بانک مرکزی در برابر فشار ارزی؛ آیا ۲ میلیارد دلار می‌تواند انتظارات بازار را تغییر دهد؟
مداخله دولت تا کجا اثرگذار است؟

بانک مرکزی در برابر فشار ارزی؛ آیا ۲ میلیارد دلار می‌تواند انتظارات بازار را تغییر دهد؟

حسین امیری
۱۱ شهریور ۱۴۰۵

بانک مرکزی در برابر فشار ارزی با شرایطی مواجه شده که دیگر موضوع صرفا تأمین منابع ارزی نیست؛ بلکه هسته اصلی چالش، توانایی سیاستگذار در مدیریت انتظارات بازار و کنترل رفتار بازیگران اقتصادی است. عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، در حالی از کافی بودن ذخایر ارزی و آمادگی برای تزریق تا ۲ میلیارد دلار به بازار ارز سخن گفته که ارزش ریال در مردادماه به رکوردی تازه رسید و نرخ تورم سالانه در مردادماه وارد کانال ۶9 درصد شد.

به گزارش نماد اقتصاد، مسئله اصلی در بانک مرکزی در برابر فشار ارزی همین نقطه است که آیا بازار به ظرفیت مداخله اعتماد می‌کند یا برای تغییر رفتار خود به مشاهده مداخله واقعی و پایدار نیاز دارد؟ اظهارات رئیس‌کل بانک مرکزی در شرایطی مطرح شده که فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های مرتبط با صادرات نفت، چشم‌انداز ورود ارز به اقتصاد ایران را پیچیده‌تر کرده است. در چنین شرایطی، اعلام آمادگی برای عرضه ارز می‌تواند به‌عنوان یک ابزار برای آرام‌کردن نوسان بازار عمل کند، اما اینکه این اقدام بتواند انتظارات فعالان اقتصادی را در افق طولانی‌تر تغییر دهد، هنوز به شواهد بیشتری نیاز دارد.

بانک مرکزی در برابر فشار ارزی؛ پیام اصلی چیست؟

عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، روز ۱۰ شهریور اعلام کرد ایران با وجود تحریم‌های آمریکا ذخایر ارزی کافی دارد و بانک مرکزی آماده است در صورت نیاز تا ۲ میلیارد دلار ارز وارد بازار کند تا نوسان‌های اخیر کنترل شود. وی همچنین بیان کرد که بانک مرکزی همچنان در حال وصول مطالبات ارزی است و علاوه بر آن، ذخایر داخلی و منابع دیگری در اختیار دارد که جزئیات آن‌ها اعلام نشده است.

در این اظهارات باید میان دو مفهوم آمادگی برای تزریق تا ۲ میلیارد دلار و تزریق بالفعل ۲ میلیارد دلار تفاوت گذاشت. داده منتشرشده از سوی رویترز نشان می‌دهد سخن همتی درباره یک ظرفیت مداخله احتمالی بوده است، نه اینکه بانک مرکزی همان روز ۲ میلیارد دلار را وارد بازار کرده باشد.

این تفاوت برای تحلیل بانک مرکزی در برابر فشار ارزی اهمیت زیادی دارد. اگر بازار صرفا با اعلام آمادگی سیاست‌گذار آرام شود، پیام اصلی آن افزایش اعتبار مداخله خواهد بود. اما اگر برای تغییر رفتار معامله‌گران، عرضه واقعی و تکرارشونده ارز لازم باشد، مسئله از اعلام ظرفیت به توان استمرار مداخله منتقل می‌شود.

ذخایر ارزی؛ سپر کوتاه‌مدت در برابر فشار بازار

همتی تاکید کرده است که منابع ارزی ایران تنها به یک کانال محدود نیست و بانک مرکزی همچنان مطالبات ارزی را وصول می‌کند. وی همچنین از وجود ذخایر داخلی و منابع دیگری سخن گفته است. با این حال، جزئیات این منابع هنوز رسانه‌ای نشده است.

از سوی دیگر، یک خبرگزاری به نقل از اظهارات همتی گزارش کرده که از ابتدای سال ۱۴۰۵ بیش از ۱۸ میلیارد دلار برای تامین نیازهای وارداتی از جمله غذا، دارو، خوراک دام و مواد اولیه کارخانه‌ها اختصاص یافته و بانک مرکزی در هفته گذشته نیز ۵۰۰ میلیون دلار به بازار ارز تزریق کرده است.

این ارقام یک نکته مهم درباره بانک مرکزی در برابر فشار ارزی را روشن می‌کنند و آن این‌که بانک مرکزی در ماه‌های اخیر صرفا درباره مداخله ارزی صحبت نکرده، بلکه از تخصیص ارز برای نیازهای وارداتی و عرضه مستقیم به بازار نیز خبر داده است.

در عین حال همین‌جا یک پرسش مهم ایجاد می‌شود. ظرفیت تامین ارز برای مصارف ضروری با توانایی حفظ عرضه مستمر در بازار آزاد یکسان نیست. اولی به توان تامین نیازهای مشخص اقتصاد مربوط می‌شود و دومی به توان سیاست‌گذار برای اثرگذاری مداوم بر انتظارات و قیمت‌ها.

چرا عدد ۲ میلیارد دلار مهم است؟

عدد ۲ میلیارد دلار در شرایط فعلی بیش از آنکه به‌تنهایی نشان‌دهنده قدرت یا ضعف ذخایر ارزی باشد، نشانه‌ای از ظرفیت اعلام‌شده مداخله بانک مرکزی است. حجم واقعی ذخایر قابل استفاده بانک مرکزی به‌صورت عمومی اعلام نشده و بنابراین نمی‌توان بر اساس عدد ۲ میلیارد دلار درباره نسبت آن به کل ذخایر قضاوت کرد.

به همین دلیل، در تحلیل بانک مرکزی در برابر فشار ارزی نباید از عدد ۲ میلیارد دلار نتیجه گرفت که سیاست‌گذار می‌تواند بدون محدودیت از بازار حمایت کند. آنچه اکنون قابل استناد است، اعلام رسمی آمادگی برای تزریق تا این سقف است.

اهمیت این رقم زمانی بیشتر می‌شود که بازار ارز در هفته‌های اخیر با فشار قابل توجه روبه‌رو بوده است. رویترز گزارش داده که ارزش ریال ایران در ماه آگوست از مرز روانی ۲ میلیون ریال در برابر یک دلار عبور کرد؛ همزمان تورم سالانه در مرداد به ۶۹.۹ درصد رسید.

بنابراین، مسئله صرفا کاهش چندروزه نوسان نیست. اگر فشار بازار ناشی از انتظارات نسبت به آینده اقتصاد باشد، عرضه ارز زمانی اثر پایدارتر خواهد داشت که بازار باور کند این عرضه با منابع و جریان‌های ارزی آینده نیز پشتیبانی می‌شود.

فشار ارزی فقط از داخل بازار ارز نمی‌آید

یکی از مهم‌ترین متغیرهای موثر بر ارزیابی عملکرد بانک مرکزی در برابر فشار ارزی، سمت عرضه ارز در اقتصاد است. رویترز در گزارشی در اول سپتامبر نوشت که صادرات نفت خام ایران در پی محدودیت‌های مربوط به تردد نفتکش‌ها به‌شدت کاهش یافته است. بر اساس داده‌های تحلیلگران صنعتی مورد استناد این خبرگزاری، بارگیری نفت خام ایران از حدود ۲ میلیون بشکه در روز در مارس به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در آگوست کاهش یافته است.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، یک تفاوت اساسی میان توان مداخله کوتاه‌مدت و توان تامین پایدار ارز شکل می‌گیرد. بانک مرکزی ممکن است در یک مقطع بتواند با استفاده از منابع موجود به بازار پاسخ دهد، اما تداوم این سیاست به منابع ورودی آینده نیز وابسته خواهد بود.

در نتیجه، بانک مرکزی در برابر فشار ارزی تنها با یک مسئله پولی مواجه نیست؛ سیاست ارزی همزمان تحت تاثیر صادرات نفت، درآمدهای غیرنفتی، دسترسی به منابع ارزی، تحریم‌ها و شرایط ژئوپلیتیک قرار دارد.

مسئله اصلی؛ دلار یا انتظارات؟

در ظاهر، مسئله بازار ارز قیمت دلار بوده؛ اما در لایه عمیق‌تر، مسئله انتظارات است. اگر فعالان اقتصادی انتظار داشته باشند که فشار ارزی ادامه‌دار باشد، عرضه مقطعی ارز ممکن است تنها سرعت افزایش نرخ را کاهش دهد. در مقابل، اگر بازار به این نتیجه برسد که بانک مرکزی هم منابع کافی داشته و هم آمادگی دارد به‌صورت موثر در بازار مداخله کند، ممکن است رفتار احتیاطی معامله‌گران تغییر کند. این همان شکاف خبری مهم در بانک مرکزی در برابر فشار ارزی است که هنوز پاسخ قطعی ندارد.

همتی در اظهارات خود بخشی از فشار اخیر بر ریال را ناشی از عوامل روانی دانسته و تاکید کرده که اقتصاد ایران وارد مرحله فروپاشی نشده است.

در عین حال برای سنجش این ادعا، صرفا نمی‌توان به واکنش اولیه بازار اکتفا کرد. اگر پس از مداخله احتمالی، نرخ ارز برای مدت کوتاهی آرام شود و سپس فشار خرید دوباره بازگردد، اثرگذاری سیاست بیشتر جنبه کوتاه‌مدت خواهد داشت. اگر در مقابل، نوسان کاهش یابد و رفتار تقاضا نیز تغییر کند، می‌توان از اثرگذاری بیشتر مداخله بر انتظارات سخن گفت.

بنابراین، بانک مرکزی در برابر فشار ارزی زمانی موفق‌تر ارزیابی می‌شود که نتیجه سیاست نه فقط در قیمت لحظه‌ای دلار، بلکه در رفتار بازار پس از مداخله مشاهده شود.

تورم؛ ابزار اتصال ارز و معیشت

فشار ارزی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که با تورم بالا همراه باشد. رویترز گزارش داده است که تورم سالانه ایران در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۹.۹ درصد رسیده است. از سوی دیگر، داده‌های به‌روزشده صندوق بین‌المللی پول برای ایران، تورم مصرف‌کننده در سال ۲۰۲۶ را ۶۸.۹ درصد پیش‌بینی کرده است.

در چنین شرایطی، نوسان ارز تنها یک متغیر مالی نیست. تغییرات نرخ ارز می‌تواند بر هزینه واردات، قیمت مواد اولیه و تصمیم‌های مصرفی و سرمایه‌گذاری اثر بگذارد. به همین دلیل، ارتباط میان بانک مرکزی در برابر فشار ارزی و تورم، یکی از مهم‌ترین محورهای رصد اقتصاد ایران در ماه‌های آینده خواهد بود.

با این حال، نباید از این رابطه نتیجه گرفت که هر مداخله ارزی الزاما به کاهش تورم منجر خواهد شد. تورم ایران تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل قرار دارد و حتی موفقیت در کنترل کوتاه‌مدت نرخ ارز، به‌تنهایی برای معکوس‌کردن روند تورم کافی نیست.

آیا مداخله می‌تواند انتظارات را تغییر دهد؟

پاسخ به این پرسش در حال حاضر نامشخص است. آنچه مشخص بوده این است که بانک مرکزی برای آرام‌کردن بازار، ظرفیت عرضه تا ۲ میلیارد دلار را اعلام کرده و همتی از عرضه ۵۰۰ میلیون دلار در هفته گذشته نیز سخن گفته است. آنچه هنوز مشخص نیست، واکنش پایدار بازار به این سیاست است.

برای همین، در بانک مرکزی در برابر فشار ارزی مهم‌ترین شاخص، فاصله میان اعلام سیاست و رفتار بازار خواهد بود. اگر بازار پس از عرضه ارز همچنان با تقاضای شدید مواجه شود، مداخله به‌تنهایی قادر به تغییر انتظارات نبوده است. اگر تقاضای احتیاطی کاهش پیدا کند و نوسان نیز فروکش کند، می‌توان نشانه‌ای از تغییر انتظارات مشاهده کرد. این ارزیابی باید در چند مقطع زمانی انجام شود؛ نه فقط در روز اجرای مداخله.

آزمون واقعی بانک مرکزی چیست؟

آزمون بانک مرکزی در برابر فشار ارزی را می‌توان در سه سطح بررسی کرد. سطح اول، آرام‌سازی فوری بازار است. آیا عرضه ارز می‌تواند شدت نوسان را کاهش دهد؟ سطح دوم، دوام اثر مداخله است. آیا آرامش بازار چند روز یا چند هفته ادامه پیدا می‌کند یا فشار خرید دوباره ظاهر می‌شود؟ سطح سوم، تغییر انتظارات است. آیا فعالان اقتصادی پس از مشاهده عرضه ارز، ارزیابی خود از آینده بازار را تغییر داده یا همچنان در برابر کاهش ارزش ریال از پوشش ریسک استفاده می‌کنند؟ در سطح سوم است که سیاست ارزی از یک عملیات معاملاتی به یک سیاست اقتصادی با اثرگذاری گسترده‌تر تبدیل می‌شود.

متغیرهایی که باید رصد شوند

برای ارزیابی نتیجه سیاست بانک مرکزی در برابر فشار ارزی، چند شاخص رفتار نرخ ارز پس از عرضه، میزان تداوم تقاضا، حجم مداخلات بعدی، روند ورود ارز حاصل از صادرات، وضعیت صادرات نفت و واکنش تورم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به‌ویژه باید میان عرضه یک‌باره و عرضه مستمر تفاوت گذاشت. اگر بانک مرکزی ناچار شود برای حفظ آرامش بازار به‌صورت مکرر از منابع خود استفاده کند، سوال اصلی دیگر میزان عرضه اولیه نیست؛ بلکه پایداری منابع و امکان تداوم سیاست خواهد بود.

از سوی دیگر، اگر یک مداخله محدود بتواند رفتار بازار را تغییر دهد، معنای آن متفاوت خواهد بود. در این حالت، اثر اصلی مداخله از مقدار ارز فروخته‌شده فراتر می‌رود و به اعتبار سیاست‌گذار و انتظارات بازار مربوط می‌شود.

رقم ۲ میلیارد دلار پایان ماجرا نیست

بانک مرکزی در برابر فشار ارزی اکنون ابزار مشخص آمادگی برای تزریق تا ۲ میلیارد دلار به بازار ارز را روی میز گذاشته است. همزمان، رئیس‌کل بانک مرکزی از کافی بودن ذخایر ارزی، وصول مطالبات و منابع داخلی سخن گفته و از عرضه ۵۰۰ میلیون دلار در هفته گذشته نیز خبر داده است.

در عین حال عدد ۲ میلیارد دلار به‌تنهایی پاسخ مسئله بازار ارز نیست. حجم کل ذخایر قابل استفاده اعلام نشده و در سمت دیگر، گزارش رویترز از کاهش شدید بارگیری نفت خام ایران، پرسش‌هایی درباره مسیر ورود ارز در آینده ایجاد می‌کند.

از این منظر، بانک مرکزی در برابر فشار ارزی در یک آزمون دوگانه قرار دارد: نخست، آیا می‌تواند نوسان بازار را با عرضه ارز کنترل کند؛ و دوم، آیا می‌تواند با این مداخله انتظارات را نیز تغییر دهد؟

پاسخ پرسش دوم را نه در سخنان سیاست‌گذار، بلکه در رفتار بازار پس از مداخله باید جست‌وجو کرد. اگر عرضه ارز موجب کاهش پایدار نوسان و تعدیل تقاضای احتیاطی شود، می‌توان گفت سیاست ارزی فراتر از یک مداخله کوتاه‌مدت اثر گذاشته است. در عین حال اگر فشار بازار پس از پایان عرضه دوباره بازگردد، مسئله اصلی شکاف میان ظرفیت مداخله کوتاه‌مدت و پایداری منابع ارزیهمچنان پابرجا خواهد بود.

در نهایت، بانک مرکزی در برابر فشار ارزی با یک تصمیم ساده درباره فروش دلار مواجه نیست؛ بلکه با آزمون اعتبار سیاست ارزی در شرایطی مواجه بوده که هم تورم بالا است، هم ارزش ریال تحت فشار قرار دارد و هم چشم‌انداز جریان‌های ارزی با محدودیت‌های خارجی روبه‌رو شده است.

به همین دلیل، مهم‌ترین خبر در روزهای آینده لزوما «آیا بانک مرکزی ۲ میلیارد دلار تزریق کرد؟» نخواهد بود؛ پرسش مهم‌تر این است که پس از مداخله، بازار چه رفتاری نشان داد؟ همین واکنش می‌تواند مشخص کند که سیاست‌گذار صرفاً نوسان را مهار کرده یا توانسته بخشی از انتظارات ارزی را نیز تغییر دهد.

Author

حسین امیری

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72125
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه