
بازار دست دوم لوازم خانگی پناه مردم در گرانیها شد
بازار دست دوم این روزها فقط محل معامله وسایل قدیمی نیست؛ ویترینی است که میتوان در آن، کوچک شدن آرزوها و تغییر سبک زندگی مردم را تماشا کرد.
به گزارش نماد اقتصاد، تا چند سال پیش، خرید کالای دستدوم برای بسیاری از خانوادههای ایرانی چندان خوشایند نبود. مردم ترجیح میدادند وسایل خانه را نو بخرند؛ از مبلمان و فرش گرفته تا یخچال، تلویزیون و ماشین لباسشویی. داشتن خانهای پر از کالاهای تازه و برندهای شناختهشده، برای بخشی از جامعه نشانه رفاه، سلیقه و حتی منزلت اجتماعی محسوب میشد.
اما تورم، قواعد زندگی را تغییر داده است. امروز بسیاری از مردم پیش از ورود به فروشگاههای لوازم خانگی، قیمتها را در سایتها و کانالهای خریدوفروش کالای دستدوم جستوجو میکنند. «نو بودن» دیگر نخستین معیار انتخاب نیست؛ قیمت مناسب، سلامت دستگاه، میزان کارکرد و امکان تعمیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
بازار دستدوم که زمانی انتخاب گروه محدودی از مردم بود، اکنون برای بسیاری از خانوارها به پناهگاهی در برابر گرانی تبدیل شده است.
ویترینها پر، فروشگاهها خالی
در بازار لوازم خانگی، تقریباً همهچیز وجود دارد؛ اما مشتری کمتر از گذشته است. یخچال، لباسشویی و تلویزیون پشت ویترینها چیده شدهاند، ولی قیمت بعضی از آنها با درآمد چندینماهه یک خانوار برابری میکند.
دادههای منتشرشده برای مرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت لوازم خانگی نسبت به ماه مشابه سال قبل حدود ۱۱۷.۸ درصد افزایش یافته است. تورم سالانه این گروه نیز ۷۹.۳ درصد اعلام شده؛ رشدی که از سرعت افزایش عمومی قیمتها بیشتر بوده است.
پیشتر نیز دبیرکل انجمن صنایع لوازم خانگی ایران از رکود حدود ۶۰ درصدی تقاضا و کاهش فروش تا ۷۵ درصد در بعضی گروههای کالایی خبر داده بود. این دو عدد در کنار یکدیگر تصویری روشن میسازند، قیمتها با سرعت بالا میروند، اما توان خرید مردم با همان سرعت حرکت نمیکند.
خانوادهها میان «تعمیر» و «دستدوم» انتخاب میکنند
برای فهم این تغییر لازم نیست فقط به آمارها نگاه کنیم. کافی است پای صحبت خانوادههایی بنشینیم که یکی از وسایل ضروری خانهشان خراب شده است.
خانوادهای که ماشین لباسشوییاش از کار افتاده، معمولا سه راه بیشتر ندارد: پرداخت هزینه سنگین تعمیر، خرید اقساطی با قیمت نهایی بالاتر یا جستوجوی یک دستگاه کارکرده. در بسیاری از موارد، راه سوم تنها گزینهای است که با درآمد ماهانه خانواده سازگاری دارد.
یکی از خریداران بازار لوازم دستدوم به خبرنگار نماد اقتصاد میگوید: «قبلاً اگر وسیلهای خراب میشد، به فکر تعویض آن بودیم؛ حالا اول قیمت تعمیر را میپرسیم. اگر تعمیرش نیرزد، دنبال جنس دستدوم تمیز میگردیم. خرید نو دیگر برای خیلیها امکانپذیر نیست.»
جهیزیههای دستدوم تغییر یک تابوی قدیمی
یکی از مهمترین نشانههای تغییر الگوی مصرف را میتوان در خرید جهیزیه دید. در گذشته، بسیاری از خانوادهها حتی با قرض و فروش دارایی تلاش میکردند تمام وسایل زندگی زوج جوان را نو تهیه کنند. امروز اما خرید یخچال، مبلمان، تلویزیون یا ماشین لباسشویی «در حد نو» یا استوک به بخشی از برنامه تامین جهیزیه تبدیل شده است.
بررسی قیمتها نشان داده که چیدن خانه با لوازم کمکارکرد و در حد نو میتواند حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد ارزانتر از خرید کالای نو تمام شود. این اختلاف برای خانوادهای که باید چند وسیله را همزمان تهیه کند، مبلغ کوچکی نیست.
در نتیجه، عباراتی مانند «در حد نو»، «کمکارکرد»، «تمیز و سالم» و «فروش به علت مهاجرت» به واژههای پرتکرار بازار تبدیل شدهاند. خانوادهها دیگر فقط به برند و ظاهر دستگاه توجه نمیکنند؛ عمر موتور، امکان تأمین قطعه، مصرف برق و هزینه تعمیر نیز در تصمیم آنها نقش اساسی دارد.
از تهلنجی تا کولبری؛ مسیرهای قدیمی تامین کالای استوک
البته بازار لوازم خانگی دستدوم و استوک در ایران پدیدهای کاملا تازه نیست. در استانهای ساحلی جنوب کشور، بهویژه شهرهایی که معیشت بخشی از ساکنانشان با دریا، لنج و تجارت مرزی پیوند خورده است، سالها کالاهای موسوم به «تهلنجی» سهم قابلتوجهی از بازار را در اختیار داشتند. لوازم خانگی خارجی، اجناس استوک و کالاهای کمکارکرد از این مسیر وارد بازارهای محلی میشدند و علاوه بر تامین نیاز مردم منطقه، گاهی به شهرهای دیگر نیز راه پیدا میکردند.
با این حال، در سالهای اخیر محدودیتهای وارداتی، تغییر مقررات، سختگیری در نوع و میزان کالای همراه ملوان و برخورد با ورود کالا خارج از ضوابط تعیینشده، عرضه برخی لوازم خانگی خارجی را در این بازارها کاهش داده است.
فعالان این حوزه میگویند ملوانان و شاغلان لنجها مانند گذشته امکان ورود آزادانه کالا را ندارند و همین مسئله، هم بر معیشت بخشی از ساکنان مناطق ساحلی اثر گذاشته و هم موجب کاهش تنوع و افزایش قیمت کالاهای استوک خارجی شده است.
در مناطق مرزی کوهستانی غرب کشور نیز شکل دیگری از تجارت مرزی وجود دارد. در این مناطق، کالاهایی که در جنوب با عنوان «تهلنجی» شناخته میشوند، گاه از مسیر کولبری یا مبادلات مرزی وارد بازار میشوند. تفاوت مهم آن است که کولبری، برخلاف حمل دریایی، با دشواریهای جسمی، خطرهای جانی و ناامنی بیشتری همراه است و نمیتوان آن را راهکاری پایدار و مطلوب برای تأمین کالا یا اشتغال مرزنشینان دانست.
این دو شکل از مبادلات مرزی، با وجود تفاوتهای جدی، یک نقطه مشترک دارند، هر دو در مناطقی رونق گرفتهاند که فرصتهای شغلی رسمی محدودتر است و بخشهایی از اقتصاد محلی به تجارت مرزی وابسته ماندهاند. بنابراین، محدود کردن ناگهانی این فعالیتها بدون ایجاد مسیرهای قانونی، شفاف و جایگزینهای معیشتی، ممکن است به کاهش عرضه کالا، افزایش قیمتها و تضعیف درآمد خانوارهای مرزنشین منجر شود.
ساماندهی واردات محدود مرزی، ایجاد امکان ثبت و رهگیری کالا، دریافت عوارض متناسب و پیشبینی ضمانتهای حداقلی برای لوازم برقی میتواند راهحلی میانه باشد؛ راهحلی که هم از ورود کالای معیوب و قاچاق جلوگیری کند و هم تجارت مرزی و معیشت ساکنان این مناطق را بهطور کامل از میان نبرد.
در شرایطی که تقاضا برای کالاهای ارزانتر افزایش یافته است، حذف این مسیرها بدون ایجاد بازار رسمی و قابل نظارت، ممکن است بخشی از معاملات را به شبکههای غیرشفافتر منتقل کند.
فروشنده امروز، خریدار فرداست
بازار دستدوم فقط محل خرید ارزانتر نیست؛ برای برخی خانوادهها محلی برای تأمین پول نقد نیز شده است. فردی که با هزینه اجارهخانه، درمان، شهریه یا بدهی روبهروست، ممکن است تلویزیون اضافه، مبلمان، لپتاپ یا حتی یکی از وسایل ضروری خانه را برای فروش آگهی کند.
به این ترتیب، بازار کالای کارکرده از دو طرف تغذیه میشود، کسانی که برای تامین هزینههای زندگی وسایلشان را میفروشند و کسانی که توان خرید نمونه نو همان کالاها را ندارند.
در چنین بازاری ممکن است یک خانواده تلویزیون خود را برای پرداخت اجاره بفروشد و خانوادهای دیگر همان تلویزیون را برای فرزندش بخرد. پشت هر آگهی تنها یک کالا قرار ندارد؛ گاهی یک نیاز، یک بدهی یا بخشی از داستان زندگی یک خانواده دیده میشود.
رونق دستدومها انتخاب اقتصادی یا نشانه فقیرتر شدن است؟
رشد بازار کالای دستدوم در همه کشورها الزاما نشانه فقر نیست. در بسیاری از جوامع، خرید کالای کارکرده بخشی از اقتصاد چرخشی و رفتار مسئولانه محیط زیستی محسوب میشود. استفاده دوباره از وسایل، عمر محصولات را افزایش میدهد و از تولید زباله و مصرف منابع میکاهد.
اما در ایران امروز، بخش مهمی از این گرایش نه از سر انتخاب زیستمحیطی، بلکه تحت فشار اقتصادی شکل گرفته است. تفاوت مهم همینجاست، یک نفر ممکن است آگاهانه کالای دستدوم بخرد تا از مصرفگرایی دوری کند؛ فرد دیگری همان کالا را میخرد چون هیچ راه دیگری برای تامین نیازش ندارد.
بنابراین رونق این بازار دو چهره دارد؛ از یک سو به استفاده دوباره از کالاها، کاهش دورریز و دسترسی ارزانتر کمک میکند و از سوی دیگر، کوچک شدن قدرت خرید و حذف تدریجی کالاهای نو از سبد خانوار را نشان میدهد.
تغییر مفهوم کالای بادوام در کشور
در ادبیات اقتصادی، یخچال، لباسشویی، تلویزیون و مبلمان کالای بادوام نامیده میشوند؛ اما در اقتصاد تورمی ایران، خانوارها ناچارند این دوام را بسیار بیشتر کنند. دستگاهی که زمانی بعد از چند سال تعویض میشد، اکنون بارها تعمیر میشود. قطعات دستگاههای ازکارافتاده دوباره به بازار برمیگردند و تعمیرکاران نیز به حلقهای کلیدی در اقتصاد خانوار تبدیل شدهاند.
این وضعیت باعث شده بازار تعمیر و قطعات استوک نیز در کنار بازار دستدوم گسترش پیدا کند. با این حال، افزایش قیمت قطعات و دستمزد تعمیرکاران گاهی خانوار را در موقعیتی دشوار قرار میدهد: نه توان خرید کالای نو را دارد، نه از سلامت کالای دستدوم مطمئن است و نه همیشه تعمیر وسیله قدیمی صرفه اقتصادی دارد.
بازاری پررونق اما کماطمینان
خرید کالای کارکرده، بهویژه لوازم برقی، بدون خطر نیست. دستکاری قطعات، تعمیرات پنهان، عمر نامشخص موتور، مصرف بالای برق و نداشتن ضمانت از مهمترین مشکلات این بازار است. در معاملههای اینترنتی نیز خطر آگهی جعلی، دریافت بیعانه و فروش کالای معیوب وجود دارد.
کارشناسان توصیه میکنند خریداران پیش از پرداخت پول، دستگاه را روشن و آزمایش کنند، شماره سریال و مشخصات فنی آن را بررسی کنند و برای کالاهای گرانقیمت از تعمیرکار یا کارشناس کمک بگیرند. پرداخت بیعانه پیش از مشاهده کالا نیز میتواند احتمال کلاهبرداری را افزایش دهد.
ایجاد سازوکارهایی برای کارشناسی، درجهبندی کیفیت و ارائه ضمانت محدود میتواند این بازار را شفافتر کند. بازار دستدوم دیگر پدیدهای حاشیهای نیست و به همان اندازه که گستردهتر میشود، به مقررات حمایتی و نظارت بیشتری نیاز دارد.
صورتمسئله اصلی جای دیگری است
گسترش بازار دستدوم میتواند فرصت اقتصادی و محیطزیستی باشد، اما نباید صورتمسئله اصلی را پنهان کند. وقتی خانوادهها بهصورت گسترده از خرید کالاهای ضروری نو صرفنظر میکنند، مسئله فقط تغییر سلیقه نیست؛ قدرت خرید کاهش یافته و فاصله درآمد با هزینههای زندگی عمیقتر شده است.
مردمی که زمانی برای انتخاب رنگ و مدل یخچال به بازار میرفتند، امروز میان دستگاه تعمیرشده، کالای بدون ضمانت و خرید اقساطی بلندمدت مقایسه میکنند. تغییر اصلی همینجاست: معیار خرید از «چه چیزی بهتر است؟» به «چه چیزی هنوز از عهده ما برمیآید؟» رسیده است.
پناهگاهی که نباید به مقصد دائمی تبدیل شود
بازار دستدوم در شرایط کنونی به بسیاری از خانوادهها کمک کرده است تا نیازهای ضروری خود را با هزینه کمتر تامین کنند. این بازار میتواند بخشی سالم و پایدار از اقتصاد باشد؛ به شرط آنکه خرید کالای کارکرده یک انتخاب باشد، نه آخرین راه باقیمانده.
پشت رونق آگهیهای فروش، واقعیتی تلخ دیده میشود: بخشی از جامعه نه به دلیل تغییر سبک زندگی، بلکه برای سازگار شدن با کاهش قدرت خرید به بازار دستدوم پناه آورده است. بازاری که امروز برای مردم نقش ضربهگیر تورم را بازی میکند، اما رونق اجباری آن هشداری جدی درباره وضعیت معیشت خانوارهاست.
 copy.webp)
۰ دیدگاه