
نفت، طلا و دلار؛ سه مسیر اثرگذار بر هزینه تولید در ایران
بازارهای نفت، طلا و ارز در روزهای اخیر همزمان تحت تاثیر ریسکهای ژئوپلیتیک، انتظارات نرخ بهره و اختلال در تجارت جهانی قرار گرفتهاند؛ اما اثر این سه بازار بر هزینه تولید در ایران یکسان نیست. نفت عمدتا از مسیر انرژی و حملونقل اثر میگذارد، طلا بیشتر نشانهای از انتظارات تورمی و ریسک است و نوسانات دلار جهانی از طریق بازار ارز، قیمت کالاهای وارداتی و هزینه نهادهها به ساختار تولید داخلی منتقل میشود.
به گزارش نماد اقتصاد، قیمت نفت نخستین متغیری است که میتواند از مسیر هزینه انرژی بر هزینه تولید در ایران اثر بگذارد. این اثر در صنایعی که مصرف سوخت بالایی دارند، از جمله حملونقل، فولاد، معدن و بخشی از صنایع انرژیبر، محسوستر است.
در سوم سپتامبر، نفت برنت پس از ثبت سطوح بالاتر، در محدوده ۹۵.۵۲ دلار معامله شد و قیمتنفت وست تگزاس اینترمیدیت به ۹۱.۳۰ دلار رسید. رویترز گزارش داد که نگرانی از اختلال در عرضه نفت در پی تشدید تنشهای خاورمیانه، در کنار تحولات مربوط به جنگ روسیه و اوکراین، همچنان عامل مهم نوسان بازار نفت بود.
در عین حال رابطه نفت و هزینه تولید در ایران یک رابطه خطی و یکسان برای تمام صنایع نیست. ایران خود تولیدکننده و صادرکننده نفت است و بنابراین افزایش قیمت نفت در شرایط عادی میتواند از مسیر افزایش درآمد ارزی، بخشی از فشار هزینه واردات را خنثی کند.
مسئله در شرایط فعلی، محدودیت همین کانال درآمدی است. رویترز در سوم سپتامبر گزارش داد که بارگیری نفت خام ایران از حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز به حدود ۲۶۰ هزار بشکه کاهش یافته و فشار تحریمها و اختلال در تردد کشتیرانی، درآمدهای نفتی و تجارت کشور را تحت فشار قرار داده است.
بنابراین، در ارزیابی هزینه تولید در ایران باید میان قیمت جهانی نفت و درآمد واقعی قابل دسترس از صادرات نفت تفاوت گذاشت. افزایش قیمت نفت لزوما به معنای افزایش توان تامین مالی واردات برای تولیدکننده ایرانی نیست.
نفت برای کدام صنایع مهمتر است؟
اثر نفت بر صنایع مختلف با یکدیگر متفاوت است. در بخش حملونقل، افزایش قیمت فرآوردههای نفتی میتواند مستقیما هزینه جابهجایی مواد اولیه و محصول را بالا ببرد. در معادن نیز سوخت کامیونها، ماشینآلات حفاری، بارگیری و حمل باطله بخش مهمی از هزینه عملیاتی را تشکیل میدهد.
در فولاد و صنایع انرژیبر، نفت علاوه بر سوخت، از مسیر قیمت سایر انرژیها و مواد اولیه نیز اهمیت پیدا میکند. بانک جهانی نیز در بررسی بازار کالاها نشان داده است که در دورههای شوک ژئوپلیتیک، کالاهای مرتبط با نفت، از جمله گاز طبیعی و کود، واکنش بیشتری به شوکهای نفتی نشان میدهند.
در نتیجه، نفت میتواند یک شوک هزینهای مهم برای بخشهایی از اقتصاد باشد، اما دامنه آن به ساختار انرژی هر صنعت و نحوه قیمتگذاری داخلی سوخت بستگی دارد.
شاخص جهانی دلار؛ کانال گستردهتر انتقال هزینه
اگر نفت در برخی صنایع مستقیما هزینه انرژی را تحت تاثیر قرار میدهد، شاخص دلار بیشتر از طریق شبکه قیمتگذاری جهانی کالاها و بازار ارز اثر میگذارد.
دلار، ارز غالب در بخش بزرگی از تجارت جهانی است. تغییر ارزش آن میتواند قیمت واردات، مواد اولیه، قطعات، تجهیزات و کالاهای واسطهای را تغییر دهد. بانک جهانی نیز تاکید کرده است که تغییرات نرخ ارز بر قیمت واردات اثر میگذارد و شدت این اثر میان محصولات و بخشهای مختلف متفاوت است.
اهمیت این کانال برای هزینه تولید در ایران زمانی بیشتر میشود که تولیدکننده برای تامین مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات یا فناوری به واردات وابسته باشد. در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت جهانی یک محصول ثابت بماند، کاهش ارزش ریال میتواند هزینه ریالی همان محصول را افزایش دهد.
این موضوع برای اقتصادهای نوظهور اهمیت بیشتری دارد. صندوق بینالمللی پول گزارش کرده است که نرخ ارز در اقتصادهای نوظهور اثر قابلتوجهی بر قیمتها و ثبات مالی دارد و کاهش ارزش پول ملی میتواند از مسیر افزایش قیمت کالاهای وارداتی به سطح عمومی قیمتها منتقل شود.
مطالعات صندوق بینالمللی همچنین نشان میدهد که قیمت نهادههای وارداتی میتواند ابتدا به قیمت تولیدکننده و سپس به قیمت مصرفکننده منتقل شود. شدت این انتقال بسته به ساختار اقتصاد و سهم نهادههای وارداتی متفاوت است.
به همین دلیل، نرخ ارز را باید یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده هزینه تولید در ایران دانست؛ بهویژه برای صنایعی که سهم بالایی از نهاده وارداتی دارند.
نوسانات دلار داخلی از دلار جهانی مهمتر است
یک تفکیک مهم در اینجا ضروری است و آن اینکه شاخص دلار جهانی و نرخ دلار در بازار ایران یک متغیر نیستند. در سوم سپتامبر، شاخص دلار در بازار جهانی عقب نشست؛ رویترز نیز گزارش داد که کاهش ارزش دلار در کنار تغییر انتظارات نرخ بهره آمریکا بر بازارهای جهانی اثر گذاشته است.
در عین حال برای یک کارخانه ایرانی، آنچه مستقیما هزینه واردات را تعیین میکند، نرخ تبدیل ارز مورد استفاده برای خرید نهاده است. بنابراین ممکن است دلار در برابر سایر ارزهای جهانی تضعیف شود، اما اگر ریال در برابر دلار کاهش بیشتری داشته باشد، هزینه ریالی واردات همچنان افزایش یابد.
این تفاوت برای تحلیل هزینه تولید در ایران حیاتی است. دلار جهانی یک متغیر خارجی است؛ نرخ ارز داخلی کانال انتقال آن به ترازنامه بنگاه ایرانی است.
طلا؛ شاخص ریسک، نه نهاده تولید
طلا در مقایسه با نفت و دلار مسیر متفاوتی دارد. طلا معمولا نهاده مستقیم تولید برای بخش بزرگی از صنایع ایران نیست. بنابراین افزایش قیمت اونس جهانی بهخودیخود نمیتواند مانند افزایش قیمت سوخت یا قطعه وارداتی، هزینه تولید یک کارخانه را بالا ببرد.
اونس طلا بیشتر از طریق انتظارات سرمایهگذاران، ریسک ژئوپلیتیک، نرخ بهره و ارزش دلار حرکت میکند. شورای جهانی طلا نیز در چشمانداز نیمه دوم سال ۲۰۲۶، حساسیت طلا به ریسکهای ژئوپلیتیک، انتظارات نرخ بهره و موقعیت سرمایهگذاران را از عوامل مهم بازار معرفی کرده است.
در ایران اما رابطه طلا با هزینه تولید در ایران یک مرحله دیگر نیز دارد. قیمت طلای داخلی تحت تاثیر همزمان اونس جهانی و نرخ دلار داخلی قرار میگیرد. از این رو، رشد طلا میتواند نشانهای از افزایش تقاضا برای داراییهای پوششدهنده ریسک و تغییر انتظارات درباره ارزش پول ملی باشد..
در سوم سپتامبر، دادههای بازار ایران نرخ دلار آزاد را حدود ۲۲۲ هزار و ۱۳۰ تومان نشان میداد. در ادامه معاملات نیز قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در سطح حدود ۲۳.۵ میلیون تومان قرار گرفت.
بنابراین، طلا برای تحلیل هزینه تولید در ایران بیشتر به مثابه یک دماسنج انتظارات و نه یک نهاده تولید عمل میکند. اگر طلا و دلار داخلی همزمان صعود کنند، اهمیت اصلی برای تولیدکننده از سمت افزایش نرخ ارز و انتظارات تورمی و نه از سمت خود فلز طلا ایجاد میشود.
صنایع مختلف واکنش یکسانی ندارند
ساختار صنعتی تعیین میکند کدامیک از این سه متغیر اهمیت بیشتری داشته باشد. در پتروشیمی و نفت، قیمت جهانی نفت و گاز، خوراک، انرژی و نرخ ارز اهمیت بالایی دارند. تغییرات نفت میتواند هم بر هزینه و هم بر درآمد اثر بگذارد و به همین دلیل تحلیل این بخش باید دوطرفه باشد.
در معدن و فولاد، هزینه سوخت، برق، تجهیزات، قطعات و حملونقل اهمیت بالایی دارد. بنابراین نفت از مسیر انرژی و دلار از مسیر تجهیزات و قطعات وارداتی میتوانند همزمان فشار ایجاد کنند. در خودرو، وابستگی به قطعات و نهادههای وارداتی باعث میشود نرخ ارز نقش برجستهای داشته باشد. دادههای پایگاه اطلاعاتی «WITS» بانک جهانی نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۱ حدود ۶۸۴ میلیون دلار قطعات و لوازم مربوط به وسایل نقلیه وارد کرده بود؛ چین، امارات و ترکیه از تامینکنندگان مهم این بخش بودند.
در بخش دارو و صنایع غذایی نیز مسیر نرخ ارز اهمیت ویژهای دارد، زیرا بخشی از مواد اولیه و نهادههای مورد نیاز از خارج تامین میشود. گزارش فائو درباره ایران نیز کاهش ارزش ریال را عامل اصلی افزایش قیمت بسیاری از اقلام غذایی معرفی کرده و همزمان به فشار قیمت سوخت و کود اشاره کرده است.
در حملونقل، نفت و فرآوردههای نفتی اثر مستقیمتری دارند؛ در حالی که در صنایعی با واردات بالای ماشینآلات و مواد اولیه، نرخ ارز داخلی کانال اصلی انتقال شوک هزینه است.
کدامیک بیشترین اثر را بر هزینه تولید در ایران دارد؟
اگر سه متغیر را از نظر دامنه اثرگذاری بر هزینه تولید در ایران رتبهبندی کنیم، پاسخ به ساختار اقتصادی کشور وابسته است؛ اما میتوان میان اثر مستقیم و اثر فراگیر تفاوت گذاشت. نفت در انرژی و حملونقل اثر مستقیمتری دارد. طلا عمدتا اثر غیرمستقیم دارد و بیشتر اطلاعاتی درباره ریسک، انتظارات تورمی و رفتار سرمایهگذاران ارائه میکند.
دلار جهانی از طریق بازار کالا و تجارت بینالمللی اثر میگذارد، اما متغیر تعیینکننده برای بنگاه ایرانی، نرخ ارز داخلی و نرخ تبدیل مورد استفاده در واردات است.
از این منظر، برای کل اقتصاد، نرخ ارز داخلی مهمترین کانال فراگیر افزایش هزینه تولید است. هرچه سهم نهادههای وارداتی بیشتر باشد، حساسیت بنگاه به این کانال نیز افزایش مییابد. مطالعات بانک تسویه حسابهای بینالمللی نیز نشان میدهد شدت انتقال نرخ ارز به قیمتها میان صنایع متفاوت است و سهم واردات در خرید نهادهها و اهمیت نهادههای واسطهای از عوامل تعیینکننده این تفاوت هستند.
شوک ترکیبی؛ مسئله اصلی تولیدکننده
ریسک اصلی زمانی شکل میگیرد که نفت، طلا و ارز در یک جهت حرکت کنند و هرکدام از یک کانال متفاوت به اقتصاد فشار وارد کنند.
افزایش نفت میتواند هزینه انرژی و حمل را بالا ببرد. افزایش ریسک و طلا میتواند انتظارات تورمی و تقاضای احتیاطی برای ارز را تقویت کند. افزایش نرخ ارز داخلی نیز مستقیما قیمت ریالی نهادهها و تجهیزات وارداتی را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، هزینه تولید در ایران فقط از یک قیمت جهانی تاثیر نمیگیرد؛ بلکه حاصل برهمکنش انرژی، ارز، نهادههای وارداتی، حملونقل، سرمایه در گردش و قدرت قیمتگذاری بنگاه است. این موضوع در اقتصاد ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا گزارش صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶ تورم متوسط حدود ۶۸.۹ درصد را برای ایران پیشبینی کرده است.
در چنین محیطی، انتقال شوک ارزی به قیمت نهادهها میتواند با فاصله زمانی متفاوتی رخ دهد و شدت آن به صنعت، ساختار واردات و سیاست قیمتگذاری بستگی داشته باشد.
به طور کلی برای تحلیل هزینه تولید در ایران، قرار دادن نفت، طلا و دلار در یک سبد واحد بدون تفکیک کانال انتقال، تصویر دقیقی ارائه نمیدهد.
نفت، متغیر کلیدی هزینه انرژی و حملونقل است و اثر آن در صنایع انرژیبر و لجستیکی بیشتر دیده میشود. طلا عمدتا یک متغیر مالی و انتظاری است و افزایش قیمت آن بهتنهایی به معنای افزایش هزینه تولید نیست. دلار جهانی نیز بر قیمت کالاها و تجارت بینالمللی اثر دارد، اما برای تولیدکننده ایرانی، نرخ ارز داخلی کانال اصلی انتقال این فشار به قیمت نهادههاست.
در نتیجه، اگر پرسش این باشد که کدام متغیر بیشترین اثر فراگیر را بر هزینه تولید در ایران دارد، پاسخ را باید در نرخ ارز و میزان وابستگی هر صنعت به نهادههای وارداتی جستوجو کرد. نفت در برخی بخشها اثر مستقیمتر دارد و طلا بیشتر نقش شاخص ریسک و انتظارات را ایفا میکند؛ اما نرخ ارز میتواند همزمان بر مواد اولیه، قطعات، ماشینآلات، فناوری، حملونقل و سرمایه در گردش اثر بگذارد.
برای همین، در دورههایی که شوک نفتی، ریسک ژئوپلیتیک و فشار ارزی همزمان ظاهر میشوند، مهمترین شاخص برای رصد وضعیت تولیدکننده ایرانی نه قیمت یک دارایی، بلکه زنجیره انتقال شوک از بازار جهانی به نرخ ارز، نهاده وارداتی و قیمت تمامشده تولید است.
حسین امیری
اخبار مرتبط

از بارگیرخانه کامیونی فولاد سنگان بهرهبرداری شد

سرمایهگذاری در کدام بازار با ریسکهای کمتری همراه است؟

چرا اثر شوک ارزی بر خودرو، دارو و صنایع غذایی متفاوت است؟

آرتاویل؛ حلقهای تازه در زنجیره فولاد و توسعه صنعتی اردبیل

از سفارش تا تسویه؛ سهم واقعی پلتفرم از فروش یک رستوران چقدر است؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه