
بازار فولاد در محاصره تقاضای ضعیف
بازار فولاد در هفته سوم مهرماه، تصویری دوگانه از تقاضای داخلی و تحولات جهانی به نمایش گذاشت؛ در حالی که افت حجم فروش برخی محصولات در بورس کالا از ضعف تقاضا حکایت داشت، شمش فولادی همچنان با استقبال بالای خریداران مواجه شد. در بازار جهانی نیز کاهش قیمت شمش، میلگرد و سنگآهن، نشانههایی از تداوم احتیاط در معاملات را آشکار کرد؛ وضعیتی که چشمانداز بازار فولاد را زیر سایه نوسان تقاضا و فشارهای قیمتی قرار داده است.
به گزارش نماد اقتصاد، بازار فولاد در هفته سوم مهرماه با نشانههایی از تضعیف تقاضا و کاهش قدرت جذب عرضه در بخشی از زنجیره روبهرو شد؛ روندی که در معاملات تختال، نبشی و میلگرد کلاف بورس کالای ایران نمود پیدا کرد. در بازار جهانی نیز افت قیمت قراضه، سنگآهن، میلگرد و مفتول در کنار ثبات یا رشد نرخ برخی محصولات، از محدودشدن تحرکات معاملاتی حکایت دارد؛ شرایطی که احتمال رکود در بخشهایی از بازار را تقویت میکند اما هنوز برای اثبات رکود فراگیر در کل صنعت فولاد کافی نیست.
سیگنالهای متفاوت از معاملات داخلی بازار فولاد
بررسی معاملات بورس کالای ایران در هفته منتهی به ۲۲ مهرماه نشان میدهد بازار فولاد از شرایط یکسانی در بخشهای مختلف برخوردار نیست. در حالی که شمش بلوم و ورق گالوانیزه با جذب بالای عرضه مواجه شدند، تختال (C)، نبشی و میلگرد کلاف سهم قابلتوجهی از عرضه خود را بدون معامله باقی گذاشتند. این تفاوت نشان میدهد ارزیابی وضعیت بازار صرفا بر مبنای قیمتها یا حجم معاملات یک محصول نمیتواند تصویر دقیقی از تقاضای کل زنجیره ارائه دهد.
در چنین شرایطی، سه شاخص اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ میزان جذب عرضه، فاصله قیمت نهایی از قیمت پایه و استمرار تقاضا در چند هفته متوالی.
فروش کامل یک محصول در شرایطی که حجم عرضه آن محدود است، لزوما به معنای رونق بازار نیست؛ همانطور که کاهش قیمت یک محصول نیز بهتنهایی نمیتواند نشانه رکود قطعی تلقی شود. آنچه اهمیت دارد، همزمانی کاهش حجم معاملات، افت رقابت و تداوم ضعف تقاضا در چند حلقه از زنجیره فولاد است.
تختال و نبشی؛ نشانههای روشنتر ضعف تقاضا
یکی از مهمترین سیگنالهای بازار داخلی در معاملات هفته سوم مهرماه، به وضعیت تختال (C) مربوط میشود. از مجموع ۵۵ هزار تن عرضه این محصول در بورس کالای ایران، تنها ۱۹ هزار تن معامله شد و نرخ جذب عرضه به ۳۴٫۵۵ درصد رسید. به این ترتیب، حدود ۳۶ هزار تن تختال بدون معامله باقی ماند. همچنین قیمت پایه و قیمت پایانی هر دو در محدوده ۹۴ هزار و ۸۸ تومان بهازای هر کیلوگرم قرار گرفتند؛ موضوعی که از نبود رقابت قیمتی در این معاملات حکایت دارد.
این وضعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تختال بهعنوان یکی از محصولات میانی زنجیره فولاد، در تامین مواد اولیه برخی محصولات تخت نقش دارد. جذب پایین عرضه میتواند از احتیاط خریداران، محدودیت نیاز تولیدکنندگان پاییندستی یا نامتناسببودن شرایط عرضه و تقاضا حکایت کند. با این حال، برای تعیین سهم هر یک از این عوامل باید وضعیت سفارشهای تولیدکنندگان و میزان موجودی انبارها نیز بررسی شود.
نبشی نیز در همین هفته عملکرد ضعیفی از نظر جذب عرضه داشت. از مجموع ۳ هزار و ۵۳۹ تن عرضهشده، تنها ۸۳۹ تن به فروش رسید و نرخ جذب به ۲۳.۷۱ درصد محدود شد. نکته قابلتوجه این است که با وجود جذب پایین، رقابت قیمتی محصول معاملهشده به ۷.۱۳ درصد رسید. این ترکیب نشان میدهد بخشی از تقاضا همچنان فعال بود اما حجم آن برای جذب کل عرضه کفایت نکرده است.
میلگرد کلاف نیز شرایط مشابهی را تجربه کرد. از ۹ هزار و ۱۵ تن عرضهشده، تنها یک هزار و ۹۲۹ تن معامله شد؛ یعنی حدود ۲۱ درصد عرضه به قرارداد منجر شد.
این آمار در کنار وضعیت نبشی، از محدودیت تقاضا در بخشی از محصولات پاییندستی حکایت دارد؛ محصولاتی که شرایط فروش آنها میتواند تحت تاثیر وضعیت صنایع مصرفکننده و قدرت خرید بازار نهایی قرار گیرد.
میلگرد؛ فروش قابلتوجه در کنار عقبماندن بخشی از عرضه
بازار میلگرد در هفته سوم مهرماه تصویری دوگانه ارائه کرد. در معاملات روز ۲۲ مهر، از ۵۳ هزار و ۳۵۶ تن میلگرد عرضهشده، ۳۸ هزار و ۴۱ تن معامله شد. نرخ جذب عرضه به ۷۱٫۴۳ درصد رسید و حدود ۱۵ هزار و ۳۱۵ تن بدون معامله باقی ماند. میانگین قیمت پایه حدود ۹۶ هزار و ۴۳۷ تومان و قیمت پایانی حدود ۹۹ هزار و ۷۴۴ تومان در هر کیلوگرم ثبت شد؛ رقمی که از رقابت ۳٫۴۳ درصدی خریداران حکایت دارد.
بنابراین، نمیتوان بازار میلگرد را در این هفته کاملاً راکد توصیف کرد. بیش از ۷۱ درصد عرضه به فروش رسیده و قیمت نهایی نیز بالاتر از نرخ پایه قرار گرفته است. در عین حال، باقیماندن نزدیک به ۲۹ درصد عرضه بدون معامله نشان میدهد قدرت جذب بازار محدودیتهایی دارد.
در بازار شمش بلوم نیز حدود ۶۰ هزار و ۶۰۰ تن عرضه شد که با احتساب معاملات مچینگ، نزدیک به ۹۸ درصد آن به فروش رسید. با وجود این، میانگین موزون قیمت شمش به ۸۶ هزار و ۴۷۳ تومان در هر کیلوگرم رسید که نسبت به هفته پیش از آن ۱٫۱ درصد کاهش داشت.
این ترکیب نشان میدهد بالا بودن حجم فروش الزاما با افزایش قیمت همراه نیست و برای تشخیص وضعیت بازار باید رفتار قیمت و تقاضا را در کنار یکدیگر سنجید.

ورق گالوانیزه در برابر تختال؛ تفاوت مسیر تقاضا
در گروه محصولات تخت، ورق گالوانیزه یکی از متفاوتترین عملکردها را ثبت کرد. تمام ۱۱ هزار تن عرضهشده این محصول به فروش رسیده و میانگین موزون قیمت آن به حدود ۱۸۰ هزار تومان در هر کیلوگرم رسید.
با توجه به قیمت پایه حدود ۱۶۴ هزار و ۱۳۱ تومان، رقابت قیمتی به ۱۰٫۲۵ درصد بالغ شد. این عملکرد در مقایسه با تختال (C) که بخش عمده عرضه آن بدون معامله باقی ماند، تفاوت شرایط تقاضا در محصولات مختلف را آشکار میکند.
ورق گرم، در مقابل از ۱۴ هزار و ۵۳۰ تن عرضهشده، ۹ هزار و ۲۰۰ تن معامله داشت و نرخ جذب آن به ۶۳.۳۲ درصد رسید. قیمت پایانی این محصول حدود ۱۲۲ هزار و ۱۳۱ تومان در هر کیلوگرم بود که تنها ۰.۹۶ درصد بالاتر از نرخ پایه قرار داشت. در نتیجه، فروش بخشی از عرضه با رقابت قیمتی محدودی همراه شد.
این تفاوت میتواند از شرایط متفاوت مصرف، حجم عرضه، نیاز تولیدکنندگان و ساختار بازار هر محصول ناشی شود. در نتیجه، تعمیم وضعیت یک گروه از محصولات به کل بازار فولاد، بدون توجه به ترکیب عرضه و تقاضا، تصویری ناقص از شرایط صنعت ارائه میکند.

بازار جهانی؛ افت قیمتها در کنار استثناهای قیمتی
در بازار جهانی نیز دادههای هفته سوم اکتبر از کاهش قیمت بخشی از محصولات و مواد اولیه فولاد حکایت دارد. براساس گزارش اتحادیه آهن و فولاد عرب در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، قیمت قراضه فولادی (HMS 1&2) با نسبت ترکیبی ۸۰ به ۲۰، تحویل ترکیه از مبدأ آمریکا، با کاهش ۵ دلاری به ۳۹۵ دلار در هر تن رسید. سنگآهن با عیار ۶۲ درصد نیز یک دلار کاهش یافت و به ۹۳ دلار در هر تن رسید.
در بخش محصولات نهایی، میلگرد صادراتی ترکیه با افت ۳ دلاری در محدوده ۶۱۰ تا ۶۲۵ دلار در هر تن قرار گرفت. قیمت مفتول صادراتی ترکیه نیز ۱۰ دلار کاهش یافت و به محدوده ۶۲۰ تا ۶۳۰ دلار رسید.
شمش صادراتی چین یک دلار ارزانتر شد اما شمش وارداتی ترکیه از کشورهای مستقل مشترکالمنافع افزایش ۱۵ دلاری را تجربه کرد و در محدوده ۵۲۵ تا ۵۴۵ دلار قرار گرفت. در همین دوره، قیمت ورق گرم روسیه و ورق سرد چین بدون تغییر باقی ماند.
این ارقام از کاهش قیمت در بخشی از بازار جهانی حمایت میکنند اما برای نتیجهگیری درباره رکود شدید در مقیاس جهانی کافی نیستند. قیمتها تحت تاثیر عواملی مانند هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، شرایط صادراتی و میزان عرضه قرار دارند.
علاوهبراین، افزایش قیمت شمش در یک مسیر تجاری و ثبات ورق در بازارهای دیگر نشان میدهد تحولات بازار جهانی نیز یکدست نبوده است.
چرا افت قیمت الزاما به معنای رکود نیست؟
برای تشخیص رکود در صنعت فولاد، باید میان افت قیمت، کاهش معاملات و تضعیف مصرف نهایی تفاوت قائل شد. کاهش قیمت ممکن است از افت هزینه مواد اولیه یا تغییر نرخ ارز ناشی شود؛ کاهش معاملات نیز میتواند تحت تاثیر زمانبندی عرضه، شرایط اعتباری یا انتظار خریداران برای اصلاح بیشتر قیمتها قرار گیرد.
رکود زمانی با اطمینان بیشتری قابل طرح است که افت تقاضا و کاهش حجم معاملات در دورهای مستمر، در چند بازار و در کنار ضعف سفارشهای تولیدی مشاهده شود.
در بازار داخلی ایران، جذب پایین عرضه تختال، نبشی و میلگرد کلاف نشانههایی از ضعف تقاضا در بخشهایی از زنجیره به دست میدهد. با این حال، فروش بالای شمش و ورق گالوانیزه نشان میدهد بازار همچنان در برخی محصولات از ظرفیت جذب برخوردار است.
در بازار جهانی نیز افت قیمت شماری از محصولات، در کنار ثبات یا افزایش نرخ برخی اقلام، بیشتر از وجود فشار بر بخشهایی از بازار حکایت دارد تا رکودی فراگیر که همه محصولات و مناطق را به یک اندازه درگیر کرده باشد.
اخبار مرتبط

فولاد گران شد اما خریدار واقعی کجاست؟

تولید عقب ماند، قیمت جلو زد

شمش گران، میلگرد ارزان

از سنگآهن تا ورق؛ قیمتگذاری زنجیره فولاد ایران چگونه انجام میشود؟

تقاضای دوبرابری و رتبه اول قیمتی شمش فولاد غدیر نیریز

 copy.webp)
۰ دیدگاه