جنگ آخرین تدبیر است

من نمیگویم آمریکا، اسرائیل و متحدانشان نباید برای تجاوز به ایران و شهادت هزاران نفر از جمله رهبری نظام محاکمه و مجازات شوند. من میگویم باید برخورد شود؛ متجاوزان باید مجازات و خسارات مادی و معنوی کشور و مردم جبران گردد.
به گزارش نماد اقتصاد، من نمیگویم آمریکا، اسرائیل و متحدانشان نباید برای تجاوز به ایران و شهادت هزاران نفر از جمله رهبری نظام محاکمه و مجازات شوند. من میگویم باید برخورد شود؛ متجاوزان باید مجازات و خسارات مادی و معنوی کشور و مردم جبران گردد. اما این راهها دارد و جنگ آخرین چاره است. شعار دادن و فرار از واقعیتها، راه حل نیست. شعارهایی مثل «اعدام باید گردد» یا «میکشیم، میکشیم» سالهاست برای این کشور هزینهساز بودهاند؛ مردمی که سفرههایشان خالیتر شده، بار این شعارها را پرداخته و میپردازند.
نیمقرن فعالیت خبری من که امسال مصادف با آن است، متأسفانه چهار دههاش تماماً در جنگها گذشته است: هشت سال دفاع مقدس، جنگهای داخلی لبنان و سپس هجوم و اشغال بیروت، سقوط دولت اول طالبان در افغانستان و سقوط صدام حسین در عراق نمونههایی از آناند. من ویرانیها را دیدهام: آرزوهایی که دفن شدند، عشقهایی که از بین رفتند، فقر و سفرههای خالی که اخلاق جامعه را متأثر کرد، مجرد ماندن جوانان، طلاق از سر تنگدستی، و پرخاشگری فرزندان نسبت به والدین بهخاطر فقر. بخشی از جامعه این آثار را میدید و میبیند و با وجود آنهم همچنان شعار میدهد. تا کجا ادامه خواهیم داد؟ نمیدانم. آیا نابودی و پایمال شدن آرزوهای یک ملت کافی نیست؟
من طرفدار مذاکرهای هستم از سر قدرت، عزتمند، مصلحتجویانه و واقعبینانه، با هدف دفع شر استکبار از سر کشور و ملت. البته اگر کار به آنجا کشید، حاضر به ایثار و مقاومت هم هستم؛ اما میدانم حاصل جنگ جز ویرانی و مرگ نیست. ایران سالها از سازندگی، توسعه و پیشرفت در همه امور عقب مانده است. داراییهای کشور و سرمایه نسلهای از دست رفته به جیب رانتخواران چند خانواده و خویشاوند رفته است و امیدی به آینده نمیبینم. کشور به سمت عقبماندگی حرکت میکند و دیگر زیاد فاصلهای تا سقوط ندارد.
اگر امروز شعار صلح، آشتی و آرامش را سر میدهم و برای دفاع از کشور و ملت حاضر به جانفشانیام، به این معنی است که آمادهام همین حالا به پادگانی در یکی از جزایر خلیج فارس بروم و مرزبانی کنم. خوشبختانه آقازاده نیستم که در گوشهای زیر باد کولر بنشینم، از ثروت پدری بهرهمند باشم، جنگ را شعار بدهم، نیمسالها خارج از کشور باشم و از مردم توقع تکریم داشته باشم.
کشور در موقعیت خطیری قرار دارد؛ لطفاً برای آن و مردم هزینهتراشی نکنید. بهعنوان خبرنگار و استاد دانشگاه که در بطن جامعه حضور دارم، اقرار میکنم مردم تحمل این فشارها را ندارند و ممکن است زیر بار سنگینی آنان، شانه خالی کنند. در آن زمان هیچ چیز در جای خود نخواهد بود.
متأسفانه فساد گسترده کشور را فرا گرفته است؛ توان مفسدین — به ظاهر — بیشتر از دولت است و ابزارهای لازم برای مقابله با خواستههای حق و قانونی مردم را در اختیار دارند. نظام باید از درون انقلاب، پالایش و سالمسازی را آغاز کند و آثار وجودی مفسدین را از هرجا و هر چیز پاک کند. وقتی گفته میشود شرکتهای دولتی میلیاردها دلار ارز صادراتی را به کشور بازنگرداندهاند، یعنی دولت باید از خود شروع کند، بدون درنگ و بدون تأخیر. هرچه تأخیر بیشتر شود، هزینهها بالاتر خواهند رفت تا جایی که حتی جراحیهای سخت هم پاسخِ خشم جامعه را ندهند.
مسئولان نظام با اشراف بر تواناییها و محدودیتها در داخل و در برابر دشمن به این نتیجه رسیدهاند که در چارچوبی، گفتوگوهای سیاست خارجی را پیش ببرند تا هدف اصلی — دور ساختن سایه شوم جنگ از سر کشور و مردم — تأمین شود. هیچکس و در هیچ جایگاهی حق ندارد در این روند اخلال کند.
از آقازادهای که به اعتبار جایگاه خانوادگی شعار «جنگ، جنگ» میدهد، میخواهم برای نشان دادن التزام و صداقت با حرفش، نه تا پایان جنگ، بلکه فقط برای یک ماه در یکی از پادگانهای سواحل خلیج فارس یا دریای عمان مستقر شود. من تضمین میکنم به او گواهی پایان خدمت هم بدهند. اگر این آقازاده تاکنون سربازی نرفته و از جنگ چیزی نمیداند، اشکالی ندارد؛ همین یک ماه برای خدمت عمومی کافی است: چای و آب خنک رساندن به جانبرکفانی که پای لانچرها نشستهاند هم کار سادهای نیست اما قابل انجام است. قبول دارم که سختتر از شعار دادن است.
اخبار مرتبط

توسعه صادرات با حرف محقق میشود؟

خسارت ۳۴ میلیارد دلاری تعطیلیهای اجباری

۶ محاصره تولید و ضرورت بازتعریف مأموریت اتاق بازرگانی

دو سناریو برای آینده صنعت

دو راهی دشوار واشنگتن؛ مذاکره با ایران یا ورود به جنگی بیپایان؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه