
آیا سرمایهگذاری در ایران از تولید به بازارهای نقدشونده میرود؟
سرمایهگذاری در ایران در شرایطی با تغییر جدی در محیط تصمیمگیری مواجه شده است که تورم، افت ارزش پول ملی، تحریم، محدودیتهای تجاری، اختلال زیرساختی و نااطمینانی سیاسی، افق تصمیمگیری سرمایهگذاران را تحت فشار قرار دادهاند. همزمان، کاهش تشکیل سرمایه ثابت و تضعیف تمایل به سرمایهگذاری در بخش غیرنفتی، نشانههایی از دشوارتر شدن مسیر سرمایهگذاری مولد ارائه میکند.
به گزارش نماد اقتصاد، سرمایهگذاری در ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر مجموعهای از عوامل ساختاری و اقتصادی قرار گرفته است. بانک جهانی در ارزیابی خود از اقتصاد ایران، ضعف فعالیت اقتصادی، نااطمینانی، محدودیتهای زیرساختی و کاهش تمایل به سرمایهگذاری را از عواملی میداند که بر رشد بخش غیرنفتی فشار وارد میکنند. این نهاد همچنین تاکید کرده است که مسیر آینده اقتصاد به شدت به تحولات سیاسی، آسیبهای زیرساختی و اختلال در تجارت و صادرات نفت وابسته است.
اهمیت این موضوع برای سرمایهگذاری در ایران در تفاوت میان سرمایهگذاری مولد و خرید دارایی برای حفظ ارزش نهفته است. سرمایهگذاری در کارخانه، ماشینآلات، زیرساخت یا پروژه صنعتی مستلزم آن است که سرمایه برای مدت طولانی در فعالیت اقتصادی باقی بماند و بازگشت آن به شرایط تولید و بازار وابسته باشد.
در مقابل، سرمایهگذاری در داراییهای نقدشوندهتر امکان واکنش سریعتر به تغییرات اقتصادی را فراهم میکند. همین تفاوت در محیطی که نااطمینانی افزایش یافته است، میتواند بر انتخاب سرمایهگذار اثر بگذارد.
بر اساس گزارش منتشرشده درباره اقتصاد ایران و با استناد به دادههای بانک مرکزی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در سال منتهی به مارس ۲۰۲۶ حدود ۱۲ درصد کاهش داشته است. کاهش سرمایهگذاری ثابت از این جهت اهمیت دارد که نشاندهنده کاهش منابع اختصاصیافته به ایجاد یا توسعه ظرفیتهای تولیدی است.
این داده به تنهایی ثابت نمیکند که سرمایهگذاران منابع خود را به طور گسترده به بازارهای نقدشونده منتقل کردهاند، اما در کنار سایر شواهد، تصویری از دشوارتر شدن شرایط برای سرمایهگذاری در ایران ارائه میدهد.
چرا افق سرمایهگذاری در ایران کوتاهتر شده است؟
سرمایهگذاری مولد به ثبات بیشتری نسبت به سرمایهگذاری کوتاهمدت نیاز دارد. زمانی که یک بنگاه تصمیم به ساخت کارخانه، توسعه خط تولید یا خرید تجهیزات میگیرد، بخش مهمی از منابع مالی آن برای مدت طولانی در داراییهای ثابت قرار میگیرد.
با این وجود در شرایطی که نرخ ارز، هزینه واردات تجهیزات، دسترسی به منابع مالی، شرایط صادرات و چشمانداز تقاضا با عدم قطعیت مواجه است، محاسبه بازده پروژه دشوارتر میشود.
این مسئله برای سرمایهگذاری در ایران اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا بنگاههای تولیدی علاوه بر ریسکهای معمول کسبوکار، با محدودیتهای ناشی از تحریم و دسترسی دشوارتر به منابع خارجی نیز مواجه هستند.
بانک جهانی نیز تضعیف تمایل به سرمایهگذاری را در کنار مشکلات آب و انرژی و آسیب زیرساختی، یکی از محدودیتهای رشد بخش غیرنفتی ایران عنوان کرده است. در چنین محیطی، سرمایهگذار ممکن است نه به دلیل سودآوری پایین یک پروژه، بلکه به دلیل بالا رفتن عدمقطعیت درباره آینده، از ورود به سرمایهگذاری بلندمدت خودداری کند.
این تفاوت مهمی است. مسئله الزاما این نیست که تولید دیگر سودآور نیست؛ موضوع این است که ریسک سرمایهگذاری در تولید ممکن است نسبت به بازده مورد انتظار آن افزایش یافته باشد.
طلا و ارز؛ رقابت بر سر حفظ ارزش
یکی از نشانههای تغییر رفتار سرمایهگذاران، افزایش توجه به بازار طلا و ارز است. گزارشهای بازار داخلی در سال ۱۴۰۵، مقایسه میان طلا، دلار و بورس را به یکی از محورهای اصلی تصمیمگیری سرمایهگذاران تبدیل کردهاند و بر نقش انتظارات تورمی و نگرانی درباره ارزش پول ملی تاکید دارند.
در این شرایط، طلا و ارز برای بخشی از سرمایهگذاران صرفا ابزار کسب بازده نیستند؛ بلکه به عنوان داراییهایی برای کاهش قرار گرفتن در معرض ریسک ریالی مورد توجه قرار میگیرند.
گزارش شورای جهانی طلا نیز نشان میدهد تقاضای سرمایهگذاری طلا در خاورمیانه همچنان تحت تاثیر تحولات اقتصادی و ژئوپلیتیک قرار دارد. با این حال، همین گزارش نشان میدهد تقاضای سرمایهگذاری طلا در ایران در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به پایه بالای سال قبل کاهش داشته است؛ موضوعی که نشان میدهد حتی بازار طلا نیز در شرایط بحران از نوسانات رفتار سرمایهگذاران مصون نیست.
در نتیجه، نمیتوان گفت هرگونه افزایش توجه به طلا یا ارز به معنای خروج سرمایه از تولید است. بخشی از این رفتار میتواند نشاندهنده افزایش تقاضا برای حفظ ارزش دارایی و افزایش انعطافپذیری سرمایه باشد.
همین موضوع یکی از مهمترین تغییرات در الگوی سرمایهگذاری در ایران است: سرمایهگذار علاوه بر بازده، به امکان خروج سریع از موقعیت سرمایهگذاری نیز توجه بیشتری نشان میدهد.
بورس در میانه دو انتخاب
بازار سهام جایگاه متفاوتی در این معادله دارد. از یک سو، بورس امکان سرمایهگذاری در شرکتهای تولیدی و صادراتی را فراهم میکند و از این جهت میتواند بخشی از سرمایه را به فعالیت مولد متصل نگه دارد.
از سوی دیگر، سهام در مقایسه با داراییهای فیزیکی مانند کارخانه یا تجهیزات، نقدشوندگی بالاتری دارد. بنابراین، بورس میتواند همزمان دو ویژگی مورد توجه سرمایهگذار یعنی مشارکت در فعالیت اقتصادی و امکان خرید و فروش نسبتا سریع را در خود داشته باشد.
گزارشهای داخلی بازار در سال ۱۴۰۵ نیز مقایسه عملکرد بورس با طلا، دلار و مسکن را در کانون توجه قرار دادهاند. با این حال، عملکرد بازار سهام به سودآوری شرکتها، نرخ ارز، سیاستهای اقتصادی و شرایط سیاسی وابسته است. از همین رو، افزایش نقدشوندگی یک دارایی الزاما به معنای کاهش ریسک آن نیست.
برای سرمایهگذاری در ایران، این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سرمایهگذار ممکن است دارایی خود را در بازاری نقدشونده نگه دارد، اما همچنان با ریسک افت قیمت یا نوسان شدید مواجه باشد.
مسکن؛ حفظ ارزش بدون نقدشوندگی بالا
بازار مسکن نمونه دیگری از تفاوت میان حفظ ارزش و نقدشوندگی است. فایننشالتایمز در گزارشی درباره بازار مسکن تهران اعلام کرده است که قیمت مسکن و اجاره افزایش یافته، اما حجم معاملات پایین باقی مانده است. این گزارش همچنین به افزایش معاملات نقدی در بازار اشاره میکند. این وضعیت نشان میدهد افزایش قیمت یک دارایی الزاما با رونق سرمایهگذاری در آن بخش همراه نیست.
مسکن میتواند برای سرمایهگذار نقش دارایی حافظ ارزش داشته باشد، اما نقد کردن آن معمولا به زمان بیشتری نسبت به داراییهای مالی نیاز دارد. بنابراین، اگر نقدشوندگی به معیار مهمتری در تصمیم سرمایهگذار تبدیل شود، افزایش قیمت مسکن به تنهایی نمیتواند نشانه افزایش جذابیت آن به عنوان مقصد سرمایه باشد.
این موضوع در تحلیل سرمایهگذاری در ایران اهمیت دارد؛ زیرا بازارهای مختلف ممکن است همزمان شاهد افزایش ارزش اسمی دارایی و کاهش حجم معاملات باشند.
تحریم؛ فشار مضاعف بر سرمایهگذاری تولیدی
عامل دیگری که نمیتوان از آن در تحلیل سرمایهگذاری در ایران چشم پوشید، تحریم است. رویترز در تحلیلی درباره صنعت نفت ایران، کمبود سرمایهگذاری را یکی از مشکلات مهم بخش انرژی دانسته و به نیاز این صنعت برای جذب سرمایه جهت افزایش و حفظ ظرفیت تولید اشاره کرده است.
تحریم فقط مسیر تامین مالی خارجی را دشوار نمیکند. محدودیت دسترسی به فناوری، تجهیزات، خدمات مالی و بازارهای صادراتی نیز میتواند هزینه و ریسک اجرای پروژههای بزرگ را افزایش دهد. این موضوع برای صنایع سرمایهبر اهمیت بیشتری دارد؛ صنایعی که برای ایجاد ظرفیت جدید به سرمایهگذاری چندساله نیاز دارند و امکان خروج سریع سرمایه از آنها وجود ندارد.
در مقابل، داراییهای مالی یا ارزی میتوانند از نظر سرعت جابهجایی سرمایه مزیت بیشتری داشته باشند. به همین دلیل، فشار تحریم میتواند به صورت غیرمستقیم بر انتخاب میان سرمایهگذاری مولد و داراییهای نقدشونده اثر بگذارد.
تورم و تغییر تعریف بازده سرمایه
یکی دیگر از متغیرهای تعیینکننده برای سرمایهگذاری در ایران تورم و کاهش ارزش پول ملی است. وزارت خزانهداری آمریکا در گزارش خود درباره ایران از کاهش قابلتوجه ارزش ریال و افزایش فشارهای تورمی سخن گفته است. در اقتصاد تورمی، مقایسه بازده اسمی داراییها بدون توجه به قدرت خرید واقعی میتواند تصویر ناقصی ارائه کند. سرمایهگذار ممکن است به دنبال داراییای باشد که نه فقط سود اسمی، بلکه توان بیشتری برای حفظ ارزش دارایی در برابر کاهش قدرت خرید پول داشته باشد.
همین مسئله باعث میشود مفهوم بازده برای بخشی از سرمایهگذاران تغییر کند. در شرایط عادی، بازده پروژه تولیدی میتواند معیار اصلی تصمیمگیری باشد. اما در شرایط تورمی و بیثبات، حفظ ارزش سرمایه نیز میتواند به یک هدف مستقل تبدیل شود.
به همین دلیل، رقابت میان تولید، بورس، طلا، ارز و مسکن را نمیتوان تنها با مقایسه نرخ بازده آنها توضیح داد. افق سرمایهگذاری، ریسک، نقدشوندگی و میزان قرار گرفتن در معرض کاهش ارزش پول نیز در این تصمیم دخالت دارند.
آیا سرمایه از بخش تولید خارج شده است؟
پاسخ به این پرسش همچنان نیازمند احتیاط است. کاهش تشکیل سرمایه ثابت و گزارش بانک جهانی درباره تضعیف تمایل به سرمایهگذاری در بخش غیرنفتی، شواهد قابلتوجهی درباره ضعف سرمایهگذاری مولد ارائه میکنند. همزمان، گزارشهای بازار داخلی افزایش توجه به طلا، ارز و بورس را نشان میدهند.
در عین حال از این مجموعه داده نمیتوان نتیجه گرفت که تمام سرمایه خارجشده از تولید به بازار طلا، ارز یا سایر داراییهای نقدشونده رفته است. سرمایهگذاری، سرمایه در گردش، پسانداز خانوار و خرید دارایی برای حفظ ارزش، مفاهیم متفاوتی هستند و نمیتوان آنها را در یک شاخص واحد ادغام کرد.
آنچه شواهد موجود با اطمینان بیشتری نشان میدهد، کاهش جذابیت سرمایهگذاری بلندمدت در محیطی پرریسک و افزایش اهمیت نقدشوندگی و حفظ ارزش در تصمیمهای سرمایهگذاری است.
سرمایهگذاری در ایران؛ از بازده به انعطافپذیری
تغییر رفتار سرمایهگذاران را میتوان از زاویه دیگری نیز بررسی کرد. زمانی که افق اقتصادی قابل پیشبینی باشد، سرمایهگذار میتواند برای چند سال آینده درباره تولید، توسعه کارخانه، خرید ماشینآلات یا ایجاد کسبوکار جدید تصمیم بگیرد. اما افزایش نااطمینانی، ارزش انعطافپذیری را بالا میبرد.
دارایی نقدشونده این امکان را فراهم میکند که سرمایهگذار در صورت تغییر شرایط، سریعتر تصمیم خود را اصلاح کند. در مقابل، خروج از یک پروژه صنعتی یا تولیدی ممکن است زمانبر و پرهزینه باشد.
از این منظر، تغییر رفتار در سرمایهگذاری در ایران لزوما به معنای ترجیح دائمی بازارهای غیرمولد نیست؛ بلکه میتواند واکنشی به افزایش ریسک و کوتاهتر شدن افق تصمیمگیری باشد.
گزارش صندوق بینالمللی پول درباره ثبات مالی جهانی نیز نشان میدهد افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک میتواند رفتار سرمایهگذاران و شرایط مالی را تحت تاثیر قرار دهد.
در اقتصاد ایران، این ریسکها در کنار تورم، افت ارزش پول ملی، تحریم و محدودیتهای تجاری قرار گرفتهاند و مجموعهای از عوامل را ایجاد کردهاند که تصمیم درباره سرمایهگذاری بلندمدت را پیچیدهتر میکند.
پیامد آن برای تولید چیست؟
اگر روند کاهش جذابیت سرمایهگذاری مولد ادامه پیدا کند، مسئله فقط بازار داراییها نخواهد بود؛ ظرفیت تولید نیز تحت تاثیر قرار میگیرد.
سرمایهگذاری ثابت به ایجاد ظرفیت جدید، نوسازی تجهیزات و افزایش توان تولید کمک میکند. کاهش آن، در صورت تداوم، میتواند توان اقتصاد برای افزایش ظرفیت آینده را محدود کند؛ موضوعی که اهمیت آن در ارزیابی بانک جهانی از وضعیت بخش غیرنفتی ایران نیز دیده میشود.
در مقابل، افزایش سرمایهگذاری در داراییهایی که عمدتا با هدف حفظ ارزش خریداری میشوند، الزاما ظرفیت تولیدی جدیدی در اقتصاد ایجاد نمیکند. به همین دلیل، برای سرمایهگذاری در ایران تفاوت میان حفظ ثروت و افزایش ظرفیت اقتصادی اهمیت اساسی دارد.
اقتصاد برای حفظ ارزش دارایی خانوارها به بازارهای مالی و دارایی نیاز داشته، اما برای رشد پایدار به سرمایهای نیاز دارد که وارد فعالیت تولیدی شود.
چشمانداز سرمایهگذاری در ایران
بانک جهانی مسیر آینده اقتصاد ایران را به تحولات سیاسی، مدت و شدت درگیری، میزان آسیب زیرساختی و اختلال در صادرات نفت و تجارت وابسته دانسته است. این نهاد همچنین تداوم ضعف سرمایهگذاری در بخش غیرنفتی را یکی از ریسکهای رشد اقتصادی میداند.
بنابراین، آینده سرمایهگذاری در ایران بیش از آنکه فقط به جذابیت یک بازار خاص وابسته باشد، به تغییر محیط ریسک اقتصاد بستگی دارد. اگر نااطمینانی کاهش پیدا کند، دسترسی به تجارت و تامین مالی بهبود یابد و چشمانداز رشد شفافتر شود، انگیزه برای سرمایهگذاری بلندمدت میتواند تقویت شود. در مقابل، تداوم تورم، محدودیتهای تجاری، ریسک ارزی و نااطمینانی میتواند جذابیت داراییهای نقدشوندهتر را حفظ کند.
در چنین شرایطی، بازار طلا، ارز، بورس و مسکن همچنان در رقابت برای جذب نقدینگی باقی خواهند ماند؛ اما نتیجه این رقابت الزاما به معنای خروج کامل سرمایه از تولید نخواهد بود.
در مجموع شواهد موجود نشان میدهد که سرمایهگذاری در ایران بهطور کامل از تولید خارج نشده است؛ اما کاهش تشکیل سرمایه ثابت، تضعیف تمایل به سرمایهگذاری در بخش غیرنفتی و افزایش توجه به داراییهایی مانند طلا، ارز و بورس، نشانههایی از تغییر رفتار سرمایهگذاران ارائه میکند.
در این محیط، سرمایهگذار بیش از گذشته علاوه بر بازده، به حفظ ارزش، نقدشوندگی و امکان واکنش سریع به تغییر شرایط توجه میکند.
بنابراین، مسئله اصلی اقتصاد ایران فقط کمبود سرمایه نیست؛ بلکه چگونگی هدایت سرمایه موجود به سمت فعالیتهایی است که ظرفیت تولیدی جدید ایجاد میکنند. هرچه فاصله میان بازده مورد انتظار تولید و ریسکهای سیاسی، ارزی، تجاری و زیرساختی بیشتر شود، انگیزه نگهداری سرمایه در داراییهای نقدشونده نیز میتواند افزایش یابد.
از این منظر، آینده سرمایهگذاری در ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا محیط اقتصادی میتواند دوباره افق تصمیمگیری بلندمدت را برای سرمایهگذار قابل پیشبینی کند یا خیر.
حسین امیری
اخبار مرتبط

ارزیابی ارتباط میان تحریم و سبد خرید خانوار

بهترین بازار سرمایهگذاری در شهریور ۱۴۰۵ کدام است؟

آمریکا به دنبال تحریم شبکه پرداخت ایران؛ هدف بعدی چیست؟

فشار تورم مسکن بر مستاجران بیشتر شد

کدام بازار برای سرمایهگذاری با بودجه محدود مناسبتر است؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه