
فاکتور نجومی جنگ خاورمیانه صنایع دفاعی آمریکا را به دردسر انداخت
جنگ 40 روزه ایران و آمریکا، علاوه بر پیامدهای ژئوپلیتیکی و افزایش قیمتها در حوزه انرژی، آثار قابلتوجهی بر توان عملیاتی و ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده بر جای گذاشته است؛ تا جایی که بر اساس برآوردهای داخلی پنتاگون و گزارش برخی مقامهای کنگره، بخشی از مهمترین ذخایر راهبردی ارتش آمریکا با کاهش محسوسی مواجه شده و نگرانیهایی درباره آمادگی نظامی واشنگتن در سایر مناطق حساس جهان ایجاد کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، ایالات متحده آمریکا از زمان آغاز درگیریها در اواخر ماه فوریه ۲۰۲۶، حجم قابلتوجهی از مهمات و سامانههای تسلیحاتی پیشرفته خود را در عملیاتهای مرتبط با این جنگ به کار گرفته است؛ موضوعی که موجب کاهش سطح ذخایر برخی از مهمترین تجهیزات مورد نیاز آمریکا برای مواجهه با رقبای راهبردی همچون چین و روسیه شده است.
کاهش محسوس ذخایر موشکی راهبردی آمریکا
ارزیابی گزارشها نشان میدهد ارتش آمریکا در جریان این جنگ حدود یکهزار و ۱۰۰ فروند موشک کروز دوربرد رادارگریز را مورد استفاده قرار داده است؛ موشکهایی که در اصل برای سناریوهای احتمالی درگیری در منطقه هند اقیانوسیه و مقابله با توان نظامی چین طراحی و ذخیرهسازی شده بودند.
همچنین بیش از یکهزار فروند موشک کروز تاماهاوک در طول این درگیری شلیک شده است؛ رقمی که معادل حدود ۱۰ برابر میزان خرید سالانه این موشک توسط ارتش آمریکا محسوب میشود و نشاندهنده فشار بیسابقه بر زنجیره تامین صنایع دفاعی این کشور است.
در بخش پدافند هوایی نیز بیش از یکهزار و ۲۰۰ فروند موشک رهگیر سامانه پاتریوت مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به اینکه ارزش هر موشک رهگیر پاتریوت بیش از چهار میلیون دلار برآورد میشود، تنها هزینه استفاده از این سامانهها به چندین میلیارد دلار رسیده است.
علاوه بر این، بیش از یکهزار فروند موشکهای زمین به هوا هدایتشونده از جمله موشکهای «Precision Strike» و سامانههای «ATACMS» نیز در طول جنگ مصرف شدهاند؛ مسئلهای که سطح ذخایر راهبردی آمریکا را به پایینترین سطوح طی سالهای اخیر رسانده است.
انتقال تسلیحات از آسیا و اروپا به خاورمیانه
مقامهای دولت آمریکا و کنگره اعلام کردهاند که پنتاگون برای حفظ جریان عملیات نظامی در خاورمیانه ناچار شده بخشی از ذخایر مهمات، موشکها و تجهیزات خود را از مقرهای فرماندهی نظامی مستقر در آسیا و اروپا به منطقه منتقل کند.
این اقدام اگرچه در کوتاهمدت نیازهای عملیاتی واشنگتن را تامین کرده، اما همزمان سطح آمادگی نیروهای آمریکایی در سایر مناطق راهبردی جهان را کاهش داده و نگرانیهایی را در خصوص توان بازدارندگی ایالات متحده در برابر رقبایی نظیر روسیه و چین به وجود آورده است.
فشار بر صنایع دفاعی آمریکا برای افزایش تولید
یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، آشکار شدن وابستگی شدید ساختار نظامی آمریکا به تسلیحات پیشرفته و بسیار پرهزینه بهویژه در حوزه سامانههای پدافندی و موشکهای هدایتشونده دقیق بوده است.
بر همین اساس، وزارت جنگ آمریکا و شرکتهای فعال در صنایع دفاعی تحت فشار بوده تا ظرفیت تولید خود را افزایش دهند و در عین حال به سمت توسعه تسلیحات ارزانتر و تولید انبوه سامانههایی همچون پهپادهای تهاجمی حرکت کنند.
تحلیلگران معتقدند جنگ ایران و آمریکا بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح کرده است که آیا صنایع دفاعی آمریکا قادر خواهند بود در صورت وقوع یک درگیری گسترده و طولانیمدت، نیازهای تسلیحاتی ارتش این کشور را با سرعت و هزینه مقرون به صرفه تامین کنند یا انجام چنین کاری از توان صنایع این کشور خارج خواهد بود.
هزینهای معادل یک میلیارد دلار در روز
اگرچه دولت آمریکا تاکنون برآورد رسمی از هزینههای این جنگ منتشر نکرده است، اما ارزیابی نهادهای مستقل نشان میدهد هزینه مستقیم درگیری برای واشنگتن بین ۲۸ تا ۳۵ میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که به معنای متوسط هزینهای نزدیک به یک میلیارد دلار در هر روز جنگ است.
بر اساس اطلاعات ارائه شده به نمایندگان کنگره، تنها طی دو روز نخست درگیری بیش از ۵.۶ میلیارد دلار مهمات و تجهیزات نظامی توسط ارتش آمریکا مصرف شده است؛ موضوعی که ابعاد مالی این جنگ را بهخوبی نشان میدهد.
چالش بازسازی ذخایر راهبردی
کارشناسان نظامی معتقدند بازگرداندن سطح ذخایر تسلیحاتی آمریکا به وضعیت پیش از جنگ، فرآیندی زمانبر و پرهزینه خواهد بود و واشنگتن ناچار است در این دوره درباره نحوه توزیع توان نظامی خود در مناطق مختلف جهان تصمیمهای دشواری اتخاذ کند.
در واقع، جنگ ایران و آمریکا تنها یک چالش منطقهای برای ایالات متحده نبود، بلکه به آزمونی برای ظرفیت تولید صنعتی و تابآوری زنجیره تامین نظامی این کشور نیز تبدیل شد؛ آزمونی که میتواند در آینده بر نحوه برنامهریزی دفاعی و اولویتبندیهای راهبردی واشنگتن تاثیر قابلتوجهی بگذارد.
اقتصاد جنگ و بازگشت سیاست صنعتی دفاعی
به طور کلی رقابتهای ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم بیش از گذشته به ظرفیتهای صنعتی و توان تولید انبوه وابسته شدهاند. همانگونه که بحران جنگ اوکراین ضرورت احیای صنایع تسلیحاتی اروپا را آشکار کرد، جنگ ایران و امریکا نیز بار دیگر اهمیت سیاست صنعتی دفاعی و حفظ ذخایر راهبردی را برای آمریکا برجسته ساخته است.
از این منظر، یکی از مهمترین پیامدهای اقتصادی جنگ ایران برای ایالات متحده، احتمال آغاز موج جدیدی از سرمایهگذاری در صنایع دفاعی، افزایش بودجههای نظامی و بازتعریف راهبردهای تامین تجهیزات در بزرگترین اقتصاد جهان خواهد بود.
انتهای پیام//
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

چه کسانی از اختلال انرژی در جنگ آمریکا و ایران سود میبرند؟

مواد معدنی حیاتی مورد نیاز آمریکا محور دیپلماسی جدید واشنگتن

درسی که صنایع دفاعی به اقتصاد ترکیه آموخت

تولید صنعتی بخش دفاعی آمریکا در چه وضعیتی قرار دارد؟

سود بانکهای بریتانیا زیر فشار جنگ خاورمیانه قرار گرفت

 copy.webp)
۰ دیدگاه