
میانجیها در تهران، اختلافها در واشنگتن
سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران، یک روز پس از دیدارهای سرگئی لاوروف با مقامهای ایرانی، توجه رسانههای بینالمللی را بار دیگر به مسیرهای دیپلماتیک برای مهار تنش میان ایران و آمریکا جلب کرده است.با این حال، در روایت این رسانهها، رفتوآمدهای دیپلماتیک لزوماً به معنای نزدیکشدن دو طرف به توافق نیست؛ مسئله اصلی، شکاف بر سر شروط مذاکره، بیاعتمادی تهران به واشنگتن و محدودیت نفوذ میانجیهاست.
به گزارش نماد اقتصاد، سفر روز سهشنبه عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در شرایطی انجام شد که تلاشهای اسلامآباد برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا با موانع جدی مواجه است. این سفر یک روز پس از حضور سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در تهران صورت گرفت؛ سفری که در جریان آن، موضوع جنگ، امنیت منطقهای، تنگه هرمز و امکان پایاندادن به درگیریها مورد بحث قرار گرفت.
همزمانی این دو سفر از منظر دیپلماتیک اهمیت دارد: پاکستان کانالی برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن فراهم کرده و روسیه نیز در پی حفظ نقش خود در معادلات منطقهای است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این تحرکات میتوانند به تغییر موضع ایران و آمریکا منجر شوند یا صرفاً تلاشی برای جلوگیری از تشدید دوباره درگیریها هستند.
گزارشهای روزهای اخیر رسانههایی مانند الجزیره، آکسیوس و واشنگتنپست، در کنار گزارش رویترز درباره دیدار منیر با مقامهای ایرانی، نشان میدهند که برای تحلیل رفتار تهران باید میان تمایل به ادامه مسیر دیپلماتیک و آمادگی برای پذیرش شروط طرف مقابل تفاوت گذاشت.
ایران؛ مذاکره بدون عقبنشینی از شروط
یکی از مهمترین محورهای پوشش رسانهای غرب، اصرار تهران بر تغییر شرایط پیش از ازسرگیری مذاکرات است. گزارش رویترز از دیدار عاصم منیر با مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در ۲۰ اکتبر عنوان کرد که مقامهای ایرانی تأکید کردهاند که بازگشت به مذاکرات با واشنگتن به برآوردهشدن مطالبات ایران وابسته است.
این مطالبات، از جمله شامل رفع محاصره دریایی بنادر ایران، لغو تحریمهای صادرات نفت و توقف درگیریها در جبهههای منطقهای است. در همین حال، مقامهای آمریکایی بر محدودشدن فعالیتهای هستهای ایران، بهویژه غنیسازی اورانیوم، تأکید دارند. بنابراین، اختلاف دو طرف صرفاً بر سر زمان و محل مذاکره نیست؛ بلکه درباره ترتیب اقدامات، تضمینهای امنیتی و ماهیت توافق احتمالی نیز شکاف وجود دارد.
از این منظر، حضور نماینده پاکستان در تهران را نمیتوان بهخودیخود نشانه عقبنشینی ایران دانست. تهران همچنان از کانال میانجیگری استفاده میکند، اما میکوشد مذاکره را به رفع بخشی از فشارهای اقتصادی و نظامی گره بزند.
این الگو در تحلیل آکسیوس، رسانه نزدیک به حزب جمهوریخواهان، از بنبست مذاکرات نیز دیده میشود. باراک راوید در گزارش ۲ اکتبر ۲۰۲۶ با عنوان «چرا واشنگتن و تهران مدام با یکدیگر از دو مسیر متفاوت صحبت میکنند» استدلال کرد که دو طرف، با وجود اعلام تمایل به راهحل دیپلماتیک، بر سر مسائل بنیادین اختلاف دارند و شکست دورهای پیشین مذاکره، دستیابی به توافق تازه را دشوارتر کرده است.
در چنین چارچوبی، رفتار ایران در روایت بخشی از رسانههای غربی را میتوان تلاشی برای حفظ اهرمهای فشار در جریان مذاکره دانست؛ هرچند این راهبرد، همزمان خطر تداوم محاصره، فشار اقتصادی و ازسرگیری درگیری نظامی را نیز به همراه دارد.
راوید همچنین در ادامه تحلیل خود، بنبست مذاکرات ایران و آمریکا را نتیجه اختلافهایی دانست که فراتر از مسائل روزمره دیپلماتیک است.
بر اساس این گزارش، هر دو طرف از راهحل دیپلماتیک سخن میگویند، اما توافق همچنان دور از دسترس به نظر میرسد؛ زیرا اختلافات بنیادین بر سر مسائل امنیتی و هستهای، و تجربه شکست تلاشهای قبلی، امکان مصالحه را محدود کرده است.
این چارچوب برای تفسیر سفر عاصم منیر اهمیت دارد. اگر اختلاف تهران و واشنگتن صرفاً بر سر انتقال پیام یا برگزاری جلسه باشد، میانجی میتواند با تسهیل ارتباطات به حل مشکل کمک کند. اما اگر دو طرف درباره شروط اولیه توافق، ترتیب اجرای تعهدات و تضمینهای لازم اختلاف داشته باشند، انتقال پیام بهتنهایی برای رفع بنبست کافی نخواهد بود.
در مورد ایران، تأکید بر رفع محاصره دریایی و تحریمهای نفتی پیش از مذاکره، با موضع آمریکا درباره ضرورت امتیازدهی هستهای از ابتدا در تعارض قرار دارد. به همین دلیل، حتی اگر سفرهای دیپلماتیک به افزایش تماسها منجر شوند، دستیابی به توافق به تغییر مواضع اصلی دو طرف وابسته خواهد بود.

ایران چند مسیر دیپلماتیک را همزمان باز نگه میدارد
الجزیره نیز در گزارش تحلیلی خود درباره سفر عاصم منیر به تهران، بر این نکته تأکید کرد که اسلامآباد در تلاش است مذاکرات را احیا کند، بدون آنکه روابط خود با تهران، ریاض و واشنگتن را به خطر بیندازد.
از نگاه این رسانه، همزمانی سفر وزیر خارجه روسیه و فرمانده ارتش پاکستان به تهران نشان میدهد که ایران در شرایط افزایش خطر درگیری، به یک کانال ارتباطی واحد اکتفا نمیکند. این رویکرد میتواند به تهران امکان دهد پیامهای خود را از مسیرهای مختلف منتقل کند و در عین حال، گزینههای دیپلماتیکش را حفظ کند.
با این حال، الجزیره میان دسترسی پاکستان به مقامهای ایرانی و توانایی واقعی آن برای تغییر محاسبات تهران و واشنگتن تفاوت گذاشته است.
عاصم منیر به دلیل ارتباط با ساختار نظامی و امنیتی ایران و برخورداری از دسترسی به دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، از موقعیتی برخوردار است که میتواند انتقال پیامها را تسهیل کند. اما این موقعیت لزوماً به معنای توانایی او برای متقاعدکردن طرفین به عقبنشینی از مواضع اصلی نیست.
گزارش الجزیره همچنین به یک محدودیت مهم اشاره دارد: تعهدات امنیتی پاکستان در قبال عربستان سعودی میتواند بر برداشت تهران از بیطرفی اسلامآباد اثر بگذارد. در نتیجه، پاکستان برای حفظ نقش میانجی باید همزمان میان روابطش با ایران، آمریکا و کشورهای عربی موازنه برقرار کند.
این تحلیل بیانگر این است که از نگاه الجزیره، سفر منیر بیش از آنکه نشانه دستیابی به توافق باشد، تلاشی برای حفظ امکان گفتوگو در شرایطی است که اعتماد سیاسی میان دو طرف همچنان شکننده باقی مانده است.
از این منظر، روایت الجزیره با تحلیل آکسیوس با همپوشانی دارد؛ وجود کانال ارتباطی به معنای وجود توافق سیاسی نیست. تفاوت اصلی در این است که آکسیوس بیشتر بر ناسازگاری شروط دو طرف تمرکز دارد، در حالی که الجزیره محدودیتهای میانجیگری و موازنه منطقهای را نیز برجسته کرد.
فشار بر آمریکا از مسیر تنگه هرمز
واشنگتنپست در گزارشی که یک روز پیش از سفر عاصم منیر منتشر شد، زاویه متفاوتی از رفتار ایران را بررسی کرد: استفاده از فشار بر کشتیرانی و بازار انرژی برای افزایش هزینه سیاسی و اقتصادی ادامه جنگ برای دولت آمریکا.
بر اساس این گزارش، برخی مقامهای ایرانی و دیپلماتهای منطقهای گفتهاند که تهران انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر را فرصتی برای افزایش فشار بر ترامپ میبیند. به روایت این منابع، افزایش هزینه انرژی و تشدید ناامنی در تنگه هرمز میتواند بر محاسبات سیاسی دولت آمریکا اثر بگذارد.
واشنگتنپست این راهبرد را در پیوند با دو محاسبه بررسی کرد: نخست، افزایش هزینه اقتصادی و سیاسی جنگ برای واشنگتن؛ دوم، حفظ اهرم فشار ایران در مذاکرات احتمالی آینده.
با این حال، این گزارش همچنین به محدودیتهای این رویکرد اشاره دارد. ایران با بحران اقتصادی و فشارهای ناشی از محدودیت صادرات نفت روبهرو است و تشدید تنش نیز میتواند هزینههای بیشتری برای تهران ایجاد کند. بابراین، فشار بر بازار انرژی همزمان میتواند ابزار چانهزنی و عاملی برای افزایش آسیبپذیری اقتصادی ایران باشد.
نکته مهم این است که واشنگتنپست این ارزیابی را بر اساس اظهارات منابع مطلع و مقامهای ناشناس مطرح کرد؛ بنابراین، نباید آن را بهعنوان موضع رسمی و قطعی تمام تصمیمگیران ایرانی تلقی کرد.
در ارتباط با سفرهای اخیر، این تحلیل یک پیام روشن دارد: از منظر این رسانه، رفتار ایران را نمیتوان صرفاً در قالب پذیرش یا رد مذاکره توضیح داد. تهران میکوشد از مجموعهای از ابزارهای دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی برای تغییر محاسبات طرف مقابل استفاده کند. در چنین شرایطی، میانجیگری پاکستان و روسیه در کنار فشار بر تنگه هرمز، دو مسیر متفاوت اما مرتبط در سیاست ایران محسوب میشوند.
لاوروف در تهران؛ روسیه میان حمایت سیاسی و محدودیت نفوذ
المانیتور در تحلیل خود با عنوان «سفر لاوروف به تهران، حدود نفوذ روسیه بر ایران را میآزماید» بر دو وجه این رابطه تأکی کرد: از یک سو، مسکو در پی حفظ شریک راهبردی خود و ایفای نقش در معادلات خاورمیانه است؛ از سوی دیگر تهران انتظار دارد روابط دوجانبه به پیشرفت در توافقهای اقتصادی، انرژی، حملونقل و تجارت منجر شود.
بر اساس این تحلیل، نزدیکبودن روابط سیاسی دو کشور الزاماً به معنای توانایی روسیه برای متقاعدکردن ایران به پذیرش یک توافق با آمریکا نیست. مسکو میتواند از نفوذ خود برای تسهیل تماسها استفاده کند، اما میزان اثرگذاری آن بر تصمیمهای تهران همچنان محل پرسش است.
این نکته برای فهم همزمانی دو سفر اهمیت دارد. ایران با حفظ ارتباط با مسکو و استفاده از کانال اسلامآباد، میتواند از وابستگی کامل به یک میانجی پرهیز کند. در مقابل، روسیه و پاکستان نیز هرکدام منافع و محدودیتهای مستقلی دارند؛ از روابط راهبردی روسیه با ایران تا ملاحظات امنیتی پاکستان در قبال آمریکا و عربستان.

جمعبندی؛ دیپلماسی فعال است، اما توافق هنوز دور است
مرور گزارشهای تازه نشان داد که رسانههای مورد بررسی، با وجود تفاوت در زاویه پوشش، بر چند مسئله مشترک تأکید دارند:
ایران کانالهای دیپلماتیک را حفظ کرده است، اما مذاکره را از شروط خود جدا نمیکند. گزارش رویترز از دیدار منیر نشان داد که تهران رفع محاصره، لغو تحریمهای نفتی و توقف درگیریها را از مطالبات اصلی خود میداند.
پاکستان امکان انتقال پیام را فراهم میکند، اما توان آن برای شکستن بنبست محدود است. الجزیره بر دسترسی منیر به طرفین و در عین حال دشواری حفظ بیطرفی اسلامآباد تأکید دارد.
روسیه در پی حفظ نفوذ خود است، اما نفوذ سیاسی با قدرت تحمیل توافق یکسان نیست. تحلیل المانیتور این محدودیت را در مرکز توجه قرار داد.
فشار اقتصادی و امنیت تنگه هرمز بخشی از معادله مذاکره است. واشنگتنپست نشان داد که بحران انرژی و هزینه سیاسی جنگ در محاسبات طرفین نقش دارد؛ در عین حال، تشدید فشار میتواند هزینههای بیشتری برای ایران ایجاد کند.
در نهایت، رفتوآمدهای دیپلماتیک اخیر را میتوان نشانه تداوم تلاشها برای جلوگیری از تشدید بحران دانست، نه مدرکی قطعی از نزدیکشدن ایران و آمریکا به توافق. تهران تلاش دارد شروط خود را حفظ کند و همزمان راههای ارتباطی را نبندد؛ واشنگتن نیز خواهان تغییراتی در مواضع ایران، بهویژه در پرونده هستهای است. تا زمانی که دو طرف درباره ترتیب اجرای تعهدات، تضمینهای امنیتی و شروط اولیه توافق به تفاهم نرسند، فعالبودن دیپلماسی لزوماً به معنای کاهش پایدار تنش نخواهد بود.
 copy.webp)




۰ دیدگاه