
گره مذاکرات ایران و آمریکا کجاست؟
در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از بازگشت جنگ میان تهران و واشنگتن شدت گرفته است؛ بازگشت میانجیهای قطری به تهران، انتشار گزارشهایی درباره نامه جیدی ونس به دبیر شعام و طرح پیشنهادهایی برای کاهش مرحلهای تنش، از فعال بودن کانالهای ارتباطی حکایت دارد. با این حال، اختلاف بر سر پرونده هستهای، محاصره دریایی، تحریمهای نفتی و ترتیب اجرای تعهدات همچنان پابرجاست.
به گزارش نماد اقتصاد، بازگشت هیات قطری به تهران در روز جمعه هشتم آبان، تازهترین تحول در تلاشهای منطقهای برای مهار جنگ ایران و آمریکا بود. این سفر در حالی انجام شد که دوحه طی هفتههای اخیر نقش فعالی در انتقال پیامها و نزدیک کردن مواضع دو طرف ایفا کرده است. رویترز به نقل از یک مقام آگاه گزارش داد که بازگشت میانجیهای قطری به تهران با هماهنگی واشنگتن انجام شده است. همزمان، خبرگزاری دولتی ایران نیز ورود هیئتی به ریاست مشاور ارشد نخستوزیر و وزیر خارجه قطر را تأیید کرد.
اهمیت این سفر در آن است که به گفته منابع مطلع، قطر پیشتر پیشنویس تازهای را برای پایان دادن به جنگ به تهران منتقل کرده بود. با این حال، روایت منابع درباره ماهیت و میزان پیشرفت این پیشنهاد یکسان نیست. رویترز در گزارش ۶ آبان خود نوشت که یک مقام آگاه از مذاکرات، طرح قطر را شامل یک برنامه هفتروزه برای اجرای تدریجی اقدامات اعتمادساز از سوی طرفین توصیف کرده است؛ برنامهای که قرار است نگرانیهای تهران و واشنگتن را بهصورت مرحلهای پوشش دهد و چند کشور نیز نقش ضامن آن را برعهده بگیرند.
اما یک مقام ارشد ایرانی در همان گزارش، پیشنهادهای منتقلشده را «ایدههایی غیرقابلقبول، نه یک پیشنهاد واقعی» توصیف کرد و تأکید داشت که تهران در موضع هستهای خود انعطاف نشان نخواهد داد. بنابراین، بازگشت هیئت قطری را باید نشانه ادامه تلاشهای دیپلماتیک دانست، نه نشانه دستیابی به توافق یا حتی پذیرش چارچوب پیشنهادی از سوی ایران.
نامه ونس؛ دو روایت متفاوت از یک پیام
در کنار میانجیگری قطر، گزارشها درباره ارسال نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، توجه رسانهها را به خود جلب کرده است. والاستریت ژورنال و نیویورکتایمز گزارش دادهاند که ونس در این نامه امکان ازسرگیری مذاکرات را مطرح کرده و آمادگی خود را برای هدایت هیئت آمریکایی اعلام کرده است. بر اساس روایت این رسانهها، هدف از این مکاتبه بررسی امکان ایجاد چارچوبی برای مذاکرات و جلوگیری از بازگشت درگیریها بوده است.
با این حال، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در اظهاراتی روایت مربوط به تلاش ونس برای احیای مذاکرات صلح را رد کرد و گفت این تماس به موضوع تأمین اقلام پزشکی برای ایران مربوط بوده است. او تأکید کرد که ونس درباره کمک به تأمین نیازهای پزشکی با وی مشورت کرده و رئیسجمهوری نیز با این اقدام موافقت کرده است. رویترز در گزارش ۷ آبان خود نوشت که ایران دریافت نامه را تأیید کرده، اما تا زمان انتشار گزارش پاسخی به آن نداده بود.
این تفاوت روایتها اهمیت زیادی دارد. از یکسو، گزارشهای رسانهای آمریکایی نامه را در چارچوب تلاش برای بازگشت به مذاکرات ارزیابی میکنند و از سوی دیگر، ترامپ کارکرد آن را به موضوع کمکهای پزشکی محدود دانسته است. تا زمانی که متن نامه یا توضیح رسمی و مستقلی درباره مفاد آن منتشر نشود، نمیتوان آن را پیشنهاد صلح یا اتمام حجت نهایی واشنگتن تلقی کرد. همچنین دریافت پیام از سوی تهران، بهخودیخود به معنای پذیرش چارچوب مورد نظر آمریکا نیست.
اختلاف بر سر نقطه شروع مذاکرات
گره اصلی در مسیر توافق، همچنان اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و موضوعات مورد مذاکره است. واشنگتن میخواهد پرونده هستهای ایران از ابتدای مذاکرات در دستور کار قرار گیرد و درباره نظارتهای بینالمللی، وضعیت تأسیسات آسیبدیده و سرنوشت مواد غنیشده تفاهم حاصل شود. در مقابل، تهران بر این موضع تأکید دارد که آمریکا باید پیش از ورود به مذاکرات هستهای، محاصره دریایی بنادر ایران را پایان دهد و محدودیتهای مربوط به صادرات نفت را برطرف کند.
رویترز در گزارش خود این اختلاف را یکی از موانع اصلی مذاکرات توصیف کرده است. در همان گزارش، یک مقام ایرانی تأکید کرده که تهران حاضر نیست موضوع هستهای را در شرایطی که فشارهای اقتصادی و دریایی آمریکا ادامه دارد، در اولویت مذاکرات قرار دهد. در سوی دیگر، واشنگتن خواهان آن است که نگرانیهای هستهای از همان ابتدا در هرگونه توافق احتمالی لحاظ شود.
در این میان، پیشنهادهایی درباره دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای آسیبدیده در برابر کاهش بخشی از تحریمها نیز مطرح شده است. اکسیوس در گزارشی در ۸ آبان نوشت که قطر با حمایت عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر در حال تلاش برای نزدیک کردن مواضع دو طرف است و یکی از ایدههای مورد بحث، دسترسی بازرسان سازمان ملل به برخی تأسیسات در برابر تخفیف تحریمهاست. با این حال، این موضوع هنوز در سطح پیشنهاد و رایزنی قرار دارد و پذیرش آن از سوی تهران تأیید نشده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز در موضعگیری اخیر خود از ادامه ارتباط با میانجیها و بررسی پیشنهادهایی برای اجرای طرح هفتروزه ایران خبر داده است. این طرح، که پیشتراز سوی واشنگتن رد شده بود، از نگاه تهران میتواند مبنایی برای کاهش مرحلهای تنشها باشد. اختلاف بر سر این طرح و پیشنهاد جدید قطر نشان میدهد که دو طرف هنوز حتی درباره چارچوب اولیه توقف درگیری نیز به تفاهم نرسیدهاند.
نقش کشورهای منطقه؛ نگرانی از گسترش بحران
تلاش قطر در خلأ صورت نمیگیرد. عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر نیز در هفتههای اخیر در مسیر کاهش تنش میان تهران و واشنگتن فعال بودهاند. گزارش اکسیوس حاکی از آن است که عربستان از دولت ترامپ خواسته برای ازسرگیری حملات شتاب نکند و فرصت بیشتری به مسیر دیپلماسی بدهد. در همین چارچوب، دیدار مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه با مقامهای ایرانی در تهران نیز در رسانههای منطقهای بازتاب داشته است.
نگرانی کشورهای منطقه تنها به احتمال گسترش درگیری نظامی محدود نیست؛ تداوم ناامنی در تنگه هرمز و اختلال در صادرات انرژی نیز منافع اقتصادی و امنیتی این کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد. تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز در جهان است و هرگونه اختلال پایدار در تردد کشتیها میتواند هزینه حملونقل، بیمه دریایی و قیمت انرژی را افزایش دهد.
در همین حال، نشست رؤسای ستاد کل نیروهای مسلح کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در بحرین و تأکید بر تقویت هماهنگی دفاعی، نشان میدهد که تحولات امنیتی منطقه در محاسبات کشورهای عربی جایگاه برجستهای دارد. با این حال، چنین نشستهایی بهتنهایی دلیلی بر تصمیم این کشورها برای مشارکت در جنگ یا اقدام نظامی علیه ایران نیست و باید آن را در چارچوب نگرانیهای امنیتی و تلاش برای هماهنگی دفاعی ارزیابی کرد.
تنگه هرمز؛ کانون همزمان تنش نظامی و چانهزنی سیاسی
در روزهای اخیر، تنگه هرمز بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی تنش تبدیل شده است. نیروی دریایی سپاه اعلام کرده است که چند نفتکش هنگام عبور از مسیری که تهران آن را غیرمجاز میداند، با مین برخورد کرده و دچار انفجار و آتشسوزی شدهاند. در مقابل، سنتکام روایت ایران درباره برخورد کشتیها با مین را رد کرده است. همچنین سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از برخورد یک شناور با پرتابهای ناشناس در محدوده تنگه هرمز خبر داده است.
گزارشهای منتشرشده درباره این حوادث از نظر زمان، موقعیت و مشخصات شناورها یکسان نیستند؛ ازاینرو نمیتوان همه آنها را به یک حادثه واحد یا عامل مشخص نسبت داد. با این حال، افزایش حوادث دریایی نشان میدهد که امنیت کشتیرانی در این آبراه همچنان شکننده است. واشنگتن عبور کشتیها از مسیرهای مورد حمایت خود را دنبال میکند، در حالی که تهران بر رعایت مسیرهایی تأکید دارد که آنها را مجاز و تحت نظارت خود میداند.
واشنگتنپست در گزارش روز گذشته -۸ آبان- خود نوشت که عملیات تحت رهبری آمریکا برای افزایش عبور کشتیها از تنگه هرمز، صادرات نفت را تا حدود ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ در میانه اکتبر بازگردانده است؛ با این حال، این دستاوردها شکنندهاند و حملات به کشتیها در ماه اکتبر ادامه داشته است. این گزارش همچنین به نگرانی شرکتهای کشتیرانی از پایداری وضعیت امنیتی و احتمال ازسرگیری حملات آمریکا پس از انتخابات میاندورهای اشاره میکند.
از این منظر، تنگه هرمز تنها یک موضوع امنیتی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین اهرمهای فشار و چانهزنی در مذاکرات تبدیل شده است. برای تهران، پایان محاصره دریایی و تضمین صادرات نفت از مطالبات محوری است و برای واشنگتن، آزادی کشتیرانی و جلوگیری از محدود شدن عبور انرژی از این آبراه اهمیت دارد.
گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن
همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، گزارشها درباره بررسی گزینههای نظامی آمریکا و اسرائیل ادامه دارد. اکسیوس و برخی رسانههای دیگر از آمادهسازی سناریوهایی برای حملات احتمالی پس از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر خبر دادهاند. بر اساس این گزارشها، اهداف احتمالی میتواند تأسیسات هستهای، زیرساختهای انرژی و دیگر مراکز راهبردی ایران را شامل شود. با این حال، آمادهسازی یا بررسی گزینههای نظامی به معنای صدور دستور قطعی برای حمله نیست.
شبکه سیبیاس نیز در گزارش ۷ ابان خود نوشت که آمریکا به متحدان منطقهای درباره احتمال انجام عملیات نظامی چندروزه اطلاعرسانی کرده و برخی کشورها برای پیامدهای احتمالی و پاسخ تلافیجویانه ایران در حال آمادهسازی هستند. در مقابل، گزارشهایی نیز از تردید در واشنگتن درباره ورود به یک جنگ طولانی و تمایل ترامپ به دستیابی به توافقی محدود منتشر شده است.
اظهارات ترامپ درباره پایان یافتن قریبالوقوع جنگ نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. او در عین تأکید بر ضرورت تضمینهای هستهای، از تمایل به پایان دادن به درگیری سخن گفته است؛ اما همزمان تهدید به ازسرگیری حملات را کنار نگذاشته است. این رویکرد، سیاستی دوگانه را در برابر تهران قرار میدهد: باز نگه داشتن مسیر مذاکره، در کنار حفظ فشار اقتصادی و نظامی.
توافق محدود؛ راهی برای توقف جنگ؟
مجموع تحولات اخیر نشان میدهد که دیپلماسی میان ایران و آمریکا همچنان فعال است، اما فاصله میان فعال بودن کانالهای ارتباطی و دستیابی به توافقی قابل اجرا قابل توجه است. بازگشت میانجیهای قطری، پیام منتسب به ونس، پیشنهادهای مربوط به نظارت هستهای و تلاش کشورهای منطقه برای جلوگیری از تشدید درگیری، همگی از وجود اراده برای بررسی راهحل دیپلماتیک حکایت دارند. با این حال، رد پیشنهادهای قطر از سوی یک مقام ایرانی، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و ادامه تهدیدهای نظامی نشان میدهد که هنوز توافقی بر سر مبانی مذاکرات شکل نگرفته است.
بنابراین، تحولات روزهای اخیر را نه میتوان نشانه قطعی پایان جنگ دانست و نه مقدمه حتمی حملهای تازه. آنچه در حال حاضر جریان دارد، رقابت همزمان دو مسیر دیپلماسی و فشار نظامی است؛ مسیری که نتیجه آن به تصمیم تهران و واشنگتن درباره نقطه شروع مذاکرات، میزان انعطاف در مطالبات و پذیرش تعهدات قابل راستیآزمایی بستگی دارد.
اخبار مرتبط

آیا صادرات نفت ایران بدون بازگشایی هرمز و کاهش تحریمها احیا میشود؟

قیمت دلار ۱۸ مرداد ۱۴۰۵؛ بازار ارز به کدام خبر سیاسی واکنش نشان داد؟

امروز در مذاکرات دوحه چه گذشت؟

آخرین جزئیات از مذاکرات ایران و آمریکا

لبنان گره اصلی مذاکرات ایران و آمریکا

 copy.webp)
۰ دیدگاه