ورق هست اما معامله نیست/ بازار فولاد در تله رکود تقاضا
نماد اقتصاد گزارش می‌کند:

ورق هست اما معامله نیست/ بازار فولاد در تله رکود تقاضا

محمدرضا طارمی
۱۴ شهریور ۱۴۰۵

بازار ورق فولادی در شرایطی وارد شهریور ماه 1405 شده است که مسئله اصلی حاکم بر آن، کمبود کالا نیست بلکه نبود تقاضای موثر و کاهش تمایل خریداران به ورود به معامله است.

به گزارش نماد اقتصاد، بازار ورق فولادی در شرایطی وارد شهریور ماه ۱۴۰۵ شده است که مسئله اصلی حاکم بر آن، کمبود کالا نیست بلکه نبود تقاضای موثر و کاهش تمایل خریداران به ورود به معامله است.

در ظاهر، ورق همچنان در بازار و بورس کالا عرضه می‌شود و حتی در برخی گروه‌ها قیمت‌ها مسیر افزایشی را تجربه کرده‌اند اما فاصله میان قیمت اعلامی و قیمت قابل معامله روزبه‌روز بیشتر خود را نشان می‌دهد.

این وضعیت، یکی از نشانه‌های مهم رکود در بازار محصولات تخت فولادی است؛ بازاری که از یک‌ سو تحت تاثیر نرخ ارز، هزینه تولید، قیمت مواد اولیه و انتظارات تورمی قرار دارد و از سوی دیگر با مصرف‌کننده‌ای مواجه است که توان یا انگیزه لازم برای خرید ندارد.

در هفته نخست شهریور ماه ۱۴۰۵ نیز تصویر بازار یکدست نبود. گزارش‌های معاملاتی بورس کالای ایران نشان می‌دهد تقاضا در محصولات مختلف ورقی تفاوت محسوسی داشته است. برای مثال، ورق قلع‌اندود با ارزش معاملاتی قابل توجه دادوستد شد اما ورق رنگی تنها حدود ۲۰ درصد عرضه خود را به فروش رساند.

همین اختلاف نشان می‌دهد مشکل بازار، الزاما نبود تقاضا برای ورق به معنای عام نیست بلکه تقاضا به‌شدت به نوع محصول و وضعیت صنایع مصرف‌کننده وابسته شده است.

بازار ورق در ظاهر فعال اما عمق معاملات پایین است

یکی از خطاهای رایج در تحلیل بازار فولاد، برابر دانستن «عرضه» با «رونق بازار» است. اینکه محصول در بورس کالا عرضه می‌شود یا قیمت پایه افزایش پیدا می‌کند، لزوما به این معنا نیست که بازار در وضعیت مطلوبی قرار دارد. بازار واقعی زمانی رونق گرفته است که محصول پس از عرضه، با سرعت مناسب به فروش برسد و خریدار نیز آن را برای مصرف، تولید یا تکمیل موجودی خود خریداری کند.

در شرایط فعلی اما بخش قابل‌توجهی از خریداران با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنند. افزایش هزینه‌های تولید، دشواری تامین سرمایه در گردش، نوسان نرخ ارز و ابهام نسبت به هزینه‌های آینده باعث شده است بسیاری از مصرف‌کنندگان ورق، خرید خود را به حداقل مورد نیاز محدود کنند.

به بیان ساده‌تر، فروشنده کالا دارد اما خریدار قدرت تصمیم‌گیری ندارد. این همان جایی است که رکود بازار خود را نشان می‌دهد.

چرا قیمت بالا می‌رود اما معامله شکل نمی‌گیرد؟

در نگاه نخست، افزایش قیمت ورق در شرایط رکودی ممکن است متناقض به نظر برسد. اگر تقاضا ضعیف است، چرا قیمت کاهش پیدا نمی‌کند؟ پاسخ را باید در ساختار هزینه‌ای تولیدکنندگان جست‌وجو کرد.

قیمت ورق فقط از میزان تقاضای بازار مصرف تاثیر نمی‌گیرد. نرخ مواد اولیه، انرژی، هزینه حمل، نرخ ارز و سایر هزینه‌های تولید نیز در تعیین قیمت نقش دارند. بنابراین ممکن است هزینه تمام‌شده تولیدکننده افزایش پیدا کند و قیمت پیشنهادی فروش نیز بالا برود، بدون آنکه قدرت خرید مصرف‌کننده به همان میزان افزایش یافته باشد.

در چنین شرایطی، بازار وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را رکود تورمی در معاملات ورق نامید؛ یعنی قیمت‌ها ظرفیت افزایش دارند اما حجم واقعی خرید با آن همراه نمی‌شود.

تازه‌ترین مثال این وضعیت در بازار ورق نیز دیده شده است. گزارش‌های بازار از افزایش قیمت ورق فولادی هم‌زمان با رشد نرخ ارز حکایت دارد اما همین افزایش قیمت نتوانسته است رونق معاملاتی ایجاد کند.

بنابراین افزایش قیمت در چنین بازاری لزوما نشانه قدرت بازار نیست بلکه گاهی حتی می‌تواند نشانه عمیق‌تر شدن شکاف میان هزینه تولید و توان خرید باشد.

بورس کالا؛ جایی که فاصله عرضه و تقاضا آشکارتر می‌شود

بورس کالای ایران یکی از بهترین نقاط برای مشاهده رفتار واقعی بازار ورق است زیرا در این بازار، تفاوت میان حجم عرضه، میزان تقاضا و مقدار معامله‌شده قابل مشاهده است.

در هفته نخست شهریور ۱۴۰۵، بازار فولاد اگرچه از نظر ارزش معاملات فعال بود اما رفتار محصولات مختلف یکسان نبود. در مجموع زنجیره فولاد، شمش بلوم و میلگرد در میان محصولات با ارزش معاملات بالاتر قرار داشتند و انواع ورق نیز بخشی از ارزش معاملات بازار را به خود اختصاص دادند اما در داخل گروه ورق، تفاوت عملکرد محصولات نشان داد که تقاضای صنعتی همچنان انتخابی و محدود است.

این نکته اهمیت زیادی دارد زیرا نمی‌توان صرفا با مشاهده معامله شدن چند محصول ورقی نتیجه گرفت که بازار ورق از رکود خارج شده است. بازار سالم بازاری نیست که فقط کالا در آن معامله شود بلکه بازاری است که تقاضای پایدار پشت معاملات قرار داشته باشد.

تغییر فرمول عرضه ورق گرم؛ یک متغیر مهم برای بازار

در میانه این شرایط، ساختار عرضه ورق گرم در بورس کالا نیز با تغییراتی همراه شده است.

شورای رقابت در مرداد ماه امسال دستورالعمل جدید عرضه و قیمت‌گذاری ورق گرم فولادی زیر پنج میلی‌متر را ابلاغ کرد. براساس این دستورالعمل، عرضه این محصولات در بازار داخلی باید از مسیر بورس کالا انجام شود. هدف از این تغییر، ساماندهی عرضه، شفافیت بیشتر معاملات و تنظیم سازوکار بازار عنوان شده است.

اما مسئله مهم اینجاست که شفاف‌تر شدن بازار به‌تنهایی نمی‌تواند تقاضا ایجاد کند. اگر صنایع پایین‌دستی با کمبود نقدینگی، کاهش تولید، محدودیت انرژی یا افت سفارش مواجه باشند، انتقال معامله از یک کانال به بورس کالا الزاما به افزایش مصرف منجر نمی‌شود. در یک نگاه کلی، بورس می‌تواند محل کشف قیمت باشد اما نمی‌تواند جای خالی تقاضای واقعی را پر کند.

صنایع پایین‌دستی؛ حلقه‌ای که ضعیف شده است

ورق فولادی یک محصول نهایی در اقتصاد نیست. بخش مهمی از تقاضای آن از سوی صنایع پایین‌دستی ایجاد می‌شود؛ از خودروسازی و لوازم خانگی گرفته تا تولید تجهیزات، مخازن، سازه‌های فلزی، صنایع نفت و گاز و مجموعه‌ای از صنایع عمومی. بنابراین وقتی تولید در صنایع مصرف‌کننده کاهش پیدا می‌کند، اثر آن دیر یا زود به بازار ورق منتقل می‌شود.

در چنین شرایطی، خرید ورق از یک ماده اولیه ضروری به یک تصمیم مالی تبدیل می‌شود. تولیدکننده پایین‌دستی از خود می‌پرسد آیا اکنون خرید کرده یا چند هفته صبر کنم؟ آیا قیمت محصول نهایی اجازه انتقال افزایش هزینه ورق را می‌دهد؟ آیا سفارش کافی برای تولید دارم؟ آیا سرمایه در گردش برای خرید موجودی کافی است؟

هرچه پاسخ این پرسش‌ها مبهم‌تر باشد، تقاضای ورق نیز ضعیف‌تر خواهد شد. به همین دلیل است که ممکن است در یک مقطع، ورق در انبار موجود بوده اما بازار همچنان تشنه معامله واقعی باشد.

سرمایه در گردش؛ گره پنهان بازار ورق

یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش معاملات را باید در سرمایه در گردش جست‌وجو کرد. افزایش قیمت اسمی کالا به این معناست که خریدار برای تامین همان مقدار ورق نسبت به گذشته به نقدینگی بیشتری نیاز دارد. اگر منابع مالی بنگاه متناسب با افزایش قیمت مواد اولیه رشد نکرده باشد، طبیعی است که حجم خرید کاهش پیدا کند.

در این شرایط، حتی تولیدکننده‌ای که سفارش دارد، ممکن است خرید مواد اولیه را مرحله‌ای انجام دهد. نتیجه چنین رفتاری، کاهش حجم معاملات و افزایش فاصله زمانی میان دو خرید است.

این موضوع برای بازار ورق اهمیت بیشتری دارد زیرا بخش قابل‌توجهی از مصرف آن به صنایع تولیدی وابسته است و کاهش سرمایه در گردش در این صنایع مستقیما به کاهش تقاضای ورق منجر می‌شود.

مشکل فقط رکود نیست؛ نااطمینانی هم خریدار را عقب می‌راند

عامل دیگری که نباید از آن غافل شد، نااطمینانی است. خریدار ورق در شرایطی که نرخ ارز، هزینه انرژی، هزینه حمل و قیمت مواد اولیه دائما در حال تغییر است، نمی‌تواند به‌راحتی برای چند ماه آینده برنامه‌ریزی کند.

اگر احتمال افزایش قیمت بالا باشد، از یک سو ممکن است خرید زودهنگام منطقی به نظر برسد اما از سوی دیگر، وقتی فروش محصول نهایی با رکود مواجه است، نگهداری موجودی گران‌قیمت به یک ریسک تبدیل می‌شود.

به همین دلیل بازار در وضعیتی قرار می‌گیرد که نه فروشنده حاضر است به‌سادگی قیمت را پایین بیاورد و نه خریدار حاضر است با قیمت‌های موجود وارد خرید سنگین شود. نتیجه، بازاری است که در آن قیمت و کالا وجود دارد اما معامله واقعی محدود است.

آیا افزایش قیمت ورق می‌تواند پایدار باشد؟

پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به بازگشت تقاضای واقعی بستگی دارد. اگر رشد قیمت صرفا ناشی از افزایش نرخ ارز و رشد هزینه‌های تولید باشد، بدون آنکه صنایع پایین‌دستی بتوانند این افزایش هزینه را به بازار محصول نهایی منتقل کنند، احتمال تداوم رکود معاملاتی بالا خواهد بود.

اما اگر افزایش قیمت با رشد تولید صنایع مصرف‌کننده، افزایش سفارش‌های صنعتی و بهبود سرمایه در گردش همراه شود، شرایط متفاوت خواهد شد. در این حالت، افزایش قیمت دیگر صرفا یک رشد اسمی نخواهد بود و می‌تواند پشتوانه تقاضای واقعی داشته باشد.

بنابراین برای تشخیص مسیر بازار ورق، بیش از آنکه صرفا به قیمت‌های روزانه توجه کنیم، باید حجم معاملات، نسبت عرضه به تقاضا، رفتار صنایع پایین‌دستی و میزان خرید مصرفی را دنبال کرد.

ورق هست اما بازار به خریدار واقعی نیاز دارد

بازار ورق فولادی در شهریور ماه بیش از هر چیز با یک مسئله ساختاری مواجه است: فاصله میان قیمت و قدرت خرید. تولیدکننده نمی‌تواند با هزینه‌های روبه‌رشد، محصول خود را ارزان بفروشد و مصرف‌کننده نیز در شرایطی که حاشیه سود تولید تحت فشار است، توان خرید نامحدود ندارد.

از همین رو، افزایش قیمت ورق به‌تنهایی نشانه رونق نیست. حتی معامله در بورس کالا نیز تا زمانی که به مصرف واقعی در صنایع پایین‌دستی متصل نشود، نمی‌تواند به معنای خروج بازار از رکود تلقی شود. بازار اکنون به نقطه‌ای رسیده که در آن «داشتن ورق» دیگر مسئله اصلی نیست بلکه «داشتن قدرت خرید برای ورق» مسئله اصلی است.

اگر سرمایه در گردش صنایع تقویت نشود، تولید پایین‌دستی جان نگیرد و نااطمینانی در هزینه‌های تولید کاهش پیدا نکند، بازار ورق همچنان با همین پارادوکس روبه‌رو خواهد بود: کالا در بازار هست؛ قیمت هم هست اما خریدار برای معامله سنگین وجود ندارد.

در نهایت، مسیر خروج بازار ورق از رکود نه از افزایش بیشتر قیمت بلکه از بازگشت تقاضای صنعتی و شکل‌گیری معاملات واقعی می‌گذرد. تا آن زمان، هر افزایش قیمت بدون رشد حجم معاملات، بیشتر از آنکه نشانه رونق باشد، تصویری از فشار هزینه و ضعف قدرت خرید در زنجیره فولاد خواهد بود.

Author

محمدرضا طارمی

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72266
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه