قطعی برق و چالشهای صنعت ریختهگری؛ از کاهش تولید تا تهدید بازارهای صادراتی

رئیس هیات مدیره انجمن کارخانجات ریختهگری ایران معتقد است به جای ایجاد محدودیتهای بیشتر در صنعت ریختهگری نظیر قطعی برق، باید با نگاه به این صنعت بهعنوان یک صنعت مادر و استراتژیک، زمینه تامین پایدار انرژی، نوسازی تجهیزات، توسعه واحدهای تولیدی، تسهیل صادرات و حضور گستردهتر در بازارهای جهانی فراهم شود؛ چراکه حفظ و توسعه صنعت ریختهگری، در واقع حفظ بخش مهمی از زنجیره تولید و زیرساخت صنعتی کشور است.
به گزارش نماد اقتصاد، قطعی برق صنایع را نمیتوان صرفا یک وقفه موقت در فرآیند تولید دانست؛ این مسئله طی سالیان اخیر عملا بخشی از ساختار هزینه بنگاه را تحت تاثیر قرار داده است. هنگامی که خط تولید متوقف میشود، هزینههای ثابت کارخانه همچنان پابرجاست اما حجم تولید کاهش پیدا میکند؛ در نتیجه سهم هزینههای سربار در قیمت تمامشده افزایش مییابد. از سوی دیگر، خاموش و روشن شدن مکرر تجهیزات میتواند به ماشینآلات آسیب بزند و راهاندازی مجدد برخی خطوط نیز زمان و منابع بیشتری نیاز دارد.
اما اثر مهمتر قطعی برق در زنجیره تولید نمایان میشود. کاهش تولید یک کارخانه میتواند تامین مواد اولیه صنایع پاییندستی را مختل کند و در ادامه، تاخیر در تحویل سفارشها، کاهش صادرات و از دست رفتن بازار را به همراه داشته باشد. به همین دلیل، ناترازی برق از یک مسئله زیرساختی به عاملی برای کاهش بهرهوری و تضعیف قدرت رقابت صنایع تبدیل شده است.
در همین راستا، خبرنگار پایگاه خبری نماد اقتصاد طی گفتوگویی با صابر بالی، رئیس هیات مدیره انجمن کارخانجات ریختهگری ایران به بررسی معضل قطعی برق در صنعت کشور، بهویژه صنعت مادر ریختهگری پرداخته است که متن کامل آن را در ادامه با یکدیگر خواهیم خواند:
قطعی برق طی سالهای اخیر چه خساراتی به صنعت ایران، بهویژه صنعت ریختهگری وارد کرده است؟
قطعی برق در سالهای اخیر خسارات متعددی به صنعت ریختهگری کشور وارد کرده است که ازجمله آنها میتوان به کاهش تولید و افزایش قیمت تمامشده به علاوه تخریب نسوز کورهها و تحمیل هزینههای سنگین اشاره کرد. قطعی برق موجب کاهش حداقل ۲۵ درصدی تولید ماهانه شرکتها شده است. کاهش تولید، بهطور مستقیم افزایش قیمت تمامشده محصولات و کاهش حاشیه سود شرکتها را به دنبال دارد و در برخی دورهها حتی واحدهای تولیدی را با خطر ورود به محدوده زیاندهی مواجه میکند. یکی دیگر از خسارات جدی ناشی از قطعی ناگهانی برق، بهویژه زمانی که مذاب داخل کوره قرار دارد، آسیب به نسوز کوره است. در صورت قطع برق، مذاب موجود در کوره منجمد شده و به بدنه نسوز میچسبد. در چنین شرایطی، راهی جز تخریب زودهنگام نسوز و خارج کردن مذاب منجمدشده به همراه بخشهایی از نسوز تخریبشده وجود ندارد؛ فرآیندی بسیار دشوار، زمانبر و پرهزینه که عمر مفید کوره را نیز کاهش میدهد.
از سوی دیگر، قطع ناگهانی برق میتواند موجب توقف سیستم آبگرد کویل مسی کورههای القایی و افزایش شدید دمای کویل شود. در صورت ذوب شدن کویل و ورود آب به مذاب، احتمال وقوع انفجار وجود دارد؛ حادثهای که میتواند پیامدهای جانی بسیار سنگین و خسارات مالی گستردهای به همراه داشته باشد. در مجموع، قطعی برق علاوه بر کاهش تولید و کاهش سودآوری، میتواند در دورههای قطعی مستمر، شرکتها را وارد محدوده زیاندهی کند و با ایجاد اختلال در تحویل سفارشها، موجب از دست رفتن بازارهای شرکتها، بهویژه بازارهای صادراتی، شود.
مهمترین درخواستها و مطالبات تولیدکنندگان صنعت ریختهگری طی این سالها چه بوده است؟
در درجه نخست، انتظار ما عدم قطع برق، مطابق تعهدات وزارت نیرو در زمان انعقاد قرارداد تامین برق است. در صورت اجبار به قطع برق نیز باید خسارات وارده جبران و میزان و مدت قطعی به حداقل ممکن کاهش یابد. همچنین در صورت اجبار به اعمال محدودیت، برنامه قطعی برق باید از پیش و بهصورت دقیق اعلام شود و جداول اعلامشده نیز بهطور کامل رعایت شوند تا واحدهای تولیدی بتوانند برنامه تولید و فرآیندهای حساس خود را مدیریت کنند. رویه اعمال محدودیت برای مشترکان بالای دو مگاوات باید تغییر کند. الزام این واحدها به مصرف تنها ۱۵ درصد دیماند در طول هفته، عملا به معنای تعطیلی بسیاری از کارخانههاست. مطالبه ما در درجه نخست، عدم قطع برق است و در صورت اجبار به اعمال محدودیت، کاهش مصرف در حد ۲۰ تا ۲۵ درصد دیماند میتواند قابل مدیریتتر باشد.
انتظار ما این است که در روزهای قطعی برق، هزینه بیمه سهم کارفرما توسط سازمان تامین اجتماعی دریافت نشود؛ چراکه واحد تولیدی در این روزها عملا امکان تولید و ایجاد درآمد ندارد. به علاوه، شرایطی فراهم شود که واحدهای تولیدی بتوانند یک روز تعطیلی اجباری ناشی از قطعی برق را با روز جمعه جابهجا کنند، بدون آنکه مشمول پرداخت هزینه جمعهکاری شوند. همچنین ضرورت دارد فشارهای مالیاتی بر شرکتها کاهش یابد و از روشهایی که فشار مضاعف بر تولیدکنندگان ایجاد میکند، ازجمله مطالبه مالیات مجدد بابت سالهای گذشته که قبلا رسیدگی و حسابرسی شدهاند، جلوگیری شود. متاسفانه چنین رویههایی علاوه بر فشار مالی، فشار ذهنی و روانی مضاعفی بر کارفرمایان وارد میکند و انگیزه آنها برای ادامه فعالیت و تحمل شرایط دشوار فعلی را کاهش میدهد.
آیا اقدامات انجامشده در زمینه قطعی برق از سوی دولت و متولیان امر تا به امروز موثر واقع شده است؟
در سال جاری اعلام شد که میزان قطعی برق از دو روز در هفته به یک روز کاهش یابد که این موضوع در بسیاری از نقاط اجرایی شد. این اقدام، هرچند از نظر ما ناکافی است اما در مجموع اقدامی مثبت محسوب میشود. همچنین، زمانبندی قطعی برق از پیش اعلام شد و تا حدود زیادی نیز جداول اعلامشده رعایت شد؛ با این حال، قطعی برق به میزان یک روز در هفته همچنان ادامه دارد. واقعیت امر اینکه در زمینه جبران خسارات ناشی از قطعی برق، اقدام موثری صورت نگرفته است. از سوی دیگر، فشار دستگاههای دولتی، بهویژه سازمان تامین اجتماعی و سازمان امور مالیاتی بر تولیدکنندگان نهتنها کاهش نیافته بلکه در مواردی افزایش نیز یافته است. برای تولیدکنندگان صادراتی نیز مسیر رفع تعهد ارزی با اسکناس که برای مدتی باز شده بود و یک گشایش در فعالیت صادرکنندگان محسوب میشد، مجددا مسدود شده است. در شرایط فعلی، ارز صادرکنندگان با نرخی پایینتر از ارزش واقعی خریداری میشود که این مسئله به تولیدکننده صادراتمحور خسارت وارد کرده، انگیزه صادرات را کاهش میدهد و در نهایت میتواند وضعیت ارزی کشور را پیچیدهتر کند.
از دیدگاه جنابعالی به چه علت صنعت ریختهگری باید در اولویت تامین برق قرار گیرد؟
صنعت ریختهگری بهعنوان یکی از صنایع مادر، تامینکننده قطعات مورد نیاز صنایع مختلف ازجمله خودروسازی، معدن، سیمان، نفت و گاز، ماشینسازی، راهسازی، صنایع غذایی و بسیاری از بخشهای دیگر است. از کار انداختن صنعت ریختهگری عملا میتواند به اختلال در زنجیرههای تولید صنایع بعدی منجر شود؛ موضوعی که در شرایط جنگی کشور میتواند تبعات بسیار خطرناکی داشته باشد. بنابراین شایسته است قطعی برق صنعت ریختهگری یا اساسا اتفاق نیفتد یا در حداقل میزان ممکن باشد. قطعی برق بیش از یک روز برای مشترکان بالای ۲ مگاوات، همانگونه که در حال حاضر در برخی موارد اتفاق میافتد، میتواند فاجعهبار باشد. حتی قطعی یک روز کامل برای مشترکان زیر ۲ مگاوات نیز خسارات قابلتوجهی به همراه دارد و باید در سیاستگذاریهای مربوط به مدیریت مصرف برق مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، هزینه برق در صنعت ریختهگری بالاست و لازم است در زمینه مهلت پرداخت قبوض برق نیز با واحدهای تولیدی مدارا و انعطاف بیشتری صورت گیرد. انتظار ما این است که مطالبات شرکتهای برق از واحدهای تولیدی، با همان میزان مدارا و زمانبندیای مطالبه شود که دستگاههای دولتی در پرداخت مطالبات خود به کارخانههای ریختهگری اعمال میکنند. با توجه به اینکه بخشی از تولیدکنندگان صنعت ریختهگری طی سالهای گذشته به بازارهای صادراتی وارد شدهاند، در زمینه رفع تعهد ارزی نیز لازم است حاکمیت با اصلاح قوانین و رویههای نامناسب، شرایط بازگشت ارز حاصل از صادرات را تسهیل و موانع موجود را برطرف کند. افزایش انگیزه برای صادرات و ورود ارز حاصل از صادرات محصولات مختلف به کشور، میتواند به بهبود وضعیت ارزی کمک و از تشدید فشارهای ناشی از افزایش نرخ ارز و در نهایت تاثیر آن بر معیشت مردم جلوگیری کند.
در حال حاضر مهمترین مشکلات و موانع پیشروی فعالان صنعت ریختهگری در کشور چیست؟
صنعت ریختهگری با مجموعهای از موانع و مشکلات مواجه است و مسئله برق تنها یکی از آنهاست. علاوه بر محدودیت برق، موضوع تامین گاز نیز برای کورههای عملیات حرارتی که بخش جداییناپذیر خطوط تولید ریختهگری هستند، بهویژه در فصل زمستان به یک چالش جدی تبدیل شده است. حتی در سال جاری نیز صحبتهایی درباره اعمال محدودیتهای بیشتر در تامین گاز مطرح شده است. مشکلات صنعت ریختهگری صرفا به مسائل انرژی که طی چند سال اخیر تشدید شدهاند، محدود نمیشود. محدودیتهای شدید زیستمحیطی نیز یکی دیگر از موانع مهم توسعه این صنعت است. متاسفانه در برخی موارد، نگاه به صنعت ریختهگری همچنان مبتنی بر تصورات قدیمی از این صنعت است؛ گویی کورههای ریختهگری همچنان کورههای دوار، مازوتسوز یا گازوئیلسوز هستند. براساس همین نگاه قدیمی، قوانین سختگیرانهای برای ایجاد یا توسعه واحدهای ریختهگری تدوین و اعمال شده است؛ این در حالیست که سوخت اصلی واحدهای مدرن ریختهگری همانند بسیاری از صنایع دیگر برق و گاز است و در بخشهایی از فرآیند تولید که احتمال ایجاد آلایندگی وجود دارد نیز میتوان با استفاده از فناوریهای مختلف فیلتراسیون، آلایندهها را کنترل و حذف کرد. از طرفی به جای انجام مطالعات علمی و اتخاذ راهکارهای فنی برای کنترل آلایندگی، نباید با حذف صورت مسئله، امکان توسعه یک صنعت ریشهدار و استراتژیک را از بین برد.
در مجموع، عواملی همچون عدم اعطای مجوز، بهویژه در شهرکهای صنعتی با فاصله مناسب از کلانشهرها، عدم تخصیص کافی برق و گاز، نبود تسهیلات بانکی مناسب برای توسعه و نوسازی، پیچیدگی و بروکراسی گسترده اداری، مشکلات تامین نیروی انسانی و موانع موجود بر سر راه صادرات و توسعه بازارهای بینالمللی، همگی چشمانداز نامناسبی را برای صنعت ریختهگری ایجاد کردهاند. ادامه این شرایط نهتنها ایجاد واحدهای جدید یا توسعه واحدهای موجود را دشوار و در مواردی غیرممکن میکند بلکه موجب فرسودگی تدریجی واحدهای موجود و کاهش توجیه اقتصادی فعالیت آنها نیز خواهد شد؛ این در حالی است که صنعت ریختهگری در ایران، صنعتی بومی، ریشهدار و دارای بیش از ۷۰ سال سابقه مهندسی، متالورژی، ذوب و ریختهگری است. دانش فنی این صنعت در کشور بهطور کامل بومی شده است؛ کیفیت محصولات تولیدی در بسیاری از بخشها در سطح قابل قبول جهانی قرار دارد و بازارهای بینالمللی قابلتوجهی نیز برای محصولات و قطعات ریختهگری ایران وجود دارد. بنابراین، به جای ایجاد محدودیتهای بیشتر، باید با نگاه به این صنعت بهعنوان یک صنعت مادر و استراتژیک، زمینه تامین پایدار انرژی، نوسازی تجهیزات، توسعه واحدهای تولیدی، تسهیل صادرات و حضور گستردهتر در بازارهای جهانی فراهم شود. حفظ و توسعه صنعت ریختهگری، در واقع حفظ بخش مهمی از زنجیره تولید و زیرساخت صنعتی کشور است.
محمدرضا طارمی
اخبار مرتبط

خسارت قطعی برق و گاز صنایع باید طبق قانون جبران شود

صنعت ریختهگری ایران در تله ظرفیت؛ چرا ارزش افزوده این صنعت پایین مانده است؟

قبض گرانی صنایع را چه کسی میپردازد؟/ اثر قطعی برق بر فولاد، سیمان، اشتغال و قیمت مسکن

ناترازی برق نتیجه سیاستهای نادرست گذشته است

 copy.webp)
۰ دیدگاه