
نقدینگی به سهام برگشت/ نفت به ۱۰۰ دلار نزدیک شد
بورس تهران در ۱۶ شهریور با جهش ۱۸۴ هزار واحدی به مرز هفت میلیون رسید؛ همزمان بورس کالا میزبان عرضه ۵۸۷ هزار تن محصول شد و نفت برنت در سایه تنشهای منطقهای به محدوده ۹۷ دلار صعود کرد و نقدینگی به سهام برگشت.
به گزارش نماد اقتصاد، بورس تهران در شانزدهم شهریور یکی از پرقدرتترین روزهای خود را پشت سر گذاشت؛ بورس کالا با عرضه گسترده محصولات فولادی، معدنی و صادراتی فعال بود و بازار جهانی انرژی نیز تحتتأثیر افزایش تنشهای منطقهای، بار دیگر با نفت نزدیک به ۱۰۰ دلار روبهرو شد. کنار هم قرار گرفتن این سه بازار نشان میدهد سرمایهگذاران همزمان در حال قیمتگذاری تورم، ریسکهای سیاسی و احتمال اختلال در عرضه انرژی هستند.
معاملات روز دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵ در سه ضلع مهم اقتصاد، یعنی بازار سهام، بورس کالا و بازار انرژی، با تحرک قابل توجهی همراه شد. در بورس تهران موج قدرتمند تقاضا شاخص کل را به آستانه هفت میلیون واحد رساند؛ در بورس کالا عرضه صدها هزار تن محصول، تصویری از وضعیت بخش واقعی اقتصاد ارائه کرد و در بازار انرژی، تشدید نگرانیها درباره جریان نفت در خاورمیانه، قیمت برنت را تا محدوده ۹۷ دلار بالا برد.
فتح قله ۶.۹ میلیون واحدی در بورس تهران
شاخص کل بورس تهران در پایان معاملات با افزایش حدود ۱۸۴ هزار واحدی، معادل ۲.۷۴ درصد، در سطح ۶ میلیون و ۹۰۷ هزار و ۶۱۷ واحد ایستاد. شاخص هموزن نیز با رشد ۴۸ هزار واحدی و بازدهی ۲.۵۹ درصدی به یک میلیون و ۹۰۲ هزار و ۴۵۴ واحد رسید.
رشد تقریباً هماندازه شاخص کل و شاخص هموزن از آن حکایت دارد که صعود بازار صرفاً نتیجه افزایش قیمت چند شرکت بزرگ و شاخصساز نبود؛ بلکه بخش وسیعی از نمادها در مسیر مثبت حرکت کردند. طبق آمارهای منتشرشده، بیش از ۹۹ درصد نمادهای بازار در محدوده مثبت قرار گرفتند و تنها ۱۲ نماد با کاهش قیمت مواجه شدند.
در بخش سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی نیز حدود ۴۷ میلیارد برگه بهادار به ارزش ۲۵ هزار و ۹۰۸ میلیارد تومان معامله شد. ورود حدود ۷ هزار و ۵۵۵ میلیارد تومان پول حقیقی و رسیدن نسبت قدرت خرید به فروش به ۱.۷۶، مهمترین نشانههای غلبه تقاضا بر عرضه بودند.
فملی با بیشترین اثر مثبت، در صدر نمادهای شاخصساز قرار گرفت و پس از آن فارس، شپنا، شبندر، فولاد، شستا و وبملت نقش مهمی در رشد شاخص کل داشتند. حضور همزمان شرکتهای فلزی، پالایشی، پتروشیمی و بانکی در فهرست نمادهای اثرگذار نشان میدهد رشد بازار از حمایت چند صنعت بزرگ برخوردار بوده است.
چرا بورس ناگهان چنین قدرتمند شد؟
جهش امروز بورس را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد. افزایش انتظارات تورمی، رشد نرخ ارز، صعود قیمت نفت و تقویت ارزش جایگزینی دارایی شرکتها، مجموعهای از محرکها را برای بازار سهام ساختهاند.
بخش بزرگی از شرکتهای بورسی، بهویژه شرکتهای فلزی، معدنی، پتروشیمی و پالایشی، داراییمحور یا صادراتیاند. افزایش قیمتهای جهانی کالا و انرژی و رشد نرخ تبدیل ارز میتواند درآمد ریالی این شرکتها را بالا ببرد. به همین دلیل، بازار سهام در دورههای تورمی معمولاً با فاصلهای زمانی به افزایش قیمت ارز و کالا واکنش نشان میدهد.
بااینحال، رشد یکروزه اگر با ورود سنگین پول همراه باشد—برای اثبات آغاز یک روند صعودی پایدار کافی نیست. ادامه مسیر به ماندگاری نقدینگی، کاهش تصمیمات ناگهانی، وضعیت نرخ بهره، محدودیتهای معاملاتی و گزارشهای واقعی شرکتها بستگی دارد. مرز هفت میلیون واحد نیز احتمالاً یک مقاومت روانی مهم خواهد بود و میتواند عرضه دارندگان کوتاهمدت را افزایش دهد.
عرضه ۵۸۷ هزار تن محصول در بورس کالا
همزمان با جهش بازار سهام، تالارهای بورس کالای ایران میزبان عرضه ۵۸۷ هزار و ۲۱۹ تن انواع کالا و محصول بودند. توجه به این نکته ضروری است که این رقم مربوط به میزان «عرضه» است و نباید آن را معادل حجم قطعی معاملات انجامشده دانست.
تالار صنعتی و معدنی با عرضه ۳۶۸ هزار و ۹۱۸ تن محصول، بیشترین سهم را در برنامه روزانه داشت. از این میزان، ۳۶۴ هزار و ۷۰ تن به انواع فولاد، ۲ هزار و ۸۱۰ تن به مس و ۲ هزار و ۳۸ تن به تیشو اختصاص یافت.
در تالار صادراتی کیش نیز ۱۷۹ هزار و ۹۵۲ تن محصول روی تابلو رفت که شامل ۱۰۷ هزار و ۷۰ تن سیمان، ۵۰ هزار تن کلینکر، ۲۲ هزار و ۷۳۲ تن قیر و ۱۵۰ تن عایق رطوبتی بود.
تالار پتروشیمی و فرآوردههای نفتی نیز میزبان عرضه ۳۳ هزار و ۵۹۷ تن محصول شامل مواد پلیمری، گوگرد، فرآوردههای نفتی، قیر و روغن شد. علاوه بر این، ۴ هزار و ۷۵۲ تن فولاد و مواد پلیمری در تالار فرعی عرضه شد.
ترکیب عرضهها نشان میدهد فولاد همچنان ستون اصلی بورس کالاست. این موضوع از دو جهت اهمیت دارد: نخست اینکه حجم معاملات فولاد میتواند معیاری برای سنجش تقاضای صنعتی و ساختمانی باشد؛ دوم اینکه قیمتهای کشفشده در این بازار مستقیماً بر هزینه تولید مسکن، پروژههای عمرانی، صنایع قطعهسازی و تجهیزات اثر میگذارد.
عرضه سنگین بهتنهایی نشانه رونق نیست. برای ارزیابی وضعیت واقعی بازار باید میزان تقاضا، حجم معامله قطعی، رقابت خریداران و فاصله قیمت پایه با قیمت نهایی نیز بررسی شود. عرضه بالا اگر با تقاضای مؤثر همراه نباشد، میتواند نشانه ضعف صنایع پاییندستی باشد؛ اما رقابت شدید بر سر محصولات ممکن است از افزایش انتظارات تورمی یا نگرانی خریداران درباره رشد قیمتهای آینده حکایت کند.
بازار انرژی در سایه ریسک تنگه هرمز
در بازار جهانی انرژی، نفت برنت طی معاملات روز دوشنبه تا محدوده ۹۷ دلار در هر بشکه صعود کرد و نفت خام آمریکا نیز در محدوده ۹۲ دلار معامله شد. شاخص نفت اوپک نیز به حدود ۹۸.۵ دلار رسید.
بر اساس دادههای بازار، نفت برنت طی یک ماه حدود ۱۶ درصد و شاخص نفت اوپک نزدیک به ۲۴ درصد افزایش یافتهاند. بنزین و گاز طبیعی نیز تحتتأثیر نگرانیهای عرضه با نوسان روبهرو شدند.
مهمترین عامل صعود نفت، افزایش نگرانی درباره امنیت کشتیرانی و احتمال اختلال در انتقال انرژی از خلیج فارس است. گزارشها نشان میدهد متوسط عبور روزانه کشتیهای حامل کالا از تنگه هرمز طی روزهای اخیر به پایینترین سطح از ماه مه رسیده است. اوپکپلاس نیز سیاست تولید ماه اکتبر را بدون تغییر نگه داشته و در نتیجه، بازار فعلاً از سمت عرضه پیام روشنی برای کاهش قیمت دریافت نکرده است.
در این شرایط، بازار نفت تنها کمبود واقعی عرضه را قیمتگذاری نمیکند؛ بلکه «احتمال اختلال آینده» نیز وارد قیمت هر بشکه شده است. به بیان دیگر، بخشی از قیمت فعلی نفت را میتوان حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی دانست. اگر عبور نفتکشها عادی شود، امکان عقبنشینی قیمتها وجود دارد؛ اما تداوم اختلال در حملونقل میتواند نفت را به مرز ۱۰۰ دلار یا حتی بالاتر برساند.
پیوند سه بازار؛ سود برای صادراتیها، فشار برای تولیدکنندگان
افزایش بهای نفت و سایر کالاهای جهانی معمولاً به نفع ارزش فروش شرکتهای بزرگ پالایشی، پتروشیمی، فلزی و معدنی تمام میشود؛ بهخصوص زمانی که نرخ ارز داخلی نیز صعودی باشد. این وضعیت بخشی از رشد نمادهای بزرگ بورس تهران را توضیح میدهد.
اما آنچه برای سهامداران برخی شرکتها فرصت است، برای صنایع مصرفکننده مواد اولیه میتواند به افزایش هزینه تبدیل شود. بالا رفتن قیمت فولاد، پلیمرها، فرآوردههای نفتی و انرژی، حاشیه سود صنایع پاییندستی را تحت فشار قرار میدهد و در نهایت میتواند به افزایش قیمت کالاهای مصرفی منجر شود.
بنابراین سبزپوشی بورس لزوماً به معنای بهبود همزمان همه بخشهای اقتصاد نیست. بازار سهام ممکن است از رشد اسمی درآمد شرکتهای بزرگ و تورم داراییها منتفع شود، در حالی که واحدهای تولیدی کوچکتر با هزینه بیشتر مواد اولیه، انرژی و تأمین مالی مواجه شوند.
چشمانداز؛ هفت میلیون واحد و نفت ۱۰۰ دلاری
در کوتاهمدت، دو مرز روانی پیش روی بازارها قرار گرفته است: شاخص هفت میلیون واحدی برای بورس تهران و نفت ۱۰۰ دلاری برای بازار انرژی.
عبور پایدار شاخص کل از هفت میلیون واحد نیازمند ادامه ورود پول حقیقی و حفظ ارزش بالای معاملات است. در مقابل، کاهش ورود نقدینگی یا افزایش عرضه در نمادهای بزرگ میتواند بازار را وارد مرحله استراحت و اصلاح کند.
در بازار نفت نیز مسیر قیمت بیش از هر چیز به تحولات سیاسی، وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز و تصمیمهای بعدی اوپکپلاس بستگی دارد. عبور نفت از ۱۰۰ دلار میتواند درآمد اسمی شرکتهای صادراتی و پالایشی را تقویت کند، اما همزمان فشار تورمی جهانی و هزینه واردات، حملونقل و تولید را افزایش خواهد داد
جمعبندی معاملات شانزدهم شهریور نشان میدهد سه بازار سهام، کالا و انرژی در ظاهر پیام مشترکی صادر کردهاند: معاملهگران خود را برای دورهای از قیمتهای بالاتر و ریسکهای بیشتر آماده میکنند. بااینحال، پایداری صعود بورس تنها زمانی تأیید میشود که رشد قیمتها با افزایش تولید، فروش واقعی شرکتها و تداوم ورود نقدینگی همراه باشد؛ در غیر این صورت، بخشی از این جهش میتواند صرفاً بازتاب تورم و هیجان کوتاهمدت باشد.
اخبار مرتبط

بازدهی بورس در مرداد ۱۴۰۵؛ برندگان و بازندگان بازار سهام چه کسانی بودند؟

بورس در هفتهای که گذشت؛ شاخص چقدر رشد کرد و پول حقیقی کجا رفت؟

افت شاخص بورس در سایه ریسکهای سیاسی/فولاد مبارکه صدرنشین معاملات بورس کالا شد

چرا شاخص کل بورس افت کرد اما بیشتر سهمها سبز ماندند؟

بر شاخص بورس چه گذشت؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه