بالای تولید به واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای، اثرات مضاعفی بر ساختار هزینه بنگاه‌ها دارد و همین موضوع اهمیت مدیریت این بازار را دوچندان می‌کند.

نقش بانک مرکزی

بانک مرکزی را می‌توان مهم‌ترین بازیگر بازار ارز ایران دانست؛ نهادی که موفقیت آن در حفظ ثبات بازار، نه‌تنها به ابزارهای در اختیار این نهاد بلکه به هماهنگی سیاست‌های کلان اقتصادی، انضباط مالی دولت، سطح درآمدهای ارزی و میزان اعتماد فعالان اقتصادی به سیاست‌گذار بستگی دارد.

در واقع، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که حتی قوی‌ترین ابزارهای سیاستی نیز بدون وجود اعتماد عمومی و ثبات در سیاست‌گذاری، اثرگذاری محدودی خواهند داشت. بی‌شک هرچه این هماهنگی بیشتر باشد، احتمال شکل‌گیری ثبات پایدار در بازار ارز و کاهش شوک‌های قیمتی نیز افزایش خواهد یافت.

همچنین استفاده از ابزارهایی نظیر بازار متشکل ارزی، مدیریت تقاضای سفته‌بازانه و تقویت سمت عرضه ارز می‌تواند به کاهش دامنه نوسانات کمک کند، هرچند موفقیت این اقدامات در گرو اصلاحات ساختاری در اقتصاد کلان است

تاثیر مذاکرات

کمتر اقتصادی همانند ایران را می‌توان مشاهده کرد که تحولات سیاسی و دیپلماتیک تا این اندازه بر رفتار بازارهای مالی اثرگذار باشد. طی سال‌های اخیر، مذاکرات هسته‌ای، گفت‌وگوهای ایران با قدرت‌های جهانی، احتمال کاهش یا تشدید تحریم‌ها و حتی انتشار اخبار غیررسمی درباره روند مذاکرات، بارها مسیر بازار ارز، طلا و بورس را تغییر داده است.

از این رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که مذاکرات در اقتصاد ایران صرفا یک موضوع سیاسی نیست بلکه به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی و تعیین‌کننده انتظارات فعالان بازار، به‌ویژه ارز تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حتی سیگنال‌های مثبت یا منفی کوتاه‌مدت نیز می‌تواند منجر به نوسانات شدید قیمتی شود و رفتارهای هیجانی را در بازارها تشدید کند.

بازار جهانی طلا

برخلاف بسیاری از دارایی‌های مالی که ارزش آن‌ها به عملکرد یک شرکت، دولت یا اقتصاد خاص وابسته است، طلا یک دارایی امن محسوب می‌شود و قیمت آن تحت تاثیر مجموعه‌ای از متغیرهای کلان اقتصادی، پولی، مالی و ژئوپلیتیکی قرار دارد. به همین دلیل، هرگونه تحول در اقتصاد جهانی، سیاست‌های بانک‌های مرکزی بزرگ، تنش‌های سیاسی یا بحران‌های مالی می‌تواند مسیر اونس طلا را تغییر دهد.

برای مثال، افزایش نرخ بهره در آمریکا معمولا باعث کاهش قیمت طلا و بالعکس، تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیکی موجب افزایش تقاضا برای این فلز گران‌بها می‌شود.

در اقتصاد ایران، اهمیت بازار جهانی طلا دوچندان است زیرا قیمت طلا در بازار داخل، حاصل برآیند اونس جهانی و نرخ ارز داخلی است. بنابراین، حتی اگر اونس در بازارهای جهانی ثابت بماند، افزایش نرخ ارز می‌تواند موجب رشد قیمت طلا و سکه در بازار ایران شود. این ویژگی باعث شده است که طلا به یکی از ابزارهای پوشش ریسک در برابر نوسانات ارزی برای سرمایه‌گذاران ایرانی تبدیل شود.

اثر بازار ارز بر بورس

نرخ ارز، یکی از مهم‌ترین متغیرهای کلان اثرگذار بر بورس اوراق بهادار تهران به شمار می‌آید و بسیاری از تحلیلگران، آن را پس از سودآوری شرکت‌ها، مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده ارزش سهام می‌دانند. با این وجود و برخلاف تصور عام، افزایش یا کاهش نرخ ارز الزاما به معنای رشد یا افت یکپارچه بازار سرمایه نیست زیرا ساختار بورس ایران به گونه‌ای است که صنایع مختلف واکنش‌های متفاوتی به نوسانات بازار ارز نشان می‌دهند.

برای مثال، شرکت‌های صادرات‌محور از افزایش نرخ ارز منتفع می‌شوند، در حالی که صنایع وابسته به واردات ممکن است با افزایش هزینه‌ها مواجه شوند.

در یک نگاه کلی، رابطه میان بازار ارز و بورس را باید رابطه‌ای چندبعدی دانست؛ رابطه‌ای که نه‌تنها به جهت حرکت نرخ ارز بلکه به منشا این تغییرات، سیاست‌های ارزی دولت، وضعیت اقتصاد جهانی، قیمت کامودیتی‌ها، نرخ بهره، جریان نقدینگی و سطح ریسک‌های سیاسی نیز بستگی دارد. به همین دلیل، تحلیل بورس بدون در نظر گرفتن مجموعه این عوامل می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های نادرست سرمایه‌گذاران شود.

سناریوهای پیش‌رو

چشم‌انداز بازارهای مالی ایران طی ماه‌های آینده، بیش از هر زمان دیگری به مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی وابسته است. برخلاف بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته که متغیرهای بنیادین اقتصادی، نقش اصلی را در تعیین مسیر بازارها ایفا می‌کنند، در اقتصاد ایران علاوه بر شاخص‌هایی مانند تورم، نرخ بهره، رشد نقدینگی و سودآوری شرکت‌ها، عواملی نظیر مذاکرات سیاسی، تحریم‌ها، درآمدهای ارزی، سیاست‌های بانک مرکزی و تحولات ژئوپلیتیکی نیز در شکل‌دهی به انتظارات سرمایه‌گذاران نقش تعیین‌کننده دارند.

بر همین اساس، می‌توان سه سناریوی اصلی شامل «بهبود روابط خارجی و ثبات نسبی اقتصاد»، «تداوم وضع موجود» و «تشدید ریسک‌های سیاسی و اقتصادی» را برای آینده بازار ارز، طلا و بورس کشور متصور شد.

در سناریوی نخست، بهبود نسبی در روابط خارجی و کاهش تنش‌های سیاسی می‌تواند منجر به افزایش دسترسی کشور به منابع ارزی، تسهیل صادرات نفت و کاهش هزینه‌های مبادلاتی شود. در این وضعیت، انتظارات تورمی تا حدی تعدیل شده است و بازار ارز به سمت ثبات یا نوسانات محدودتر حرکت خواهد کرد. ثبات در بازار ارز به‌ طور مستقیم بر کاهش نااطمینانی در سایر بازارها اثرگذار است؛ به‌ طوری که بازار طلا نیز از شدت نوسانات فاصله گرفته و بیشتر تابع روندهای جهانی خواهد شد.

در همین حال، بورس می‌تواند به‌ عنوان یکی از برندگان اصلی این سناریو مطرح شود زیرا کاهش ریسک‌های سیستماتیک، افزایش شفافیت و بهبود فضای کسب‌وکار، زمینه رشد پایدار سودآوری شرکت‌ها و ورود نقدینگی جدید به بازار سرمایه را فراهم می‌کند.

در سناریوی دوم، تداوم وضع موجود به معنای حفظ سطح فعلی از تحریم‌ها، ادامه محدودیت‌های ارزی و باقی ماندن نااطمینانی‌های سیاسی است. در این حالت، بازار ارز احتمالا در یک روند نوسانی با شیب ملایم صعودی حرکت خواهد کرد. به عبارتی، نه شاهد جهش‌های شدید خواهیم بود و نه ثبات پایدار شکل می‌گیرد. بازار طلا نیز در چنین شرایطی ترکیبی از اثرات نرخ ارز داخلی و نوسانات اونس جهانی را تجربه خواهد کرد.

بورس در این سناریو با رفتاری ناپایدار و دوره‌های متناوب رشد و اصلاح مواجه می‌شود؛ به‌ طوری که ورود و خروج نقدینگی به شدت تحت تاثیر اخبار و سیگنال‌های کوتاه‌مدت قرار می‌گیرد. این وضعیت، تصمیم‌گیری را برای سرمایه‌گذاران دشوار کرده و افق سرمایه‌گذاری را کوتاه‌تر می‌کند.

در سناریوی سوم، تشدید ریسک‌های سیاسی و اقتصادی می‌تواند منجر به افزایش نااطمینانی، کاهش دسترسی به منابع ارزی و تشدید فشارهای تورمی شود. در این شرایط، بازار ارز به‌ عنوان نخستین واکنش، با افزایش تقاضا و احتمال جهش‌های قیمتی مواجه خواهد شد. این افزایش نرخ ارز به‌ سرعت به بازار طلا منتقل شده و موجب رشد قابل توجه قیمت سکه و طلا می‌شود.

بورس نیز اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت تحت تاثیر افزایش نرخ ارز و رشد اسمی سود شرکت‌های صادرات‌محور واکنش مثبت نشان دهد اما در ادامه به‌ دلیل افزایش ریسک‌های کلان، بی‌ثباتی سیاست‌گذاری و کاهش قدرت خرید سرمایه‌گذاران، با نوسانات شدید و حتی خروج نقدینگی مواجه خواهد شد.

در مجموع، آنچه مسیر نهایی بازارها را تعیین می‌کند نه صرفا وقوع یکی از این سناریوها، بلکه شدت و تداوم هر یک از عوامل اثرگذار است. به همین دلیل، رصد هم‌زمان متغیرهایی مانند سیاست‌های ارزی، روند تورم، تحولات سیاسی و جریان نقدینگی برای تحلیل دقیق‌تر آینده بازارهای مالی ایران ضروری خواهد بود.

سوالات متداول

آیا دلار ارزش پیدا می‌کند؟

تا زمانی که تورم ایران به‌ مراتب بالاتر از تورم جهانی باشد و رشد نقدینگی با سرعتی بیش از رشد تولید ادامه یابد، دلار به طور اسمی در برابر ریال تمایل به افزایش قیمت دارد اما این الزاما به معنای رشد پیوسته و بدون وقفه نیست؛ چراکه دوره‌های ثبات، اصلاح قیمت و حتی کاهش مقطعی نیز ممکن است رخ دهد. در واقع، مسیر نرخ ارز در ایران معمولا به‌ صورت پله‌ای و همراه با دوره‌های نوسانی حرکت می‌کند.

طبق بررسی‌های انجام‌شده، چشم‌انداز بلندمدت دلار در ایران بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته است؛ کنترل تورم، رشد نقدینگی و وضعیت روابط خارجی. بنابراین اگر این سه متغیر بهبود نیابند، فشار افزایشی بر نرخ دلار در بلندمدت ادامه خواهد داشت اما اگر اصلاحات اقتصادی، کاهش تورم و بهبود دسترسی به منابع ارزی محقق شود، می‌توان انتظار دوره‌هایی از ثبات یا حتی کاهش نسبی نرخ دلار را نیز داشت. همچنین، مدیریت انتظارات توسط سیاست‌گذار نقش مهمی در کاهش التهابات بازار خواهد داشت.

بانک مرکزی چه برنامه‌ای دارد؟

راهبرد بانک مرکزی در شرایط فعلی اقتصاد ایران را باید مبتنی بر مدیریت نوسانات به‌ جای تثبیت دستوری نرخ ارز دانست؛ رویکردی که در سال‌های اخیر پررنگ‌تر شده است و هدف اصلی آن کاهش دامنه شوک‌های ارزی، کنترل انتظارات تورمی و ایجاد ثبات نسبی در بازارهاست. در واقع، تجربه دوره‌های گذشته نشان داده است که تثبیت مصنوعی نرخ ارز در شرایط عدم تعادل‌های کلان، نه‌تنها پایدار نیست بلکه در نهایت به جهش‌های شدیدتر قیمتی منجر می‌شود.

در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین برنامه‌های بانک مرکزی ایران، کنترل رشد نقدینگی و مهار تورم بوده است زیرا تا زمانی که حجم پول با سرعتی بیش از رشد تولید افزایش یابد، فشار بر بازار ارز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

از این رو، سیاست‌هایی نظیر افزایش نظارت بر ترازنامه بانک‌ها، محدودسازی خلق پول بی‌ضابطه، مدیریت اضافه برداشت بانک‌ها و هدایت اعتبارات به سمت بخش‌های مولد در دستور کار قرار گرفته است. این اقدامات در صورت تداوم می‌تواند به کاهش ریشه‌های بنیادی نوسانات ارزی کمک کند.

در حوزه ارزی نیز بانک مرکزی تلاش کرده است با تقویت سمت عرضه، مدیریت تقاضا و کاهش فعالیت بازارهای غیررسمی، تعادل نسبی را در بازار برقرار کند. توسعه بازار متشکل ارزی، حرکت به سمت یکسان‌سازی نرخ‌ها، تسهیل بازگشت ارز حاصل از صادرات و ایجاد ابزارهای جدید برای پوشش ریسک ارزی، ازجمله اقداماتی به شمار می‌آید که با هدف افزایش شفافیت و کاهش سفته‌بازی دنبال می‌شود. با این حال، موفقیت این سیاست‌ها تا حد زیادی به میزان همکاری صادرکنندگان، دسترسی به منابع ارزی و کاهش محدودیت‌های بین‌المللی وابسته است.

یکی دیگر از محورهای مهم برنامه بانک مرکزی ایران، مدیریت انتظارات است؛ موضوعی که در اقتصاد ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. انتشار سیگنال‌های سیاستی شفاف، پرهیز از تصمیمات ناگهانی و ایجاد ثبات در مقررات، می‌تواند نقش مهمی در کاهش رفتارهای هیجانی در بازارها ایفا کند. در مقابل، هرگونه ابهام یا ناهماهنگی در سیاست‌گذاری به تشدید بی‌اعتمادی و افزایش تقاضای احتیاطی برای ارز منجر خواهد شد.

همچنین، هماهنگی با سیاست‌های مالی دولت از دیگر پیش‌نیازهای موفقیت برنامه‌های بانک مرکزی است. کسری بودجه مزمن و تامین آن از مسیرهای تورم‌زا، می‌تواند تمام تلاش‌های این نهاد برای کنترل نقدینگی و ثبات بازار ارز را خنثی کند. بنابراین، انضباط مالی دولت، اصلاح ساختار بودجه و کاهش وابستگی به منابع ناپایدار، مکمل سیاست‌های پولی محسوب می‌شود.

در مجموع، می‌توان گفت برنامه بانک مرکزی بیش از آنکه بر یک ابزار یا سیاست خاص متمرکز باشد، مجموعه‌ای از اقدامات هم‌زمان در حوزه‌های پولی، ارزی و نظارتی را در بر می‌گیرد که هدف نهایی آن ایجاد ثبات پایدار در اقتصاد است. با این حال، تحقق این هدف در گرو فراهم بودن بسترهای کلان اقتصادی و کاهش ریسک‌های سیاسی است؛ در غیر این‌صورت، اثرگذاری سیاست‌ها محدود و موقتی خواهد بود.

طلا از دلار تاثیر می‌گیرد؟

در پاسخ به این سوال می‌توان گفت همه چیز به شرایط اقتصادی بستگی دارد؛ به نحوی که طی کوتاه‌مدت، برتری طلا یا دلار تابع ترکیب دو متغیر نرخ ارز داخلی و اونس جهانی است اما در بلندمدت، هر دو بازار بیش از هر چیز از روند تورم، رشد نقدینگی، سیاست‌های بانک مرکزی، تحولات ژئوپلیتیکی و انتظارات سرمایه‌گذاران تاثیر خواهند پذیرفت. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران حرفه‌ای معمولا هر دو بازار را به‌صورت هم‌زمان رصد می‌کنند.

بنابراین، هر زمان که رشد قیمت جهانی طلا با افزایش نرخ دلار در داخل کشور هم‌زمان شود، احتمال سبقت گرفتن طلا از دلار افزایش خواهد یافت اما در شرایطی که رشد قیمت طلا در بازارهای جهانی متوقف شود، معمولا دلار نقش تعیین‌کننده‌تری در بازدهی بازار طلا خواهد داشت. این هم‌بستگی دوگانه، پیچیدگی تحلیل بازار طلا در ایران را افزایش داده است. این هم‌بستگی دوگانه، پیچیدگی تحلیل بازار طلا در ایران را افزایش داده است.

بورس چه واکنشی خواهد داشت؟

چشم‌انداز بورس را تنها نمی‌توان براساس افزایش یا کاهش نرخ ارز تحلیل کرد. آینده این بازار به مجموعه‌ای از عوامل ازجمله تورم، نرخ ارز، نرخ بهره، سیاست‌های بانک مرکزی، قیمت جهانی کامودیتی‌ها، مذاکرات سیاسی، بودجه دولت و جریان نقدینگی وابسته است. همچنین، سطح اعتماد عمومی به بازار سرمایه و ثبات قوانین نیز نقش مهمی در جذب سرمایه دارد

با این حال، اگر اقتصاد کشور به سمت ثبات بیشتر، کاهش ریسک‌های سیاسی، کنترل تورم و بهبود فضای کسب‌وکار حرکت کند، بازار سرمایه به دلیل ظرفیت بالای تامین مالی تولید و ارزندگی بسیاری از شرکت‌های بورسی، می‌تواند طی میان‌مدت و بلندمدت  به یکی از جذاب‌ترین بازارهای سرمایه‌گذاری تبدیل شود اما در صورت تداوم نااطمینانی‌های اقتصادی و سیاسی، بورس نیز همچون سایر بازارها با نوسانات قابل توجه و رفتارهای هیجانی سرمایه‌گذاران مواجه خواهد بود. در چنین شرایطی، عمق‌بخشی به بازار و توسعه ابزارهای مالی می‌تواند به کاهش این نوسانات کمک کند.

بهترین بازار سرمایه‌گذاری کدام است؟

در پاسخ به این پرسش که دلار، طلا یا بورس؛ کدام یک برای سرمایه‌گذاری بهتر است، می‌توان گفت که همه چیز به شرایط اقتصاد و افق زمانی سرمایه‌گذاری بستگی دارد.

در واقع دلار برای حفظ ارزش دارایی طی دوره‌های بی‌ثباتی و تورم بالا مناسب‌تر است. طلا علاوه بر پوشش ریسک ناشی از نوسانات نرخ ارز، از تحولات بازار جهانی نیز تاثیر می‌پذیرد و در زمان افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی، معمولا عملکرد مطلوبی دارد. بورس نیز در صورت بهبود متغیرهای کلان اقتصادی، ثبات سیاست‌گذاری و رشد سودآوری شرکت‌ها، ظرفیت ایجاد بازدهی پایدار و بلندمدت بیشتری نسبت به سایر بازارها دارد. بنابراین، تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری می‌تواند یکی از راهکارهای کاهش ریسک باشد.

در پایان می‌توان گفت در شرایطی که کشور روزهای سخت و دشوار جنگ با دشمن آمریکایی صهیونی را سپری می‌کند، سرمایه‌گذاری در سه بازار ارز، طلا و بورس، بررسی‌های کارشناسانه و هوشمندانه طی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت را می‌طلبد؛ بررسی‌ای که می‌بایست براساس شرایط اقتصاد کلان، میزان ریسک‌پذیری و افق زمانی سرمایه‌گذار و نه اتکا به یک بازار به‌عنوان بهترین گزینه در همه دوره‌ها صورت پذیرد و باید منتظر ماند و دید چه آینده‌ای در انتظار سرمایه‌گذاران در بازارهای مذکور قرار دارد.

در چنین فضایی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، دسترسی به اطلاعات دقیق، تحلیل‌های واقع‌بینانه و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های هیجانی است؛ چراکه تجربه نشان داده است که رفتارهای شتاب‌زده، بیشترین آسیب را به سرمایه‌گذاران وارد می‌کند.

انتهای پیام//

Author

محمدرضا طارمی

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=69542
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه