فرصت زندگی کمتر در خانه‌های میلیاردی
داستان خانه‌هایی که فقط محل خواب شده‌اند

فرصت زندگی کمتر در خانه‌های میلیاردی

اگر پای صحبت جوانانی بنشینید که به‌تازگی مستقل شده‌اند یا زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اند و مستاجر هستند، شاید یکی از تلخ‌ترین جمله‌هایی که بشنوید این باشد، بخش بزرگی از درآمدمان را اجاره می‌دهیم، اما از خانه‌ای که برایش این‌همه هزینه می‌کنیم، فقط برای خوابیدن استفاده می‌کنیم؛ انگار زندگی‌کردن را فراموش کرده‌ایم.

به گزارش نماد اقتصاد،  اگر پای صحبت جوانانی بنشینید که به‌تازگی مستقل شده‌اند یا زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اند و مستاجر هستند، شاید یکی از تلخ‌ترین جمله‌هایی که بشنوید این باشد، بخش بزرگی از درآمدمان را اجاره می‌دهیم اما از خانه‌ای که برایش این‌همه هزینه می‌کنیم، فقط برای خوابیدن استفاده می‌کنیم؛ انگار زندگی‌کردن را فراموش کرده‌ایم.

خانه‌ای که قرار بود محل آرامش، گفت‌وگو، مهمانی‌های کوچک و ساختن خاطرات مشترک باشد، برای بسیاری از خانواده‌های جوان به جایی تبدیل شده که شب‌ها خسته به آن بازمی‌گردند و صبح زود دوباره ترکش می‌کنند. گاهی حتی فرصت نمی‌کنند کنار یکدیگر شام بخورند، درباره اتفاقات روز حرف بزنند یا برای آخر هفته برنامه‌ای داشته باشند.

اما چه شد که بخشی از جامعه ایران از زندگی جمعی، دورهمی‌های خانوادگی و آن شور و هیجان ساده باهم‌بودن فاصله گرفت و در چرخه تکراری کار، ترافیک، پرداخت قبض و نگرانی از هزینه‌های ماه آینده گرفتار شد؟

شاید برای پاسخ، پیش از آنکه از تغییر فرهنگ و سبک زندگی سخن بگوییم، باید سراغ هزینه‌هایی برویم که مردم برای ادامه زندگی می‌پردازند؛ هزینه داشتن سرپناه، سیر نگه داشتن شکم، رفتن به محل کار و حفظ حداقلی از آرامش.

در این میان، آنچه کمتر در محاسبات اقتصادی دیده می‌شود، هزینه‌ای است که هیچ‌گاه در قبض اجاره، فیش حقوقی یا سبد معیشت ثبت نمی‌شود، زمانی که خانواده‌ها برای تامین زندگی از دست می‌دهند؛ زمانی که دیگر نمی‌توان آن را خرید یا به روزهای گذشته بازگرداند.

افزایش هزینه مسکن در سال‌های اخیر فقط قدرت خرید خانوارها را کاهش نداده، بلکه به‌تدریج بر شیوه زندگی آن‌ها نیز اثر گذاشته است.

بر اساس آمار هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار ایران، سهم مسکن از کل هزینه‌های خانوار شهری در سال ۱۳۹۶ حدود ۳۳ درصد بود؛ این نسبت در سال ۱۴۰۳ به ۴۳.۷ درصد رسید. به بیان دیگر، مسکن سهم بزرگ‌تری از منابع مالی خانوارهای شهری را به خود اختصاص داده است.

این افزایش برای خانواده‌ای که درآمد محدودی دارد، به معنای جابه‌جایی اولویت‌های زندگی است. پولی که می‌توانست صرف سفر، تفریح، آموزش فرزندان یا حتی یک مهمانی خانوادگی شود، باید برای تامین اجاره و هزینه‌های ضروری کنار گذاشته شود.

در چنین شرایطی، بسیاری از زوج‌های جوان ناچار می‌شوند ساعات بیشتری کار کنند یا به دنبال شغل دوم باشند. برخی نیز برای کاهش اجاره‌بها به مناطق دورتر از محل کار نقل‌مکان می‌کنند؛ تصمیمی که شاید هزینه مسکن را کمتر کند، اما در مقابل، زمان بیشتری از زندگی روزانه آن‌ها می‌گیرد.

به این ترتیب، خانه‌ای که هر ماه سهم بزرگی از درآمد را می‌بلعد، ممکن است کمترین سهم را از حضور بیدار و آرام اعضای خانواده داشته باشد.

خانواده‌ای که با شغل دوم سهمش از زندگی کمتر می‌شود

شغل دوم فقط تقویم کاری فرد را تغییر نمی‌دهد؛ نظم زندگی تمام اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. زمانی که قرار بود صرف گفت‌وگو با همسر، همراهی فرزندان، تفریح یا استراحت شود، به ساعت کاری تبدیل شده است.

بااین‌حال، واقعیت تلخ این است که حتی دوشغله‌ها نیز کم می‌آورند. سرعت رشد هزینه‌های زندگی چنان بالاست که درآمد حاصل از چند ساعت کار اضافه، پیش از آنکه به پس‌انداز یا بهبود کیفیت زندگی برسد، صرف جبران افزایش قیمت‌ها می‌شود. در چنین شرایطی، فرد بیش از گذشته کار می‌کند، اما الزاماً احساس امنیت بیشتری ندارد؛ زیرا درآمد  دوم نیز معمولا ناپایدار، فاقد بیمه و وابسته به توان جسمی اوست.

وقتی ترافیک بخشی از عمر خانواده را می‌گیرد

برای فهم تاثیر رفت‌وآمد بر زندگی خانوادگی، کافی است یک روز کاری معمولی را در نظر بگیریم.

فردی که ساعت هفت صبح از خانه خارج می‌شود، یک ساعت و نیم در مسیر محل کار است، هشت ساعت کار می‌کند، زمانی را به استراحت و امور میان‌روز اختصاص می‌دهد و عصر نیز یک ساعت و نیم برای بازگشت در راه است، ممکن است نزدیک به ۱۲ ساعت از روز را بیرون از خانه بگذراند.

اگر هشت ساعت خواب شبانه را هم در نظر بگیریم، تنها چهار ساعت از شبانه‌روز باقی می‌ماند؛ چهار ساعتی که باید میان تهیه غذا، نظافت، خرید، رسیدگی به فرزند، کارهای شخصی و استراحت تقسیم شود.

این مثال یک سناریوی فرضی است، نه میانگین آماری کارکنان ایران؛ اما به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه حتی با ساعت کاری متعارف، زمان زندگی خانوادگی محدود می‌شود.

مسئله مهم دیگر، کیفیت این زمان است. فردی که پس از یک روز طولانی و رفت‌وآمد خسته‌کننده به خانه بازمی‌گردد، ممکن است از نظر جسمی در کنار خانواده باشد، اما انرژی کافی برای گفت‌وگو، بازی با فرزند یا مشارکت در فعالیت‌های مشترک نداشته باشد.

در نتیجه، اعضای خانواده زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما بخش قابل‌توجهی از ارتباطشان به هماهنگی امور روزمره محدود می‌شود؛ اینکه فردا چه کسی خرید کند، قسط چه زمانی پرداخت شود یا چه کسی کودک را به مدرسه ببرد.

هزینه زندگی در سال ۱۴۰۴

تازه‌ترین آمار منتشرشده از هزینه و درآمد خانوار در سال ۱۴۰۴ نیز ابعاد اقتصادی این فشار را روشن‌تر می‌کند. متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری به حدود ۳۹۲ میلیون تومان رسیده که نسبت به سال قبل ۴۵.۴ درصد افزایش داشته است؛ درحالی‌که متوسط درآمد اظهارشده خانوارهای شهری رشد ۴۱.۲ درصدی را ثبت کرده است.

در همین سال، گروه مسکن، سوخت و روشنایی ۵۸.۱ درصد هزینه‌های غیرخوراکی خانوار شهری را به خود اختصاص داده است. این نسبت سهم مسکن از کل مخارج خانوار نیست، اما نشان می‌دهد هزینه‌های مرتبط با محل سکونت چه جایگاه سنگینی در سبد غیرخوراکی دارند.

فاصله میان رشد درآمد و هزینه برای بسیاری از خانوارها، به‌ویژه مستاجران جوان، معنایی فراتر از کاهش قدرت خرید دارد. وقتی بخش بیشتری از دستمزد صرف نیازهای پایه می‌شود، خانواده برای حفظ همان سطح زندگی پیشین باید هزینه‌های اختیاری را کاهش دهد، بیشتر کار کند یا هر دو راه را هم‌زمان پیش ببرد.

کودکان جورکش والدین

یکی از مهم‌ترین پیامدهای طولانی‌شدن ساعات کار و رفت‌وآمد، تغییر رابطه والدین با فرزندان است. در بسیاری از خانواده‌های شاغل، ساعت خروج والدین از خانه با ساعت بیدارشدن فرزند فاصله چندانی ندارد و زمان بازگشت آن‌ها نیز ممکن است با پایان تکالیف مدرسه یا نزدیک‌شدن به ساعت خواب کودک همراه باشد.

در چنین وضعیتی، وظیفه مراقبت از فرزندان میان مهدکودک، مدرسه، پدربزرگ و مادربزرگ، پرستار کودک یا دیگر اعضای خانواده تقسیم می‌شود. برای خانوارهایی که امکان پرداخت هزینه این خدمات را ندارند، برنامه‌ریزی برای نگهداری فرزند به یکی از دشوارترین بخش‌های زندگی روزانه تبدیل می‌شود.

اما مراقبت از کودک تنها به تامین غذا، پوشاک و امنیت او محدود نیست. کودکان به حضور عاطفی، گفت‌وگو، بازی و مشارکت والدین در تجربه‌های روزمره نیاز دارند.

زنان شاغل کار دوم پس از بازگشت به خانه

فشار کمبود وقت در همه خانواده‌ها به یک شکل توزیع نمی‌شود. در بسیاری از خانوارها، زنان افزون بر اشتغال بیرون از خانه، بخش بزرگی از مسئولیت‌های خانه‌داری و مراقبت از فرزندان را نیز بر عهده دارند.

نتایج طرح گذران وقت مرکز آمار نشان می‌دهد فعالیت‌های خانگی بدون مزد، سهم قابل‌توجهی از زمان روزانه جمعیت شهری را به خود اختصاص می‌دهد. در تحلیل منتشرشده از این آمار، میانگین زمان خانه‌داری در سال ۱۴۰۴ نزدیک به سه ساعت در روز گزارش شده است.

در خانواده‌ای که هر دو نفر شاغل هستند، تقسیم نامتوازن مسئولیت‌های خانه می‌تواند سبب شود یکی از آن‌ها پس از پایان کار رسمی، با مجموعه تازه‌ای از وظایف مواجه شود.

تهیه شام، رسیدگی به تکالیف فرزند، شست‌وشو، نظافت و برنامه‌ریزی برای امور فردا، زمان‌هایی را اشغال می‌کند که می‌توانست صرف استراحت یا فعالیت‌های مشترک شود.

به همین دلیل، مسئله تعادل کار و زندگی تنها با کاهش ساعت اشتغال بیرون از خانه حل نمی‌شود. توزیع عادلانه کار خانگی و فراهم‌کردن خدمات مراقبتی قابل‌دسترس نیز بخشی از راه‌حل است.

دورهمی‌هایی که از تقویم خانواده حذف می‌شوند

در گذشته، برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی، دیدار با خویشاوندان، مهمانی‌های کوچک و جمع‌شدن در خانه بزرگ‌ترها بخشی از زندگی معمول بود. این تصویر البته برای همه نسل‌ها و همه طبقات اجتماعی یکسان نبوده و زندگی گذشته نیز دشواری‌های خود را داشته است. بااین‌حال، افزایش هزینه‌ها و محدودشدن وقت آزاد، امروز می‌تواند بر تداوم این روابط اثر بگذارد.

مهمانی‌دادن هزینه دارد؛ از خرید مواد غذایی و پذیرایی گرفته تا رفت‌وآمد و زمانی که باید صرف آماده‌سازی شود. حتی یک دیدار ساده خانوادگی نیز ممکن است برای کسانی که شش روز هفته کار می‌کنند و زمان زیادی را در مسیر می‌گذرانند، به برنامه‌ای دشوار تبدیل شود. در نتیجه، دیدارهای حضوری گاهی جای خود را به تماس تلفنی، پیام‌رسان‌ها و ارتباط‌های کوتاه مجازی می‌دهند.

دیگر اوقات فراغتی وجود ندارد

وقتی درآمد خانواده پاسخگوی همه نیازها نیست، هزینه‌هایی زودتر حذف می‌شوند که پرداخت آن‌ها ضروری تلقی نمی‌شود.

سفر، سینما، ورزش، کلاس‌های هنری و تفریح‌های خانوادگی می‌توانند در نخستین مرحله صرفه‌جویی کنار گذاشته شوند. این در حالی است که اوقات فراغت، تنها زمانی برای سرگرمی نیست، بلکه فرصتی برای بازیابی توان جسمی و روانی و تقویت روابط خانوادگی محسوب می‌شود.

پژوهشی درباره الگوی تخصیص اوقات فراغت جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله ایرانی که در نشریه «بررسی‌های آمار رسمی ایران» در سال ۱۴۰۴ منتشر شده، نشان می‌دهد وضعیت اشتغال و شرایط اقتصادی از عوامل مرتبط با میزان زمان فراغت جوانان هستند.

خانه باید جایی برای زندگی‌کردن باقی بماند

شاید یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های زندگی امروز ایرانیان این باشد که تامین امکانات زندگی، برای بخشی از خانواده‌ها به فعالیتی تبدیل شده که فرصت استفاده از همان امکانات را از آن‌ها می‌گیرد.

افراد کار می‌کنند تا خانه‌ای داشته باشند، اما زمان کافی برای زندگی در آن ندارند. برای آسایش فرزندانشان تلاش می‌کنند، اما گاهی فرصت همراهی با آن‌ها را از دست می‌دهند. هزینه‌های بیشتری می‌پردازند تا زندگی بهتری بسازند، درحالی‌که فشار تأمین همین هزینه‌ها می‌تواند کیفیت زندگی روزمره را پایین بیاورد.

این تناقض تنها در حساب دخل‌وخرج خانوار دیده نمی‌شود؛ در مهمانی‌هایی که دیگر برگزار نمی‌شوند، سفرهایی که هر سال عقب می‌افتند، گفت‌وگوهایی که به فردا موکول می‌شوند و کودکانی که پیش از بازگشت والدینشان به خواب می‌روند نیز خود را نشان می‌دهد.

اقتصادی که موفقیت خانوار را فقط با میزان درآمد یا توان پرداخت هزینه‌های ضروری بسنجد، بخش مهمی از واقعیت زندگی را نادیده می‌گیرد. رفاه، علاوه بر قدرت خرید، به برخورداری از زمان، آرامش، روابط اجتماعی و امکان استفاده از فرصت‌های زندگی وابسته است.

شاید سنگین‌ترین هزینه زندگی امروز، پولی نباشد که خانواده‌ها هر ماه برای اجاره و خوراک می‌پردازند؛ بلکه ساعت‌هایی باشد که برای به دست آوردن آن پول از کنار یکدیگر دور می‌مانند.

خانه هنوز همان خانه است؛ با دیوارها، پنجره‌ها، آشپزخانه و اتاق‌هایی که هر ماه برایشان هزینه می‌شود. آنچه در خطر است، زندگی جاری میان همین دیوارهاست؛ چیزی که هیچ قرارداد اجاره‌ای نمی‌تواند وجودش را تضمین کند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=77134
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه