اروپا در پرونده ایران؛ میانجی مستقل یا بازیگر تابع واشنگتن؟

در شرایطی که بحران تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ ایران و آمریکا، نگرانی کشورهای اروپایی را افزایش داده است، تروئیکای اروپا بار دیگر از آمادگی برای مذاکره با تهران سخن گفت. با این حال، میزان نفوذ اروپا بر تصمیمهای واشنگتن و توانایی آن برای بازگرداندن دو طرف به مسیر دیپلماسی همچنان محل تردید است.
به گزارش نماد اقتصاد، در شرایطی که بحران تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ ایران و آمریکا، نگرانی کشورهای اروپایی را افزایش داده است، تروئیکای اروپا بار دیگر از آمادگی برای مذاکره با تهران سخن گفت. با این حال، میزان نفوذ اروپا بر تصمیمهای واشنگتن و توانایی آن برای بازگرداندن دو طرف به مسیر دیپلماسی همچنان محل تردید است. سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در لندن، در گفتوگو با «نماد اقتصاد» با اشاره به کاهش استقلال عمل اروپا در برابر آمریکا و نگرانیهای این قاره از پیامدهای بحران منطقهای، بر ضرورت استفاده ایران از ظرفیتهای دیپلماتیک و اقتصادی اروپا برای کاهش تنش، پیگیری رفع تحریمها و تقویت مناسبات خارجی تأکید کرد.
از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و شکلگیری بحران در تنگه هرمز، پیامدهای این درگیری از سطح معادلات امنیتی منطقه فراتر رفته و به یکی از نگرانیهای مهم اقتصادی و سیاسی اروپا تبدیل شده است. افزایش هزینههای انرژی، احتمال اختلال در مسیرهای تجارت دریایی و تهدید زنجیره تأمین برخی مواد اولیه و نهادههای کشاورزی، کشورهای اروپایی را با مخاطراتی مواجه کرده که میتواند بر اقتصاد و امنیت غذایی این قاره نیز اثر بگذارد. در چنین شرایطی، تروئیکای اروپایی متشکل از آلمان، فرانسه و بریتانیا بار دیگر از آمادگی خود برای گفتوگو با ایران سخن گفته و ضرورت یافتن راهی دیپلماتیک برای مهار بحران را مطرح کرده است.
اظهارات اخیر یوهان وادفول، وزیر امور خارجه آلمان، درباره آمادگی کشورهای اروپایی برای مذاکره با ایران بر سر پرونده هستهای، در کنار گزارشهایی درباره ابتکار پیشنهادی تروئیکا برای توافقی مرحلهای میان تهران و واشنگتن، این پرسش را مطرح کرده است که آیا اروپا درصدد احیای نقشی مؤثر در مذاکرات ایران و آمریکا برآمده است؟ بر اساس گزارش منتشرشده در رسانه اماراتی «ارمنیوز»، طرح مورد بحث میتواند از توافق بر سر تنگه هرمز و کاهش محدودیتهای دریایی آغاز شود و در مرحله بعد، پرونده هستهای، تحریمها و داراییهای مسدودشده ایران را در چارچوبی با الهام از برجام در بر بگیرد؛ هرچند جزئیات و میزان پیشرفت این ابتکار بهطور مستقل تأیید نشده است.
فعالشدن دوباره اروپا را نمیتوان صرفاً واکنشی به نگرانیهای اقتصادی ناشی از بحران تنگه هرمز دانست. اختلافات فزاینده میان واشنگتن و پایتختهای اروپایی، نگرانی از پیامدهای سیاستهای دولت دونالد ترامپ بر امنیت و اقتصاد اروپا و تردیدها درباره میزان اتکاپذیری آمریکا بهعنوان متحدی راهبردی، همگی در ارزیابی نقش جدید اروپا اهمیت دارند. در این میان، مسئله فقط آمادگی سیاسی تروئیکا برای میانجیگری نیست؛ بلکه این است که آیا کشورهای اروپایی از وزن دیپلماتیک و استقلال عمل کافی برای تأثیرگذاری بر تصمیمهای تهران و واشنگتن برخوردارند یا آنکه محدودیتهای سیاسی و اختلاف منافع، ابتکار آنها را نیز با مانع مواجه خواهد کرد.
سیاست «اول آمریکا» و تضعیف جایگاه اروپا
سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در لندن و کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با نماد اقتصاد با بررسی جایگاه اروپا در معادلات کنونی، از تغییر محاسبات کشورهای اروپایی در برابر سیاستهای واشنگتن و ضرورت استفاده ایران از ظرفیتهای دیپلماتیک و اقتصادی موجود سخن گفت.
سفیر پیشین ایران در لندن با اشاره به تحولات سیاست خارجی آمریکا در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، معتقد است رویکرد یکجانبهگرایانه واشنگتن به تضعیف جایگاه اروپا در مناسبات بینالمللی منجر شده است. به باور او، کشورهای اروپایی اکنون بیش از گذشته دریافتهاند که اتکای صرف به آمریکا لزوماً تأمینکننده منافع آنها نیست و برای حفاظت از منافع اقتصادی و امنیتی خود باید نقش مستقلتری در تحولات بینالمللی ایفا کنند.
ساداتیان در تشریح زمینههای کاهش نقش اروپا در مناسبات بینالمللی، به رویکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و تأکید او بر شعار «اول آمریکا» اشاره کرد. به گفته این دیپلمات پیشین، چنین رویکردی در تعارض با سازوکار چندجانبهگرایی قرار دارد؛ سازوکاری که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و هدف آن فراهم کردن زمینه همکاری، گفتوگو و مشارکت کشورها در مدیریت مسائل بینالمللی بود.
او معتقد است دولت ترامپ، بهویژه در دوره دوم ریاستجمهوری خود، با اتخاذ رویکردی یکجانبه و طرح مطالبات از موضع قدرت، عملاً به جایگاه نهادهای بینالمللی و نقش شرکای سنتی آمریکا بیتوجهی بیشتری نشان داده است. از نگاه ساداتیان، خروج یا کاهش مشارکت واشنگتن در برخی نهادهای بینالمللی، محدود کردن کمکها و طرح مطالبات ارضی و سیاسی از متحدان، نشانههایی از این تغییر رویکرد است.
به باور او، این وضعیت کشورهای اروپایی را با این پرسش مواجه کرده است که تا چه اندازه میتوانند امنیت و منافع اقتصادی خود را به سیاستهای دولت آمریکا گره بزنند. ساداتیان گفت: همراهی بیش از اندازه برخی دولتهای اروپایی با سیاستهای واشنگتن، بهجای افزایش قدرت چانهزنی آنها، در مواردی به کاهش استقلال عمل و تضعیف اعتبارشان انجامیده است.
سفیر پیشین ایران در لندن با اشاره به تحولات مرتبط با جنگ اوکراین و اختلافات میان واشنگتن و پایتختهای اروپایی، معتقد است اروپا بهتدریج به ضرورت بازنگری در مناسبات خود با آمریکا پی برده است. از نظر او، تلاش برخی رهبران اروپایی برای طرح ایدههایی درباره افزایش استقلال دفاعی اروپا نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ هرچند تبدیل این رویکرد به قدرت عملی و اثرگذاری مستقل، به تصمیمهای سیاسی و توانایی هماهنگی میان کشورهای اروپایی بستگی دارد.
بحران تنگه هرمز؛ از بازار انرژی تا امنیت غذایی اروپا
یکی از عوامل موثر بر افزایش حساسیت اروپا نسبت به تحولات منطقه، پیامدهای اقتصادی و تجاری بحران تنگه هرمز است. اهمیت این آبراه تنها به انتقال نفت و گاز محدود نمیشود و اختلال در مسیرهای حملونقل دریایی میتواند بر هزینه انرژی، تجارت بینالمللی و زنجیره تأمین کالاهای اساسی نیز اثر بگذارد.
ساداتیان معتقد است کشورهای اروپایی از تداوم تنش در منطقه و پیامدهای احتمالی آن برای تأمین انرژی خود نگراناند. این نگرانی، بهویژه با توجه به وابستگی بخشهایی از اقتصاد اروپا به واردات انرژی و نیاز این قاره به دسترسی پایدار به بازارهای جهانی، میتواند انگیزهای برای تحرک دیپلماتیک بیشتر ایجاد کند.
با این حال، ابعاد اقتصادی بحران به بازار انرژی محدود نیست. اختلال در عرضه برخی مواد اولیه مورد استفاده در صنایع شیمیایی و تولید کودهای کشاورزی نیز میتواند بر هزینههای تولید مواد غذایی و امنیت عرضه محصولات کشاورزی اثرگذار باشد. آمونیاک، بهعنوان یکی از مواد پایه در تولید بسیاری از کودهای نیتروژنی، در این زنجیره اهمیت دارد. هرگونه اختلال در تولید، عرضه یا حملونقل آن و سایر نهادههای مرتبط، در صورت تداوم، میتواند هزینه تأمین کود را افزایش دهد و بر بخش کشاورزی فشار وارد کند.
بر همین اساس، نگرانی اروپا از تحولات تنگه هرمز را باید در چارچوب گستردهتری از منافع اقتصادی و امنیتی این قاره بررسی کرد. افزایش قیمت انرژی، بالا رفتن هزینه حملونقل و احتمال اختلال در عرضه نهادههای کشاورزی، همگی میتوانند دولتهای اروپایی را به حمایت از راهحلهای دیپلماتیک و کاهش تنش در منطقه ترغیب کنند.
با این حال، نگرانی اقتصادی بهتنهایی به معنای برخورداری اروپا از توان کافی برای تغییر مسیر مناقشه نیست. میزان اثرگذاری کشورهای اروپایی به اراده سیاسی آنها، هماهنگی میان اعضا و آمادگی تهران و واشنگتن برای پذیرش نقش تسهیلگرانه اروپا بستگی دارد.
آیا تروئیکای اروپایی میتواند تهران و واشنگتن را به مذاکره بازگرداند؟
ساداتیان با اشاره به مواضع برخی مقامهای اروپایی درباره ضرورت ورود به روند کاهش تنش میان ایران و آمریکا، معتقد است تحولات اخیر میتواند زمینهای برای بازتعریف نقش اروپا فراهم کند. از نگاه او، کشورهای اروپایی از یکسو نگران پیامدهای امنیتی و اقتصادی گسترش درگیری در منطقهاند و از سوی دیگر، به ظرفیتهای ایران و اهمیت این کشور در معادلات منطقهای واقفاند.
او بر این باور است که اروپا میتواند از ارتباطات دیپلماتیک، ظرفیتهای سیاسی و جایگاه خود در نهادهای بینالمللی برای تسهیل گفتوگو استفاده کند. در این چارچوب، تروئیکای اروپایی در صورت اتخاذ رویکردی هماهنگ و برخورداری از اراده سیاسی، میتواند در کاهش فاصله میان طرفهای مناقشه نقشآفرینی کند.
با این حال، ساداتیان به محدودیتهای این نقش نیز توجه دارد. به اعتقاد او، کاهش اعتبار اروپا در نتیجه همراهی با برخی سیاستهای واشنگتن و ناتوانی در اثرگذاری مستقل بر تحولات منطقهای، از جمله عواملی است که قدرت چانهزنی این کشورها را محدود کرده است. بنابراین، صرف اعلام آمادگی برای میانجیگری نمیتواند تضمینکننده بازگشت ایران و آمریکا به میز مذاکره باشد.
از منظر این کارشناس مسائل بینالملل، اروپا برای اثرگذاری واقعی باید از موضعی مستقلتر وارد عمل شود و بهجای تداوم فشارهای یکجانبه، بر ایجاد زمینهای برای گفتوگوی متقابل و دستیابی به توافقی قابل اجرا تمرکز کند. چنین رویکردی میتواند هم به کاهش خطر گسترش درگیریها کمک کند و هم منافع اقتصادی و امنیتی کشورهای اروپایی را در نظر بگیرد.
فرصت ایران برای استفاده از ظرفیتهای اروپا
ساداتیان در ادامه، به ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی ایران در تعامل با اروپا اشاره کرد و معتقد است تهران میتواند با در نظر گرفتن شرایط موجود، از نیازهای متقابل و منافع مشترک برای گشودن مسیرهای جدید دیپلماتیک بهره ببرد.
به باور او، اهمیت ایران در معادلات منطقهای، برخورداری از منابع انرژی و ظرفیتهای اقتصادی، امکان طرح مطالبات مشخص در مذاکرات را فراهم کرده است. در این چارچوب، ایران میتواند بر ضرورت بازنگری در سیاستهای تحریمی و فراهم شدن شرایطی برای تعامل اقتصادی تأکید کند و از کشورهای اروپایی بخواهد در این مسیر نقشی فعالتر ایفا کنند.
این دیپلمات پیشین معتقد است تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فاصله گرفتن از بازارهای اروپا و محدود شدن مناسبات اقتصادی، هزینههایی برای ایران به همراه داشته است. از این رو، بهجای اتکا به تقابل سیاسی یا انتظار برای تغییر خودبهخودی شرایط بینالمللی، باید با ارزیابی واقعبینانه ظرفیتهای موجود، امکان احیای روابط اقتصادی و تجاری را بررسی کرد.
او همچنین بر اهمیت استفاده از ظرفیت نهادهای بینالمللی تأکید دارد و گفت: اروپا میتواند در صورت فاصله گرفتن از رویکردهای یکجانبه، به ایجاد توازن بیشتر در مناسبات بینالمللی کمک کند. از این منظر، تعامل با اروپا تنها به معنای استفاده از ظرفیت میانجیگری این کشورها در مناقشه ایران و آمریکا نیست؛ بلکه میتواند بخشی از تلاش گستردهتر برای گسترش روابط خارجی و کاهش محدودیتهای اقتصادی ایران باشد.
از نگرانی مشترک تا توافق عملی؛ محدودیتها و فرصتها
مجموع تحلیل ساداتیان نشان داد که افزایش نگرانی اروپا از پیامدهای بحران منطقهای میتواند زمینهای برای تحرک دیپلماتیک بیشتر ایجاد کند، اما تبدیل این نگرانی به نتیجهای ملموس، به عوامل دیگری نیز وابسته است. کشورهای اروپایی باید بتوانند میان منافع اقتصادی و امنیتی خود، تعهداتشان در قبال آمریکا و ضرورت حفظ کانالهای گفتوگو با ایران توازن برقرار کنند.
از سوی دیگر، نقشآفرینی اروپا زمانی میتواند به نتیجه منجر شود که از سطح موضعگیریهای سیاسی فراتر برود و به پیشنهادهایی مشخص برای کاهش تنش، ازسرگیری مذاکرات و رسیدگی به اختلافات تهران و واشنگتن منتهی شود. موضوع تحریمها، روابط اقتصادی، امنیت دریایی و اختلافات سیاسی همچنان از مسائلی هستند که حلوفصل آنها به اراده و توافق طرفهای اصلی مناقشه نیاز دارد.
در نهایت، بحران تنگه هرمز برای اروپا صرفاً مسئلهای منطقهای نیست؛ پیامدهای احتمالی آن میتواند بازار انرژی، هزینه تولید و امنیت تأمین مواد غذایی را تحت تأثیر قرار دهد. همین پیوند میان امنیت منطقهای و منافع اقتصادی، انگیزهای برای تلاش بیشتر اروپا در مسیر دیپلماسی ایجاد میکند.
اخبار مرتبط

انرژی خورشیدی سپر بلای صنعت برق اروپا شد

شهرهای اروپا به استقبال زیرساختهای سبز میروند

جنگ خاورمیانه ناجی بازار خودروهای الکتریکی اروپا شد

اختلاف واشنگتن و تلآویو بر سر ایران عمیقتر شد

پایگاههای واشنگتن در منطقه هدف حملات متقابل قرار گرفتند

 copy.webp)
۰ دیدگاه