
خاموشی چراغ بنزین ارزان
با بهرهبرداری از پالایشگاه مهر خلیج فارس، روزانه ۱۳ میلیون لیتر به تولید بنزین افزوده میشود؛ پس چرا همزمان قیمت بنزین افزایش یافته است؟
به گزارش نماد اقتصاد، هر بار که صحبت از افزایش قیمت بنزین به میان میآید، یک پرسش ساده در ذهن مردم شکل میگیرد، ایران که یکی از بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان است، چرا نمیتواند بنزین مورد نیاز خود را با قیمت مناسب تامین کند؟
اکنون این پرسش جدیتر شده است؛ زیرا درست در روزهایی که خبر افزایش نرخ بنزین و محدودتر شدن سهمیه ارزان منتشر میشود، مسئولان از اضافهشدن روزانه ۱۳ میلیون لیتر به ظرفیت تولید بنزین کشور خبر میدهند.
مسئولان ایرانی هرگاه سخن از قیمت بنزین به میان میآید، با مقایسه نرخ داخلی با کشورهای دیگر، بر ارزانبودن سوخت تاکید میکنند؛ گویی بنزین ارزان امتیازی است که با تحمل هزینهای سنگین در اختیار مردم قرار گرفته است. اما در این مقایسه معمولا یک بخش اساسی ناگفته میماند؛ مردم کشورهای مختلف فقط قیمت بنزین متفاوتی ندارند، بلکه درآمد، قدرت خرید، کیفیت خودرو، دسترسی به حملونقل عمومی و سطح خدمات اجتماعی آنها نیز یکسان نیست.
ممکن است قیمت هر لیتر بنزین در یک کشور توسعهیافته چند برابر ایران باشد، اما حقوق ماهانه شهروند آن کشور نیز چندین برابر است و بخش کوچکتری از درآمدش صرف سوخت، مسکن و نیازهای اولیه میشود. در مقابل، بسیاری از خانوادههای ایرانی با درآمد ریالی و هزینههایی که روزبهروز به قیمتهای جهانی نزدیکتر میشوند، زندگی میکنند. برای چنین خانوادهای، حتی بنزینی که روی کاغذ «ارزان» خوانده میشود، الزاما ارزان نیست؛ زیرا معیار واقعی، عدد نوشتهشده روی تابلوی جایگاه نیست، بلکه تعداد لیتر بنزینی است که یک کارگر، کارمند یا بازنشسته با یک ساعت یا یک روز دستمزد خود میتواند بخرد.
جانشین مدیرعامل هلدینگ نفت، گاز و پتروشیمی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا شب گذشته اعلام کرد که با بهرهبرداری از پالایشگاه مهر خلیج فارس، روزانه ۱۳ میلیون لیتر بنزین و سه میلیون لیتر گازوئیل به تولید کشور اضافه خواهد شد.
این افزایش ظرفیت، در نگاه نخست باید بخشی از ناترازی سوخت را جبران کرده و نیاز به واردات را کاهش دهد. اما همزمان، نرخ بنزین مصرفی بیش از ۱۱۰ لیتر در ماه به ۱۰ هزار تومان برای هر لیتر افزایش یافته است؛ در حالی که سهمیههای نخست و دوم، یعنی ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان، فعلا بدون تغییر باقی ماندهاند.
کنار هم قرار گرفتن این دو خبر، برای مردم تناقضآمیز به نظر میرسد؛ اگر تولید بالا میرود، چرا قیمت هم افزایش پیدا میکند؟
پالایشگاهی که قرار است بخشی از ناترازی را جبران کند
پالایشگاه مهر خلیج فارس یکی از طرحهای مهم پالایشی کشور است که بهرهبرداری از آن میتواند ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی را افزایش دهد.
طبق اعلام مسئولان پروژه، خروجی این مجموعه روزانه حدود ۱۳ میلیون لیتر بنزین و سه میلیون لیتر گازوئیل خواهد بود. عدد ۱۳ میلیون لیتر کوچک نیست. اگر این ظرفیت بهصورت پایدار و با کیفیت استاندارد وارد مدار شود، سالانه نزدیک به ۴.۷ میلیارد لیتر به تولید بنزین ایران اضافه میکند. با این حال، این افزایش تولید زمانی معنا پیدا میکند که آن را در کنار مصرف روزانه کشور قرار دهیم.
