
قطعی برق چگونه درآمد خانوار را کاهش میدهد؟
قطعی برق در ایران دیگر فقط مسئلهای مربوط به شبکه و میزان تولید برق نیست؛ شواهد موجود نشان میدهد اختلال در تامین برق میتواند فعالیت بنگاهها، تولید، فروش و بهرهوری نیروی کار را نیز تحت تاثیر قرار دهد و در نهایت بخشی از هزینه بحران انرژی را به کارگران و خانوارها منتقل کند. در چنین شرایطی، مسئله اقتصادی خاموشی فقط مقدار برقی نیست که از شبکه خارج میشود، بلکه ساعات فعالیت و درآمدی است که همراه آن از دست میرود.
به گزارش نماد اقتصاد، اثر قطعی برق در سطح بنگاهها الزاما با توقف کامل فعالیت کارخانه یا مغازه آغاز نمیشود. حتی زمانی که فعالیت اقتصادی بهطور کامل متوقف نمیشود، اختلال در زمانبندی تولید، کاهش ظرفیت استفاده از ماشینآلات و افزایش زمان انجام کار میتواند عملکرد بنگاه را تحت فشار قرار دهد.
بانک جهانی در بررسی آثار خاموشی بر بنگاهها، شاخص مستقلی برای ارزش ازدسترفته به دلیل قطعی برق تعریف کرده که میزان فروش ازدسترفته بنگاههای متاثر از خاموشی را اندازهگیری میکند. دادههای بانک جهانی برای ایران نیز این شاخص را در پایگاه داده «Enterprise Surveys» تا سال ۲۰۲۵ دنبال میکند، هرچند صفحه داده قابلدسترسی فعلی رقم ایران را در خروجی متنی نمایش نمیدهد؛ بنابراین نمیتوان از آن برای ارائه یک درصد مشخص درباره آثار خاموشی بر بنگاههای ایران استفاده کرد.
همین محدودیت دادهای خود یک نکته مهم برای تحلیل قطعی برق است و آن اینکه درباره وجود هزینه اقتصادی خاموشی شواهد فراوانی وجود دارد، اما هنوز نمیتوان بدون یک پیمایش جامع و بهروز، یک رقم واحد را بهعنوان درآمد ازدسترفته خانوار ایرانی به ازای هر ساعت خاموشی اعلام کرد.
مطالعات بینالمللی نیز مسیر انتقال این هزینه را تایید میکنند. ارزیابی یک مطالعه مبتنی بر دادههای بنگاههای تولیدی نشان داده است که اختلال برق با کاهش بهرهوری ارتباط دارد و بنگاهها برای مقابله با آن به تولید برق اختصاصی، سرمایهگذاری فناوری یا تغییر شیوه فعالیت متوسل میشوند؛ اما تولید برق اضطراری نیز هزینه سرمایه و سوخت ایجاد میکند و الزاما زیان بهرهوری را جبران نمیکند.
کارگر؛ نخستین لایه انتقال هزینه خاموشی
اثر قطعی برق برای کارگران به نوع قرارداد و شیوه پرداخت دستمزد وابسته است. اگر دستمزد مستقیما به ساعت کار یا میزان تولید وابسته باشد، کاهش زمان فعالیت میتواند به کاهش درآمد همان دوره منجر شود. با این حال، این رابطه را نمیتوان برای تمام کارگران یکسان فرض کرد؛ زیرا در مشاغل دارای حقوق ثابت، ممکن است کاهش فعالیت بنگاه در کوتاهمدت الزاما به کاهش دستمزد اسمی منجر نشود.
گزارش میدانی یک خبرگزاری در تابستان ۲۰۲۶ نمونهای مشخص از این مسئله را در یک کارگاه پوشاک در تهران و کرج ارائه کرده است. به گفته کارگر مورد اشاره در گزارش، کارگاه روزانه حدود سه ساعت برق نداشت و ماشینآلات دوخت و اتوهای صنعتی در زمان خاموشی متوقف میشدند؛ در این مورد، ساعات بدون تولید به دستمزد صفر برای آن ساعات منجر شده بود. البته این نمونه یک گزارش میدانی است و نمیتوان آن را به کل بازار کار تعمیم داد.
در واقع، قطعی برق برای نیروی کار ساعتی، روزمزد یا شاغل در فعالیتهایی که پرداخت آنها با حجم تولید ارتباط دارد، میتواند معنایی متفاوت از کارمند دارای حقوق ثابت داشته باشد. در گروه نخست، زمان ازدسترفته ممکن است مستقیما درآمد را کاهش دهد؛ در گروه دوم، اثر اولیه ممکن است به کاهش تولید بنگاه یا فشار بر سود منتقل شود.
کسبوکارهای خرد؛ فروش ازدسترفته همیشه قابل جبران نیست
دومین لایه مهم، کسبوکارهای خرد و خدماتی هستند. در این بخش، هزینه قطعی برق فقط به توقف دستگاه محدود نیست؛ زمان وقوع خاموشی نیز پراهمیت است.
اگر خاموشی در ساعاتی رخ دهد که تقاضای مشتری بالاست، بخشی از فروش ممکن است برای همیشه از دست برود. مشتریای که به یک نانوایی، فروشگاه، آرایشگاه، کارگاه یا واحد خدماتی مراجعه کرده اما به دلیل خاموشی امکان دریافت خدمت ندارد، لزوما در زمان دیگری همان تقاضا را تکرار نمیکند.
بر اساس یک گزارش منتشر شده درباره خاموشیهای تابستان ۲۰۲۶ در مناطق تجاری ایران قطعی برق در برخی شهرها در ساعات فعالیت اقتصادی رخ داده است. در این گزارش، صاحبان کسبوکار از توقف فعالیت، از بین رفتن مواد اولیه و اختلال در فرایندهای کاری سخن گفتهاند. یک نمونه نیز مربوط به یک واحد نانوایی بود که در میانه فرایند تولید، قطع برق موجب توقف دستگاه و از بین رفتن بخشی از خمیر شد.
در چنین وضعیتی، قطعی برق میتواند همزمان سه هزینه فروش ازدسترفته، مواد اولیه یا محصول آسیبدیده و هزینه بازگشت به وضعیت عادی ایجاد کند. بنابراین زیان اقتصادی خاموشی لزوما برابر با ارزش برق مصرفنشده نیست؛ زیرا اختلال در یک فرایند اقتصادی میتواند هزینهای بزرگتر از خود انرژی مصرفنشده ایجاد کند.
کارخانه؛ جایی که خاموشی از تولید عبور میکند
در بخش صنعت، قطعی برق میتواند اثر گستردهتری داشته باشد؛ زیرا توقف یک خط تولید ممکن است فقط به از دست رفتن چند ساعت تولید محدود نشود و بر برنامه تولید، موجودی، سفارشها و زمان تحویل اثر بگذارد.
در ایران نیز نمونههای مشخصی از این مسئله ثبت شده است. یک خبرگزاری داخلی در خرداد ۱۴۰۴ گزارش داد قطعی برق، دو خط تولید کارخانه چوب و کاغذ مازندران را متوقف کرده است. این گزارش همچنین به اعلام خسارت ۱۰ میلیارد تومانی ناشی از ناترازی برق در سال ۱۴۰۴ از سوی این مجموعه اشاره کرد. البته این رقم، برآورد یک بنگاه مشخص است و نباید به کل صنعت تعمیم داده شود.
در سطح کلان نیز بانک جهانی در گزارش آوریل ۲۰۲۶، کمبودهای پایدار آب و انرژی را از عواملی دانسته است که رشد بخش غیرنفتی ایران را محدود میکنند. بانک جهانی در عین حال تاکید کرده است که چشمانداز فعالیت اقتصادی ایران به شدت به وضعیت زیرساخت، اختلالات انرژی و تحولات درگیری منطقهای وابسته است.
این دادهها بهتنهایی نشان نمیدهند چه مقدار از کاهش درآمد خانوار مستقیما ناشی از خاموشی بوده است؛ اما مشخص میکند بحران انرژی در بستری رخ میدهد که بخش تولید و درآمد واقعی خانوار از قبل نیز تحت فشار قرار دارد.
ژنراتور؛ راهحل خاموشی یا انتقال هزینه؟
یکی از واکنشهای رایج بنگاهها به قطعی برق استفاده از مولدهای اضطراری است، اما تولید برق در محل، هزینه بحران را حذف نکرده؛ بلکه بخشی از آن را به هزینه سوخت، نگهداری، سرمایهگذاری و بهرهبرداری منتقل میکند.
مطالعه بانک جهانی درباره واکنش بنگاهها به خدمات نامطمئن برق نیز نشان میدهد مالکیت ژنراتور در مناطقی که برق ناپایدار است افزایش مییابد. با این حال، چنین واکنشی به معنای حذف هزینه اقتصادی خاموشی نیست.
برخی مطالعات دانشگاهی نیز به همین مسئله اشاره کردهاند. در پژوهشی درباره بنگاههای تولیدی، تولید برق اختصاصی یکی از مهمترین واکنشها به خاموشی معرفی شده، اما هزینه آن میتواند بخشی از سرمایه و منابع بنگاه را از سایر فعالیتهای مولد منحرف کند و بهرهوری را کاهش دهد.
بنابراین، قطعی برق حتی زمانی که چراغ کارخانه با ژنراتور روشن میماند، لزوما بدون هزینه نیست. بنگاه ممکن است تولید را حفظ کند، اما با هزینه بالاتر؛ هزینهای که میتواند از مسیر کاهش سود، افزایش قیمت محصول یا کاهش منابع قابل تخصیص به دستمزد و سرمایهگذاری ظاهر شود. اینکه کدام مسیر در هر بنگاه غالب است، نیازمند داده اختصاصی همان صنعت است.
هزینه قطعی برق چگونه به خانوار میرسد؟
مسیر انتقال قطعی برق به خانوار را میتوان در چهار بخش بررسی کرد. بخش نخست، کاهش زمان فعالیت است. کارگاه یا فروشگاه در بخشی از ساعات کاری قادر به فعالیت نیست. بخش دوم، کاهش تولید یا فروش است. بخش سوم، فشار بر درآمد بنگاه یا دستمزد نیروی کار است. بخش چهارم نیز زمانی شکل میگیرد که کاهش درآمد یا سود قابلتوجه باشد و توان مصرف، پسانداز یا سرمایهگذاری خانوار را محدود کند.
بانک جهانی در گزارش ۲۰۲۶ خود درباره ایران، کاهش درآمدهای واقعی و فشار تورمی را از عوامل تضعیف تقاضای داخلی میداند و هشدار میدهد که افزایش فقر نیز میتواند در اثر تورم غذایی و سایر شوکهای اقتصادی رخ دهد. بنابراین، در اقتصاد خانوار، هر شوک جدیدی که درآمد واقعی یا هزینه فعالیت را تحت فشار قرار دهد، در بستری از آسیبپذیری موجود عمل میکند.
با این حال، یک مرز مهم در تحلیل وجود دارد و آن اینکه منابع موجود امکان محاسبه معتبر این ادعا را که مثلا «هر ساعت قطعی برق دقیقاً فلان مقدار از درآمد خانوار را کاهش میدهد» فراهم نمیکنند. ارائه چنین عددی بدون پیمایش خانوار، داده ساعات کار و اطلاعات بنگاهها، فراتر از شواهد موجود خواهد بود.
چرا اثر خاموشی برای همه یکسان نیست؟
هزینه قطعی برق به ساختار فعالیت اقتصادی بستگی دارد. یک واحد صنعتی بزرگ ممکن است امکان استفاده از مولد اضطراری داشته باشد، در حالی که یک کارگاه کوچک چنین ظرفیتی ندارد. یک کارخانه ممکن است بتواند تولید ازدسترفته را با شیفت اضافه جبران کند، اما یک فروشگاه یا رستوران ممکن است مشتری ازدسترفته خود را دیگر به دست نیاورد.
همچنین، تفاوت میان صنعت، خدمات و مشاغل خرد اهمیت دارد. در صنعت، مسئله ظرفیت تولید و توقف ماشینآلات پررنگتر است؛ در خدمات، زمان و حضور مشتری اهمیت بیشتری دارد و در فعالیتهای روزمزدی، ساعات کار ازدسترفته میتواند مستقیما بر دریافتی اثر بگذارد.
بررسی مطالعات بینالمللی نیز نشان میدهند شدت اثر خاموشی میان بنگاهها یکسان نیست. پژوهشهای مبتنی بر داده بنگاهها از تفاوت اثرات بر اساس اندازه و شدت وابستگی به برق خبر داده و نشان میدهند برخی واکنشها، مانند تولید برق اختصاصی، خود میتوانند هزینههای جدید ایجاد کنند.
در نتیجه، قطعی برق را نمیتوان با یک شاخص واحد برای همه گروههای اقتصادی اندازهگیری کرد. تعداد ساعات خاموشی، زمان وقوع، نوع شغل، نوع قرارداد نیروی کار، امکان استفاده از ژنراتور، قابلیت جبران تولید و وابستگی فروش به حضور مشتری، همگی در اندازه زیان نقش دارند.
خلا اصلی؛ منبعی که هنوز در دسترس نیست
با وجود شواهد متعدد درباره آثار قطعی برق بر فعالیت اقتصادی، مهمترین خلا دادهای یعنی میزان درآمد خانوار ازدسترفته در اثر خاموشی به تفکیک شغل و منطقه همچنان پابرجاست.
برای پاسخ دقیق به این مسئله، باید حداقل چهار سطح داده یعنی برنامه و مدت واقعی خاموشی، ساعات فعالیت ازدسترفته، تغییر تولید یا فروش بنگاه و تغییر دریافتی نیروی کار به یکدیگر متصل شود.
پس از آن میتوان اثر را تا سطح خانوار دنبال کرد؛ یعنی مشخص شود چه مقدار از درآمد از دست رفته قابل جبران بوده و چه مقدار به کاهش مصرف، کاهش پسانداز یا افزایش بدهی خانوار منجر شده است.
چنین پایگاه دادهای میتواند تفاوت میان خاموشی فنی و هزینه اقتصادی خاموشی را روشن کند. ممکن است دو منطقه تعداد ساعات خاموشی مشابهی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در ساختار صنعتی، خدماتی و بازار کار، زیان درآمدی کاملا متفاوتی تجربه کنند.
حسین امیری
اخبار مرتبط

قطعی برق از توقف تولید به تورم صنعتی رسیده است؟

قطعی برق چگونه قیمت سیمان، فولاد و کالاهای مصرفی را گران میکند؟

چرا توانیر جدول خاموشیها را منتشر نمیکند؟

جزئیات جدید پرداخت خسارت تجهیزات اعلام شد

تاکید ویژه رئیسجمهور بر تغییر اولویت قطعی برق صنایع

 copy.webp)
۰ دیدگاه