
زنجیره فولاد در سهراهی تولید، انرژی و ارز
آغاز نیمه دوم شهریور ماه برای زنجیره فولاد ایران با یک تناقض مهم همراه شده است. از یک سو کاهش بخشی از محدودیتهای برق از ابتدای شهریور ماه، امید به بازگشت تدریجی ظرفیتهای تولیدی را افزایش داده و از سوی دیگر ناترازی انرژی، همچنان یکی از مهمترین ریسکهای عملیاتی صنعت باقی مانده است.
به گزارش نماد اقتصاد، آغاز نیمه دوم شهریور ماه برای زنجیره فولاد ایران با یک تناقض مهم همراه شده است. از یک سو کاهش بخشی از محدودیتهای برق از ابتدای شهریور ماه، امید به بازگشت تدریجی ظرفیتهای تولیدی را افزایش داده و از سوی دیگر ناترازی انرژی، همچنان یکی از مهمترین ریسکهای عملیاتی صنعت باقی مانده است.
در همین حال، نرخ دلار آزاد در محدوده ۲۲۵ تا ۲۳۰ هزار تومان قرار گرفته است و فشار ارزی از مسیر مواد اولیه، قیمتهای پایه بورس کالا و هزینههای تولید به بخشهای مختلف زنجیره فولاد منتقل میشود.
در چنین شرایطی، فولاد در نیمه دوم شهریور ماه نه صرفا با مسئله قیمت بلکه با مسئله مهمتری به نام حفظ تولید اقتصادی مواجه است؛ یعنی اینکه کارخانهها تا چه اندازه میتوانند میان محدودیت انرژی، افزایش هزینهها، نوسان ارز و تقاضای داخلی تعادل برقرار کنند.
تولید؛ مسئله فقط ظرفیت اسمی نیست
یکی از مهمترین واقعیتهای زنجیره فولاد در سالهای اخیر، فاصله میان ظرفیت نصبشده و تولید واقعی است. محدودیتهای برق و گاز باعث شده است بخشی از ظرفیتهای ایجادشده در صنعت فولاد در تمام طول سال قابل استفاده نباشد. این مسئله در سال ۱۴۰۵ نیز ادامه داشته است.
گزارشهای منتشرشده از صنعت نشان میدهد محدودیت انرژی از ماههای ابتدایی سال بر تولید فولاد اثر گذاشته و حتی برخی واحدها با توقفهای طولانیمدت مواجه شدهاند.
از سوی دیگر، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران اعلام کرده است محدودیتهای برق و گاز طی سالهای اخیر حدود ۱۸ میلیارد دلار از ارزش تولید صنعت فولاد کاسته است و سالانه حدود ۱۰ میلیارد دلار ظرفیت صادراتی نیز به دلیل محدودیت انرژی از دست میرود.
بنابراین، مسئله انرژی دیگر یک اختلال مقطعی نیست بلکه به یکی از متغیرهای تعیینکننده ظرفیت واقعی تولید فولاد تبدیل شده است.
کاهش محدودیت برق؛ فرصت بازگشت تولید یا مسکن موقت؟
از ابتدای شهریور ماه ۱۴۰۵ خبرهایی از کاهش محدودیت برق زنجیره فولاد منتشر شد؛ اقدامی که میتواند به واحدهای فولادی اجازه دهد بخشی از ظرفیت ازدسترفته خود را بازیابی کنند اما این کاهش محدودیت را نباید به معنای حل مسئله انرژی تعبیر کرد.
فولادسازی به دلیل پیوستگی خطوط تولید، به ثبات انرژی نیاز دارد. قطع و وصل شدن برق صرفا به معنای از دست رفتن چند ساعت تولید نیست بلکه میتواند فرآیند تولید را مختل کند؛ زمان راهاندازی مجدد را افزایش دهد؛ مصرف انرژی را بالا ببرد و هزینه تعمیرات و نگهداری را نیز افزایش دهد.
به همین دلیل برای فولادسازان برق پایدار از برق ارزان مهمتر است. اگر کارخانه بداند چه میزان برق و در چه زمانی در اختیار دارد، میتواند برنامه تولید، تعمیرات و فروش خود را تنظیم کند اما محدودیتهای غیرقابل پیشبینی، حتی در صورت تامین بخشی از برق ریسک عملیاتی را بالا نگه میدارد.
گره بعدی؛ گاز و فصل سرد
نیمه دوم شهریور ماه هنوز فصل اوج مصرف گاز نیست اما صنعت فولاد از همین حالا باید برای ماههای سرد سال آماده شود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که صنعت فولاد در تابستان و زمستان با بحران قطعی برق و گاز مواجه میشود. بنابراین اگر برنامه تامین انرژی برای ماههای سرد از هماکنون مشخص نشود، بخشی از بهبود تولیدی که ممکن است در شهریور و مهر شکل بگیرد، طی ماههای بعد دوباره تحت فشار قرار خواهد گرفت.
این مسئله برای زنجیرهای که از سنگآهن و گندله تا آهن اسفنجی، شمش و محصولات نهایی بهصورت پیوسته فعالیت میکند اهمیت بیشتری دارد. توقف یک حلقه میتواند تعادل حلقههای قبل و بعد را نیز برهم بزند.
دلار؛ موتور دوم قیمت در زنجیره فولاد
در کنار انرژی، متغیر دوم تعیینکننده در نیمه دوم شهریور ماه نرخ ارز است.
دلار آزاد امروز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه در مقطعی وارد محدوده ۲۲۸ هزار تومان شد و سپس تا محدوده ۲۲۴ هزار تومان عقب نشست. همزمان، نرخ حوالهای نیز در محدوده ۱۶۰ هزار تومان قرار داشت. این فاصله میان نرخهای ارزی به این معناست که سازوکار قیمتگذاری در بخشهای مختلف اقتصاد همچنان چندلایه است.
در صنعت فولاد، اثر ارز تنها در صادرات خلاصه نمیشود بلکه قیمت سنگآهن، گندله، آهن اسفنجی، شمش و محصولات فولادی در یک زنجیره به یکدیگر متصل هستند و نرخ ارز میتواند از مسیر قیمت پایه، انتظارات فروشنده، هزینه مواد مصرفی و قیمت صادراتی بر معاملات اثر بگذارد.
به همین دلیل، حتی اگر میزان تولید یک کارخانه تغییر نکند، افزایش نرخ ارز میتواند ارزش ریالی محصولات و هزینه جایگزینی نهادههای آن را افزایش دهد.
بورس کالا؛ جایی که فشار ارز و عرضه به قیمت تبدیل میشود
دادههای معاملات بورس کالا در هفته دوم شهریور ماه، نشانههایی از انتقال موج افزایشی قیمت در زنجیره فولاد را نشان میدهد. در همین هفته، معاملات محصولات فولادی در بورس کالا در شرایطی انجام شد که بازار با اثر همزمان نرخ ارز، محدودیت تولید و انتظارات تورمی مواجه بود.
برای مثال در معاملات روز ۱۱ شهریور ماه، بیش از ۶۰ هزار تن میلگرد ساختمانی در بورس کالا عرضه شد و بخشی از معاملات بهصورت مچینگ انجام گرفت. این وضعیت نشان میدهد بازار فولاد در حال حاضر صرفا از سمت تقاضا قیمت نمیگیرد و سمت عرضه نیز تحت تاثیر هزینه انرژی، محدودیت ظرفیت و نرخ ارز قرار دارد.
در چنین شرایطی ممکن است قیمت محصول افزایش پیدا کند اما این افزایش الزاما به معنای رونق بازار نیست. اگر تقاضای واقعی ساختوساز و پروژههای عمرانی ضعیف باشد، رشد قیمت میتواند بیشتر حاصل افزایش هزینه و انتظارات تورمی باشد تا افزایش مصرف واقعی.
خطر اصلی؛ رشد قیمت بدون رشد تولید
یکی از سناریوهای مهم نیمه دوم شهریور همین است: قیمت فولاد بالا برود اما تولید متناسب با آن رشد نکند. در این حالت، افزایش نرخ ارز قیمت ریالی محصولات را بالا میبرد؛ محدودیت انرژی عرضه واقعی را محدود میکند و رکود تقاضا اجازه نمیدهد افزایش قیمت به رونق فروش تبدیل شود.
نتیجه چنین ترکیبی میتواند ایجاد یک بازار دوگانه باشد؛ بازاری که در آن قیمتها صعودی هستند اما حجم معاملات و مصرف واقعی الزاما همراه آنها حرکت نمیکند.
این سناریو برای صنایع پاییندستی نیز خطرناک است زیرا افزایش قیمت شمش و محصولات میانی، هزینه تولید واحدهای نوردی، ساختمانی و صنایع مصرفکننده فولاد را افزایش میدهد.
فولادسازان از دلار سود میبرند یا انرژی آنها را پس میگیرد؟
برای شرکتهای فولادی صادراتمحور، رشد نرخ ارز در ظاهر یک خبر مثبت است. افزایش نرخ ارز میتواند ارزش ریالی درآمدهای صادراتی را افزایش دهد و در صورت ثبات تولید، حاشیه سود ریالی شرکتها را تقویت کند اما این رابطه یکطرفه نیست.
اگر افزایش نرخ ارز همزمان با رشد هزینه انرژی، مواد اولیه، قطعات و حملونقل باشد، بخشی از اثر مثبت ارز خنثی خواهد شد. مهمتر از آن، اگر محدودیت برق یا گاز باعث کاهش حجم تولید شود، شرکت ممکن است از قیمت بالاتر بهره ببرد اما مقدار کمتری برای فروش داشته باشد.
بنابراین در نیمه دوم شهریور ۱۴۰۵ باید میان اثر قیمتی دلار و اثر مقداری انرژی تفاوت قائل شد. ممکن است ارزش ریالی فروش یک شرکت افزایش یابد اما تولید فیزیکی آن کاهش پیدا کند. در این شرایط، رشد فروش اسمی الزاما به معنای بهبود عملکرد عملیاتی نیست.
سه سناریو برای نیمه دوم شهریور ماه
براساس شرایط فعلی میتوان سه سناریو را برای زنجیره فولاد در نظر گرفت.
سناریوی اول؛ بازگشت تدریجی تولید: اگر محدودیت برق کاهش یابد و تامین انرژی پایدارتر شود، کارخانهها بخشی از ظرفیت ازدسترفته را بازیابی میکنند. در این صورت عرضه افزایش یافته و فشار قیمتی ناشی از کمبود محصول کاهش مییابد.
سناریوی دوم؛ تولید محدود و قیمتهای صعودی: اگر محدودیت انرژی ادامهدار باشد و دلار نیز در سطوح بالا باقی بماند، قیمت محصولات فولادی میتواند همچنان افزایشی باشد، بدون آنکه رشد معناداری در تولید اتفاق بیفتد. این سناریو بیشترین فشار را به مصرفکنندگان داخلی وارد میکند.
سناریوی سوم؛ رکود تورمی در فولاد: در این حالت، هزینه تولید و قیمتها افزایش مییابد اما تقاضای واقعی عقب میماند. در نتیجه، بازار با قیمتهای بالاتر و حجم معاملات ضعیفتر مواجه میشود؛ وضعیتی که میتواند سودآوری واقعی زنجیره را تحت فشار قرار دهد.
اخبار مرتبط

آیا تتر در تجارت خارجی ایران جایگزین دلار میشود؟

از سنگآهن تا ورق؛ قیمتگذاری زنجیره فولاد ایران چگونه انجام میشود؟

هزینه حفظ ارزش پول برای خانوار بالا رفت

افزایش قیمت مواد غذایی؛ زنجیره پنهان هزینهها

نفت، طلا و دلار؛ سه مسیر اثرگذار بر هزینه تولید در ایران

 copy.webp)
۰ دیدگاه