
۵ برند چینی که میتوانند معادلات خودروسازی جهان را تغییر دهند
خودروسازان چینی دیگر صرفاً با قیمت پایین و امکانات بیشتر به بازارهای جهانی نمیروند. سرمایهگذاری سنگین در فناوری، توسعه برندهای گرانقیمت، همکاری با خودروسازان باسابقه و ساخت کارخانه در بازارهای هدف، آنها را به رقبایی جدی برای برندهای اروپایی، ژاپنی و آمریکایی تبدیل کرده است. در این میان، پنج نام بیش از بقیه ارزش دنبالکردن دارند.
به گزارش نماد اقتصاد، برای سالها، یکی از کلیشههای رایج درباره خودروسازی چین این بود که شرکتهای این کشور با کپیبرداری از محصولات خارجی و ارائه امکانات بیشتر با قیمت پایینتر رقابت میکنند. این تصویر هنوز در بخشی از بازار صدق میکند، اما دیگر نمیتواند وضعیت صنعت خودروی چین را توضیح دهد. امروز بعضی از شرکتهای چینی نه تنها در مقیاس تولید و قیمتگذاری، بلکه در توسعه باتری، قوای محرکه برقی، نرمافزار و ساختار برند نیز به رقبای جهانی تبدیل شدهاند.
البته فروش بالا بهتنهایی به معنای برتری فنی نیست و موفقیت در بازار چین نیز لزوماً در اروپا یا آمریکا تکرار نمیشود. تعرفههای تجاری، اعتماد مشتریان، خدمات پس از فروش و ارزش خودرو در بازار دستدوم همچنان موانع مهمی هستند. با این حال، پنج برند زیر به دلایلی فراتر از تبلیغات و ظاهر محصولات، ظرفیت رقابت جهانی دارند.
۱. BYD؛ مزیت رقابتی از دل باتری
اگر قرار باشد تنها یک شرکت چینی را بهعنوان رقیب مستقیم خودروسازان بزرگ در عصر خودروهای برقی انتخاب کنیم، BYD یکی از جدیترین گزینههاست. مزیت این شرکت فقط به تعداد مدلها یا قیمت محصولاتش محدود نمیشود؛ بخش مهمی از قدرت آن به تسلط بر فناوری باتری و زنجیره تأمین بازمیگردد.
BYD در سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۶ میلیون خودروی انرژی نو فروخت؛ مجموعهای که خودروهای تمامبرقی و پلاگینهیبرید را شامل میشود. فروش خارجی شرکت نیز برای نخستین بار از یک میلیون دستگاه عبور کرد. این خودروساز در نیمه نخست ۲۰۲۶ هم بیش از ۷۸۰ هزار دستگاه در بازارهای خارجی فروخت. حضور در ۱۲۱ کشور و منطقه نشان میدهد که توسعه جهانی برای BYD دیگر یک برنامه دوردست نیست.
نقطه قوت مهم این شرکت، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و کنترل بخش بزرگی از زنجیره فناوری است. باتری Blade، سامانههای هیبریدی DM و نسل جدید فناوری شارژ سریع، ابزارهایی هستند که میتوانند هزینه تولید و تجربه استفاده از خودرو را تحت تأثیر قرار دهند. این مزیت به BYD اجازه میدهد در بخشهای مختلف بازار، از خودروهای اقتصادی تا برندهای پریمیوم مانند DENZA، فعالیت کند.
با این حال، چالش اصلی شرکت در ادامه مسیر، حفظ حاشیه سود در رقابت شدید قیمتی چین و عبور از موانع تجاری در بازارهای غربی است. BYD از نظر مقیاس و فناوری در موقعیت قدرتمندی قرار دارد؛ اما تثبیت جایگاه آن در بازارهای توسعهیافته به همان اندازه که به محصول وابسته است، به خدمات، اعتبار برند و تولید محلی هم بستگی دارد.

۲. جیلی؛ شرکتی که از برندهای متعدد بهعنوان اهرم استفاده میکند
جیلی را نمیتوان صرفاً یک خودروساز با چند مدل اقتصادی دانست. این مجموعه با برندهایی مانند Lynk & Co و Zeekr، بخشهای متفاوت بازار را هدف گرفته است؛ از خودروهای عمومی تا محصولات برقی و پریمیوم. اهمیت این ساختار در آن است که جیلی برای رقابت با برندهای مختلف جهانی، مجبور نیست همه محصولاتش را زیر یک نام و با یک تصویر ذهنی عرضه کند.
گروه جیلی در نیمه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۱.۴۲ میلیون خودرو فروخت و صادراتش با رشد ۱۵۸ درصدی به بیش از ۴۷۴ هزار دستگاه رسید. این شرکت همچنین هدف صادراتی سال ۲۰۲۶ خود را به ۹۲۰ هزار دستگاه افزایش داد. حضور در بیش از ۱۱۴ بازار خارجی و برخورداری از شبکه فروش و خدمات بینالمللی، پشتوانه مهمی برای این برنامه است.
مزیت دیگر جیلی، همکاریهای صنعتی آن است. ارتباط با مجموعههایی مانند ولوو، رنو و فورد در حوزههای مختلف، از تولید و تحقیق و توسعه تا زنجیره تأمین، میتواند دسترسی به دانش فنی و تجربه فعالیت در بازارهای بینالمللی را تقویت کند. این روابط بهمعنای انتقال خودکار اعتبار برندهای اروپایی به جیلی نیست، اما برای شرکتی که میخواهد از مرزهای بازار چین عبور کند، سرمایه ارزشمندی محسوب میشود.
آینده جیلی به توانایی آن در هماهنگکردن این مجموعه متنوع وابسته است. اگر شرکت بتواند تفاوت واقعی میان برندهای خود را حفظ کند و همزمان کیفیت، نرمافزار و خدمات پس از فروش را در بازارهای خارجی ارتقا دهد، ظرفیت رقابت در چند سطح قیمتی را خواهد داشت؛ مزیتی که بسیاری از خودروسازان تکبرندی از آن برخوردار نیستند.

۳. چری؛ صادراتی که به کارخانهسازی در خارج از چین رسیده است
چری از آن دسته خودروسازانی است که مسیر جهانیشدن را جدیتر از فروش محصول در بازارهای خارجی دنبال میکند. این شرکت علاوه بر توسعه صادرات، به سمت تولید محلی، همکاری با شرکای خارجی و ایجاد شبکههای خدماتی در بازارهای هدف حرکت کرده است. این تفاوت مهمی است؛ زیرا صادرات خودرو بهتنهایی برای تثبیت یک برند در بازار جهانی کافی نیست.
چری در نیمه نخست ۲۰۲۶ حدود ۹۴۳ هزار و ۸۰۰ خودرو صادر کرد؛ رقمی که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۷۱.۵ درصد رشد داشت. محصولات این شرکت در بیش از ۱۳۰ کشور و منطقه عرضه میشوند و تعداد کاربران خارجی آن بهحدود هفت میلیون نفر رسیده است. همچنین فروش چری در اروپا طی شش ماه نخست سال رشد چشمگیری داشت و این برند در چند ماه متوالی در میان دو برند پرفروش بازار خودروهای جدید بریتانیا قرار گرفت.
تنوع محصولات و برندها، از دیگر مزیتهای چری است. این شرکت با توسعه فناوریهای هیبریدی، سامانههای کمکی رانندگی و محصولات برقی تلاش میکند از تصویر یک تولیدکننده صرفاً اقتصادی فاصله بگیرد. ایجاد مراکز تحقیق و توسعه در بازارهای مختلف و توسعه تولید در کشورهایی مانند آفریقای جنوبی نیز نشان میدهد که چری به دنبال نزدیکترکردن عملیات خود به مشتریان خارجی است.
چری هنوز باید در بسیاری از بازارها اعتماد بلندمدت مشتریان را به دست آورد و کیفیت خدمات و ارزش فروش مجدد محصولاتش را اثبات کند. با این حال، ترکیب صادرات گسترده، قیمتگذاری رقابتی و سرمایهگذاری در تولید محلی، این شرکت را به یکی از نامهای مهم برای رصد آینده خودروسازی چین تبدیل کرده است.

۴. سایک موتور و MG؛ مزیت یک نام آشنا در بازار جهانی
سایک موتور، مالک برندهایی مانند MG، یکی از نمونههای مهم تفاوت میان ساختن یک برند از ابتدا و استفاده از نامی است که پیشتر در بازارهای جهانی شناخته شده است. MG ریشه بریتانیایی دارد، اما امروز زیرمجموعه گروه چینی سایک است. این پیشینه میتواند به شناختهشدن نام برند در بازارهایی کمک کند که مصرفکنندگان نسبت به نامهای تازهوارد چینی احتیاط دارند.
سایک موتور در سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۵ میلیون خودرو فروخت و فروش برندهای متعلق به خود، از جمله MG، Roewe و Maxus، به نزدیک ۲.۹۳ میلیون دستگاه رسید. فروش خارجی این گروه نیز از یک میلیون دستگاه عبور کرد. MG بهتنهایی بیش از ۳۰۰ هزار دستگاه در اروپا فروخت؛ بازاری که استانداردهای ایمنی، آلایندگی و رقابت قیمتی در آن سختگیرانه است.
دلیل اهمیت MG فقط سابقه نام آن نیست. این برند توانسته در بخشهایی از بازار اروپا، خودروهای برقی و بنزینی را با قیمتگذاری رقابتی عرضه کند و شبکه فروش خود را گسترش دهد. پشتوانه سایک نیز دسترسی به ظرفیت تولید، زنجیره تأمین و منابع توسعه محصول را فراهم میکند.
البته سابقه بریتانیایی بهتنهایی کیفیت یا برتری محصول را تضمین نمیکند. MG برای حفظ رشد خود باید بتواند خدمات پس از فروش، کیفیت ساخت و ارزش فروش مجدد را در سطحی رقابتی نگه دارد. با این حال، تجربه این برند نشان میدهد که خودروسازان چینی میتوانند بهجای اتکا به نامهای کاملاً جدید، از ترکیب سرمایه صنعتی چین و هویتهای شناختهشده جهانی برای ورود به بازارهای خارجی استفاده کنند.

۵- شیائومی؛ خودروسازی که از دنیای فناوری آمده است
شیائومی در مقایسه با چهار شرکت دیگر، سابقه بسیار کوتاهتری در صنعت خودرو دارد؛ اما همین تفاوت، دلیل توجه به آن است. این شرکت از بازار تلفن همراه و محصولات الکترونیکی وارد خودروسازی شده و تلاش میکند خودرو را بخشی از یک اکوسیستم دیجیتال بداند. در چنین رویکردی، نرمافزار، رابط کاربری، اتصال میان دستگاهها و تجربه دیجیتال مشتری، بهاندازه قوای محرکه و طراحی اهمیت پیدا میکنند.
شیائومی در کمتر از سه سال از آغاز عرضه خودرو، به بیش از ۷۰۰ هزار دستگاه تحویل تجمعی رسید. سدان SU7 در سال ۲۰۲۵ پرفروشترین سدان بازار چین در بازه قیمتی بالاتر از ۲۰۰ هزار یوآن بود و نسخههای عملکردی آن نیز با ثبت رکورد در پیست نوربرگرینگ، تلاش کردند تصویر یک محصول صرفاً فناورانه و شهری را کنار بزنند.
مزیت شیائومی در توانایی ترکیب سختافزار، نرمافزار و ارتباط خودرو با سایر محصولات این شرکت است. چنین مدلی میتواند برای نسل جدید خریداران جذاب باشد؛ بهخصوص اگر شرکت بتواند بهروزرسانی نرمافزاری، امکانات هوشمند و تجربه کاربری را به شکل مداوم توسعه دهد. شیائومی همچنین اعلام کرده است که ورود رسمی به بازار اروپا را از سال ۲۰۲۷ آغاز میکند.
با این حال، نباید سرعت رشد اولیه را با اثبات موفقیت جهانی اشتباه گرفت. شیائومی هنوز باید کیفیت بلندمدت، ایمنی، خدمات پس از فروش و توان تولید پایدار خود را در بازارهای خارج از چین ثابت کند. ورود به اروپا آزمون مهمی برای این برند خواهد بود؛ آزمونی که نشان میدهد آیا موفقیت در بازار فناوری میتواند به همان اندازه در صنعتی سرمایهبر و پیچیده مانند خودروسازی تکرار شود یا نه.

 copy.webp)

۰ دیدگاه