لبنیات در حاشیه سفره خانوار
«نماد اقتصاد: بررسی میکند؛ پنج سال افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید

لبنیات در حاشیه سفره خانوار

۳۰ مهر ۱۴۰۵

کاهش مصرف لبنیات در ایران را نمی‌توان صرفاً به تغییر رفتار خرید یا افزایش قیمت چند محصول غذایی محدود کرد. این روند نشانه‌ای از فشار فزاینده هزینه‌های زندگی بر الگوی مصرف خانوار است؛ وضعیتی که در آن، دسترسی به اقلام متعارف غذایی بیش از گذشته به درآمد و توان اقتصادی خانواده‌ها وابسته می‌شود. شیر، ماست و پنیر که برای بسیاری از خانوارها بخشی از خرید معمول روزانه و هفتگی بوده‌اند، اکنون برای بخشی از مصرف‌کنندگان به محصولاتی تبدیل شده‌اند که تهیه آنها به محاسبه دقیق‌تر هزینه‌ها نیاز دارد.

به گزارش نماد اقتصاد، قیمت لبنیات در ۵ سال گذشته افزایش قابل توجهی داشته است. در این باره بهتر است از هزینه‌های مهم خانوار آغاز کنیم. افزایش هزینه مسکن، حمل‌ونقل، درمان و دیگر نیازهای ضروری، سهم بیشتری از درآمد خانوار را به خود اختصاص می‌دهد. در چنین شرایطی، گران‌شدن مواد غذایی فقط به معنای پرداخت مبلغ بیشتر نیست؛ این افزایش می‌تواند ترکیب خریدهای خانوار را نیز تغییر دهد. خرید در حجم کمتر، انتخاب بسته‌های کوچک‌تر یا فاصله‌انداختن میان دفعات خرید، از جمله راه‌هایی است که خانواده‌ها برای مدیریت مخارج در پیش می‌گیرند. این تغییرات لزوماً به حذف کامل یک محصول منجر نمی‌شوند، اما می‌توانند سهم آن را در سبد غذایی کاهش دهند.

پنج سال افزایش قیمت؛ شیر بیش از ده برابر گران‌تر شد

داده‌های منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، ابعاد افزایش قیمت محصولات لبنی در سال‌های اخیر را نشان می‌دهند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده از این داده‌ها، متوسط قیمت هر لیتر شیر پاستوریزه در شهریور ۱۴۰۰ حدود ۱۳ هزار تومان بود. این رقم در مرداد ۱۴۰۳ به حدود ۳۴ هزار و ۱۹۰ تومان و در شهریور ۱۴۰۴ به حدود ۵۴ هزار و ۲۳۹ تومان رسید. در شهریور ۱۴۰۵ نیز متوسط قیمت هر لیتر شیر پاستوریزه در مناطق شهری کشور حدود ۱۳۵ هزار و ۱۸۵ تومان گزارش شد.

مقایسه شهریور ۱۴۰۰ با شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که متوسط قیمت این محصول در فاصله پنج‌ساله بیش از ده برابر شده است. تنها در فاصله شهریور ۱۴۰۴ تا شهریور ۱۴۰۵ نیز قیمت متوسط شیر پاستوریزه حدود ۱۴۹ درصد افزایش داشته است. به این ترتیب، هزینه خرید شیر در یک سال بیش از دو برابر شده؛ افزایشی که برای خانواده‌هایی که به‌طور منظم شیر تهیه می‌کنند، می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر مخارج ماهانه داشته باشد.

افزایش قیمت به شیر محدود نمانده است. بر اساس داده‌های منتشرشده درباره متوسط قیمت اقلام خوراکی، بهای هر کیلوگرم ماست پاستوریزه از حدود ۸۱ هزار و ۷۰۰ تومان در مهر ۱۴۰۴ به حدود ۱۸۱ هزار تومان در شهریور ۱۴۰۵ رسیده است؛ افزایشی در حدود ۱۲۱ درصد. همچنین متوسط قیمت بسته ۵۰۰ گرمی پنیر پاستوریزه از حدود ۱۰۴ هزار و ۹۲۸ تومان در شهریور ۱۴۰۴ به حدود ۲۶۸ هزار و ۸۵۶ تومان در شهریور ۱۴۰۵ افزایش یافته که معادل رشد حدود ۱۵۶ درصدی در این دوره است.

مقایسه بلندمدت قیمت پنیر نیز همین روند را نشان می‌دهد. متوسط قیمت بسته ۵۰۰ گرمی پنیر پاستوریزه در شهریور ۱۴۰۰ حدود ۲۳ هزار و ۷۰۰ تومان بود؛ رقمی که در شهریور ۱۴۰۵ به حدود ۲۶۹ هزار تومان رسید. به این ترتیب، متوسط قیمت این محصول طی پنج سال بیش از یازده برابر شده است.

این ارقام، متوسط قیمت‌های ثبت‌شده در بازار شهری را نشان می‌دهند و لزوماً بیانگر قیمت یک برند مشخص یا محصولی با ویژگی‌های کاملاً یکسان در تمام سال‌ها نیستند. با وجود این، جهت کلی تغییرات روشن است: تهیه اقلام متعارف لبنی در مقایسه با پنج سال قبل، هزینه بسیار بیشتری برای خانوارها دارد.

اهمیت این افزایش زمانی آشکارتر می‌شود که هزینه خرید در طول ماه محاسبه شود. خانواده‌ای که برای چند نفر شیر، ماست و پنیر تهیه می‌کند، با افزایش قیمت هر یک از این محصولات با رشد مجموع هزینه خوراک روبه‌رو می‌شود. حتی اگر مقدار مصرف تغییر نکند، تأمین همان سبد غذایی هزینه بیشتری خواهد داشت. اگر درآمد خانوار نیز متناسب با افزایش قیمت‌ها رشد نکرده باشد، حفظ الگوی خرید گذشته دشوارتر می‌شود.

البته افزایش قیمت به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که فشار اقتصادی بر همه خانوارها یکسان بوده است. برای ارزیابی دقیق‌تر، باید تغییر قیمت‌ها در کنار درآمد، هزینه‌های ضروری و سهم خوراک از مخارج گروه‌های مختلف درآمدی بررسی شود. با این حال، افزایش چندبرابری قیمت شیر و پنیر و رشد چشمگیر بهای ماست، ابعاد تغییر هزینه تأمین این اقلام را نشان می‌دهد.

کاهش مصرف در پی افت قدرت خرید

در کنار روند افزایشی قیمت‌ها، گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر از کاهش مصرف لبنیات در کشور حکایت دارند. سخنگوی انجمن صنایع فرآورده‌های لبنی اعلام کرده است که مصرف سرانه شیر و لبنیات در یک سال گذشته حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافته و افت قدرت خرید خانوارها از عوامل اصلی این روند بوده است.

این برآورد صنفی، در کنار داده‌های قیمتی، تصویری از فشار واردشده بر مصرف خانوار ارائه می‌دهد؛ هرچند برای سنجش دقیق میزان کاهش مصرف و تفاوت آن میان گروه‌های درآمدی، به آمار مستقل و تازه نیاز است. با این حال، هم‌زمانی افزایش شدید قیمت‌ها با گزارش افت مصرف، توجه به رابطه میان هزینه خوراک و توان خرید خانواده‌ها را ضروری می‌کند.

تغییر الگوی مصرف همیشه به شکل حذف کامل یک محصول ظاهر نمی‌شود. ممکن است خانواده‌ای همچنان شیر بخرد، اما تعداد دفعات خرید را کاهش دهد؛ ماست را در حجم کمتری تهیه کند یا خرید پنیر را به زمان دیگری موکول سازد. این تغییرات در مقیاس یک خانوار شاید محدود به نظر برسند، اما تکرار آنها در میان شمار زیادی از خانواده‌ها می‌تواند به کاهش مصرف در سطح کشور منجر شود.

در چنین شرایطی، مسئله فقط گران‌شدن یک محصول نیست، بلکه محدودترشدن امکان انتخاب برای خانواده‌هایی است که باید نیازهای متعدد خود را با منابع مالی محدود تأمین کنند. هرچه سهم هزینه‌های ضروری از درآمد بیشتر شود، فضای کمتری برای حفظ تنوع سبد غذایی باقی می‌ماند و تصمیم‌های مربوط به خوراک بیش از گذشته تحت تأثیر محدودیت‌های اقتصادی قرار می‌گیرند.

فاصله میان مصرف روزانه و توصیه‌های تغذیه‌ای

ابعاد اجتماعی کاهش مصرف لبنیات با توجه به وضعیت مصرف این گروه غذایی در کشور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت در روزهای اخیر اعلام کرده است که میانگین مصرف روزانه لبنیات در ایران کمتر از یک واحد است؛ در حالی که میزان توصیه‌شده برای مصرف روزانه دو تا سه واحد عنوان می‌شود.

این فاصله نشان می‌دهد که میانگین مصرف لبنیات در کشور پایین‌تر از سطح توصیه‌شده قرار دارد. در چنین شرایطی، کاهش بیشتر مصرف می‌تواند نگرانی‌ها درباره کفایت رژیم غذایی را افزایش دهد؛ به‌ویژه اگر محدودیت مالی، دسترسی خانوارها به دیگر منابع غذایی را نیز کاهش دهد.

وضعیت تغذیه کودکان در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. تأمین نیازهای غذایی در دوره رشد، بخشی از الزامات سلامت آنان است و محدودیت در دسترسی به مواد غذایی متنوع می‌تواند نگرانی‌هایی در این زمینه ایجاد کند. هنگامی که هزینه خوراک بر تصمیم‌های خانوار اثر می‌گذارد، بررسی دسترسی کودکان به غذای کافی و متناسب با نیازهای سنی آنان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

با این حال، از کاهش مصرف لبنیات به‌تنهایی نمی‌توان درباره وضعیت تغذیه همه خانوارها نتیجه‌گیری کرد. ارزیابی دقیق پیامدهای این روند به داده‌های تازه درباره میزان مصرف، وضعیت درآمدی و شرایط تغذیه‌ای گروه‌های مختلف جمعیتی نیاز دارد. آنچه گزارش‌های موجود نشان می‌دهند، پایین‌بودن میانگین مصرف نسبت به توصیه‌های تغذیه‌ای و هم‌زمانی این وضعیت با فشار هزینه‌های زندگی است.

چرا شیر گران شد؟ فشار هزینه‌ها بر دامداران و مصرف‌کنندگان

افزایش قیمت شیر را نمی‌توان به یک عامل محدود کرد. هزینه تأمین خوراک دام، نگهداری دامداری‌ها، دستمزد نیروی کار، انرژی، حمل‌ونقل و فرآوری، همگی در تعیین قیمت نهایی محصولات لبنی نقش دارند. تغییر قیمت شیر خام نیز بر هزینه تأمین ماده اولیه کارخانه‌ها اثر می‌گذارد. در نتیجه، افزایش قیمت در فروشگاه حاصل مجموعه‌ای از هزینه‌ها در زنجیره‌ای است که از دامداری آغاز می‌شود و تا فرآوری، بسته‌بندی و توزیع ادامه می‌یابد.

خوراک دام یکی از مهم‌ترین بخش‌های هزینه تولید شیر است. تأمین علوفه و نهاده‌هایی مانند ذرت و کنجاله سویا، بخش قابل‌توجهی از مخارج نگهداری دام را تشکیل می‌دهد. نوسانات نرخ ارز و دشواری تأمین نهاده‌ها نیز می‌تواند هزینه خرید آنها را افزایش دهد. اصلاح سیاست یارانه‌ای نهاده‌های دامی در سال‌های گذشته، بدون جبران مؤثر هزینه‌ها برای تولیدکنندگان، فشار بیشتری بر هزینه خوراک دام وارد کرد. در چنین وضعیتی، افزایش قیمت نهاده‌ها مستقیماً مخارج روزانه دامدار را بالا می‌برد؛ مخارجی که حتی با کاهش قیمت فروش شیر خام نیز باید پرداخت شوند.

مشکلات دامداران به خوراک محدود نیست. نگهداری و بهداشت دام، تأمین نیروی کار، دارو و تجهیزات، مصرف انرژی و انتقال شیر به مراکز جمع‌آوری و کارخانه‌ها نیز هزینه‌بر است. خشکسالی و دشواری تأمین علوفه می‌تواند این فشار را بیشتر کند و بیماری‌های دامی نیز ممکن است به کاهش تولید یا افزایش هزینه‌های مراقبت منجر شوند. در کنار این عوامل، کمبود سرمایه در گردش و تأخیر احتمالی در دریافت مطالبات می‌تواند توان دامدار برای تأمین مستمر نهاده‌ها و ادامه فعالیت را محدود کند.

تولید شیر خام به مراقبت روزانه و پیوسته نیاز دارد و نمی‌توان آن را به‌سادگی تا زمان بهبود شرایط بازار متوقف کرد. دامدار ناچار است هزینه خوراک و نگهداری دام را به‌طور مستمر بپردازد، در حالی که درآمد حاصل از فروش شیر ممکن است با سرعت افزایش مخارج هماهنگ نباشد. به همین دلیل، فشار هزینه‌ها می‌تواند پیش از آنکه اثر خود را در قیمت نهایی محصولات لبنی نشان دهد، وضعیت مالی واحدهای تولیدی را دشوارتر کند.

ابعاد این افزایش در قیمت شیر خام نیز دیده می‌شود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در مهر ۱۴۰۵ از اظهارات سخنگوی انجمن صنایع لبنی، قیمت شیر خام درِ دامداری طی یک سال از حدود ۲۳ هزار تومان به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان برای هر کیلوگرم رسیده است. این افزایش، هزینه تأمین ماده اولیه کارخانه‌های لبنی را بالا برده است؛ هرچند نمی‌توان تمام رشد قیمت نهایی محصولات را صرفاً به افزایش بهای شیر خام نسبت داد. هزینه‌های فرآوری، بسته‌بندی، حمل‌ونقل و توزیع نیز در قیمت پرداختی مصرف‌کننده نقش دارند.

در سوی دیگر زنجیره، کاهش قدرت خرید خانوارها مسئله را پیچیده‌تر می‌کند. تولیدکننده برای ادامه فعالیت به درآمدی متناسب با هزینه‌های خود نیاز دارد، اما مصرف‌کننده نیز تنها تا جایی می‌تواند افزایش قیمت‌ها را تحمل کند که درآمدش اجازه دهد. گران‌شدن محصولات ممکن است تقاضا را کاهش دهد و بازار را برای کارخانه‌ها و تولیدکنندگان دشوارتر کند. به این ترتیب، صنعت لبنیات با دو فشار هم‌زمان روبه‌روست: افزایش هزینه‌های تولید و محدودیت توان خرید مصرف‌کنندگان.

این وضعیت نشان می‌دهد که بررسی قیمت لبنیات تنها از مسیر هزینه‌های تولید یا قیمت فروش به مصرف‌کننده کافی نیست. تداوم تولید و دسترسی خانوارها به محصولات غذایی ضروری، دو بخش مرتبط از یک مسئله‌اند. سیاست‌هایی که فقط یک سوی این زنجیره را در نظر بگیرند، ممکن است نتوانند از شدت فشار در سوی دیگر بکاهند.

شیر مدارس؛ حمایتی محدود در برابر مسئله‌ای گسترده

در روزهای اخیر، آغاز توزیع شیر مدارس از ابتدای آبان نیز مطرح شده است. این برنامه می‌تواند بخشی از دسترسی دانش‌آموزان به شیر را تأمین کند، اما بر اساس گزارش‌های منتشرشده، توزیع پیش‌بینی‌شده به یک روز در هفته محدود است.

چنین طرحی می‌تواند برای گروهی از دانش‌آموزان مفید باشد، اما به‌تنهایی پاسخ‌گوی مسئله کاهش مصرف لبنیات در سطح خانوار نیست. نیازهای غذایی مستمرند و محدودیت‌های اقتصادی نیز به کودکان مدرسه‌ای یا گروه خاصی از مصرف‌کنندگان محدود نمی‌شوند. دسترسی پایدار به غذای کافی و متنوع، مستلزم توجه هم‌زمان به برنامه‌های تغذیه‌ای و توان اقتصادی خانواده‌هاست.

از این منظر، حمایت‌های تغذیه‌ای زمانی می‌توانند اثر گسترده‌تری داشته باشند که در کنار توزیع مواد غذایی، مسئله قدرت خرید خانوار نیز مورد توجه قرار گیرد. هدف صرفاً افزایش عرضه یک محصول نیست؛ بلکه فراهم‌کردن شرایطی است که خانواده‌ها بتوانند اقلام ضروری سبد غذایی خود را به‌طور مستمر تهیه کنند.

کاهش مصرف؛ نشانه‌ای از فشار بر کیفیت زندگی

داده‌های منتشرشده از مرکز آمار از افزایش چشمگیر قیمت شیر، ماست و پنیر در سال‌های اخیر حکایت دارند. در کنار این روند، گزارش‌های صنفی از کاهش مصرف لبنیات و اظهارات مسئولان حوزه تغذیه از پایین‌بودن میانگین مصرف نسبت به توصیه‌های تغذیه‌ای خبر می‌دهند. کنار هم قرارگرفتن این شواهد، مسئله را از محدوده قیمت‌گذاری و بازار فراتر می‌برد و آن را به رابطه میان معیشت، تغذیه و کیفیت زندگی پیوند می‌زند.

برای شناخت دقیق‌تر ابعاد این تغییر، لازم است مشخص شود کاهش خرید در کدام گروه‌های درآمدی شدیدتر است، کدام محصولات بیشتر از سبد خانوار کنار گذاشته می‌شوند و این تغییرات چه اثری بر تنوع و کفایت رژیم غذایی دارند. مقایسه قیمت‌ها با درآمد خانوار و دیگر هزینه‌های ضروری نیز می‌تواند روشن کند که افزایش بهای لبنیات تا چه اندازه از توان خرید گروه‌های مختلف جامعه پیشی گرفته است.

با این حال، افزایش چندبرابری قیمت‌ها در فاصله پنج‌ساله و گزارش‌های مربوط به کاهش مصرف، نشانه‌هایی از دشوارترشدن تأمین این اقلام برای بخشی از خانوارهاست. مسئله فقط قیمت یک بطری شیر یا یک بسته ماست نیست؛ مسئله توانایی خانواده‌ها برای تأمین مستمر نیازهای غذایی خود در کنار دیگر هزینه‌های زندگی است.

هنگامی که خرید اقلام معمول غذایی بیش از گذشته به محدودیت‌های مالی وابسته می‌شود، پیامدهای فشار معیشتی از حساب‌وکتاب روزمره فراتر می‌رود. این فشار می‌تواند بر تنوع غذایی، امکان انتخاب و کیفیت زندگی اثر بگذارد. از این رو، کاهش مصرف لبنیات را باید نه فقط به‌عنوان تغییری در بازار مواد غذایی، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای مرتبط با دسترسی اقتصادی به غذای کافی و حفظ سلامت عمومی بررسی کرد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=76783
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه