
۱۵ ماشین سینمایی که از ستارههای فیلم معروفتر شدند!
از استونمارتین جیمز باند و فراری چنددهمیلیوندلاری تا دلورینی که بعد از ورشکستگی سازندهاش افسانه شد؛ اینجا 15 خودرو را میبینیم که به اندازه یک سوپراستار در قاب سینما درخشیدهاند.
به گزارش نماد اقتصاد، گاهی یک فیلم تمام میشود، بازیگرها از قاب بیرون میروند و حتی داستانش را هم بهمرور فراموش میکنیم؛ اما ماشینی که در چند صحنه دیدهایم، سالها در ذهنمان میماند. استونمارتین برای بسیاری از مردم فقط یک خودروساز بریتانیایی نیست؛ تصویرش با جیمز باند گره خورده است. دلورین هم با وجود شکست تجاری، برای میلیونها نفر همان ماشین زمان «بازگشت به آینده» است. اینها خودروهایی هستند که سینما به آنها زندگی دومی داده؛ زندگیای که گاهی از عمر خود شرکت سازنده هم طولانیتر شده است.
وبسایت موتور۱ در فهرستی، ۱۵ خودروی برتر تاریخ سینما را رتبهبندی کرده است. انتخابها از خودروهای کلاسیک و اسپرت تا ماشینهای دستساز ابرقهرمانها را شامل میشود؛ فهرستی که در آن، یک استونمارتین شیک از جیمز باند بالاتر از فراری افسانهای، موستانگ استیو مککویین و بتموبیل کریستوفر نولان قرار گرفته است.
۱۵. آئودی S8؛ فرار با یک سدان آلمانی در «رونین:»
در فیلم «رونین»، محصول ۱۹۹۸، خودروها فقط وسیله فرار نیستند؛ بخشی از مهارت و حرفه شخصیتها محسوب میشوند. آئودی S8 نسل اول با موتور ۴.۲ لیتری V8، در دست رانندهای حرفهای به ماشینی تبدیل میشود که میتواند در تعقیبوگریزهای فیلم، رقیب خودروهای قدرتمندتر را به دردسر بیندازد. این انتخاب یادآوری میکند که برای ساختن یک سکانس رانندگی ماندگار، همیشه به یک سوپراسپرت عجیب نیاز نیست؛ گاهی یک سدان آلمانی کافی است.

۱۴. فورد موستانگ شلبی GT500؛ «النور» با من حرف بزن
در بازسازی سال ۲۰۰۰ فیلم «سرقت در ۶۰ ثانیه»، فورد موستانگ فستبک مدل ۱۹۶۷ با تغییرات ظاهری به خودرویی تبدیل شد که با نام «النور» شهرت پیدا کرد. طراحی این نسخه را چیپ فوس، طراح و سازنده مشهور خودروهای سفارشی، بر عهده داشت. النور فقط خودروی محبوب نیکلاس کیج در فیلم نیست؛ برای بسیاری از علاقهمندان، به یکی از جذابترین نمونههای بازطراحی موستانگ کلاسیک تبدیل شده است. گاهی یک نام و چند ثانیه حضور در فیلم، برای ساختن یک افسانه کافی است. جایی که نیکولاس کیج با النور حرف زد و موستانگ آهنی را زنده کرد.

۱۳. کادیلاک Ecto-1؛ آمبولانسی که شکارچی ارواح شد
خودروی «شکارچیان روح» ابتدا یک کادیلاک مدل ۱۹۵۹ با بدنه استیشن و ریشهای در خودروهای امدادی بود. ری استنتز آن را با قیمت ۴۸۰۰ دلار میخرد؛ خودرویی که برای رسیدن به وضعیت مطلوب، به تعمیرات اساسی نیاز دارد. اما پس از تغییرات و نصب تجهیزات عجیبوغریب، به Ecto-1 تبدیل میشود؛ آمبولانسی که با آژیرها، چراغها و تجهیزات روی سقفش تقریباً بهاندازه اعضای گروه شکارچیان روح شناخته شده است. این یکی از بهترین نمونههاست که نشان میدهد شخصیت سینمایی خودرو لزوماً از قدرت موتور نمیآید؛ گاهی چند تغییر خلاقانه، هویت تازهای میسازند.

۱۲. فورد GT40؛ خودرویی که فراری را به چالش کشید
فورد GT40 پیش از آنکه در فیلم «فورد در برابر فراری» به ستاره سینما تبدیل شود، در دنیای واقعی بخشی از یکی از مشهورترین رقابتهای تاریخ مسابقات استقامت بود. فورد میخواست در لمان، فراری را شکست دهد و برای این هدف از کارول شلبی کمک گرفت. نتیجه، خودرویی بود که در سال ۱۹۶۶ به سلطه فراری پایان داد و سه پیروزی پیاپی دیگر هم در لمان به دست آورد. فیلم با بازی مت دیمون و کریستین بیل، این رقابت را دوباره به حافظه عمومی آورد. GT40 در این داستان، صرفاً یک ماشین مسابقه نیست؛ نماد تلاش صنعتی برای شکست دادن رقیبی است که شکستناپذیر به نظر میرسید. یک یاغی که با ابرقهرمان درافتاد.

۱۱. تویوتا سوپرا؛ به یاد پل واکر
تویوتا سوپرای مدل ۱۹۹۴ برای بسیاری از علاقهمندان، با نخستین فیلم «سریع و خشمگین» و شخصیت برایان اوکانر شناخته میشود. موتور ششسیلندر خطی، ظرفیت بالای تیونینگ و ظاهر اغراقشده خودرو، آن را به یکی از نمادهای فرهنگ تیونینگ دهه ۲۰۰۰ تبدیل کرد. سوپرا در فیلم ابتدا خودرویی آسیبدیده است که باید دوباره ساخته شود؛ درست مثل قهرمانی که هنوز ظرفیت واقعیاش را نشان نداده. این داستان ساده، در کنار صدای موتور و رنگآمیزی مشهور خودرو، به ساختن جایگاهی انجامید که امروز فراتر از طرفداران این مجموعه است.

۱۰. دوج M4S توربو اینترسپتور؛ ستاره عجیب فیلم «شبح»
شاید این یکی از ناشناختهترین انتخابهای فهرست برای مخاطب عمومی باشد. دوج M4S در اصل یک نمونه آزمایشی با موتور وسط و چهار سیلندر بود که در دهه ۱۹۸۰ توسعه پیدا کرد. این خودرو در فیلم «شبح» محصول ۱۹۸۶، با ظاهری تهاجمی و داستانی رازآلود به ماشین اصلی تبدیل شد. برخلاف بسیاری از خودروهای این فهرست، شهرت آن نه از یک برند پرفروش، بلکه از کمیابی و ظاهر غیرمعمولش میآید. M4S نمونهای است از اینکه سینما میتواند یک خودروی آزمایشی را از حاشیه تاریخ صنعت خودرو بیرون بکشد و به شیئی کلکسیونی تبدیل کند.

۹. فورد موستانگ؛ به ماشین من دست نزن
در «جان ویک»، یک خلافکار جوان به موستانگ جان ویک نزدیک میشود و درباره مدل آن سؤال میکند. ویک بهسادگی اصلاحش میکند: این خودرو مدل ۱۹۶۹ است، نه ۱۹۷۰، و برای فروش هم نیست. نکته جالب اینکه خودروی فیلم در اصل موستانگ Mach 1 بوده که با تغییراتی ظاهری به نسخه موردنظر داستان نزدیک شده است. اما این جزئیات برای مخاطب چندان مهم نیست؛ آنچه میماند، پیوند ماشین با زندگی شخصی قهرمان است. دزدیدن خودرو و کشتن سگ او، داستان انتقام را آغاز میکند. در اینجا ماشین فقط وسیله نقلیه نیست؛ یکی از آخرین پیوندهای ویک با زندگی قبلیاش است.

۸. دوج چارجر R/T؛ قدرت خام دومینیک تورتو
اگر سوپرا نماینده فرهنگ تیونینگ ژاپنی در «سریع و خشمگین» باشد، دوج چارجر R/T نماینده سنت خودروهای عضلانی آمریکایی است. موتور V8، گشتاور بالا و بدنهای که برای ظرافت طراحی نشده، چارجر را به نقطه مقابل سوپرا تبدیل میکند. در یکی از صحنههای مشهور فیلم، خودرو هنگام شتابگیری چنان نیرویی تولید میکند که گویی بدنهاش زیر فشار موتور میپیچد. ممکن است این تصویر از نظر فنی اغراقآمیز باشد، اما از نظر سینمایی دقیقاً همان چیزی است که شخصیت دومینیک تورتو به آن نیاز دارد: قدرتی که قرار نیست آرام و مؤدبانه رفتار کند.

۷. فورد فالکون XB GT؛ آخرین V8 در دنیای «مد مکس»
در جهان آخرالزمانی «مد مکس»، سوخت کمیاب است و بقای انسانها به منابع محدود وابسته شده. در چنین دنیایی، یک خودروی مجهز به موتور V8 شاید انتخابی غیرمنطقی به نظر برسد، اما همین تناقض به بخشی از جذابیت فورد فالکون XB GT مدل ۱۹۷۳ تبدیل میشود. خودروی تغییریافته مکس را «آخرین رهگیر V8» مینامند؛ ماشینی خشن برای جهانی خشنتر. طراحی تیره و تغییرات بدنه، آن را از یک فورد کلاسیک به نمادی از فروپاشی تمدن و تلاش برای بقا تبدیل کرده است.

۶. پونتیاک فایربرد ترنسام؛ راهزن و فرار بزرگ
در فیلم «اسموکی و راهزن»، پونتیاک فایربرد ترنسام مدل ۱۹۷۷ همراه با شخصیت راهزن به نماد سینمای جادهای آمریکا تبدیل شد. نکته جالب این است که خودروهای استفادهشده در فیلم، در اصل مدلهای ۱۹۷۶ بودند که با قطعات ظاهری به مدل سال بعد شبیه شده بودند. موتور ۶.۶ لیتری V8 آنها نیز به دلیل مقررات آلایندگی آن دوران، قدرتی کمتر از آنچه از چنین حجمی انتظار میرفت تولید میکرد. اما در سینما، عدد قدرت همهچیز نیست؛ ظاهر خودرو، شخصیت راننده و فرار پرهیجانش از پلیس بود که فایربرد را به خاطرهای ماندگار تبدیل کرد.

۵. دلورین DMC-12؛ شکست صنعتی، افسانه سینمایی
داستان دلورین شاید از همه خودروهای این فهرست عجیبتر باشد. جان دلورین، مدیر سابق جنرال موتورز، میخواست خودرویی متفاوت بسازد؛ محصولی با بدنه استیل ضدزنگ، طراحی زاویهدار و درهای بالمانند. DMC-12 در سال ۱۹۸۱ وارد تولید شد، اما مشکلات کیفیت، تأخیر در تولید، قیمت بالا و عملکردی که با ظاهر فضایی خودرو تناسب نداشت، فروش را محدود کرد. موتور V6 آن حدود ۱۳۰ اسببخار قدرت داشت؛ عددی که برای خودرویی با چنین ظاهر آیندهنگرانهای ناامیدکننده بود. شرکت در سال ۱۹۸۲ ورشکست شد و تولید خودرو متوقف ماند.
اما سه سال بعد، «بازگشت به آینده» سرنوشت دلورین را تغییر داد. رابرت زمکیس و باب گیل، نویسندگان فیلم، خودرویی را انتخاب کردند که از قبل شبیه وسیلهای متعلق به آینده بود. با افزودن خازن شار و تجهیزات خیالی سفر در زمان، دلورین به ماشینی تبدیل شد که برای رسیدن به سرعت ۸۸ مایل بر ساعت، زمان را میشکافت. امروز DMC-12 نه بهخاطر عملکرد فنی، بلکه بهخاطر پیوندش با یکی از محبوبترین سهگانههای سینما شناخته میشود. نمونههای سالم آن در بازار کلکسیونرها معمولاً دهها هزار دلار قیمت دارند و نسخههای خاص میتوانند گرانتر باشند. شرکتی که نتوانست در بازار دوام بیاورد، به لطف سینما به یک نام ماندگار تبدیل شد.

۴. بتموبیل؛ امضای کریستوفر نولان روی چهار چرخ
بتموبیل یک خودرو با یک طراحی ثابت نیست؛ هر دوره از بتمن، ماشین مخصوص خودش را داشته است. نسخه مایکل کیتون با خطوط اغراقشده و ظاهر گوتیک، بیشتر شبیه یک اثر هنری تیره بود. اما کریستوفر نولان در سهگانه خود، بهویژه «بتمن آغاز میکند» و «شوالیه تاریکی»، راه دیگری رفت. او بتموبیل را نه یک خودروی معمولی با چند قطعه تزئینی، بلکه وسیلهای کاملاً تازه تصور کرد؛ ترکیبی از خودروی زرهی نظامی، ماشین مسابقه و فناوری آزمایشی. نتیجه، «تَمبلر» بود؛ وسیلهای پهن و سنگین که در فیلم میپرد، از موانع عبور میکند و به بخشی از واقعگرایی خشن دنیای نولان تبدیل میشود.
این خودرو در دنیای واقعی هم از مرز یک وسیله سینمایی عبور کرده است. فوتبالیست برزیلی نیمار یک نمونه بازسازیشده از بتموبیل تَمبلر را خرید؛ خودرویی که گزارشها بهای آن را بیش از ۱.۵ میلیون دلار، اعلام کردهاند. ساخت این نمونه حدود سه سال زمان برده و بخشهای مختلف آن بهصورت سفارشی ساخته شدهاند. این بتموبیل با موتور V8 و بدنهای بزرگ، بیشتر شبیه یک پروژه مهندسی مستقل است تا خودرویی که صرفاً برای نمایش ساخته شده باشد. البته چنین نمونهای مجوز تردد عادی در خیابانهای عمومی را ندارد؛ بنابراین، خرید آن بیشتر به معنای داشتن بخشی از تاریخ سینماست تا اضافه کردن یک خودروی روزمره به گاراژ.

۳. فورد موستانگ GT؛ تعقیبوگریز افسانهای «بولیت»
در «بولیت» محصول ۱۹۶۸، استیو مککویین پشت فرمان فورد موستانگ GT سبزرنگ قرار میگیرد و یکی از ماندگارترین تعقیبوگریزهای تاریخ سینما را رقم میزند. خیابانهای شیبدار سانفرانسیسکو، صدای موتور و پرشهای خودرو، صحنهای ساختند که هنوز هم در بحث درباره بهترین سکانسهای رانندگی سینما مطرح میشود. دوج چارجر مشکی که در سوی مقابل قرار دارد نیز خودرویی فراموشنشدنی است، اما این موستانگ است که تصویرش با مککویین پیوند خورده. ترکیب بازیگر، خودرو و فیلمبرداری واقعی به صحنهای انجامید که به تبلیغی ماندگار برای موستانگ تبدیل شد، بیآنکه لازم باشد کسی رو به دوربین بگوید این خودرو چقدر خوب است.

۲. فراری ۲۵۰ GT کالیفرنیا اسپایدر؛ خودرویی که نباید از گاراژ خارج میشد
در «روز تعطیل فریس بولر» محصول ۱۹۸۶، فراری ۲۵۰ GT کالیفرنیا اسپایدر متعلق به پدر کامرون است؛ مردی که خودرو را آنقدر دوست دارد که تقریباً از استفاده کردنش میترسد. این وسواس، بخشی از ماجرای فیلم میشود و در نهایت به یکی از تلخترین و خندهدارترین لحظات داستان میرسد. ارزش فراری فقط در زیباییاش نیست؛ نمونههای اصیل این مدل در بازار کلکسیونرها میتوانند دهها میلیون دلار قیمت داشته باشند. همین تضاد است که صحنههای مربوط به خودرو را بهیادماندنی میکند: ماشینی که برای نگهداری در گاراژ ساخته نشده، به دلیل ترس از استفاده شدن به فاجعه نزدیک میشود. شاید پیام فیلم برای کلکسیونرها ساده باشد: اگر خودرویی را فقط برای نگاه کردن میخرید، دستکم آن را به کامرون نسپارید.

۱. استونمارتین DB5؛ خودرویی که بدون جیمز باند هم مشهور است؟
رتبه نخست فهرست موتور۱ به استونمارتین DB5 تعلق دارد؛ خودرویی که از دهه ۱۹۶۰ با جیمز باند پیوند خورده است. بدنه کشیده، طراحی ظریف و ظاهر اشرافی آن، دقیقاً با تصویری هماهنگ است که از مأمور مخفی بریتانیایی ساخته شده: مردی که میتواند با کتوشلوار رسمی وارد یک مهمانی شود و چند دقیقه بعد در تعقیبوگریزی مرگبار شرکت کند. تجهیزات مخفی خودرو، از ابزارهای دفاعی تا قابلیتهای ویژهای که در داستان به آن نسبت داده میشود، DB5 را به امتداد شخصیت باند تبدیل کرده است.
استونمارتین در فیلمهای مختلف مجموعه ۰۰۷ مدلهای متعددی داشته، اما DB5 همچنان به نماد اصلی این همکاری تبدیل شده است. این خودرو نمونهای از تبلیغی است که هیچ کمپین معمولی نمیتواند بهراحتی بازتولید کند: حضور در داستانی که نسلها تماشاگر دارد و هر بار با تماشای آن، نام خودرو هم زنده میشود. موتور۱ آن را بالاتر از فراری کالیفرنیا اسپایدر و موستانگ «بولیت» قرار داده؛ انتخابی که احتمالاً همه با آن موافق نیستند، اما دشوار است انکار کنیم DB5 یکی از مشهورترین خودروهای تاریخ سینماست.

 copy.webp)
۰ دیدگاه