مصرف بنزین ایران در مقاطع مختلف سال به حدود ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده و در روزهای اوج سفر حتی از مرز ۱۴۰ میلیون لیتر عبور کرده است. گزارشهای اخیر نیز مصرف روزانه حدود ۱۳۵ میلیون لیتر را نشان میدهند.
برآوردهای منتشرشده از ظرفیت فعلی تولید متفاوت است و ارقامی حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون لیتر در روز مطرح میشود. بنابراین، بهرهبرداری کامل از پالایشگاه مهر خلیج فارس میتواند بخش بزرگی از کمبود فعلی را جبران کند؛ اما لزوما برای تمام ماههای سال و روزهای اوج مصرف کافی نیست.
به بیان ساده، ۱۳ میلیون لیتر تولید بیشتر میتواند فاصله تولید و مصرف را کاهش دهد، اما اگر مصرف هر سال چند درصد بالا برود، این ظرفیت تازه نیز پس از چند سال بلعیده میشود.
چرا با وجود افزایش تولید، بنزین گران میشود؟
افزایش ظرفیت تولید و افزایش قیمت، الزاما دو سیاست متناقض نیستند؛ زیرا اولی سمت عرضه و دومی سمت تقاضا و تامین مالی را هدف گرفته است.
دولت میگوید حتی با ساخت پالایشگاههای جدید، رشد سریع مصرف، قاچاق سوخت، فرسودگی خودروها و هزینه سنگین یارانه اجازه نمیدهد تنها با افزایش تولید مشکل حل شود.
اما این توضیح زمانی برای جامعه پذیرفتنی است که دولت ارقام روشن و قابل راستیآزمایی ارائه کند؛ دقیقا چه میزان بنزین تولید میشود؟ مصرف واقعی چقدر است؟ چه مقدار وارد میشود؟ هزینه واردات چقدر است؟ حجم قاچاق بر چه مبنایی محاسبه شده و درآمد حاصل از افزایش قیمت دقیقا کجا هزینه میشود؟
نبود پاسخ شفاف به این پرسشها باعث میشود مردم افزایش قیمت را نه بخشی از اصلاح ساختاری، بلکه راهی برای جبران کسری بودجه تلقی کنند. بهویژه آنکه خانوار ایرانی طی سالهای گذشته با تورم سنگین، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه مسکن، خوراک و حملونقل مواجه بوده است.
برای یک خانوار، بنزین فقط پولی نیست که در پمپبنزین پرداخت میشود. قیمت سوخت میتواند روی کرایه تاکسی، حمل بار، خدمات شهری، هزینه سفر و در نهایت قیمت کالاها اثر بگذارد. حتی اگر دولت اعلام کند سهمیههای اصلی دستنخورده باقی ماندهاند، نگرانی مردم از اثر روانی و زنجیرهای افزایش نرخ کاملا قابل فهم است.
ریشه ناترازی فقط قیمت پایین نیست
در روایت رسمی، ارزان بودن بنزین مهمترین دلیل مصرف زیاد معرفی میشود. قیمت پایین قطعا تقاضا را افزایش میدهد و انگیزه قاچاق را بیشتر میکند؛ اما تقلیل تمام مسئله به «مصرف بیرویه مردم» منصفانه نیست.
بخش مهمی از مصرف بالای سوخت، نتیجه عواملی است که خانوارها اختیار چندانی بر آنها ندارند:
نخست، بخش بزرگی از خودروهای داخلی مصرف سوخت بالایی دارند. بسیاری از خودروهایی که در بازار ایران کممصرف معرفی میشوند، در استفاده واقعی و ترافیک شهری بیشتر از نمونههای جدید جهانی بنزین میسوزانند. وقتی شهروند حق انتخاب گستردهای ندارد و ناچار است خودروی قدیمی یا کمبازده استفاده کند، نمیتوان تمام مسئولیت افزایش مصرف را متوجه او دانست.
دوم، حملونقل عمومی در بسیاری از شهرها متناسب با جمعیت توسعه پیدا نکرده است. کمبود اتوبوس، فرسودگی ناوگان، پوشش محدود مترو و دشواری رفتوآمد میان شهرهای اقماری باعث شده است خودروی شخصی برای بسیاری از مردم نه کالایی تجملی، بلکه وسیلهای ضروری باشد.
سوم، ترافیک سنگین و طراحی نامناسب شهری میلیونها لیتر سوخت را در خیابانها میسوزاند، بدون آنکه شهروند مسافت مفیدی طی کرده باشد.
چهارم، خودروهای فرسوده، موتورسیکلتهای پرمصرف و ناوگان حملونقل سنگین قدیمی همچنان سهم قابل توجهی در مصرف دارند. اجرای کند برنامه اسقاط، عملاً بخشی از یارانه سوخت را به خودروهای ناکارآمد اختصاص داده است.
پنجم، اختلاف بسیار زیاد قیمت سوخت در ایران و کشورهای همسایه زمینه قاچاق را فراهم میکند. اما مقابله با قاچاق وظیفه نهادهای نظارتی و مرزی است و نباید هزینه ضعف در کنترل شبکه توزیع، صرفاً از مصرفکننده عادی دریافت شود.
۱۳ میلیون لیتر جدید چقدر اثرگذار است؟
اگر فرض کنیم مصرف روزانه کشور ۱۳۵ میلیون لیتر باشد، افزایش ۱۳ میلیون لیتری تولید معادل نزدیک به ۱۰ درصد مصرف روزانه است. این ظرفیت در صورت بهرهبرداری کامل میتواند وابستگی به واردات را به شکل محسوسی کاهش دهد و در برخی ماهها حتی ناترازی را تقریبا پوشش دهد.
ولی چند شرط مهم وجود دارد. پالایشگاه باید در موعد اعلامشده به بهرهبرداری کامل برسد؛ تولید آن نباید فقط ظرفیت اسمی باشد؛ خوراک پایدار باید تأمین شود و توقفهای تعمیراتی یا فنی نیز در محاسبات لحاظ شود. علاوه بر این، کیفیت بنزین تولیدشده و انطباق آن با استانداردهای زیستمحیطی اهمیت زیادی دارد. افزایش مقدار تولید، اگر به قیمت تشدید آلودگی هوا تمام شود، هزینهای دیگر را از مسیر درمان و آسیبهای زیستمحیطی به مردم تحمیل خواهد کرد.
از سوی دیگر، اگر مصرف سالانه فقط پنج درصد رشد کند، در سطح مصرف ۱۳۵ میلیون لیتری، هر سال حدود ۶.۷ میلیون لیتر به تقاضای روزانه اضافه میشود. در این سناریوی ساده، بخش عمده ظرفیت تازه پالایشگاه میتواند ظرف دو سال تحت تأثیر رشد مصرف قرار گیرد. بنابراین ساخت پالایشگاه فرصت تنفس ایجاد میکند، اما درمان دائمی نیست.
آیا افزایش قیمت مصرف را کاهش میدهد؟
افزایش نرخ مصرف مازاد احتمالا بخشی از سفرهای غیرضروری را کم میکند و مصرفکنندگان پرمصرف را به مدیریت سوخت سوق میدهد. با این حال، میزان اثرگذاری این سیاست به ترکیب مصرفکنندگان وابسته است.
کسی که روزانه مسیر طولانی خانه تا محل کار را طی میکند، راننده تاکسی اینترنتی است یا در منطقهای بدون حملونقل عمومی مناسب زندگی میکند، ممکن است امکان چندانی برای کاهش مصرف نداشته باشد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت بیشتر از آنکه رفتار را اصلاح کند، درآمد واقعی خانوار را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، سهمیه ۱۱۰ لیتری برای یک خودروی معمولی با مصرف متوسط هشت لیتر در صد کیلومتر، امکان پیمایش حدود ۱۳۷۵ کیلومتر در ماه را فراهم میکند. این مقدار برای برخی خانوارها کافی است، اما برای شاغلان حومهنشین، رانندگان حرفهای یا خانوادههایی که به دلایل درمانی و کاری رفتوآمد زیادی دارند، ممکن است پاسخگو نباشد.
از همین رو، سیاست قیمتی باید میان «مصرف تفریحی یا بسیار بالا» و «مصرف اجباری ناشی از کار و نبود زیرساخت» تفاوت قائل شود.
مسئله اصلی توزیع ناعادلانه یارانه است
یکی از استدلالهای موافق اصلاح قیمت این است که خانوارهای پردرآمد معمولا خودروهای بیشتر و مصرف بالاتری دارند و در نتیجه سهم بیشتری از یارانه پنهان بنزین میبرند. این گزاره در سطح کلی درست است، اما همه واقعیت را نشان نمیدهد.
خانوار کمدرآمدی که در حاشیه شهر زندگی میکند و با خودروی فرسوده مسافرکشی میکند، ممکن است بیشتر از یک خانوار پردرآمد ساکن مرکز شهر بنزین مصرف کند. پس فقط میزان مصرف یا تعداد لیتر نمیتواند معیار دقیقی برای شناسایی برخورداران باشد.
اصلاح عادلانه یارانه سوخت به اطلاعات دقیق درآمدی، پوشش بیمهای رانندگان، حمایت از حملونقل عمومی و جبران مستقیم هزینه برای گروههای آسیبپذیر نیاز دارد. در غیر این صورت، سیاستی که با نام عدالت اجرا میشود، ممکن است فشار بیشتری بر گروههای کمدرآمد وارد کند.
درآمد بنزین گرانتر کجا میرود؟
این مهمترین پرسشی است که دولت باید به آن پاسخ دهد. اگر درآمد حاصل از افزایش نرخ، صرف واردات دوباره بنزین یا پوشاندن هزینههای جاری شود، ناترازی پس از مدتی بازخواهد گشت. اما اگر این منابع بهصورت شفاف در چند حوزه مشخص سرمایهگذاری شود، میتوان به اصلاح تدریجی امیدوار بود
مردم زمانی با یک سیاست دشوار اقتصادی همراه میشوند که نتیجه آن را در زندگی روزمره ببینند. اگر بنزین گرانتر شود، اما اتوبوس همچنان کم باشد، خودرو همچنان پرمصرف تولید شود و ترافیک هر روز سنگینتر شود، اعتماد عمومی آسیب بیشتری خواهد دید.
پالایشگاه جدید فرصت اصلاح، نه مجوز افزایش مصرف
راهاندازی پالایشگاه مهر خلیج فارس خبر مثبتی برای امنیت انرژی کشور است. اضافهشدن ۱۳ میلیون لیتر بنزین و سه میلیون لیتر گازوئیل در روز میتواند نیاز ارزی را کاهش دهد، ذخایر راهبردی را تقویت کند و فشار ناشی از واردات را کم کند. اما این ظرفیت نباید بهانهای برای ادامه همان الگوی قدیمی باشد: تولید بیشتر، مصرف بیشتر و چند سال بعد، بازگشت ناترازی.
در مقابل، افزایش قیمت نیز نباید جایگزین اصلاحات واقعی شود. گرانکردن سوخت آسانترین بخش سیاستگذاری است؛ دشوارترین بخش، وادار کردن خودروساز به کاهش مصرف، توسعه حملونقل عمومی، کنترل قاچاق و ارائه حساب شفاف از درآمدها و هزینههاست.
مردم حق دارند این تناقض را بپرسند
افزایش تولید و اصلاح قیمت از نظر اقتصادی میتوانند همزمان اجرا شوند، اما از منظر اجتماعی به توضیحی روشن نیاز دارند. دولت باید نشان دهد که تولید ۱۳ میلیون لیتر بنزین جدید دقیقا چه زمانی وارد شبکه میشود، چه مقدار از واردات را کاهش میدهد و درآمد نرخ ۱۰ هزار تومانی چگونه مصرف خواهد شد.
مردم میپرسند چرا در کشوری نفتخیز باید هزینه ناکارآمدی خودروها، ضعف حملونقل عمومی، قاچاق و تاخیر پروژههای پالایشی را از جیب خود بپردازند. پاسخ قابل قبول، صرفاً دعوت به کاهش مصرف نیست.
راه پایدار، ترکیبی از افزایش تولید استاندارد، مهار قاچاق، نوسازی ناوگان، توسعه حملونقل عمومی و اصلاح تدریجی و عادلانه قیمتهاست. پالایشگاه مهر خلیج فارس میتواند بخشی از مشکل را حل کند، اما آینده بازار بنزین زمانی تغییر میکند که سیاستگذار به جای تمرکز یکجانبه بر قیمت، تمام زنجیره تولید تا مصرف را اصلاح کند.
در غیر این صورت، ۱۳ میلیون لیتر بنزین تازه نیز وارد همان باک بزرگی خواهد شد که سالهاست از چند نقطه نشتی دارد؛ باکی که هزینه پر کردن مداوم آن، در نهایت به مردم تحمیل میشود.
اخبار مرتبط

هزینه واردات قطعات خودرو در تنگنای تحریم و نفت گران

بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ کدام کسبوکارها برنده و کدام یک بازندهاند؟

افزایش قیمت بنزین چگونه هزینه تامین کالاهای اساسی را بالا میبرد؟

جایگاه گازوئیل در زنجیره تامین اقتصاد ایران

هزینه حملونقل دانشآموزان و دانشجویان افزایشی میشود؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه