پیشنهاد نماد
هزینه اعتبار کالابرگ جدید، سالانه ۶۶ همت
کالابرگ مددجویان ۵۰ درصد افزایش یافت

هزینه اعتبار کالابرگ جدید، سالانه ۶۶ همت

۱۸ مهر ۱۴۰۵

افزایش اعتبار کالابرگ الکترونیکی برای مددجویان کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان بهزیستی از یک میلیون تومان به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفررسید. این یکی از تغییرات مهم در سیاست‌های حمایتی خانوارهای کم‌درآمد به شمار می‌رود. بر اساس فرض جمعیتی مطرح‌شده، این افزایش حدود ۱۱ میلیون نفر را در بر می‌گیرد و به معنای اختصاص ۵۰۰ هزار تومان اعتبار بیشتر به ازای هر فرد در هر دوره ماهانه است.

به گزارش نماد اقتصاد، اعتبار کالابرگ بالاخره افزایش یافت. اما نه برای همه. ۱۱ میلیون نفر کالابرگ خود را با ۵۰ درصد افزایش دریافت خواهند کرد. این افراد مددجویان کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان بهزیستی هستند.

اهمیت این تصمیم فقط به افزایش مبلغ دریافتی محدود نمی‌شود. از یک سو، افزایش اعتبار می‌تواند بخشی از فشار ناشی از رشد قیمت مواد غذایی را کاهش دهد و دسترسی خانوارهای آسیب‌پذیر به اقلام ضروری را بهبود ببخشد؛ از سوی دیگر، گسترش این حمایت به جمعیت‌های بزرگ‌تر، تعهد مالی قابل‌توجهی برای دولت ایجاد می‌کند. بنابراین، ارزیابی این سیاست مستلزم بررسی هم‌زمان سه موضوع است: میزان حمایت واقعی از خانوار، هزینه اجرای طرح و امکان تداوم آن در بودجه عمومی.

ابعاد افزایش اعتبار برای مددجویان

اگر جمعیت مشمول افزایش اعتبار را حدود ۱۱ میلیون نفر در نظر بگیریم، افزایش ماهانه اعتبار هر نفر از یک میلیون به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، به معنای پرداخت ۵۰۰ هزار تومان اعتبار بیشتر به ازای هر فرد است.

در این حالت، اعتبار ماهانه پیشین این جمعیت حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان، معادل ۱۱ همت، بوده است. با افزایش اعتبار به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفر، مجموع اعتبار ماهانه به حدود ۱۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان، معادل ۱۶.۵ همت، می‌رسد. بنابراین، هزینه اضافی ناشی از این افزایش در هر ماه حدود ۵.۵ همت خواهد بود.

اگر این سطح از افزایش برای یک سال کامل ادامه پیدا کند و تعداد مشمولان نیز ثابت بماند، هزینه اضافی سالانه به حدود ۶۶ همت می‌رسد. مجموع اعتبار سالانه این گروه نیز از حدود ۱۳۲ همت در سطح قبلی به حدود ۱۹۸ همت در سطح جدید افزایش خواهد یافت.

این محاسبات بر مبنای جمعیت ثابت ۱۱ میلیون نفری و پرداخت ماهانه انجام شده‌اند. در عمل، رقم نهایی می‌تواند تحت تأثیر تغییر تعداد مشمولان، زمان اجرای مصوبه، نحوه تخصیص اعتبار و میزان استفاده از کالابرگ قرار گیرد.

جایگاه این تصمیم در روند اجرای طرح کالابرگ

کالابرگ الکترونیکی در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از ابزارهای حمایت معیشتی و کمک به تأمین کالاهای اساسی مورد استفاده قرار گرفته است. سازوکار و میزان اعتبار این طرح در دوره‌های مختلف تغییر کرده و در برخی مراحل، حمایت‌ها به دهک‌های درآمدی مشخص یا گروه‌های واجد شرایط محدود بوده است.

در سال ۱۴۰۲، طرح‌های حمایتی با مشوق‌هایی برای خرید کالاهای اساسی دنبال شدند؛ از جمله در برخی برنامه‌ها، خانوارهای مشمول در صورت استفاده از اعتبار و رعایت شرایط تعیین‌شده می‌توانستند از اعتبار تشویقی برخوردار شوند. در ادامه، طرح‌هایی مانند «فجرانه» در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ با هدف تقویت قدرت خرید خانوارها اجرا شدند.

در مراحل قبلی، اعتبار کالابرگ برای گروه‌های درآمدی مختلف یکسان نبود. در یکی از الگوهای اجراشده در سال ۱۴۰۴، اعتبار ماهانه برای دهک‌های اول تا سوم ۵۰۰ هزار تومان و برای دهک‌های چهارم تا هفتم ۳۵۰ هزار تومان به ازای هر نفر در نظر گرفته شده بود. پس از آن، مدل یک میلیون تومان اعتبار به ازای هر نفر در چارچوب مرحله جدید حمایت معیشتی مطرح شد و مبنای محاسبه هزینه‌ها برای جمعیت گسترده‌تری قرار گرفت.

افزایش اعتبار مددجویان به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان را می‌توان در ادامه همین روند و با تأکید بر حمایت بیشتر از گروه‌های آسیب‌پذیر تحلیل کرد. تفاوت اصلی این تصمیم با حمایت‌های عمومی آن است که افزایش اعتبار به‌طور مشخص متوجه افرادی است که تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی قرار دارند؛ گروه‌هایی که به دلیل محدودیت درآمد، هزینه‌های درمانی، ناتوانی در اشتغال پایدار یا مسئولیت نگهداری از اعضای وابسته، ممکن است در برابر افزایش قیمت مواد غذایی آسیب‌پذیری بیشتری داشته باشند.

تأثیر افزایش اعتبار بر قدرت خرید خانوار

اثر مستقیم افزایش اعتبار، به تعداد اعضای خانوار وابسته است. هر فرد مشمول در ماه ۵۰۰ هزار تومان اعتبار بیشتر دریافت می‌کند. در نتیجه، یک خانوار دو نفره ماهانه یک میلیون تومان، خانوار سه نفره یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و خانوار چهار نفره دو میلیون تومان اعتبار اضافی خواهد داشت.

برای یک خانوار چهار نفره، اعتبار کالابرگ پیش از افزایش، بر مبنای یک میلیون تومان برای هر نفر، چهار میلیون تومان در ماه بود. با افزایش اعتبار به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، این مبلغ به شش میلیون تومان می‌رسد. بنابراین، این خانوار در صورت استمرار طرح و برخورداری همه اعضا از اعتبار جدید، ماهانه دو میلیون تومان اعتبار بیشتر و در یک سال کامل ۲۴ میلیون تومان اعتبار اضافی دریافت خواهد کرد.

با این حال، افزایش اسمی اعتبار لزوماً به معنای افزایش به همان میزان در قدرت خرید واقعی نیست. اگر قیمت کالاهای اساسی هم‌زمان با افزایش اعتبار رشد کند، بخشی از اثر حمایتی طرح خنثی می‌شود. میزان اثرگذاری نهایی به نرخ تورم مواد غذایی، ترکیب سبد خرید خانوار، امکان استفاده از اعتبار در فروشگاه‌های پذیرنده و تناسب اقلام مشمول با نیازهای واقعی خانواده بستگی دارد.

از سوی دیگر، کالابرگ با پرداخت نقدی تفاوت دارد. اعتبار کالابرگ برای خرید کالاهای تعیین‌شده قابل استفاده است و نمی‌توان آن را به‌طور کامل جایگزین درآمد نقدی خانوار دانست. این ویژگی می‌تواند به هدایت منابع به سمت تأمین مواد غذایی کمک کند، اما در مقابل، انعطاف خانوار را برای پرداخت هزینه‌هایی مانند اجاره مسکن، حمل‌ونقل، درمان و قبوض افزایش نمی‌دهد.

ازاین‌رو، کالابرگ را باید یکی از اجزای نظام حمایت اجتماعی دانست، نه جایگزین همه ابزارهای حمایت از معیشت.

بررسی هزینه افزایش اعتبار در سناریوهای مختلف

هزینه اجرای طرح به دو عامل اصلی بستگی دارد: تعداد افراد مشمول و میزان افزایش اعتبار برای هر نفر. هرچه جمعیت تحت پوشش گسترده‌تر شود، حتی یک افزایش نسبتاً محدود در اعتبار فردی می‌تواند به تعهد مالی بزرگی تبدیل شود.

در جمعیت ۱۱ میلیون نفری مددجویان، افزایش ۵۰۰ هزار تومانی اعتبار هر نفر، ماهانه ۵.۵ همت هزینه اضافی ایجاد می‌کند. در نتیجه، مجموع اعتبار ماهانه این گروه با احتساب مبلغ قبلی، به ۱۶.۵ همت می‌رسد.

اگر همین افزایش ۵۰۰ هزار تومانی برای ۴۰ میلیون نفر اعمال شود، هزینه اضافی ماهانه به ۲۰ همت خواهد رسید. برای جمعیت ۴۴ میلیون نفری، هزینه اضافی ماهانه به ۲۲ همت می‌رسد. این ارقام نشان می‌دهند که توسعه طرح از گروه‌های هدف محدود به جمعیت گسترده‌تر، به منابع مالی بسیار بیشتری نیاز دارد.

در سناریوی پوشش ۸۰ میلیون نفر، افزایش ۵۰۰ هزار تومان برای هر فرد، ماهانه ۴۰ همت هزینه اضافی ایجاد می‌کند. اگر فرض شود تمام این ۸۰ میلیون نفر به‌جای اعتبار یک میلیون تومانی، ماهانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دریافت کنند، مجموع هزینه ماهانه طرح به ۱۲۰ همت و هزینه سالانه آن به حدود یک‌هزار و ۴۴۰ همت خواهد رسید.

این برآورد را باید از اعتبار پایه طرح تفکیک کرد. اگر اعتبار یک میلیون تومانی برای ۸۰ میلیون نفر در نظر گرفته شود، هزینه سالانه آن به حدود ۹۶۰ همت می‌رسد. بنابراین، افزایش اعتبار همه این افراد به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، در مقایسه با سطح پایه، سالانه حدود ۴۸۰ همت تعهد مالی اضافی ایجاد خواهد کرد.

در نتیجه، میان افزایش اعتبار برای مددجویان و افزایش همگانی اعتبار تفاوت بزرگی وجود دارد. افزایش اعتبار برای یک جمعیت محدودتر، با وجود هزینه قابل‌توجه، از نظر تأمین منابع قابل‌کنترل‌تر است؛ اما اجرای همان سیاست برای ده‌ها میلیون نفر، به تصمیمی در سطح کلان بودجه‌ای و تأمین مالی پایدار نیاز دارد.

ارتباط طرح با بودجه سال ۱۴۰۵

در سنجش امکان اجرای طرح، باید میان رقم بودجه مصوب، اعتبار پیش‌بینی‌شده، منابع تخصیص‌یافته و هزینه واقعی پرداخت‌ها تفاوت قائل شد. ذکر یک رقم در بودجه یا اعلام یک برنامه، به‌تنهایی به معنای تأمین کامل و قطعی منابع آن نیست.

اگر رقم ۹۶۰ همت به‌عنوان اعتبار سالانه مبنای مدل یک میلیون تومانی برای ۸۰ میلیون نفر در نظر گرفته شود، این رقم با محاسبه ساده هزینه سالانه چنین مدلی سازگار است؛ ۸۰ میلیون نفر، هر کدام یک میلیون تومان در ماه و در مجموع برای ۱۲ ماه، معادل ۹۶۰ همت در سال.

با این حال، افزایش اعتبار به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای تمام این جمعیت، به ۴۸۰ همت منابع اضافی در سال نیاز خواهد داشت. این اختلاف نشان می‌دهد که افزایش اعتبار برای یک گروه مشخص را نمی‌توان بدون محاسبه مجدد هزینه‌ها به کل جمعیت تعمیم داد.

از منظر بودجه‌ای، پایداری طرح به این بستگی دارد که منابع آن از چه محلی تأمین شود، آیا منابع پیش‌بینی‌شده قابلیت تحقق دارند و آیا تعهدات مالی در طول سال بدون وقفه قابل پرداخت خواهند بود یا خیر. اتکا به منابع ناپایدار یا پیش‌بینی درآمدهای غیرقطعی می‌تواند در ادامه اجرای طرح اختلال ایجاد کند.

همچنین، در صورت گسترش جمعیت مشمول، دولت باید آثار این تصمیم را بر سایر برنامه‌های حمایتی، هزینه‌های سلامت، کمک‌های اجتماعی و دیگر تعهدات بودجه‌ای بررسی کند. افزایش حمایت از یک گروه آسیب‌پذیر زمانی مؤثرتر خواهد بود که به کاهش منابع مورد نیاز برای سایر خدمات ضروری منجر نشود.

بررسی یک نمونه خانوار و تجمیع حمایت‌های احتمالی

برای درک بهتر اثر کالابرگ بر زندگی خانوار، می‌توان یک خانوار چهار نفره در دهک سوم درآمدی را در نظر گرفت که تحت پوشش کمیته امداد یا سازمان بهزیستی است. در این مثال فرض می‌شود خانوار یک کودک زیر دو سال و یک کودک زیر پنج سال دارای سوءتغذیه دارد و مادر نیز شرایط لازم برای برخورداری از طرح یسنا را احراز کرده است.

اگر یارانه نقدی هر یک از چهار عضو خانوار ۴۰۰ هزار تومان باشد، مجموع یارانه نقدی ماهانه خانواده یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان خواهد بود. با احتساب اعتبار جدید کالابرگ به میزان یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفر، مجموع اعتبار کالابرگ خانواده به شش میلیون تومان می‌رسد.

در این مثال، اگر خانوار واجد شرایط دریافت ۶۵۰ هزار تومان حمایت از طرح یسنا باشد، این مبلغ نیز به مجموع حمایت‌های احتمالی اضافه می‌شود. همچنین، اگر برای کودک مشمول، یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان حمایت تغذیه‌ای در نظر گرفته شود، این مبلغ نیز باید در محاسبات لحاظ شود.

با جمع این ارقام، مجموع حمایت‌های نقدی و اعتباری خانوار در سناریوی فرضی به ۹ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان می‌رسد. این عدد از جمع یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان یارانه نقدی، شش میلیون تومان کالابرگ، ۶۵۰ هزار تومان حمایت فرضی یسنا و یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان حمایت فرضی تغذیه‌ای به دست می‌آید.

با این حال، رقم ۹ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان نباید به‌عنوان دریافتی قطعی و تضمین‌شده ماهانه همه خانوارهای دارای این ویژگی‌ها تلقی شود. برخورداری از حمایت‌های تکمیلی به ضوابط هر برنامه، احراز شرایط، ثبت اطلاعات، وضعیت مشمولیت و زمان‌بندی پرداخت وابسته است. برخی حمایت‌ها ممکن است مرحله‌ای، مشروط یا محدود به دوره‌های مشخص باشند و الزاماً هر ماه پرداخت نشوند.

بنابراین، این مثال صرفاً برای نشان دادن امکان تجمیع چند نوع حمایت طراحی شده است. برای برآورد دقیق دریافتی هر خانوار، باید مبلغ و دوره پرداخت هر برنامه به‌صورت جداگانه بررسی شود.

مزیت‌های تمرکز حمایت بر مددجویان

تمرکز افزایش اعتبار بر مددجویان کمیته امداد و سازمان بهزیستی از نظر سیاست‌گذاری اجتماعی چند مزیت دارد. نخست آنکه این گروه‌ها معمولاً در نظام‌های حمایتی شناسایی شده‌اند و امکان هدف‌گیری منابع برای آنها، در مقایسه با پوشش ناگهانی کل جمعیت، بیشتر است. دوم آنکه افزایش اعتبار می‌تواند بخشی از فشار ناشی از افزایش قیمت مواد غذایی را برای خانوارهایی کاهش دهد که توان محدودی برای جبران افت قدرت خرید دارند.

سوم آنکه حمایت هدفمند، در صورت طراحی درست، امکان تخصیص منابع بیشتر به خانوارهای دارای نیازهای ویژه را فراهم می‌کند؛ برای مثال، خانواده‌هایی که کودکان خردسال، افراد دارای معلولیت یا اعضای نیازمند مراقبت دارند. البته تحقق این هدف مستلزم آن است که نظام شناسایی مشمولان دقیق باشد و خانوارهای نیازمند از قلم نیفتند.

در کنار این مزیت‌ها، هدفمندسازی حمایت با محدودیت‌هایی نیز روبه‌روست. اطلاعات درآمدی و وضعیت اقتصادی خانوارها ممکن است با تأخیر به‌روزرسانی شود. برخی خانوارها ممکن است با وجود نیاز واقعی، تحت پوشش هیچ‌یک از دو نهاد نباشند؛ در مقابل، وضعیت اقتصادی برخی خانوارهای تحت پوشش نیز ممکن است در طول زمان تغییر کرده باشد. به همین دلیل، بررسی مستمر شرایط مشمولان و ایجاد امکان اعتراض و بازبینی، برای افزایش اثربخشی طرح اهمیت دارد.

محدودیت‌ها و ریسک‌های اجرایی

مهم‌ترین ریسک این سیاست، ناپایداری منابع مالی است. اگر افزایش اعتبار بدون پیش‌بینی منابع قابل اتکا اجرا شود، احتمال ایجاد وقفه در پرداخت‌ها یا تغییر مکرر میزان حمایت افزایش می‌یابد. چنین وضعیتی می‌تواند برنامه‌ریزی معیشتی خانوارها را دشوار کند و اعتماد عمومی به طرح را کاهش دهد.

ریسک دوم، کاهش اثر واقعی اعتبار بر اثر تورم است. اگر اعتبار افزایش یابد اما قیمت کالاهای اساسی با سرعت بیشتری رشد کند، خانوار ممکن است با وجود دریافت مبلغ بالاتر، نتواند همان مقدار کالا را خریداری کند. در این حالت، افزایش اعتبار بیشتر به جبران بخشی از افزایش هزینه‌ها کمک می‌کند تا بهبود واقعی سطح مصرف.

ریسک سوم به نحوه اجرای طرح مربوط است. دسترسی محدود به فروشگاه‌های پذیرنده، اختلال در سامانه، ابهام درباره کالاهای مشمول یا دشواری استفاده برای افراد سالمند و دارای معلولیت می‌تواند بخشی از اثر حمایتی را کاهش دهد. بنابراین، موفقیت طرح صرفاً به میزان اعتبار وابسته نیست و کیفیت اجرای آن نیز نقش تعیین‌کننده دارد.

ریسک چهارم، هم‌پوشانی یا ناهماهنگی میان برنامه‌های حمایتی است. در صورتی که کالابرگ، یارانه نقدی و کمک‌های تکمیلی بدون یک نظام اطلاعاتی هماهنگ اجرا شوند، ارزیابی میزان حمایت واقعی هر خانوار و شناسایی گروه‌های محروم از پوشش دشوار خواهد شد. هماهنگی میان برنامه‌ها می‌تواند به استفاده مؤثرتر از منابع محدود کمک کند.

پیشنهادهایی برای بهبود سیاست حمایتی

برای افزایش اثربخشی طرح، نخست باید منابع مالی آن به‌صورت شفاف و قابل ارزیابی مشخص شود. اعلام میزان اعتبار، جمعیت مشمول، دوره پرداخت و نحوه تأمین منابع، امکان ارزیابی عمومی و کارشناسی را افزایش می‌دهد.

دوم، لازم است مبلغ اعتبار با توجه به تغییرات قیمت کالاهای اساسی به‌طور منظم ارزیابی شود. این ارزیابی نباید به افزایش خودکار اعتبار در هر دوره منجر شود، اما باید نشان دهد که حمایت موجود تا چه اندازه قدرت خرید واقعی خانوار را حفظ می‌کند.

سوم، باید میان حمایت پایه و حمایت‌های تکمیلی تمایز روشن وجود داشته باشد. کالابرگ عمومی یا هدفمند می‌تواند بخشی از نیاز غذایی را پوشش دهد، در حالی که برنامه‌هایی مانند حمایت تغذیه‌ای کودکان یا کمک به مادران واجد شرایط، باید متناسب با نیازهای ویژه طراحی و اجرا شوند. تفکیک این حمایت‌ها، ارزیابی دقیق‌تر هزینه و اثر هر برنامه را امکان‌پذیر می‌کند.

چهارم، نظام شناسایی مشمولان باید به‌صورت دوره‌ای به‌روزرسانی شود. بررسی تغییرات وضعیت اقتصادی خانوار، ایجاد مسیر روشن برای ثبت درخواست و اعتراض و کاهش خطا در شناسایی افراد نیازمند، می‌تواند توزیع منابع را عادلانه‌تر کند.

پنجم، ارزیابی طرح باید بر نتایج واقعی متمرکز باشد، نه صرفاً بر میزان اعتبار تخصیص‌یافته. شاخص‌هایی مانند توان خرید اقلام ضروری، وضعیت امنیت غذایی خانوار، میزان استفاده از اعتبار، دسترسی به فروشگاه‌ها و تغییرات هزینه خوراکی‌ها می‌توانند تصویر دقیق‌تری از عملکرد طرح ارائه دهند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=75521
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه