
پشت تورم خوراکیها چه میگذرد؟
وقتی صحبت از تورم میشود، اولین تصویری که برای بسیاری از مردم شکل میگیرد، ویترین فروشگاه و قیمت مواد غذایی است. این واکنش طبیعی است؛ چون غذا از آن دسته هزینههایی است که تقریباً هر روز با آن سروکار داریم. در شهریور ۱۴۰۵، گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات ۲۹.۴۴ درصد از وزن سبد مصرفی خانوار را تشکیل داده
به گزارش نماد اقتصاد، وقتی صحبت از تورم میشود، اولین تصویری که برای بسیاری از مردم شکل میگیرد، ویترین فروشگاه و قیمت مواد غذایی است. این واکنش طبیعی است؛ چون غذا از آن دسته هزینههایی است که تقریباً هر روز با آن سروکار داریم. در شهریور ۱۴۰۵، گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات ۲۹.۴۴ درصد از وزن سبد مصرفی خانوار را تشکیل داده و تورم ماهانه این گروه ۲.۳ درصد بوده است. در نگاه اول، ۲.۳ درصد در مقایسه با تورم ۵.۷ درصدی کالاهای غیرخوراکی و خدمات کمتر است؛ اما این مقایسه به تنهایی نمیتواند فشار واقعی خوراکیها بر خانواده را نشان دهد.
دلیلش ساده است: غذا را نمیتوان از سبد خانوار حذف کرد. ممکن است خرید لباس عقب بیفتد، سفر حذف شود، خرید یک وسیله خانه چند ماه به تأخیر بیفتد، اما خوردن و آشامیدن ادامه دارد. بنابراین حتی وقتی سرعت رشد قیمت خوراکیها در یک ماه کمتر از برخی گروههای دیگر است، خانواده همچنان باید هر روز برای آن هزینه کند.
موضوع مهمتر، تورم نقطهبهنقطه خوراکیهاست. این نرخ در شهریور به ۱۲۱.۸ درصد رسیده و تورم سالانه این گروه ۱۰۸.۸ درصد بوده؛ یعنی فشار قیمت در مواد غذایی طی یک سال گذشته بسیار شدید بوده است.
برای درک این عدد باید از زبان درصدها فاصله گرفت. فرض کنیم خانوادهای سال گذشته برای یک مجموعه مشخص از مواد غذایی ۱۰ میلیون تومان هزینه میکرد. اگر همین سبد با افزایش ۱۲۱.۸ درصدی روبهرو شده باشد، هزینه آن از نظر محاسبات شاخصی به بیش از دو برابر رسیده است. این مثال فقط برای فهم اندازه تغییر است و به معنای آن نیست که هزینه خرید هر خانواده دقیقاً همین مقدار افزایش یافته است؛ چون سبد واقعی هر خانواده با خانواده دیگر فرق دارد. اما پیام اصلی روشن است: فشار قیمت مواد غذایی بسیار بیشتر از آن چیزی است که با نگاه کردن به تورم ماهانه ۲.۳ درصدی میتوان فهمید.
درون این گروه نیز همه کالاها رفتار یکسانی ندارند. روغنها و چربیها یکی از نمونههای بسیار مهم هستند. تورم نقطهبهنقطه این گروه ۲۵۷.۵ درصد و تورم سالانه آن ۱۹۶.۶ درصد گزارش شده است. یعنی افزایش قیمت در این بخش در مقایسه با یک سال قبل بسیار شدید بوده است.
برای خانواده، روغن فقط یک قلم روی فهرست خرید نیست. این کالا در پختوپز روزانه استفاده میشود و افزایش قیمت آن میتواند هزینه تهیه بسیاری از غذاها را بالا ببرد. خانواده ممکن است مقدار مصرف را تغییر دهد، برند ارزانتر انتخاب کند یا برخی غذاها را کمتر درست کند. اینجا تورم خودش را به شکل تغییر رفتار نشان میدهد.
گروه شیر، پنیر و تخممرغ نیز تورم نقطهبهنقطه ۱۶۰.۶ درصدی داشته است. گوشت نیز با تورم نقطهبهنقطه ۱۲۷.۳ درصد روبهرو بوده است. اینها اقلامی هستند که معمولاً در بحث کیفیت سفره خانوار اهمیت زیادی دارند. وقتی قیمت این گروهها بالا میرود، مسئله فقط «گران شدن یک کالا» نیست؛ ممکن است خانواده ناچار شود مقدار مصرف، دفعات خرید یا نوع محصول انتخابی خود را تغییر دهد.
در مقابل، تورم ماهانه برخی گروههای خوراکی در شهریور کمتر بوده است. مثلاً تورم ماهانه سبزیجات و حبوبات ۵.۷ درصد، محصولات غذایی طبقهبندینشده ۵.۸ درصد و نوشیدنیهای غیرالکلی، چای، قهوه و کاکائو ۴.۵ درصد ثبت شده است.
این تفاوتها نشان میدهد که سفره مردم با یک «قیمت واحد» اداره نمیشود. هر خانواده ترکیب متفاوتی از مواد غذایی مصرف میکند. خانوادهای که سهم بیشتری از درآمدش را صرف نان، غلات، روغن و مواد اولیه آشپزی میکند، ممکن است اثر تورم را متفاوت از خانوادهای احساس کند که مصرف بیشتری از گوشت، لبنیات یا کالاهای دیگر دارد.
همین مسئله ما را به تفاوت طبقاتی میرساند. در دهک اول، یعنی پایینترین گروه هزینهای، خوراکیها و آشامیدنیها ۴۲.۳۶ درصد از سبد هزینه را تشکیل میدهند. در دهک دهم این سهم فقط ۲۱.۵۵ درصد است.
معنای این تفاوت بسیار مهم است. فرض کنیم دو خانواده هر دو با افزایش قیمت مواد غذایی روبهرو شدهاند. خانواده کمدرآمد بخش بزرگتری از پول خود را از ابتدا برای غذا خرج میکند؛ بنابراین فضای کمتری برای جبران افزایش قیمت دارد. خانواده پردرآمد سهم بیشتری از هزینههایش را به مسکن، حملونقل، درمان، تفریح یا سایر خدمات اختصاص میدهد. به همین دلیل، یک افزایش یکسان در قیمت غذا الزاماً فشار یکسانی بر این دو خانواده وارد نمیکند.
این مسئله در مورد روغن نیز دیده میشود. سهم روغن و چربیها در سبد دهک اول ۲.۵۷ درصد و در دهک دهم ۰.۸ درصد است. بنابراین افزایش قیمت این کالا برای خانوار کمدرآمد، از نظر سهمی که از بودجهاش میگیرد، سنگینتر است.
در نتیجه، روایت خوراکیها در شهریور ۱۴۰۵ فقط داستان افزایش قیمت مواد غذایی نیست. داستان اصلی این است که غذا همچنان یکی از اجتنابناپذیرترین هزینههای خانواده است و برای خانوارهای کمدرآمد سهم بسیار بیشتری از بودجه را میبلعد. وقتی قیمت خوراکیها برای مدتی طولانی بالا میماند، خانواده معمولاً نمیتواند اصل هزینه را حذف کند؛ ناچار است کیفیت، مقدار، برند، تنوع یا دفعات خرید را تغییر دهد.
به زبان ساده، تورم مواد غذایی خودش را روی فاکتور فروشگاه نشان میدهد، اما اثر واقعی آن را باید در بشقاب خانواده دید: چه چیزی کمتر خریداری میشود، چه چیزی جایگزین میشود و کدام بخش از سفره دیگر مثل قبل پر نمیشود.
اخبار مرتبط

کاهش تقاضای خرید در بازار طلا/ قیمت ها حباب دارد

تورم زیر ذرهبین؛ بانک مرکزی تا کجای مسیر مهار گرانی پیش رفته است؟

اعدادی که حال کسبوکار ایران را نشان میدهند

تورم ماهانه شهریور ۴.۲درصد شد؛انعکاس جهش قیمت موبایل در تورم ارتباطات

ایرانیها در روزگار تورم پولشان را کجا میبرند؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه