
هزینه آموزش دیجیتال و اعتبار آموزشی؛ جایگزینی برای پرداخت نقدی غیرهدفمند
با آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵، هزینه دسترسی به آموزش برای بسیاری از خانوارها دیگر به کتاب، لوازمالتحریر، شهریه و رفتوآمد محدود نمیشود. گسترش آموزش دیجیتال، دسترسی به محتوای آنلاین، کلاسهای مجازی و ابزارهای آموزشی مبتنی بر فناوری، یک قلم هزینه جدید را وارد بودجه خانوار کرده است؛ هزینه آموزش دیجیتال که از خرید دستگاه و اینترنت تا نگهداری و کیفیت دسترسی را دربرمیگیرد.
به گزارش نماد اقتصاد، در شرایط کنونی، بازار تجهیزات دیجیتال از چارچوب صرفا قیمتی خارج شده و به عرصهای برای سنجش اولویتهای آموزشی خانوار تبدیل شده است. مسئله اصلی، نه قیمت یک گوشی یا لپتاپ، بلکه هزینه آموزش دیجیتال بهعنوان یک سهم ثابت از بودجه خانواده است؛ سهمی که با افزایش سایر هزینههای زندگی، به شدت تحت فشار قرار میگیرد.
هزینه آموزش دیجیتال چگونه دسترسی به آموزش را تغییر میدهد؟
اینترنت در آموزش صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. دسترسی به محتوای آموزشی آنلاین، منابع علمی، کلاسهای مجازی و خدمات دیجیتال میتواند امکان یادگیری خارج از فضای فیزیکی مدرسه و دانشگاه را فراهم کند.
در عین حال برخورداری از این ظرفیت به معنای داشتن یک اتصال اینترنتی ساده نیست. دانشآموز یا دانشجویی که اینترنت دارد اما دستگاه مناسب، اتصال پایدار یا توان مالی لازم برای استفاده مستمر از خدمات دیجیتال را ندارد، از فرصت آموزشی مشابهی با کاربری که تمام این امکانات را در اختیار دارد برخوردار نیست. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در بررسی شکاف دیجیتال بر همین تفاوت میان دسترسی اسمی و دسترسی موثر تاکید کرده است.
از این منظر، هزینه آموزش دیجیتال باید بهعنوان یک سبد هزینه و نه یک قبض اینترنت یا قیمت یک دستگاه دیده شود. این سبد شامل تجهیزاتی مانند تلفن همراه، تبلت یا لپتاپ، هزینه اتصال به اینترنت و در مواردی نرمافزار، نگهداری و تعمیر تجهیزات است. هرچه وابستگی فرایند آموزشی به فناوری افزایش یابد، اهمیت اقتصادی این سبد نیز بیشتر میشود.
شکاف دیجیتال؛ فراتر از دسترسی به اینترنت
یکی از مهمترین نکات در تحلیل هزینه آموزش دیجیتال آن است که دسترسی به اینترنت بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش برابری آموزشی نیست.
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی دسترسی به سختافزار، نرمافزار و پهنایباند مناسب را از مولفههای مهم زیرساخت آموزش دیجیتال میداند و تاکید میکند که نابرابری در منابع دیجیتال میتواند شکافهای اقتصادی و آموزشی موجود را تشدید کند.
این مسئله در تجربه ایران نیز قابل مشاهده بوده است. گزارش یونسکو درباره فناوری در آموزش نشان میدهد که در دوره توسعه آموزش الکترونیکی در ایران، دسترسی به تلفن هوشمند و اینترنت یکی از عوامل تعیینکننده مشارکت دانشآموزان و معلمان در آموزش آنلاین بود و میزان مشارکت در مناطق مختلف یکسان نبود.
بنابراین، اگر یک خانوار برای فرزند خود اینترنت تهیه کند اما دستگاه مناسب نداشته باشد، بخش مهمی از هزینه آموزش دیجیتال بدون آنکه به دسترسی کامل آموزشی منجر شود، پرداخت شده است. این همان نقطهای است که مفهوم شکاف دیجیتال از داشتن اینترنت به توانایی استفاده موثر از فناوری تغییر میکند.
موبایل؛ نخستین ابزار ورود به آموزش دیجیتال
برای بسیاری از دانشآموزان، تلفن همراه نخستین و در دسترسترین ابزار آموزش دیجیتال است. مرور فایلهای آموزشی، مشاهده ویدئو، جستوجوی اطلاعات، استفاده از پیامرسانها و دسترسی به برخی خدمات آموزشی با تلفن همراه امکانپذیر است. در عین حال اقتصادیترین دستگاه لزوما مناسبترین دستگاه آموزشی نیست.
محدودیت اندازه نمایشگر، ظرفیت ذخیرهسازی، توان پردازشی و قابلیت اجرای همزمان برنامهها میتواند تجربه آموزشی کاربر را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، حرکت به سمت مدلهای گرانتر نیز الزاما به معنای افزایش متناسب بهره آموزشی نیست.
به همین دلیل، در محاسبه هزینه آموزش دیجیتال باید به جای تمرکز بر برند یا قیمت اسمی دستگاه، رابطه میان کارایی آموزشی و هزینه مالکیت را بررسی کرد.
برای نیازهای پایه مانند ارتباط، مطالعه فایلهای «PDF»، مرور وب و مشاهده محتوای آموزشی، الزاما بالاترین رده قیمتی تلفن همراه مورد نیاز نیست. در مقابل، برای دانشآموزان و دانشجویانی که استفاده گستردهتری از ابزارهای دیجیتال، تولید محتوا یا برنامههای تخصصی دارند، نیازهای سختافزاری میتواند افزایش یابد. در نتیجه، یک نسخه واحد برای خرید تجهیزات آموزشی وجود ندارد.
لپتاپ؛ از کالای مصرفی تا ابزار سرمایه انسانی
اگر تلفن همراه برای بسیاری از دانشآموزان دروازه ورود به آموزش دیجیتال باشد، لپتاپ برای بسیاری از دانشجویان ابزار اصلی انجام فعالیتهای دانشگاهی است.
نوع نیاز دانشجو تعیین میکند چه سطحی از سختافزار اقتصادی است. دانشجوی علوم انسانی ممکن است عمدتا به مرورگر، نرمافزارهای اداری، مطالعه اسناد، کلاس آنلاین و ابزارهای ارائه نیاز داشته باشد، در حالی که دانشجوی مهندسی، معماری، گرافیک یا علوم داده ممکن است به پردازنده قویتر، حافظه بیشتر یا پردازنده گرافیکی قدرتمندتر نیاز داشته باشد.
بازار جهانی لپتاپ نیز در فصل بازگشت به مدرسه ۲۰۲۶ طیف وسیعی از مدلهای اقتصادی تا حرفهای را عرضه کرده است و راهنماهای خرید این بازار بر تناسب مشخصات دستگاه با نوع استفاده تاکید دارند.
این تفاوت برای ایران اهمیت اقتصادی ویژهای دارد. اگر خانوار بدون توجه به نیاز واقعی کاربر، دستگاهی گرانتر خریداری کند، بخشی از منابع محدود خود را صرف قابلیتهایی خواهد کرد که الزاما ارزش آموزشی متناسبی ایجاد نمیکنند.
از سوی دیگر، انتخاب دستگاه بیش از حد ضعیف نیز میتواند هزینههای آینده را افزایش دهد؛ زیرا محدودیت سختافزاری ممکن است کاربر را به تعویض زودهنگام دستگاه یا پرداخت هزینههای اضافی برای ارتقا و تعمیر سوق دهد. بنابراین، هزینه آموزش دیجیتال تنها با قیمت خرید سنجیده نمیشود.
دانشجویان رشته هوش مصنوعی؛ آیا لپتاپ گران ضروری است؟
رشد رشتههایی مانند هوش مصنوعی و علم داده یک پرسش جدید را نیز مطرح کرده است و آن اینکه آیا دانشجوی این رشتهها برای انجام پروژههای محاسباتی الزاما به یک لپتاپ بسیار گرانقیمت نیاز دارد؟
پاسخ به نوع فعالیت بستگی دارد. بخشی از پردازشهای سنگین میتواند در محیطهای ابری یا زیرساختهای محاسباتی خارج از دستگاه شخصی انجام شود. در چنین شرایطی، هزینه آموزش دیجیتال میتواند از قیمت سختافزار شخصی به ترکیبی از هزینه دستگاه و دسترسی به زیرساخت محاسباتی تغییر کند.
این مسئله از منظر سیاست آموزشی نیز اهمیت دارد. اگر یک دانشگاه بتواند بخشی از توان پردازشی مورد نیاز دانشجویان را از طریق زیرساخت مرکزی یا خدمات ابری فراهم کند، فشار برای خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت کاهش مییابد.
در چنین مدلی، سیاست حمایتی به جای آنکه همه دانشجویان را به سمت خرید یک دستگاه حرفهای سوق دهد، میتواند بر تامین سطح مناسبی از سختافزار شخصی در کنار دسترسی به منابع پردازشی مشترک تمرکز کند.
بنزین چگونه به هزینه آموزش دیجیتال مرتبط میشود؟
در نگاه نخست، قیمت بنزین ارتباط مستقیمی با قیمت لپتاپ یا تلفن همراه ندارد؛ اما از منظر اقتصاد خانوار، ارتباط غیرمستقیمی میان این متغیرها وجود دارد.
در سپتامبر ۲۰۲۶، ایران قیمت بنزین برای مصرف بالاتر از سهمیه تعیینشده را افزایش داد. آسوشیتدپرس این تصمیم را در شرایطی گزارش کرد که خانوارهای ایرانی با فشارهای اقتصادی و تورم بالا مواجه هستند. فایننشالتایمز نیز افزایش قیمت سوخت را در چارچوب فشارهای اقتصادی و مشکلات تأمین سوخت در ایران بررسی کرده است.
با این حال، از این منابع نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش قیمت بنزین مستقیما موجب افزایش مشخص قیمت موبایل یا لپتاپ شده است. آنچه از منظر اقتصاد خانوار قابل بررسی است، فشار بودجهای ناشی از افزایش هزینههای ضروری است.
وقتی سهم بیشتری از درآمد خانوار صرف هزینههای ضروری شود، منابع قابل تخصیص به کالاهای بادوام و آموزشی کاهش مییابد. در چنین شرایطی، خرید لپتاپ یا تعویض تلفن همراه ممکن است به تعویق بیفتد؛ حتی اگر نیاز آموزشی به دستگاه همچنان وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، هزینههای حملونقل و لجستیک نیز بخشی از زنجیره تامین کالا هستند. در عین حال برای نسبت دادن افزایش مشخص قیمت تجهیزات فناوری به افزایش قیمت بنزین، به دادههای دقیق زنجیره واردات، توزیع و قیمتگذاری بازار ایران نیاز است؛ دادهای که در منابع بررسیشده به اندازه کافی وجود ندارد.
مسئله اصلی بازار؛ قیمت یا قدرت خرید؟
برای تحلیل بازار تجهیزات آموزشی، نگاه صرف به قیمت فروشگاه میتواند گمراهکننده باشد. یک لپتاپ ممکن است در بازار جهانی در رده اقتصادی قرار گیرد، اما زمانی که درآمد خانوار و سایر هزینههای ضروری در نظر گرفته شود، خرید همان دستگاه برای یک خانواده بسیار پرهزینه باشد.
به همین دلیل، شاخص مناسبتر برای سنجش هزینه آموزش دیجیتال میتواند نسبت هزینه تجهیزات آموزشی به درآمد خانوار باشد. پرسش اقتصادی مهم این نیست که «لپتاپ ارزان کدام مدل است؟» بلکه این است که «کدام دستگاه با نیاز آموزشی و قدرت خرید خانوار تناسب بیشتری دارد؟».
این تغییر زاویه، بازار موبایل و لپتاپ را از یک بازار صرفا مصرفی به بخشی از اقتصاد سرمایه انسانی پیوند میدهد.
هزینه مالکیت؛ عددی بزرگتر از قیمت خرید
قیمت خرید فقط نقطه آغاز هزینه است. یک دستگاه دیجیتال در طول دوره استفاده به اینترنت، برق، نگهداری، تعمیر و در نهایت جایگزینی نیاز دارد. برخی تجهیزات نیز برای اجرای نرمافزارهای تخصصی به خدمات یا منابع پردازشی اضافی نیازمندند.
به همین دلیل، برای سنجش هزینه آموزش دیجیتال میتوان مفهوم هزینه مالکیت را در نظر گرفت؛ مفهومی که قیمت خرید را با هزینههای مرتبط با استفاده از دستگاه در طول دوره بهرهبرداری ترکیب میکند.
این نگاه به سیاستگذار نیز کمک میکند به جای حمایت صرف از خرید اولیه، هزینه واقعی دسترسی آموزشی را در طول زمان بررسی کند.
تجربه هلند؛ تامین دستگاه فقط از مسیر خرید نیست
بررسی سیاستهای کشورهای مختلف نشان میدهد دولتها و نظامهای آموزشی برای کاهش شکاف دسترسی دیجیتال فقط به پرداخت مستقیم هزینه دستگاه متکی نیستند.
در هلند، مدلهایی مانند تخصیص وام یا اجاره لپتاپ و حمایت از دانشآموزانی که توان خرید دستگاه ندارند، در سیاستهای مرتبط با زیرساخت آموزش دیجیتال مورد بررسی قرار گرفته است. اهمیت این مدلها در آن است که هزینه اولیه خرید را میتوان میان دوره طولانیتری توزیع کرد.
برای خانواری که توان پرداخت یکجای قیمت لپتاپ را ندارد، اجاره یا تامین اعتباری دستگاه ممکن است از نظر جریان نقدی قابل مدیریتتر باشد؛ البته هزینه نهایی هر مدل تامین مالی باید جداگانه محاسبه شود.
اتریش؛ مشارکت دولت و خانواده در تامین دستگاه
اتریش نیز نمونهای از مدل حمایت عمومی از تجهیزات دیجیتال دانشآموزان ارائه کرده است. در این مدل، دولت بخش مهمی از هزینه تجهیزات را تامین میکند و سهم خانوار نیز بر اساس چارچوب برنامه تعیین میشود؛ برای برخی خانوادهها امکان معافیت از پرداخت سهم وجود دارد. این تجربه نشان میدهد سیاست حمایت از هزینه آموزش دیجیتال الزاما نباید برای تمام خانوارها یکسان طراحی شود.
خانواری که توان مالی بالاتری دارد میتواند سهم بیشتری از هزینه را پرداخت کند، در حالی که منابع عمومی میتواند بیشتر به خانوارهایی اختصاص یابد که نبود تجهیزات، مشارکت آموزشی فرزندان آنها را محدود میکند.
آیا دستگاه بازسازیشده میتواند بخشی از راهحل باشد؟
یکی دیگر از گزینههای مطرح در سیاستهای تجهیزات دیجیتال، استفاده از دستگاههای بازسازیشده و کارکرده استانداردشده است. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در بررسی سیاستهای آموزش دیجیتال کشورها به استفاده از تجهیزات بازسازیشده در برخی برنامههای تامین دستگاه اشاره کرده است.
مزیت بالقوه این مدل، کاهش هزینه ورود به آموزش دیجیتال است؛ اما موفقیت آن به وجود بازار رسمی، استاندارد فنی، ضمانت، امکان تعمیر و شفافیت وضعیت دستگاه وابسته است. بدون این زیرساختها، بازار دستگاه دستدوم میتواند ریسک بیشتری را به خانوار منتقل کند.
بنابراین، اگر قرار باشد این مدل در ایران مورد استفاده قرار گیرد، مسئله صرفا فروش لپتاپ کارکرده نیست؛ ایجاد سازوکاری برای آزمون فنی، درجهبندی، ضمانت و خدمات پس از فروش نیز ضروری خواهد بود.
ارائه اینترنت ارزان کافی نیست
یکی از خطاهای سیاستی احتمالی در حمایت از آموزش دیجیتال، تقلیل مسئله به قیمت اینترنت است. کاهش قیمت اینترنت زمانی میتواند به بهبود دسترسی آموزشی منجر شود که کیفیت اتصال نیز برای کاربرد مورد نظر کافی باشد. سرعت، پایداری، تأخیر و پوشش از جمله عواملی هستند که کیفیت تجربه دیجیتال را تعیین میکنند. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز در چارچوب شکاف دیجیتال، کیفیت زیرساخت و دسترسی به تجهیزات را در کنار اتصال مورد توجه قرار میدهد.
در ایران نیز تجربه اختلال گسترده اینترنت در سال ۲۰۲۶ نشان داد دسترسی به شبکه میتواند بهشدت تحت تاثیر شرایط خارج از اختیار کاربر قرار گیرد. رویترز در ماه می گزارش داد که پس از یک قطعی طولانی، روند بازگشت دسترسی بینالمللی اینترنت آغاز شد.
از این منظر، هزینه آموزش دیجیتال فقط مبلغی نیست که خانوار برای خرید بسته اینترنت میپردازد؛ ارزش اقتصادی اتصال زمانی ایجاد میشود که دسترسی پایدار و قابل استفاده وجود داشته باشد.
سیاست حمایتی؛ وام خرید یا اعتبار آموزش دیجیتال؟
تجربههای بینالمللی نشان میدهد برای کاهش هزینه دسترسی دیجیتال، ابزارهای سیاستی متنوعی از تامین مستقیم تجهیزات گرفته تا وام، اجاره و مدلهای ترکیبی وجود دارد. یونسکو نیز در چارچوب تامین مالی تحول دیجیتال آموزش، مدلهای مختلف تامین مالی را بررسی کرده است. بر این اساس، یک سیاست احتمالی برای ایران میتواند به جای پرداخت نقدی غیرهدفمند، اعتبار مشخص آموزش دیجیتال باشد.
این اعتبار، در صورت طراحی و اجرای مناسب، میتواند برای خرید تجهیزات آموزشی، اتصال اینترنت یا تعمیر دستگاه مورد استفاده قرار گیرد. مزیت چنین مدلی آن است که سیاستگذار میتواند حمایت را مستقیما به هدف آموزشی پیوند دهد.
در عین حال موفقیت آن به چند شرط وابسته است: جامعه هدف باید دقیق شناسایی، کالاها و خدمات مشمول اعتبار باید تعریف و سازوکار نظارت بر قیمت و کیفیت وجود داشته باشد.
یک سبد حمایتی به جای یک دستگاه
اگر هدف سیاستگذار کاهش هزینه آموزش دیجیتال باشد، تمرکز صرف بر خرید لپتاپ ممکن است کافی نباشد. یک دانشآموز برای استفاده آموزشی از دستگاه به اتصال نیاز دارد و یک دانشجو ممکن است علاوه بر لپتاپ به نرمافزار تخصصی یا توان پردازشی نیاز داشته باشد.
به همین دلیل، مدل حمایت میتواند به جای دستگاه، بر دسترسی آموزشی تمرکز کند؛ یعنی دستگاه مناسب، اینترنت، تعمیر و خدمات ضروری در یک بسته سیاستی دیده شوند. یونسکو نیز در بررسی مدلهای تامین مالی تحول دیجیتال آموزش بر ضرورت طراحی مدلهای مالی متناسب با شرایط نظام آموزشی و منابع موجود تاکید دارد.
از قیمت موبایل تا اقتصاد سرمایه انسانی
بازار موبایل و لپتاپ معمولا از زاویه مصرفکننده بررسی میشود؛ یعنی اینکه کدام مدل ارزانتر یا قدرتمندتر است. در عین حال در آستانه سال تحصیلی، این نگاه کافی نیست.
وقتی لپتاپ ابزار انجام تکالیف دانشگاهی، برنامهنویسی، تحلیل داده یا دسترسی به منابع علمی است، خرید آن بخشی از هزینه دسترسی به آموزش محسوب میشود. از این زاویه، هزینه آموزش دیجیتال با اقتصاد سرمایه انسانی پیوند میخورد. هر عاملی که دسترسی دانشآموز یا دانشجو به ابزار آموزشی را محدود کند، میتواند شکاف میان گروههای مختلف درآمدی را در استفاده از فناوری افزایش دهد؛ موضوعی که سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز در تحلیل شکاف دیجیتال بر آن تاکید دارد.
شاخص تناسب آموزشی اقتصادی
برای مقایسه تجهیزات آموزشی، میتوان به جای تمرکز بر قیمت اسمی، از یک چارچوب ساده استفاده کرد. این شاخص به معنای یک شاخص رسمی یا مورد تایید نهادهای آماری نیست، بلکه چارچوبی برای ارزیابی اقتصادی انتخاب دستگاه است.
بر اساس این نگاه، بهترین دستگاه الزاما گرانترین دستگاه نیست؛ بلکه دستگاهی است که نیاز واقعی کاربر را با کمترین هزینه قابلاتکا پوشش دهد.
برای یک دانشآموز، یک تلفن همراه اقتصادی ممکن است کافی باشد؛ برای یک دانشجوی مهندسی، لپتاپ میانرده میتواند انتخاب مناسبتری باشد و برای برخی رشتههای تخصصی نیز تجهیزات حرفهای ضرورت پیدا کند. بنابراین، سیاست عمومی نیز نباید یک نسخه سختافزاری واحد برای تمام کاربران آموزش دیجیتال تجویز کند.
هزینه آموزش دیجیتال در سال تحصیلی ۱۴۰۵
آنچه دادههای موجود نشان میدهد این است که هزینه آموزش دیجیتال در ایران را نمیتوان با یک رقم واحد بیان کرد. هزینه واقعی به نوع کاربر، نوع دستگاه، کیفیت اینترنت، طول دوره استفاده، نیاز نرمافزاری و سطح خدمات مورد نیاز بستگی دارد. از سوی دیگر، برای ارائه یک رقم دقیق درباره سهم این هزینه از درآمد خانوار ایرانی در شهریور ۱۴۰۵، باید قیمتهای بهروز و قابلاعتبارسنجی تجهیزات، تعرفههای اینترنت، هزینه تعمیر و نگهداری و دادههای درآمد خانوار در یک چارچوب واحد گردآوری شوند. این خلا دادهای خود نشان میدهد که بازار آموزش دیجیتال ایران نیازمند سنجش دقیقتری از سبد هزینه دسترسی به آموزش است.
جمعبندی؛ آموزش دیجیتال دیگر یک هزینه جانبی نیست
تحولات آموزش دیجیتال نشان میدهد مرز میان هزینه آموزشی و هزینه فناوری در حال کمرنگ شدن است. برای خانوادهای که فرزند آن از اینترنت، تلفن همراه یا لپتاپ برای آموزش استفاده میکند، این تجهیزات دیگر صرفا کالاهای مصرفی نیستند؛ بخشی از زیرساخت دسترسی به فرصت آموزشی محسوب میشوند.
در نتیجه، هزینه آموزش دیجیتال باید همزمان از سه زاویه قیمت تجهیزات، هزینه دسترسی و قدرت خرید خانوار بررسی شود. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد کاهش این هزینه الزاما به معنای پرداخت مستقیم پول به خانواده نیست. وام، اجاره تجهیزات، تامین دستگاه از سوی مدارس، حمایت هدفمند، استفاده از تجهیزات بازسازیشده و مدلهای ترکیبی تامین مالی از جمله گزینههایی هستند که در سیاستهای آموزش دیجیتال مورد استفاده یا بررسی قرار گرفتهاند.
برای ایران، مسئله مهمتر از انتخاب میان یک گوشی یا لپتاپ، طراحی سازوکاری است که اطمینان دهد درآمد خانوار مانع دسترسی فرزند به ابزارهای ضروری آموزش نشود.
در این چارچوب، هزینه آموزش دیجیتال باید از یک هزینه پراکنده در سبد خانوار به یک شاخص قابلاندازهگیری در سیاستگذاری آموزشی و اقتصادی تبدیل شود؛ شاخصی که نشان دهد دسترسی واقعی به آموزش دیجیتال برای گروههای مختلف درآمدی چه هزینهای دارد و کدام بخش از این هزینه بیشترین فشار را بر خانوار وارد میکند.
اخبار مرتبط

آیا بنزین ۱۰ هزار تومانی بودجه سفر را از سبد خانوار حذف میکند؟

بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ کدام کسبوکارها برنده و کدام یک بازندهاند؟

قدرت پوشش هزینههای زندگی خانوار شهری در شهریور ۱۴۰۵ افت کرد

دمای بازار اجاره مسکن دانشجویی صعودی میشود

هزینه حملونقل دانشآموزان و دانشجویان افزایشی میشود؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه