
ابرتورم چیست؟ آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد؟
ابرتورم چیست و آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟ بررسیها نشان میدهد ایران گرفتار تورم شدید و مزمن است، اما هنوز وارد مرحله ابرتورم نشده است.
به گزارش نماد اقتصاد، اقتصاد ایران با تورم شدید، کاهش مداوم قدرت خرید و بیثباتی بازار ارز مواجه است؛ اما هر افزایش قیمت بزرگی را نمیتوان «ابرتورم» نامید. بررسی تعریف علمی این پدیده و شاخصهای موجود نشان میدهد ایران درگیر تورم بالا و مزمن است، ولی هنوز وارد مرحله ابرتورم نشده است. همچنین، باوجود تشدید رکود و فشار معیشتی، شواهد کافی برای اعلام «فروپاشی کامل اقتصاد» وجود ندارد.
ابرتورم دقیقا چیست؟
در گفتوگوهای روزمره، گاهی هر تورم سنگین یا جهش نرخ ارز «ابرتورم» خوانده میشود؛ درحالیکه این اصطلاح در علم اقتصاد تعریف بسیار سختگیرانهای دارد.
بر اساس تعریف کلاسیک فیلیپ کیگان که در مطالعات صندوق بینالمللی پول نیز مورد استناد قرار میگیرد، ابرتورم زمانی آغاز میشود که سطح عمومی قیمتها در یک ماه بیش از ۵۰ درصد افزایش پیدا کند.
اگر تورم ماهانه ۵۰ درصد برای یک سال ادامه پیدا کند، قیمتها در پایان سال تقریباً ۱۳۰ برابر میشوند؛ یعنی تورم سالانه به حدود ۱۲ هزار و ۸۷۵ درصد میرسد. در چنین وضعیتی ممکن است قیمت کالاها در فاصله چند روز یا حتی چند ساعت تغییر کند و مردم برای رهایی از پول ملی، درآمد خود را بلافاصله به کالا، ارز یا داراییهای دیگر تبدیل کنند.
بنابراین، تورم سالانه ۵۰، ۷۰ یا حتی ۱۰۰ درصدی ــ با تمام آثار ویرانگرش ــ لزوماً ابرتورم محسوب نمیشود. تفاوت اصلی در این است که معیار ابرتورم، افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمتها در یک ماه است، نه در یک سال.
آیا ایران گرفتار ابرتورم شده است؟
پاسخ کوتاه این است: خیر؛ دستکم براساس تعریف فنی و دادههای موجود، ایران هنوز در وضعیت ابرتورم قرار ندارد.
صندوق بینالمللی پول نرخ تورم مصرفکننده ایران در سال ۲۰۲۶ را حدود ۶۸.۹ درصد پیشبینی کرده است. این رقم بسیار بالا، نگرانکننده و چندین برابر متوسط جهانی است، اما همچنان یک نرخ سالانه محسوب میشود و با آستانه ۵۰ درصد تورم در هر ماه فاصله زیادی دارد.
بانک جهانی نیز اقتصاد ایران را اقتصادی با تورم بالا، کاهش درآمد واقعی خانوارها، فشار بر مصرف داخلی و خطر افزایش فقر توصیف کرده است. افزایش قیمت مواد غذایی، محدودیتهای تجاری، تحریمهای مالی و دشواری تأمین برخی کالاها از مهمترین عوامل تشدیدکننده این وضعیت به شمار میروند.
در نتیجه، تعبیر دقیقتر برای وضعیت ایران، «تورم شدید و مزمن» یا در صورت همزمانی با افت تولید، «رکود تورمی» است؛ نه ابرتورم.
چرا مردم احساس میکنند ابرتورم اتفاق افتاده است؟
فاصله میان تعریف آماری تورم و تجربه روزمره خانوارها باعث شده است بسیاری از مردم وضعیت موجود را ابرتورمی بدانند. چند عامل این احساس را تقویت میکند:
- قیمت برخی کالاهای ضروری، خوراکیها، مسکن، خودرو، ارز و طلا ممکن است بسیار بیشتر از متوسط شاخص تورم افزایش پیدا کند.
- درآمد حقوقبگیران معمولاً بهاندازه تورم رشد نمیکند و قدرت خرید آنان سالبهسال کاهش مییابد.
- جهش نرخ ارز میتواند قیمت کالاهای وارداتی و مواد اولیه را با سرعت افزایش دهد.
- تورم انباشته چندساله باعث میشود قیمت یک کالا در مدتی نسبتاً کوتاه چند برابر شود.
- خانوارهای کمدرآمد سهم بیشتری از هزینه خود را صرف خوراک و مسکن میکنند؛ بنابراین فشار تورم برای آنها شدیدتر از نرخ متوسط اعلامشده است.
پس احساس بحران اقتصادی مردم واقعی است، حتی اگر عنوان فنی آن «ابرتورم» نباشد. رد وقوع ابرتورم به معنای کماهمیت دانستن گرانی یا دشواری معیشت نیست.
ریشههای تورم مزمن ایران کداماند؟
تورم ایران محصول یک عامل منفرد نیست و از مجموعهای از ناترازیهای ساختاری تغذیه میشود:
کسری بودجه مزمن: هنگامی که هزینههای دولت از درآمدهای پایدار بیشتر میشود، تأمین کسری بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به افزایش نقدینگی و فشار تورمی منجر خواهد شد.
رشد نقدینگی و اعتبار بانکی: افزایش حجم پول، اگر با رشد تولید همراه نباشد، زمینه افزایش سطح عمومی قیمتها را فراهم میکند.
ناترازی شبکه بانکی: اضافهبرداشت بانکها، داراییهای کمکیفیت و پرداخت تسهیلات بدون پشتوانه کافی میتواند پایه پولی و نقدینگی را افزایش دهد.
کاهش ارزش پول ملی: افزایش نرخ ارز، هزینه واردات مواد اولیه، تجهیزات و کالاهای مصرفی را بالا میبرد و به سایر بازارها منتقل میشود.
تحریم و محدودیت تجارت خارجی: محدود شدن درآمدهای ارزی، دشواری انتقال پول، افزایش هزینه حملونقل و کاهش سرمایهگذاری، فشار بر تولید و بازار ارز را تشدید میکند.
انتظارات تورمی: وقتی مردم و بنگاهها انتظار افزایش قیمتها را دارند، خریدها، قیمتگذاری و قراردادهای خود را براساس تورم آینده تنظیم میکنند؛ رفتاری که خود میتواند به تداوم تورم دامن بزند.
آیا اقتصاد ایران در حال فروپاشی است؟
«فروپاشی اقتصادی» برخلاف ابرتورم، شاخص واحد و تعریف عددی دقیقی ندارد. معمولاً این اصطلاح برای شرایطی به کار میرود که بخشهای اصلی اقتصاد از انجام وظایف معمول خود بازبمانند؛ برای مثال:
- نظام پرداخت و شبکه بانکی مختل شود؛
- دولت نتواند حقوق کارکنان یا هزینه خدمات عمومی را بپردازد؛
- تولید و تجارت در مقیاس گسترده متوقف شود؛
- کمبود فراگیر کالاهای اساسی به وجود آید؛
- پول ملی عملاً کارکرد خود را بهعنوان وسیله مبادله از دست بدهد؛
- بیکاری و فقر با سرعتی مهارنشدنی افزایش یابد.
اقتصاد ایران اکنون با کاهش رشد، تورم بالا، افت سرمایهگذاری، کاهش قدرت خرید و افزایش نااطمینانی روبهروست. صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶ کاهش ۵.۴ درصدی تولید ناخالص داخلی ایران را پیشبینی کرده است. چنین ترکیبی نشانه یک بحران جدی و رکود تورمی عمیق است، اما هنوز به معنای توقف کامل سازوکارهای اقتصادی یا فروپاشی همهجانبه نیست.
بازارها همچنان فعالاند، دولت درآمد مالیاتی و صادراتی دارد، شبکه بانکی و نظام پرداخت کار میکنند و تولید و تجارت ــ هرچند با هزینه و محدودیت بیشتر ــ ادامه دارد. بنابراین، استفاده قطعی از عبارت «فروپاشی اقتصادی» در شرایط فعلی بیشتر یک توصیف سیاسی یا هشدارآمیز است تا نتیجهای که تمام شاخصهای اقتصادی آن را تأیید کنند.
خطر ابرتورم را نباید نادیده گرفت
اینکه ایران اکنون درگیر ابرتورم نیست، به این معنا نیست که چنین خطری برای همیشه منتفی است. اگر چند عامل بهطور همزمان رخ دهند، احتمال حرکت اقتصاد به سمت وضعیت بیثباتتر افزایش مییابد:
- جهش پیدرپی و کنترلنشده نرخ ارز؛
- تأمین گسترده کسری بودجه از طریق خلق پول؛
- سقوط شدید درآمدهای ارزی؛
- گسترش جنگ یا تشدید محدودیتهای تجاری؛
- از بین رفتن اعتماد عمومی به پول ملی؛
- تبدیل سریع سپردهها و درآمدها به ارز، طلا و کالا؛
- توقف یا تأخیر جدی در انتشار آمارهای اقتصادی.
مهمترین علامت هشدار آن است که تورم ماهانه برای چند دوره متوالی با سرعت زیادی افزایش یابد و جامعه تمایل خود به نگهداری ریال را از دست بدهد.
اقتصاد ایران نه در شرایط عادی قرار دارد و نه میتوان فشار معیشتی موجود را کماهمیت دانست. کشور با تورم شدید و مزمن، رکود، کاهش ارزش پول ملی، افت قدرت خرید و افزایش خطر فقر مواجه است. این وضعیت برای بخش بزرگی از خانوارها آثار واقعی و سنگینی دارد.
بااینحال، بر مبنای تعریف علمی، ایران هنوز گرفتار ابرتورم نشده است؛ زیرا تورم ماهانه به آستانه بیش از ۵۰ درصد نرسیده و پول ملی نیز کارکرد خود را بهطور کامل از دست نداده است. همچنین، باوجود نشانههای جدی بحران و فرسایش اقتصادی، فعالیت نظام بانکی، بازارها، تولید، تجارت و خدمات عمومی ادامه دارد؛ بنابراین نمیتوان با قطعیت از فروپاشی کامل اقتصاد سخن گفت.
نتیجه دقیق این است: ایران گرفتار تورم بسیار بالا و رکود تورمی است، اما فعلاً نه وارد ابرتورم شده و نه اقتصاد آن بهطور کامل فروپاشیده است. بااینحال، ادامه کسری بودجه، رشد نقدینگی، کاهش ارزش ریال و تشدید نااطمینانیهای سیاسی میتواند فاصله کشور با سناریوهای خطرناکتر را کاهش دهد.
یگانه بختیاری فردیس
اخبار مرتبط

با تداوم روند فعلی تورم ایران اولین بحران در کدام بخش ظاهر میشود؟

تنگه هرمز باز شود، چه تغییراتی در اقتصاد ایران رخ میدهد؟

منابع ارزی ایران زیر فشار جنگ

در صورت تداوم اختلال هرمز قیمت نفت و اقتصاد ایران تا کجا آسیب میبینند؟

آیا ایران با افزایش قیمت مس وارد کورس رقابت جهانی میشود؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه